دیپلماسی غیاب؛ آیا نرفتن پزشکیان می‌تواند یک پیام باشد؟

در دیپلماسی، حضور همیشه به معنای قدرت و غیاب همیشه به معنای انفعال نیست؛ گاهی یک دولت آگاهانه تصمیم می‌گیرد در یک نشست بین‌المللی حاضر نشود تا نشان دهد شرایط عادی نیست و قرار نیست مناسبات موجود نیز عادی جلوه داده شود.
کد خبر: ۸۶۳۸۴۱
تاریخ انتشار: ۳۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۰ - 21September 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس _ شایان میرزایی؛ در سیاست خارجی، بعضی پیام‌ها با «حضور» منتقل می‌شوند و بعضی پیام‌ها با «عدم حضور». دیپلماسی الزاماً به معنای نشستن پشت یک میز، سخنرانی کردن و دیدار با مقام‌های دیگر کشور‌ها نیست؛ گاهی خالی گذاشتن یک صندلی نیز می‌تواند حامل یک پیام سیاسی باشد.

تت

محمدجواد آذری جهرمی در واکنش به بحث حضور مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل، این دیدگاه را مطرح کرده که کارکرد دیپلماسی گاهی اقتضا می‌کند یک کشور در برخی اجلاس‌ها و مجامع حضور پیدا نکند و حتی ممکن است در شرایط خاص، منفعت و دستاورد عدم حضور رئیس‌جمهور بیشتر از حضور او باشد.

این حرف را فارغ از اینکه در نهایت چنین تصمیمی گرفته شود یا نه، می‌توان از منظر مفهوم «دیپلماسی غیاب» مورد توجه قرار داد؛ مفهومی که در آن عدم حضور یک مقام عالی‌رتبه، نه به‌عنوان انفعال، بلکه به‌عنوان یک اقدام سیاسی و حامل پیام مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد معمولاً یکی از مهم‌ترین صحنه‌های دیپلماسی چندجانبه است. رهبران کشور‌ها در نیویورک حاضر می‌شوند، سخنرانی می‌کنند، با مقام‌های کشور‌های مختلف دیدار دارند و تلاش می‌کنند روایت خود از تحولات بین‌المللی را در برابر افکار عمومی جهان مطرح کنند؛ بنابراین در شرایط عادی، حضور در این اجلاس یک فرصت مهم دیپلماتیک محسوب می‌شود. اما مسئله زمانی متفاوت می‌شود که شرایط از حالت عادی خارج شده باشد.

در شرایط کنونی، ایران و آمریکا درگیر یک وضعیت جنگی هستند و آمریکا در حمله نظامی به ایران نقش داشته است؛ بنابراین سفر رئیس‌جمهور ایران به خاک آمریکا برای شرکت در یک اجلاس بین‌المللی دیگر صرفاً یک سفر دیپلماتیک معمولی نیست. چنین سفری، فارغ از محتوای سخنرانی رئیس‌جمهور، خود می‌تواند حامل یک پیام سیاسی باشد؛ همان‌طور که عدم انجام آن نیز می‌تواند چنین کارکردی پیدا کند.

اگر رئیس‌جمهور ایران در چنین شرایطی راهی نیویورک شود، این احتمال وجود دارد که بخش قابل توجهی از فضای رسانه‌ای و سیاسی پیرامون سفر، از محتوای سخنرانی او فاصله بگیرد و به حواشی سفر، محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی آمریکا، نحوه برخورد دولت میزبان با هیئت ایرانی و احتمال دیدار یا مذاکره با مقام‌های آمریکایی اختصاص پیدا کند. در چنین وضعیتی ممکن است اصل «حضور» بر محتوای «پیام» غلبه کند.

در مقابل، اگر رئیس‌جمهور تصمیم بگیرد در این سطح حاضر نشود، خودِ این غیاب می‌تواند به یک پیام سیاسی تبدیل شود؛ پیامی مبنی بر اینکه شرایط عادی نیست و ایران نمی‌خواهد در شرایطی که در معرض حمله نظامی قرار گرفته، مناسبات دیپلماتیک را به شکلی دنبال کند که گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است.

تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که حضور یا عدم حضور رهبران در مجامع بین‌المللی گاهی بخشی از محاسبات سیاسی دولت‌ها بوده است. برای نمونه، در سال ۱۹۶۰ و در جریان جنگ سرد، دولت آمریکا درباره حضور دوایت آیزنهاور، رئیس‌جمهور وقت این کشور، در سازمان ملل و هم‌زمانی آن با حضور نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی، ملاحظات سیاسی جدی داشت. در اسناد وزارت خارجه آمریکا حتی بحث بر سر این مطرح شده بود که آیزنهاور در زمان حضور خروشچف در مجمع عمومی حاضر نباشد تا واشنگتن به آنچه نمایش تبلیغاتی شوروی تلقی می‌کرد، کمک نکند.

البته این نمونه دقیقاً با وضعیت امروز ایران قابل مقایسه نیست، اما یک نکته مهم را نشان می‌دهد: دولت‌ها در مقاطعی حضور یا عدم حضور رهبران خود در یک مجمع بین‌المللی را بخشی از محاسبه سیاسی و پیام‌رسانی دیپلماتیک می‌دانسته‌اند.

در وضعیت کنونی ایران، اهمیت این مسئله حتی بیشتر است. اگر یک کشور پس از حمله نظامی و در شرایط جنگی، بدون هیچ تغییر محسوسی در سطح روابط، در یک چارچوب دیپلماتیک عادی حاضر شود، این پرسش مطرح می‌شود که آیا چنین حضوری می‌تواند به معنای عادی‌سازی شرایط موجود تلقی شود یا خیر.

البته نقطه مقابل نیز وجود دارد. حضور رئیس‌جمهور در سازمان ملل می‌تواند فرصتی برای طرح مستقیم مواضع ایران، تشریح ابعاد جنگ، بیان خسارت‌ها و حملات صورت‌گرفته و جلب حمایت سیاسی کشور‌های مختلف باشد؛ بنابراین «نرفتن» ذاتاً و در همه شرایط تصمیم مؤثری نیست. ارزش دیپلماسی غیاب به این بستگی دارد که چه زمانی، با چه هدفی و همراه با چه پیام سیاسی انجام شود.

به همین دلیل، مسئله اصلی را نباید صرفاً به «رفتن یا نرفتن پزشکیان» تقلیل داد. سؤال مهم‌تر این است که کدام رفتار در شرایط فعلی می‌تواند پیام سیاسی ایران را با هزینه کمتر و اثرگذاری بیشتر منتقل کند.

اگر قرار باشد عدم حضور انتخاب شود، این غیاب باید به‌درستی معناگذاری شود. نباید اجازه داد عدم حضور به ضعف، انفعال یا ناتوانی ایران تعبیر شود. غیاب زمانی به یک ابزار دیپلماتیک تبدیل می‌شود که با یک پیام روشن همراه باشد: ایران در شرایطی که خاکش مورد حمله قرار گرفته و جنایات و خسارات گسترده‌ای به کشور وارد شده، نمی‌خواهد مناسبات دیپلماتیک را طوری اجرا کند که گویی شرایط عادی است.

در چنین شرایطی، نرفتن می‌تواند بیش از یک تصمیم تشریفاتی باشد؛ می‌تواند بخشی از پیام سیاسی ایران به جامعه بین‌المللی باشد.

به‌خصوص زمانی که طرف مقابل، همان کشوری است که میزبان اجلاس است و در عین حال در حمله نظامی علیه ایران نقش داشته، تصمیم درباره حضور رئیس‌جمهور دیگر صرفاً یک برنامه سفر نیست؛ بلکه می‌تواند به یک تصمیم نمادین و سیاسی تبدیل شود.

همان‌طور که حضور می‌تواند پیام مذاکره، تعامل و استفاده از ظرفیت‌های چندجانبه را منتقل کند، عدم حضور نیز می‌تواند پیام اعتراض، عدم پذیرش عادی‌سازی شرایط و تأکید بر وضعیت فوق‌العاده جنگی را منتقل کند.

در نهایت، آنچه اهمیت دارد این است که تهران میان «استفاده از تریبون سازمان ملل» و «اجتناب از عادی‌سازی یک وضعیت غیرعادی» چگونه توازن برقرار می‌کند. در دیپلماسی، گاهی مهم‌ترین بخش یک پیام چیزی نیست که پشت تریبون گفته می‌شود؛ بلکه اقدامی است که پیش از رسیدن به پشت تریبون انجام می‌شود.

گاهی نرفتن، بلندتر از رفتن حرف می‌زند.

انتهای پیام/381

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار