اسماعیلی: شاعران انقلاب اسلامی مظلوم مانده‌اند/ ادبیات ایران نیازمند ترجمه و معرفی جهانی است

شاعر، پژوهشگر و دبیر اسبق جشنواره شعر فجر گفت: شاعران انقلاب اسلامی، با وجود نقش‌آفرینی مؤثر در ثبت و روایت حماسه‌های ملت ایران، همچنان با مظلومیت مواجه‌اند و ادبیات ایران برای حضور مؤثر در عرصه جهانی، بیش از هر چیز به ترجمه و معرفی شایسته نیاز دارد.
کد خبر: ۸۶۳۸۸۴
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۴۰۵ - ۰۳:۵۵ - 23September 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، شعر انقلاب اسلامی و ادبیات دفاع مقدس از جمله جریان‌های مهم ادبی معاصر ایران هستند که طی بیش از چهار دهه گذشته، همگام با تحولات اجتماعی و تاریخی کشور شکل گرفته و گسترش یافته‌اند. این جریان ادبی در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی و همزمان با آغاز جنگ تحمیلی، از یک سو به روایت حماسه، مقاومت و ایستادگی مردم پرداخت و از سوی دیگر، زمینه ظهور و بالندگی نسلی از شاعران را در عرصه ادبیات فراهم کرد.

شعر

برگزاری کنگره‌های شعر جنگ و دفاع مقدس نیز از نخستین اقدامات سازمان‌یافته در این مسیر بود؛ حرکتی که بعد‌ها در قالب ادبیات پایداری و مقاومت، دامنه گسترده‌تری یافت.

شاعر و دبیر اسبق جشنواره شعر فجر، در گفت‌و‌گو با خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، با اشاره به روند شکل‌گیری شعر انقلاب اسلامی و ادبیات دفاع مقدس، درباره نقش شاعران نسل اول انقلاب، جایگاه رهبر شهید در حمایت از ادبیات، ضرورت توجه نهاد‌های فرهنگی به شاعران جوان، وضعیت ترجمه آثار ادبی ایران، جشنواره شعر فجر، جایگاه کتاب و کتاب‌خوانی و ضرورت حمایت از اهل قلم سخن گفت که در ادامه می‌خوانید.

آغاز جریان شعر جنگ و دفاع مقدس

دفاع‌پرس: جریان شعر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس از کجا و توسط چه کسانی آغاز شد؟ 

اگر بخواهیم خیلی مختصر درباره این جریان صحبت کنیم، باید بگوییم که انقلاب اسلامی و سپس آغاز جنگ تحمیلی، به شکلی ناخواسته جامعه ایران را وارد مرحله‌ای جدید کرد. با آغاز جنگ تحمیلی در دهه نخست انقلاب، جریان ادبیات پایداری که در آن سال‌ها بیشتر با عنوان «ادبیات جنگ» شناخته می‌شد، شکل گرفت.
در همان سال‌ها، کنگره شعر جنگ راه‌اندازی شد. نخستین کنگره شعر جنگ در سال ۱۳۶۵ در دانشگاه شهید چمران اهواز برگزار شد. این کنگره از نخستین حرکت‌های سازمان یافته برای شکل دهی به جریان شعر جنگ و بعد‌ها شعر دفاع مقدس به شمار می‌آید.

این کنگره با پیشنهاد و پیگیری مجید زهتاب و با همراهی احمد زارعی و بهروز اثباتی و با حمایت سپاه پاسداران شکل گرفت. از شاعران شناخته‌شده‌ای که در نخستین دوره حضور داشتند می‌توان به قیصر امین‌پور، سیدحسن حسینی، حمید سبزواری، محمود شاهرخی، حسین اسرافیلی، سهیل محمودی، ساعد باقری، علیرضا قزوه، محمدرضا عبدالملکیان، سپیده کاشانی و سیمین‌دخت وحیدی اشاره کرد.
در شکل‌گیری این حرکت، زنده یاد احمد زارعی، مجید زهتاب و سردار بهروز اثباتی نقش داشتند و جمعی از شاعران نسل اول انقلاب نیز در آن حضور یافتند. این حرکت بعد‌ها در قالب کنگره شعر دفاع مقدس ادامه پیدا کرد.

آغازگر این حرکت، در واقع سپاه بود و بعد‌ها این جریان در ساختار‌های مرتبط با حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ادامه پیدا کرد. بنایی که سردار احمد زارعی و دیگر پایه‌گذاران این حرکت گذاشتند، تا امروز ادامه پیدا کرده است.

امروز ما از این جریان با عنوان «ادبیات پایداری» یا «ادبیات مقاومت» یاد می‌کنیم که جامعیت بیشتری دارد. ادبیات جنگ و دفاع مقدس نیز در بطن ادبیات پایداری تعریف می‌شود، اما ادبیات پایداری مفهومی فراگیرتر است و ما را با ادبیات مقاومت در جهان پیوند می‌دهد. این عنوان برای ادیبان و شاعران جهان نیز شناخته‌شده‌تر است و ادبیات مقاومت عرب، شاعران فلسطین و لبنان و جریان‌های مشابه را نیز دربرمی‌گیرد.

شاعران نسل اول؛ پرچمداران شعر انقلاب

دفاع‌پرس: نسل اول شاعران انقلاب چه نقشی در شکل‌گیری و تداوم این جریان داشتند؟

در میان شاعران نسل اول انقلاب که سال‌ها در حوزه ادبیات پایداری پرچمدار بودند، می‌توان از سلمان هراتی، سیدحسن حسینی، قیصر امین‌پور، حسین اسرافیلی، یوسفعلی میرشکاک، محمدرضا عبدالملکیان، ساعد باقری، نصرالله مردانی، سپیده کاشانی و سیمیندخت وحیدی و دیگر بزرگان این حوزه نام برد.

نصرالله مردانی، به‌ویژه در غزل حماسی، این قالب را در دوران دفاع مقدس احیا کرد. غزل‌های حماسی او در تهییج رزمندگان و حضور مردم در صحنه بسیار مؤثر بود و تأثیرگذاری فراوانی داشت.

نقش بزرگانی، چون سیدعلی موسوی گرمارودی، طاهره صفارزاده، مهرداد اوستا، حمیدسبزواری، مشفق کاشانی و محمود شاهرخی را نیز در شکل گیری و قوام بخشی به شجره طیبه شعر انقلاب نباید به فراموشی سپرد.

این بزرگان را می‌توان از نسل پیشگام و مؤثر در شکل‌گیری شعر انقلاب و سپس شعر دفاع مقدس دانست؛ البته نقش آنان یکسان نبود. برخی بیشتر در تولید شعر و سرود انقلابی، برخی در تثبیت زبان و پشتوانه ادبی جریان شعر انقلاب و برخی در پرورش نسل جوان و نهادسازی ادبی اثرگذار بودند. منابع پژوهشی نیز این شاعران را در شمار چهره‌های شاخص نسل پیش از انقلاب می‌دانند که پس از انقلاب در جریان شعر انقلاب حضور داشتند.

نقش رهبر شهید در بالندگی ادبیات انقلاب

دفاع‌پرس: حمایت رهبر شهید از ادبیات چه تأثیری در بالندگی جریان شعر انقلاب داشت؟

بی هیچ اغراقی، ادبیات انقلاب به برکت حضور رهبر شهید و تعلق خاطری که ایشان به ادبیات داشتند، قد کشید و به بالندگی رسید. 

البته ناگفته نماند که با تمام توجهاتی که رهبر شهید به ادبیات داشتند، در طول بیش از چهار دهه پس از انقلاب، ادبیات هنوز جایگاه شایسته‌ای در صداوسیما پیدا نکرده است.

البته در سال‌های اخیر، توجه مدیران صداوسیما به ادبیات بیشتر شده و برنامه‌های بیشتری در این حوزه ساخته می‌شود که این رویکرد قابل ستایش و شایسته تقدیر است؛ اما شعر و ادبیات در مقایسه با سایر رشته‌های هنری، همچنان در حاشیه قرار دارد، در حالی که شعر هنر اول ایرانیان است و مردم جهان ایران را با شعر و ادب می‌شناسند. شعر، یکی از درخشان‌ترین جلوه‌های هویت فرهنگی این سرزمین است؛ هنری که از فردوسی و مولانا تا سعدی و حافظ، زبان اندیشه، عشق، حماسه و معنویت ایرانی بوده است. ایرانیان، قرن‌هاست با شعر زیسته‌اند، اندیشیده‌اند و تاریخ، فرهنگ و آرمان‌های خویش را در آینه آن بازتاب داده‌اند. اما متاسفانه این هنر اصیل، همچنان مظلوم و مهجور است. 

همچنان که اشاره شد، مردم جهان، ایران را با شعر و ادبیات می‌شناسند؛ با بزرگانی همچون فردوسی، سنایی، عطار، مولانا، سعدی و حافظ. حتی بیت مشهور «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند» از سعدی، به عنوان نمادی از فرهنگ انسانی و حقوق بشر، در سازمان ملل مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، جایگاه شعر و ادبیات در معرفی ایران و فرهنگ ایرانی بسیار مهم و تعیین‌کننده است.

دیدار‌های رهبر شهید با شاعران؛ از نشست‌های خصوصی تا دیدار‌های گسترده

 رهبر شهید ذاتاً به ادبیات علاقه‌مند بودند و از زمانی که در جایگاه ریاست‌جمهوری قرار داشتند، برنامه‌های دیدار با شاعران را آغاز کردند. البته این نشست‌ها در آن دوره با دیدار‌های سال‌های اخیر تفاوت داشت. در دوران ریاست‌جمهوری ایشان، این نشست‌ها رسانه‌ای نمی‌شد و به صورت محدود و خصوصی برگزار می‌شد که تعداد محدودی از شاعران توفیق حضور پیدا می‌کردند.

در این نشست‌ها، شاعران شعر می‌خواندند و ایشان به شعر‌ها گوش می‌دادند و در فاصله شعرخوانی‌ها اگر نکته یا نقدی وجود داشت، مطرح می‌شد.

پس از آنکه ایشان به رهبری منصوب شدند، این دیدار‌ها گسترده‌تر و رسانه‌ای شد. علاوه بر شاعران نسل اول انقلاب، نسل‌های بعدی شاعران انقلاب نیز در این فضا رشد کردند و مسیر نسل نخست را ادامه دادند.

نکته‌سنجی و نگاه نقادانه رهبر شهید به شعر‌های خوانده‌شده در دیدار‌های سالانه با شاعران، از جلوه‌های قابل‌تأمل این نشست‌ها بود. ایشان با دقت در ساختار، زبان، مضمون، تصویر و موسیقی شعر، ضمن توجه به قوت‌های اثر، گاه به کاستی‌های ادبی و محتوایی نیز اشاره می‌کردند. این رویکرد بیانگر آن است که شعر، در نگاه ایشان، افزون بر تعهد و پیام، هنری نیازمند آفرینش، ظرافت، انسجام، عمق اندیشه و بهره‌گیری سنجیده از ظرفیت‌های زبان فارسی است.

 شعر، رزمنده‌ای در خط مقدم 

دفاع‌پرس: شعر انقلاب در حوادث سال‌های اخیر چه نقشی داشته است؟

به برکت حمایت‌های تاثیرگذار رهبر شهید از شعر و شاعران انقلاب، شعر انقلاب امروز به برگ و بار نشسته و به بلوغ و بالندگی رسیده است.

در همین دوران جنگ ۱۲ روزه، جنگ رمضان و جنگ هرمز، اگر اشعار سروده شده شاعران را بررسی کنیم، می‌بینیم که شاعران در بیان و به تصویر کشیدن حماسه‌های ملت ایران، رزمندگان و مرزداران، آثار فراوانی خلق کرده‌اند؛ آثاری که اگر گردآوری شوند، می‌توانند صد‌ها دفتر را شکل دهند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شعر در میان هنر‌های مختلف، حضوری پیشتاز و اثرگذار در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی یافت. شاعران با بهره‌گیری از زبان حماسه، اعتراض، آرمان‌خواهی و همدلی، تحولات جامعه را بازتاب دادند و در بزنگاه‌های تاریخی، صدای مردم، انقلاب، دفاع مقدس و مقاومت شدند. شعر توانست با تکیه بر ظرفیت گسترده زبان فارسی، مفاهیم پیچیده اجتماعی و سیاسی را به زبانی موجز، عاطفی و ماندگار بیان کند و به بخشی مهم از حافظه فرهنگی این دوران تبدیل شود.

شعر

شما در دوران دفاع مقدس نیز، هنگامی که به خرمشهر می‌رفتید، بر دیوار‌های شهر نوشته‌هایی می‌دیدید که هنوز طنین شان در حافظه جمعی ما باقی است: «یاران چه غریبانه رفتند از این خانه». در آن روزگار، جنگ تنها با سلاح ادامه نمی‌یافت؛ شعر نیز هم‌پای رزمندگان در میدان حضور داشت و شاعران، به‌نوعی، در خط مقدم دفاع از میهن و آرمان‌های آن روزگار ایستاده بودند.

امروز نیز معتقدم شاعران جوان ما دقیقاً مانند شاعران نسل اول انقلاب، و شاید حتی بیشتر از آنان، تعلق خاطر عمیقی به انقلاب اسلامی، ارزش‌های انقلاب، امام، رهبر شهید و آرمان‌های انقلاب دارند و با جان و دل در مسیر تداوم این ارزش‌ها فعالیت می‌کنند.

به محض وقوع یک اتفاق، قلم به دست می‌گیرند و فراز و نشیب‌های تاریخ انقلاب را با زبان شعر و ادبیات به تصویر می‌کشند. برای مثال، حادثه مدرسه شجره طیبه میناب را در نظر بگیرید؛ ببینید چه تعداد شعر درباره این حادثه سروده شده است.

در تمام حوادثی که از جنگ ۱۲ روزه تا امروز و جنگ هرمز رخ داده است، شاعران در خط مقدم و پرچمدار بوده‌اند. آنان این رسالت را بر دوش گرفته‌اند که فریاد حقانیت ملت ایران را به گوش جهانیان برسانند. این اتفاقی مبارک است و برای جامعه ادبی کشور مایه افتخار است.

ضرورت گردآوری آثار ادبی جنگ‌های اخیر

 دفاع‌پرس: آیا نهاد‌های فرهنگی برای ثبت و گردآوری این حجم از آثار ادبی اقدام کافی انجام داده‌اند؟

با توجه به شتاب و تراکم حوادث در یک سال و نیم اخیر، شاعران همگام با این تحولات، به‌طور مستمر قلم زده و با زبان شعر، حماسه‌ها و رویداد‌های این روزگار را به تصویر کشیده‌اند. با این همه، نهاد‌های فرهنگی، به دلایل گوناگون ــ از محدودیت امکانات و ظرفیت‌ها گرفته تا برخی کاستی‌ها، تعلل‌ها و تأخیر‌ها ــ نتوانسته‌اند آن‌گونه که شایسته و بایسته است، هم‌پای این جریان فرهنگی و ادبی وارد میدان شوند و از این سرمایه ارزشمند پاسداری و حمایت کنند. البته در همین یکی دو ماه اخیر، همزمان با مراسم تشییع رهبر شهید، با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی گفت‌و‌گو‌هایی انجام شد تا آثار ادبی مرتبط با شخصیت رهبر شهید مستندسازی و گردآوری شود و همزمان با این مراسم به چاپ برسد. به لطف الهی این اتفاق افتاد و چهار مجموعه شعر با عنوان «جهانمرد» چاپ و منتشر و مراسم رونمایی از آنها نیز برگزار شد.

رضا اسماعیلی شاعر: با این حال، هنوز بسیاری از اشعاری که در رثای رهبر شهید سروده شده، در قالب کتاب منتشر نشده است. درباره شهدای دانش‌آموز مدرسه شجره طیبه نیز تاکنون در حوزه ادبیات اقدامی شایسته به وسعت بزرگی این فاجعه صورت نگرفته است.

حادثه تلخ مدرسه «شجره طیبه» میناب و شهادت جمعی از کودکان دانش‌آموز، از رخداد‌هایی است که باید در حافظه ادبی و فرهنگی این سرزمین ماندگار شود؛ کودکانی که با رؤیای فردا راهی مدرسه شدند، اما بازنگشتند. با این همه، آن‌گونه که شایسته این داغ بزرگ بود، به این موضوع پرداخته نشد و نهاد‌های فرهنگی نتوانستند به اندازه عظمت این مصیبت، روایتگر آن باشند که جای تاسف و دریغ دارد.

در مورد ثبت هنرمندانه جنگ‌های رمضان و هرمز نیز اگر نهاد‌های فرهنگی دورخیز کنند، خروجی این کار می‌تواند در قالب صد‌ها جلد کتاب منتشر شود. 

نهاد‌های فرهنگی باید در این حوزه فعال‌تر باشند؛ زیرا اگر زمان بگذرد، ممکن است بخشی از این آثار و روایت‌ها به فراموشی سپرده شوند.
زمانی که در متن و بطن یک جریان قرار داریم و مسائل و رخداد‌ها را از نزدیک لمس و تجربه می‌کنیم، فرصت آن را داریم که با دقت، تأمل و نگاهی عمیق‌تر، این تجربه‌ها را ثبت و روایت کنیم. برگزاری نشست‌های ادبی با محوریت ادبیات مقاومت و پایداری نیز می‌تواند در این مسیر بسیار راهگشا باشد؛ چراکه زمینه‌ای فراهم می‌آورد تا روایت‌های زنده و دست‌اول این روزگار بازگو، تحلیل و برای آیندگان ثبت و ماندگار شوند.

اگر ما خودمان روایت نکنیم، دیگران روایت خواهند کرد؛ و آن‌گاه ممکن است حقیقتِ این تجربه‌ها در گذر زمان، از دریچه نگاه دیگران بازگو شود و در معرض تحریف، حذف یا وارونه‌نمایی قرار گیرد. بنابراین، روایت دقیق و به‌موقع، بخشی از مسئولیت فرهنگی و تاریخی ماست.

ادبیات باید به میدان جهاد تبیین وارد شود

دفاع‌پرس: شاعران و اهالی قلم در این مقطع چه وظیفه‌ای بر عهده دارند؟

تمام اهالی قلم و اصحاب فکر و فرهنگ باید وارد حوزه جهاد تبیین شوند؛ یعنی این حماسه‌ها و آنچه از منظر ما معجزات الهی (امداد‌های غیبی) است، با زبان شعر، ادبیات و هنر به تصویر کشیده و روایت شود و از تحریف این روایت‌ها به دست دشمن جلوگیری کنیم.

شعر

خوشبختانه در عرصه شعر و ادبیات، انسان‌هایی عاشق، جهادگر، ایثارگر و دغدغه‌مند حضور دارند که با انگیزه خودجوش و روحیه‌ای جهادی، روایت‌ها و حقیقت‌های این روزگار را ثبت و بازتاب می‌دهند؛ اما این حضور ارزشمند، به هیچ‌وجه به معنای رفع تکلیف از دیگر نهاد‌های فرهنگی نیست. این نهاد‌ها نیز باید با برنامه‌ریزی، حمایت و فراهم کردن زمینه‌های مناسب، در پاسداشت و ثبت این روایت‌ها نقش مؤثر و مسئولانه‌ای ایفا کنند. نهاد‌های فرهنگی نیز در راستای رسالت ذاتی خویش باید وارد میدان شوند، حمایت کنند و از اهل قلم دعوت کنند. 

اگر نهاد‌های فرهنگی با شاعران و نویسندگان ارتباط مستقیم برقرار کنند و از آنان بپرسند: «در این زمینه چه اثری خلق کرده‌اید؟ آیا کتاب، مجموعه شعر یا پژوهشی با موضوع جنگ رمضان در دست دارید که بتوانیم از آن حمایت و زمینه انتشارش را فراهم کنیم؟» همین ارتباط ساده، اما هدفمند، می‌تواند انگیزه‌ای جدی برای اهل قلم ایجاد کند و آنان را به آفرینش آثار بیشتر ترغیب سازد. متاسفانه در این ایام سرنوشت ساز کمتر شاهد چنین اتفاقی بوده‌ایم. 

ضرورت تغییر نگاه مدیران فرهنگی به اهالی قلم

دفاع‌پرس: این حمایت باید چگونه و در چه سطحی انجام شود؟

متأسفانه بسیاری از مدیران فرهنگی ما همچنان منتظرند اهالی قلم خودشان به سراغ آنان بیایند، کتابی در دست بگیرند و بگویند: «اثری نوشته‌ایم؛ آیا امکان انتشار و حمایت از آن وجود دارد؟»؛ حال آن‌که مدیریت فرهنگیِ اثرگذار، تنها نشستن پشت میز و انتظار کشیدن برای مراجعه دیگران نیست؛ بلکه باید از پشت میز برخاست و به سراغ صاحبان اندیشه و قلم رفت.

سلوک رهبر شهید در این زمینه، الگوی متفاوتی بود. ایشان اهل قلم را می‌شناختند، آثارشان را دنبال می‌کردند و به حضور و نقش آنان توجه داشتند. حتی اگر شاعری در جلسه شعرخوانی نوبت به خواندن پیدا نمی‌کرد، گاه از مجری می‌خواستند نام او را مطرح کند و از او بخواهند شعرش را بخواند. این رفتار نشان می‌دهد که ارتباط ایشان با اهالی فرهنگ، ارتباطی تشریفاتی و مناسبتی نبود؛ بلکه بر شناخت، توجه، گفت‌و‌گو و اعتماد متقابل استوار بود.

تا آنجا که اطلاع دارم، ایشان اهل مشورت بودند و خود نیز به اهل فکر و قلم مشورت می‌دادند. این همان حلقه مفقوده‌ای است که امروز در بخشی از مدیریت فرهنگی کمتر دیده می‌شود: شناختن، شنیدن و پیش‌قدم شدن.

مدیر فرهنگی نباید منتظر بماند تا اثر به میز او برسد؛ باید پیش از آن، صاحب اثر را ببیند و صدای او را بشنود. باید به سراغ شاعران، نویسندگان و پژوهشگران رفت و از آنان پرسید: چه می‌کنید؟ چه دغدغه‌ای دارید؟ چه اثری در دست تألیف یا تولید دارید؟ چه ایده‌ای دارید که هنوز فرصت ظهور پیدا نکرده است؟

توجه به این نکته منحصر و محدود به استعداد‌های جوان و گمنام نیست؛ بزرگان ادبیات نیز نیازمند چنین ارتباطی‌اند. گاهی یک گفت‌وگوی ساده، یک پرسش به‌موقع یا یک پیشنهاد صمیمانه می‌تواند جرقه خلق اثری ماندگار را بزند. مدیریت فرهنگیِ پویا، فقط مدیریت آثار تولیدشده نیست؛ مدیریتِ امکانِ خلق اثر است.

رهبر شهید، با وجود تمام مشغله‌هایی که داشتند، به ادبیات و هنر اهمیت ویژه‌ای می‌دادند. تصور کنید شخصیت اول یک کشور، با آن همه مشغله سیاسی، فکری و اجرایی، در طول سال ده‌ها نشست با اهالی قلم و ادبیات برگزار می‌کردند.

ایشان در طول سال به صورت مستمر با بزرگان رشته‌های مختلف ادبی، موسیقی، سینما، تئاتر، هنر‌های تجسمی، دانشجویان، دانش‌آموزان، ذاکران و مداحان نشست و برخاست داشتند. این در حالی است که گاهی یک نویسنده یا شاعر برای دیدار با رئیس یک اداره فرهنگی و طرح موضوع با مشکل مواجه می‌شود.

اگر قرار است راه و منش رهبر شهید استمرار پیدا کند، این مسیر باید پیش از هر چیز از حوزه فرهنگ آغاز شود؛ زیرا فرهنگ، بستر شکل‌گیری اندیشه، هویت و رفتار اجتماعی است. در این میان، مدیران فرهنگی نمی‌توانند از اهل قلم فاصله داشته باشند و صرفاً منتظر بمانند تا شاعران و نویسندگان برای ارائه آثار و مطالبات خود به آنان مراجعه کنند. مدیریت فرهنگیِ پویا، مدیریتی است که به میدان فرهنگ نزدیک می‌شود، اهل قلم را می‌شناسد، با آنان گفت‌و‌گو می‌کند و زمینه خلق، حمایت و انتشار آثار ارزشمند را فراهم می‌سازد. در دسترس بودن مدیران فرهنگی برای شاعران و نویسندگان، نه یک امتیاز، بلکه بخشی از مسئولیت و وظیفه ذاتی مدیریت فرهنگی است.

شعر

کادرسازی ادبیات باید گسترده‌تر شود

دفاع‌پرس: آیا برای تربیت و معرفی نسل جدید شاعران و نویسندگان، برنامه منسجمی وجود دارد؟

این اتفاق، هنوز به شکل سازمان‌یافته، منسجم و فراگیر در عرصه ادبیات شکل نگرفته و دامنه آن بسیار محدود است.

البته در سال‌های اخیر، برخی نهاد‌های فرهنگی گام‌هایی در این زمینه برداشته‌اند؛ برای نمونه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشست‌های نقد و بررسی کتاب، کارگاه‌های ادبی و دوره‌های آموزشی برای علاقه‌مندان و نوآموزان ادبیات برگزار می‌کند. «شهرستان ادب» نیز با برگزاری اردو‌های آموزشی و نشست‌های نقد و بررسی، و حوزه هنری با برگزاری مستمر کارگاه‌های داستان و نقد شعر، در زمینه آموزش و پرورش نسل تازه شاعران و نویسندگان فعالیت‌هایی داشته‌اند. این برنامه‌ها بی‌تردید در کادرسازی و تربیت نیرو‌های تازه‌نفس ادبی مؤثرند.

با این همه، گستره این فعالیت‌ها با حجم و ظرفیت جامعه ادبی کشور تناسب ندارد. آمار دقیقی در اختیار ندارم، اما به نظر می‌رسد ده‌ها هزار شاعر و نویسنده در سراسر کشور فعال باشند. بخش قابل توجهی از این بدنه نیز نه از مسیر برنامه‌ریزی رسمی، بلکه به‌صورت خودجوش وارد میدان ادبیات شده‌اند؛ قلم به دست گرفته‌اند، شعر سروده‌اند، داستان نوشته‌اند و سپس، در ادامه مسیر، از فرصت حضور در دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی نهاد‌های فرهنگی بهره برده‌اند.

از این منظر، ضرورت دارد کادرسازی و جریان‌سازی ادبی از حالت محدود و مقطعی خارج شود و به یک برنامه مستمر، هدفمند و فراگیر تبدیل شود. کارگاه‌های آموزشی، نشست‌های نقد و بررسی، حلقه‌های ادبی و دوره‌های تربیت استعداد باید توسعه پیدا کنند تا نسل جدید شاعران و نویسندگان، افزون بر آموختن مهارت‌های ادبی، فرصت دیده‌شدن و معرفی‌شدن به جامعه ادبی را نیز پیدا کنند.
ادبیات برای تداوم و بالندگی، تنها به استعداد‌های فردی نیاز ندارد؛ به «شبکه تربیت، کشف و پرورش استعداد» نیز نیازمند است. اگر قرار است نسل آینده ادبیات کشور شکل بگیرد، باید برای آن بستر ساخت، نیرو تربیت کرد و به استعداد‌های جوان امکان داد تا هویت ادبی و شناسنامه فرهنگی خود را پیدا کنند. این همان نقطه‌ای است که کادرسازی از یک فعالیت آموزشی فراتر می‌رود و به یک ضرورت فرهنگی و تمدنی تبدیل می‌شود.

شعر

ترجمه؛ حلقه مفقوده معرفی ادبیات ایران به جهان

 دفاع‌پرس: ادبیات انقلاب و آثار شاعران ایرانی تا چه اندازه به زبان‌های دیگر ترجمه و معرفی شده است؟

متأسفانه جریان ترجمه در کشور ما همچنان یک‌سویه و کم‌رمق است. ما آثار بسیاری از شاعران و نویسندگان غربی و عرب را به فارسی ترجمه و منتشر می‌کنیم، اما در مقابل، سهم ادبیات فارسی از حضور در زبان‌ها و بازار‌های فرهنگی جهان بسیار اندک است. اگر حجم آثاری را که از ادبیات جهان به فارسی ترجمه شده با آثار شاعران و نویسندگان ایرانی که به زبان‌های دیگر ترجمه و در خارج از کشور منتشر شده‌اند مقایسه کنیم، با فاصله‌ای چشمگیر و نگران‌کننده روبه‌رو می‌شویم.

شاید با نگاهی خوش‌بینانه بتوان گفت تنها بخش محدودی از تولیدات ادبی معاصر ایران به زبان‌های دیگر راه یافته است. ما نزدیک به پنج دهه است که در عرصه ادبیات، به‌ویژه ادبیات انقلاب و ادبیات معاصر، تولیدات ارزشمند و قابل‌توجهی داشته‌ایم؛ شاعران بسیاری شعر سروده‌اند و نویسندگان بسیاری داستان و رمان نوشته‌اند، اما بخش بزرگی از این میراث ادبی هنوز به درستی و در مقیاس شایسته به مخاطبان جهانی معرفی نشده است.

در این میان، شاعران انقلاب بیش از دیگران با مسئله «ناشناخته ماندن» مواجه‌اند. اگر فضای دانشگاهی، پژوهشی و حتی فضای مجازی را در سطح بین‌المللی بررسی کنیم، می‌بینیم که از میان شاعران انقلاب، شاید تنها نام یکی دو شاعر توانسته است تا حدودی از مرز‌های زبان فارسی عبور کند. قیصر امین‌پور نمونه‌ای شاخص در این زمینه است؛ اما در کنار او، شاعران بزرگی حضور دارند که آثارشان هنوز به بسیاری از زبان‌های زنده دنیا ترجمه نشده و مخاطب جهانی فرصت آشنایی با آنها را پیدا نکرده است.

به نظر می‌رسد زمان آن رسیده است که ترجمه ادبی از یک فعالیت پراکنده و موردی، به یک سیاست فرهنگی منسجم و هدفمند تبدیل شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری و دیگر نهاد‌های فرهنگی می‌توانند با ایجاد یک مرکز یا اداره تخصصی ترجمه، آثار ادبی معاصر ایران را شناسایی، طبقه‌بندی و اولویت‌بندی کنند و با بهره‌گیری از مترجمان حرفه‌ای، آنها را به زبان‌های زنده دنیا برگردانند و در اختیار مخاطبان جهانی قرار دهند.

ادبیات ایران، اگر درست ترجمه و معرفی شود، می‌تواند سفیر فرهنگی کشور در جهان باشد. 

جشنواره شعر فجر باید همه طیف‌های ادبی را زیر چتر خود بیاورد

 دفاع‌پرس: جشنواره بین‌المللی شعر فجر چه نقشی می‌تواند در معرفی ادبیات معاصر ایران داشته باشد؟

در جشنواره‌های بین‌المللی، هنرمندان با گرایش‌ها، دیدگاه‌ها و سلیقه‌های گوناگون در کنار یکدیگر حضور می‌یابند و آثارشان را عرضه می‌کنند؛ در نهایت نیز آنچه بیش از هر چیز در معرض داوری قرار می‌گیرد، کیفیت و ارزش هنری اثر است، نه گرایش فکری و ادبی خالق آن.

شعر

در حوزه ادبیات نیز باید بتوانیم سیمای واقعی و متکثر ادبیات معاصر ایران را به جهان معرفی کنیم. شاعران انقلاب و پس از انقلاب، در کنار شاعران پیش از انقلاب و دیگر جریان‌ها و طیف‌های ادبی، همگی بخشی از پیکره ادبیات معاصر ایران‌اند و می‌توانند در این عرصه نمایندگی شوند.

رضا اسماعیلی شاعر: اگر جشنواره شعر فجر قرار است عنوان «بین‌المللی» را با خود یدک بکشد، شایسته است چتری فراگیر بر سر همه جریان‌ها و طیف‌های ادبی کشور بگستراند. یکی از نقد‌هایی که از آغاز شکل‌گیری این جشنواره تاکنون مطرح بوده، این است که این رویداد بیش از آنکه جشنواره‌ای برای معرفی شعر معاصر ایران باشد، عمدتاً با عنوان «جشنواره شعر انقلاب» شناخته شده است.

این در حالی است که سیره عملی رهبر شهید در مواجهه با ادبیات و اهالی قلم، چنین مرزبندی محدودی را تأیید نمی‌کرد. ایشان برای زبان و ادبیات فارسی شأن و جایگاهی بلند قائل بودند و بر این باور بودند که هرکس به زبان فارسی خدمت کند، شایسته احترام و قدردانی است؛ فارغ از اینکه در کدام جریان یا نحله ادبی قرار می‌گیرد.

از همین منظر است که در سخنرانی‌ها و دیدار‌های ادبی ایشان، از شاعرانی، چون احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، حسین منزوی و هوشنگ ابتهاج نیز با احترام یاد شده است. این رویکرد نشان می‌دهد که تعلق خاطر به زبان فارسی می‌تواند و باید نقطه پیوند همه جریان‌های ادبی باشد.

بنابراین، اگر هدف ما معرفی ادبیات معاصر ایران به جهان است، باید همه کسانی را که به این زبان و فرهنگ خدمت کرده‌اند، محترم بشماریم و برای آنان، متناسب با شأن و جایگاه ادبی‌شان، فضایی شایسته در عرصه فرهنگی کشور تعریف کنیم. ادبیات ایران، بزرگ‌تر از هر جریان و گرایش است؛ و زبان فارسی، خانه مشترک همه کسانی است که با کلمه، به 
غنای این میراث ملی می‌افزایند. 

ضرورت ایجاد معاونت شعر و ادبیات

دفاع‌پرس: با توجه به جایگاه شعر و ادبیات، ساختار مدیریتی کشور تا چه اندازه متناسب با این اهمیت است؟

متأسفانه شعر و ادبیات، با وجود جایگاه بنیادین و تأثیرگذارش در فرهنگ و هویت ایرانی ـ اسلامی، هنوز در ساختار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از جایگاهی متناسب با اهمیت و ظرفیت خود برخوردار نیست. با گذشت دهه‌ها، همچنان از داشتن معاونتی مستقل برای شعر و ادبیات محرومیم؛ مسئله‌ای که به نظر می‌رسد زمان آن رسیده است با نگاهی جدی و اساسی مورد بازنگری قرار گیرد.

به باور من، این کم‌لطفی تاریخی باید جبران شود و جامعه فرهنگی نیز می‌تواند این مطالبه را با جدیت بیشتری از مسئولان فرهنگی کشور دنبال کند. اهل شعر و ادب، به‌طور معمول، انسان‌هایی نجیب، قانع و کم‌توقع‌اند و شاید همین روحیه سبب شده کمتر از آنچه شایسته جایگاه و شأن فرهنگی آنان است، مطالبه‌گری کنند. اما اگر شعر را هنر اول ایران اسلامی و یکی از مهم‌ترین جلوه‌های هویت فرهنگی این سرزمین بدانیم، شایسته است این هنر و دیگر شاخه‌های ادبی، در ساختار مدیریتی فرهنگ کشور از جایگاهی درخور برخوردار باشند.
ایجاد ساختاری کلان و مستقل با مأموریتی فراگیر که هم شعر و هم ادبیات داستانی را دربرگیرد، می‌تواند گامی مهم در جهت سامان‌دهی، حمایت، سیاست‌گذاری و تقویت این عرصه باشد.

البته حوزه هنری طی سال‌های گذشته تا حدودی بار این خلأ را بر دوش کشیده و با برگزاری برنامه‌ها، حمایت از شاعران و نویسندگان و ایجاد بستر‌های آموزشی و تولیدی، بخشی از کاستی‌های موجود را جبران کرده است؛ اما این اقدامات، هرگز نباید موجب شود مسئولیت اصلی نهاد متولی فرهنگ کشور در این حوزه به حاشیه برود.

اکنون بیش از هر زمان دیگری به یک نگاه جامع، آینده‌نگر و ساختارساز نیاز داریم تا شعر و ادبیات از حاشیه به متن سیاست‌گذاری فرهنگی کشور بازگردد و این سرمایه بزرگ فرهنگی، بیش از این با بی‌مهری و کم‌توجهی مواجه نشود.

شعر

کتاب کاغذی نباید از سبد فرهنگی مردم حذف شود

دفاع‌پرس: وضعیت کتاب و کتاب‌خوانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر به دهه نخست انقلاب اسلامی و حتی به سال ۱۳۵۷ بازگردیم، باید این پرسش را مطرح کنیم که تیراژ کتاب در آن دوران چه میزان بوده و امروز، پس از گذشت نزدیک به نیم قرن از انقلاب، به چه وضعیتی رسیده است.

البته شرایط امروز با گذشته تفاوت‌های بسیاری دارد. فضای مجازی و اینترنت گسترش یافته و کتاب نیز در قالب‌های الکترونیکی و دیجیتال عرضه می‌شود؛ اما با همه این تحولات، کتاب کاغذی همچنان جایگاه و کارکرد ویژه خود را دارد و هیچ قالبی نمی‌تواند به‌طور کامل جای آن را بگیرد. بنابراین، در کنار بهره‌گیری از ظرفیت‌های گسترده فضای مجازی و فناوری‌های نوین، باید فرهنگ چاپ، انتشار و مطالعه کتاب را نیز حفظ و تقویت کنیم.

شعر

من به عنوان یک نویسنده و پژوهشگر ممکن است در طول شبانه‌روز ساعت‌ها از طریق فضای مجازی مطالعه کنم و این امر، به خودی خود، اشکالی ندارد؛ مسئله این است که در این میان، کتاب را به حاشیه نرانیم و اجازه ندهیم فرهنگ کتاب‌خوانی به تدریج فراموش شود.

امروز یکی از مشکلات جدی حوزه نشر، افزایش چشمگیر هزینه‌های چاپ و تولید کتاب است. این وضعیت موجب شده است بسیاری از ناشران انگیزه و توان کافی برای انتشار آثار جدید نداشته باشند و در مواردی، بار مالی چاپ کتاب نیز بر دوش خودِ اهل قلم گذاشته شود؛ در حالی که شاعران و نویسندگان، از نظر اقتصادی، غالباً در شمار اقشار کم‌برخوردار جامعه فرهنگی قرار دارند.

گاهی یک شاعر یا نویسنده برای انتشار تنها یک کتاب، با هزینه‌های سنگینی مواجه می‌شود. از سوی دیگر، افزایش هزینه‌های تولید و نشر، به افزایش قیمت نهایی کتاب نیز منجر شده است. وقتی کتابی با حجم نسبتاً کم با قیمت چندصد هزار تومان عرضه می‌شود، طبیعی است که خرید آن برای بخش‌هایی از جامعه، به‌ویژه اقشار کم‌درآمد، دشوار شود. در چنین شرایطی، کتاب از یک کالای فرهنگی در دسترس، به محصولی تبدیل می‌شود که خرید آن برای بسیاری از خانواده‌ها نیازمند صرف‌نظر کردن از برخی هزینه‌های دیگر است.

تداوم این وضعیت می‌تواند پیامد‌های فرهنگی جدی داشته باشد. وقتی تولید کتاب برای نویسنده و شاعر پرهزینه و انتشار آن برای ناشر دشوار و خرید آن برای مخاطب سنگین شود، طبیعی است که چرخه تولید، نشر و مطالعه آسیب ببیند. در نهایت، مردم به‌تدریج از کتاب و کتاب‌خوانی فاصله می‌گیرند و بخش بیشتری از اوقات فراغت خود را صرف سرگرمی‌ها و دل‌مشغولی‌های فضای مجازی می‌کنند.

بنابراین، حمایت از کتاب تنها حمایت از یک محصول فرهنگی نیست؛ حمایت از یک زنجیره فرهنگی است که از اندیشه و آفرینش نویسنده و شاعر آغاز می‌شود، از مسیر ناشر و کتابفروشی عبور می‌کند و در نهایت به دست مخاطب می‌رسد. اگر می‌خواهیم فرهنگ مطالعه در جامعه زنده بماند، باید برای حفظ و تقویت همه حلقه‌های این زنجیره، چاره‌ای جدی اندیشید.

شعر

حمایت هدفمند از ناشران ضروری است

 دفاع‌پرس: برای حل مشکلات حوزه نشر چه اقداماتی می‌توان انجام داد؟

نهاد‌هایی مانند نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور می‌تواند با هماهنگی با نهاد‌های مسئول در حوزه کتاب تمهیداتی بیندیشد تا کتاب با قیمت مناسب به دست مردم برسد.

اگر لازم است دولت از ناشران حمایت مالی کند، باید سازوکاری طراحی شود که این حمایت واقعاً در مسیر چاپ و انتشار کتاب هزینه شود و محصول نهایی به دست مردم برسد.
در گذشته نیز حمایت‌هایی مانند اختصاص کاغذ وجود داشت، اما گاهی سوءاستفاده‌هایی اتفاق می‌افتاد؛ بنابراین باید سازوکاری ایجاد شود که حمایت از ناشر شفاف باشد و نتیجه آن به تولید و عرضه کتاب منجر شود.

این حمایت‌ها از آن جهت ضروری است که ناشران بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. شنیده‌ام برخی ناشران با مشکلات جدی مواجه شده‌اند و حتی ورشکست شده‌اند که این اتفاق، برای حوزه فرهنگ بسیار نگران‌کننده است.

کتاب و فرهنگ؛ پشتوانه مقاومت ملت ایران

دفاع‌پرس: در نهایت، چه ارتباطی میان فرهنگ، ادبیات و روحیه مقاومت ملت ایران وجود دارد؟

پیروزی‌هایی که ملت ایران، چه در دوران دفاع مقدس و چه در جنگ‌های سال‌های اخیر به دست آورده است، افزون بر نصرت الهی، ریشه در فرهنگ و تمدن غنی، کهن و باشکوه این سرزمین دارد.

اگر فردوسی، مولانا، عطار، سعدی، حافظ و دیگر بزرگان فرهنگ و ادب ایران را نداشتیم، شاید امروز از چنین پشتوانه عظیم فرهنگی برای مقاومت و ایستادگی در برابر قدرت‌های بزرگ برخوردار نبودیم. این فرهنگ ایرانی است که در طول قرن‌ها، روح عزت، آزادگی، پایداری و مقاومت را در کالبد ملت ایران دمیده و سرمایه‌ای معنوی برای نسل‌های پی‌درپی فراهم آورده است.

رضا اسماعیلی شاعر: فرهنگ و تمدن، یکی از مهم‌ترین زمینه‌های شکل‌گیری هویت و پایداری یک ملت است. از این رو، باید با جدیت در مسیر پاسداری و صیانت از زبان فارسی، فرهنگ ایرانی و میراث تمدنی این سرزمین گام برداریم و آن را به نسل‌های آینده منتقل کنیم.
اما نماد و پیشخوان فرهنگ و تمدن ما چیست؟ کتاب. کتاب و کتاب‌خوانی، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های فرهنگ و تمدن ایرانی است. ما باید در همه حوزه‌ها، از شعر و ادبیات و داستان گرفته تا علم، هنر، تاریخ و اندیشه، فرهنگ کتاب‌خوانی را گسترش دهیم و از طریق کتاب، سرمایه‌های فکری و فرهنگی جامعه را به نسل‌های آینده منتقل کنیم.

به اعتقاد من، اگر در حوزه فرهنگ با محدودیت منابع و امکانات مواجه هستیم و امکان اجرای طرح‌های کلان در همه عرصه‌ها وجود ندارد، باید با اطمینان و آینده‌نگری، در حوزه شعر و ادبیات سرمایه‌گذاری کنیم. زیرا سرمایه‌گذاری در ادبیات، در حقیقت سرمایه‌گذاری بر هویت، حافظه تاریخی و روح جمعی یک ملت است.

شعر

مقاومت و پایداری ملت ایران، بی‌تردید ریشه در فرهنگ و تمدن باشکوه این سرزمین دارد؛ بنابراین اگر می‌خواهیم این روحیه و هویت را برای نسل‌های آینده حفظ و تقویت کنیم، باید برای فرهنگ و تمدن خود سرمایه‌گذاری کنیم؛ سرمایه‌گذاری‌ای عمیق، مستمر و آینده‌نگر که ثمره آن تنها به امروز محدود نمی‌شود، بلکه نسل‌های آینده نیز از آن بهره خواهند برد.

پیشنهاد برگزاری نشست‌های ماهانه ادبی در دفاع‌پرس

دفاع‌پرس: با توجه به ظرفیت رسانه‌ای دفاع‌پرس، چه پیشنهادی برای توجه بیشتر به ادبیات دفاع مقدس دارید؟

«دفاع‌پرس» می‌تواند بستر مناسبی برای این کار باشد. پیشنهاد من این است که در حوزه تخصصی دفاع مقدس، نشست‌هایی با حضور شاعران، نویسندگان، پژوهشگران و دیگر اهالی ادبیات برگزار شود. حتی اگر امکان استفاده از سالن‌های بیشتری وجود داشته باشد، می‌توان این برنامه‌ها را در قالب میزگرد‌های تخصصی طراحی کرد تا دو یا چند صاحب‌نظر درباره یک موضوع مشخص به گفت‌و‌گو و تبادل نظر بپردازند و رسانه نیز این مباحث را پوشش دهد.
این برنامه می‌تواند به‌صورت ماهانه و با عنوانی ثابت برگزار شود؛ به‌گونه‌ای که در طول سال، دست‌کم دوازده نشست تخصصی داشته باشیم. اگر مدیران بنیاد نیز از چنین برنامه‌ای حمایت کنند، بی‌تردید می‌تواند به یک جریان مستمر و اثرگذار در حوزه ادبیات دفاع مقدس تبدیل شود.

ما در سال‌های گذشته برنامه‌های مختلفی در حوزه ادبیات داشته‌ایم، اما واقعیت این است که تعداد برنامه‌های جدی، عمیق و اثرگذار در این عرصه همچنان اندک بوده است. گاهی با شعر و ادبیات برخوردی صرفاً مناسبتی و تفننی شده و این حوزه، با وجود نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای که در ثبت و انتقال تجربه‌های تاریخی و فرهنگی دارد، آن‌گونه که شایسته است جدی گرفته نشده است.

امیدوارم رسانه‌هایی مانند «دفاع‌پرس» بتوانند در این زمینه برنامه‌های منسجم‌تر و جدی‌تری طراحی کنند و با توجه به رسالت خود در حوزه دفاع مقدس، ادبیات پایداری و شعر مقاومت، زمینه‌ای برای گفت‌وگوی مستمر میان اهالی قلم و صاحب‌نظران فراهم آورند. استمرار چنین نشست‌هایی می‌تواند به شکل‌گیری گفتمانی جدی‌تر درباره ادبیات دفاع مقدس و ثبت و ماندگار شدن تجربه‌ها و روایت‌های این حوزه کمک کند.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار