اسماعیلی: شاعران انقلاب اسلامی مظلوم ماندهاند/ ادبیات ایران نیازمند ترجمه و معرفی جهانی است
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، شعر انقلاب اسلامی و ادبیات دفاع مقدس از جمله جریانهای ادبی معاصر ایران هستند که در طول بیش از چهار دهه گذشته، همگام با تحولات اجتماعی و تاریخی کشور شکل گرفته و گسترش یافتهاند. این جریان ادبی در سالهای آغازین انقلاب و همزمان با آغاز جنگ تحمیلی، از یک سو به روایت حماسه، مقاومت و ایستادگی مردم پرداخت و از سوی دیگر توانست نسلی از شاعران را به عرصه ادبیات معرفی کند. برگزاری کنگرههای شعر جنگ و دفاع مقدس نیز از نخستین اقدامات سازمانیافته در این مسیر بود؛ حرکتی که بعدها در قالب ادبیات پایداری و مقاومت، دامنه گستردهتری پیدا کرد.
رضا اسماعیلی، شاعر و دبیر اسبق جشنواره شعر فجر، در گفتوگو با خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، با اشاره به آغاز جریان شعر انقلاب و ادبیات دفاع مقدس، به نقش شاعران نسل اول انقلاب، جایگاه رهبر شهید در حمایت از ادبیات، ضرورت توجه نهادهای فرهنگی به شاعران جوان، وضعیت ترجمه آثار ادبی ایران و همچنین ضرورت حمایت از کتاب و کتابخوانی پرداخت که در ادامه میخوانید؛
آغاز جریان شعر جنگ و دفاع مقدس
دفاعپرس: جریان شعر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس از کجا و توسط چه کسانی آغاز شد؟
رضا اسماعیلی: اگر بخواهیم خیلی مختصر درباره این جریان صحبت کنیم، باید بگوییم که انقلاب اسلامی و سپس آغاز جنگ تحمیلی، به شکل ناخواسته جامعه ایران را وارد مرحله جدیدی کرد. با آغاز جنگ تحمیلی در دهه اول انقلاب، جریان ادبیات پایداری که در آن سالها بیشتر با عنوان ادبیات جنگ شناخته میشد، شکل گرفت.
در همان سالها کنگره شعر جنگ راهاندازی شد و یکی دو دوره نیز با همین عنوان برگزار شد. مرحوم شهید احمد زارعی، سردار بهروزی و آقای زهتا که آن زمان دانشجو بودند و به واسطه رفتوآمدها و ارتباطاتی که با یکدیگر داشتند، تصمیم گرفتند این کنگره را برگزار کنند. به یاد دارم یکی دو دوره نخست آن در دانشگاه شهید چمران اهواز برگزار شد و بعد به کنگره شعر دفاع مقدس تبدیل شد.

آغازگر این حرکت در واقع سپاه بود، اما بعد این جریان به زیرمجموعه بنیاد آثار و ارزشهای دفاع مقدس آمد و در ادامه به ساختارهای مربوط به حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سپرده شد. بنایی که مرحوم احمد زارعی گذاشتند تا امروز ادامه پیدا کرده است.
امروز ما از این جریان با عنوان ادبیات پایداری یا ادبیات مقاومت یاد میکنیم که جامعیت بیشتری دارد. ادبیات جنگ و دفاع مقدس نیز در بطن ادبیات پایداری تعریف میشود، اما ادبیات پایداری فراگیرتر است و ما را به ادبیات مقاومت جهان پیوند میدهد. این عنوان برای ادیبان و شاعران جهان نیز شناختهشدهتر است و ادبیات مقاومت عرب، شاعران فلسطین و لبنان و جریانهای مشابه را نیز دربرمیگیرد.
شاعران نسل اول؛ پرچمداران شعر انقلاب
نسل اول شاعران انقلاب چه نقشی در شکلگیری و تداوم این جریان داشتند؟
در میان شاعران نسل اول انقلاب که سالها در حوزه ادبیات پایداری پرچمدار بودند، میتوان از زندهیاد سلمان هراتی، سیدحسن و حسین، قیصر امینپور، نصرالله مردانی و دیگر بزرگان این حوزه نام برد.
نصرالله مردانی بهخصوص در غزل حماسی، این قالب را در دوران دفاع مقدس احیا کرد. غزلهای حماسی او در تهییج رزمندگان اسلام و حضور مردم در صحنه بسیار مؤثر بود و تأثیرگذاری فراوانی داشت. شاعرانی مانند استاد اسرافیلی، عبدالملکی و باقری و بسیاری دیگر نیز در آن دوران در حوزه ادبیات دفاع مقدس گامهای بلندی برداشتند و این امانت را به نسلهای بعدی سپردند.
نقش رهبر شهید در بالندگی ادبیات انقلاب
حمایت رهبر شهید از ادبیات چه تأثیری در بالندگی جریان شعر انقلاب داشت؟
ادبیات انقلاب به برکت حضور رهبر شهید و تعلق خاطری که ایشان به ادبیات داشتند، این شجره طیبه بسیار بالنده شد. با وجود اینکه شعر هنر مظلومی است، حتی با تمام توجهاتی که رهبر شهید داشتند، در طول بیش از چهار دهه بعد از انقلاب، ادبیات جایگاه ویژهای در صداوسیما نداشت.
البته در سالهای اخیر توجه مدیران صداوسیما به ادبیات بیشتر شده و برنامههای بیشتری در این حوزه ساخته میشود که قابل ستایش و شایسته تقدیر است، اما ادبیات همچنان در حاشیه قرار دارد؛ با اینکه هنر اول است.
مردم ایران و حتی مردم جهان، ایران را با شعر و ادبیات میشناسند؛ با بزرگانی همچون فردوسی، سنایی، عطار، مولانا، سعدی و حافظ. حتی بیت بنیآدم اعضای یکدیگرند به عنوان نماد حقوق بشر در سازمان ملل نقش بسته است؛ بنابراین جایگاه شعر و ادبیات در معرفی ایران و فرهنگ ایرانی بسیار مهم است.

رهبر شهید ذاتاً عاشق ادبیات بودند و از زمانی که در منصب ریاست جمهوری قرار داشتند، جلسات دیدار با شاعران را آغاز کردند. البته این نشستها در آن دوره با نشستهای سالهای بعد تفاوت داشت. زمانی که ایشان رئیسجمهور بودند، نشستها رسانهای نمیشد و جلساتی جمعوجور و خصوصی بود که نهایتاً حدود ۲۰ یا ۳۰ شاعر در آن حضور پیدا میکردند. شاعران شعر میخواندند و ایشان گوش میدادند و اگر نکته یا نقدی وجود داشت، مطرح میشد.
بعد از اینکه ایشان به رهبری منصوب شدند، این نشستها به شکل گستردهتر و رسانهای برگزار شد و علاوه بر نسل اول انقلاب، نسلهای بعدی شاعران انقلاب نیز در این فضا رشد کردند و راه نسل اول را ادامه دادند.
شعر در خط مقدم حوادث امروز
شعر انقلاب در حوادث سالهای اخیر چه نقشی داشته است؟
ادبیات انقلاب امروز به یک شجره طیبه تبدیل شده که بسیار پربرکت و بالنده است. در همین دوران جنگ ۱۲ روزه، جنگ رمضان و جنگ هرمز، اگر هزاران قطعه شعر شاعران را بررسی کنیم، میبینیم که شاعران در بیان و به تصویر کشیدن حماسههای ملت ایران و رزمندگان و مرزداران، آثار فراوانی آفریدهاند که صدها دفتر خواهد شد.
این نشان میدهد که شعر و ادبیات در عرصه ادبیات و هنر انقلاب پیشتاز است و همیشه هم پیشتاز بوده است. در دوران دفاع مقدس وقتی به خرمشهر میرفتید، روی دیوارها نوشته شده بود یاران چه غریبانه رفتند از این خانه. جنگ با شعر ادامه پیدا میکرد و شاعران به نوعی در خط مقدم بودند.

امروز نیز معتقدم شاعران جوان ما دقیقاً مانند شاعران نسل اول انقلاب، شاید حتی بیشتر، تعلق خاطر شدیدی به انقلاب اسلامی، ارزشهای انقلاب، امام، رهبر شهید و آرمانهای انقلاب دارند و در مسیر تداوم این ارزشها با جان و دل کار میکنند.
به محض وقوع یک اتفاق، قلم به دست میگیرند و فراز و نشیبهای تاریخ انقلاب را با زبان شعر و ادبیات به تصویر میکشند. برای مثال، حادثه مدرسه شجره طیبه میناب را بررسی کنید؛ ببینید چه تعداد شعر درباره آن سروده شده است. حتی درباره یک حادثه ممکن است هزار قطعه شعر سروده شده باشد که بسیاری از آنها در استانها تولید شده و دیده نشده است.
در تمام وقایعی که از جنگ ۱۲ روزه تا امروز و جنگ هرمز اتفاق افتاده، شاعران در خط مقدم و پرچمدار بودهاند. این رسالت را بر دوش گرفتهاند که فریاد ملت ایران را به گوش دیگران برسانند و فریاد مظلومیت ملت ایران را از زبان شاعران شنیدیم. این موضوع باعث افتخار است.
ضرورت گردآوری آثار ادبی جنگهای اخیر
آیا نهادهای فرهنگی برای ثبت و گردآوری این حجم از آثار ادبی اقدام کافی انجام دادهاند؟
با توجه به شتاب حوادث در یک سال و نیم اخیر، شاعران مرتب شعر گفتهاند و حماسهها را به تصویر کشیدهاند. نهادهای فرهنگی به دلایل مختلف، از کمبود امکانات گرفته تا کوتاهی و تعلل، نتوانستهاند آنگونه که باید وارد میدان شوند.
البته در همین یکی دو ماه اخیر، همزمان با مراسم تشییع رهبر شهید، با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی صحبت شد که مستندسازی کنیم و آثاری را که در ستایش شخصیت رهبر شهید سروده شده گردآوری کنیم تا همزمان با این مراسم منتشر شود. به لطف الهی این اتفاق افتاد و چهار مجموعه چاپ و منتشر شد و مراسم رونمایی آنها نیز برگزار شد.
اما هنوز بسیاری از اشعاری که در رثای رهبر شهید سروده شده، در قالب کتاب منتشر نشده است. درباره شهدای دانشآموز مدرسه شجره طیبه نیز هنوز مجموعه اشعار گردآوری و منتشر نشده است.

در مورد جنگ رمضان نیز اگر همت کنیم و یک دورخیز جدی داشته باشیم، خروجی کار صدها جلد کتاب خواهد شد. این آثار باید گردآوری شوند. نهادهای فرهنگی باید در این حوزه فعالتر باشند، زیرا اگر زمان بگذرد، ممکن است بخشی از این آثار و روایتها به فراموشی سپرده شوند.
زمانی که در اوج این جریان قرار داریم و مسائل را لمس میکنیم، میتوانیم با دقت و تأمل بیشتری آنها را ثبت و منتشر کنیم. همچنین برگزاری نشستهای ادبی با موضوع ادبیات مقاومت و پایداری بسیار مؤثر است تا این روایتها بازگو شوند.
ادبیات باید به میدان جهاد تبیین وارد شود
شاعران و اهالی قلم در این مقطع چه وظیفهای بر عهده دارند؟
تمام اهل قلم و اهالی فرهنگ باید وارد حوزه جهاد تبیین شوند. یعنی این حماسهها و معجزات الهی را با زبان شعر، ادبیات و هنر به تصویر بکشیم و بیان کنیم و از تحریف این روایتها به دست دشمن جلوگیری کنیم.
خوشبختانه کسانی که عاشق، جهادگر، ایثارگر و مجاهد هستند، در عرصه ادبیات و قلم حضور دارند و به صورت خودجوش و جهادی کار میکنند، اما این موضوع رفع تکلیف از نهادهای فرهنگی نیست.
نهادهای فرهنگی باید وارد میدان شوند، حمایت کنند و از اهل قلم دعوت کنند. خود من به عنوان یک شاعر کمتر دیدهام که در این دوران با شاعران تماس بگیرند و بپرسند چه کاری انجام میدهید، چه اثری خلق کردهاید یا کتابی با موضوع جنگ رمضان دارید که بتوانیم چاپ کنیم و از آن حمایت کنیم.
این اتفاق شاید سه یا چهار بار رخ داده باشد، در حالی که همین تماس و تشویق میتواند انگیزه ایجاد کند.
ضرورت تغییر نگاه مدیران فرهنگی به اهالی قلم
این حمایت باید چگونه و در چه سطحی انجام شود؟
متأسفانه مدیران فرهنگی ما اغلب منتظرند اهل قلم خودشان مراجعه کنند و بگویند کتاب آوردهایم، آن را چاپ کنید. در حالی که سلوک رهبر شهید اینگونه نبود.
ایشان اهل قلم را میشناختند و حتی اگر شاعری در جلسه شعر نمیخواند، از مجری میخواستند نام او را بیاورد و از او بخواهند شعر بخواند. حتی تا آنجا که اطلاع دارم، با افراد مشورت میگرفتند و مشورت میدادند.
این اتفاق در میان مدیران فرهنگی کمتر دیده میشود. باید به اهالی قلم سر زد و از آنها پرسید چه میکنند. این موضوع درباره بزرگان ادبیات نیز صدق میکند.

رهبر شهید با وجود تمام مشغلههایی که داشتند، به ادبیات و هنر اهمیت ویژهای میدادند. تصور کنید شخصیت اول یک مملکت با آن همه مشغله سیاسی، فکری و اجرایی، در طول سال دهها نشست با اهالی قلم و ادبیات برگزار میکردند.
ایشان با بزرگان رشتههای مختلف ادبی، موسیقی، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی، دانشجویان، دانشآموزان و ذاکران و مداحان نشست داشتند. این در حالی است که گاهی یک نویسنده یا شاعر برای دیدار با رئیس یک اداره فرهنگی با مشکل مواجه میشود.
اگر قرار است راه رهبر شهید ادامه پیدا کند، باید از حوزه فرهنگ آغاز شود و مدیران فرهنگی در دسترس اهل قلم باشند.
کادرسازی ادبیات باید گستردهتر شود
آیا برای تربیت و معرفی نسل جدید شاعران و نویسندگان، برنامه منسجمی وجود دارد؟
این اتفاق به صورت سازمانیافته و منسجم وجود دارد، اما بسیار اندک است. برای مثال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گعدههای نقد و بررسی کتاب، کارگاههای ادبی و دورههایی برای نوآموزان ادبیات برگزار میکند.
شهرستان ادب نیز اردوهای آموزشی و جلسات نقد و بررسی دارد. حوزه هنری نیز کارگاههای داستان و نقد شعر را به صورت مستمر برگزار میکند. این برنامهها به کادرسازی و آموزش نسل جدید شاعران و نویسندگان کمک میکند.
اما با توجه به حجم گسترده شاعران و نویسندگان در کشور، این اقدامات کافی نیست. آمار قطعی ندارم، اما شاید نزدیک به ۵۰ یا ۶۰ هزار شاعر و نویسنده در کشور داشته باشیم و شاید بیشتر.
بخش زیادی از این جریان نیز خودجوش شکل گرفته است. افراد دست به قلم بردهاند، شعر گفتهاند و داستان نوشتهاند و بعدها در دورههای آموزشی نهادهای فرهنگی شرکت کردهاند؛ بنابراین باید این کادرسازی و جریانسازی در حوزه ادبیات گستردهتر شود.
کارگاههای آموزشی و جلسات نقد و بررسی باید افزایش پیدا کند تا نسل جدید شاعران و نویسندگان آموزش ببینند و به جامعه ادبی معرفی شوند و هویت و شناسنامه فرهنگی پیدا کنند.
ترجمه؛ حلقه مفقوده معرفی ادبیات ایران به جهان
ادبیات انقلاب و آثار شاعران ایرانی تا چه اندازه به زبانهای دیگر ترجمه و معرفی شده است؟
متأسفانه جریان ترجمه در کشور ما یکطرفه و ضعیف است. ما آثار بسیاری از شاعران غربی و عرب را به فارسی ترجمه میکنیم، اما آثار شاعران و نویسندگان ایرانی بسیار کمتر به زبانهای دیگر ترجمه میشود.
اگر آثار ترجمهشده شاعران جهان به فارسی را با آثاری که از شاعران ایرانی به زبانهای دیگر ترجمه و در کشورهای خارجی منتشر شده مقایسه کنیم، فاصله بسیار زیاد است.

شاید با خوشبینی بتوان گفت حدود ۱۰ درصد از آثار شاعران و نویسندگان ایرانی به زبانهای دیگر ترجمه شده باشد. ما نزدیک به ۵۰ سال است که در حوزه ادبیات تولید محتوا میکنیم. شاعران شعر گفتهاند و نویسندگان داستان نوشتهاند و ادبیات انقلاب و ادبیات معاصر ما بسیار غنی و پربار است، اما این آثار به شکل شایسته به مردم جهان معرفی نشدهاند.
شاعران انقلاب مظلوم و محجوب واقع شدهاند. وقتی فضای دانشگاهی، تحقیقاتی و مجازی را بررسی میکنیم، شاید تنها نام یکی دو نفر از شاعران انقلاب در سطح جهانی بیشتر دیده شود. قیصر امینپور یکی از نمونههای شاخص است، اما شاعران بزرگی داریم که آثارشان ترجمه نشده است.
به نظر من وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری و سایر نهادهای فرهنگی باید یک واحد یا اداره کل ترجمه داشته باشند که آثار را طبقهبندی، ترجمه و به زبانهای زنده دنیا عرضه کند.
جشنواره شعر فجر باید همه طیفهای ادبی را ببیند
جشنواره بینالمللی شعر فجر چه نقشی میتواند در معرفی ادبیات معاصر ایران داشته باشد؟
ابتدا باید تعریفی روشن از فلسفه وجودی جشنواره شعر فجر داشته باشیم. آیا قرار است فقط شعر انقلاب را ببینیم یا اینکه جشنواره بینالمللی شعر فجر باید تمام طیفهای ادبی را زیر چتر خودش قرار دهد؟
من فکر میکنم تعریف دوم درست است. در جشنوارههای بینالمللی فیلم، فیلمسازان مسلمان و انقلابی در کنار کارگردانان دیگر حضور پیدا میکنند و آثارشان عرضه میشود. در آنجا کیفیت اثر هنری مطرح است.
در حوزه ادبیات نیز باید ادبیات معاصر ایران را به مردم جهان معرفی کنیم. در کنار شاعران انقلاب، شاعران پیش از انقلاب و طیفهای مختلف ادبی نیز میتوانند حضور داشته باشند.
اگر جشنواره شعر فجر قرار است عنوان بینالمللی داشته باشد، باید همه طیفهای ادبی را زیر چتر خود بیاورد. یکی از انتقادهایی که از آغاز شکلگیری جشنواره تا امروز وجود داشته این است که این جشنواره بیشتر به عنوان جشنواره انقلاب دیده شده است.
در حالی که سیره عملی رهبر شهید در حوزه ادبیات اینگونه نبود. ایشان برای ادبیات فارسی ارزش قائل بودند و معتقد بودند کسی که به زبان فارسی خدمت میکند، قابل تحسین و ستایش است.

به همین دلیل در سخنرانیها و دیدارهایشان از شاعرانی مانند احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، حسین منزوی و هوشنگ ابتهاج نام میبردند؛ بنابراین باید هر کسی را که به زبان فارسی خدمت میکند، محترم بدانیم و برای او جایگاهی تعریف کنیم.
ضرورت ایجاد معاونت شعر و ادبیات
با توجه به جایگاه شعر و ادبیات، ساختار مدیریتی کشور تا چه اندازه متناسب با این اهمیت است؟
متأسفانه شعر و ادبیات در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جایگاه متناسبی با اهمیت خود ندارد. بعد از گذشت دههها، هنوز معاونت مستقلی برای شعر و ادبیات نداریم.
به نظر من باید این کملطفی و بیمهری جبران شود. جامعه باید این مطالبه را از مسئولان فرهنگی داشته باشد. اهل ادب آدمهای قانعی، نجیب و کمتوقعی هستند و کمتر مطالبه میکنند، اما با توجه به اینکه شعر هنر اول ایران اسلامی است، شایسته است در حد یک معاونت، ساختاری با عنوان معاونت شعر و ادبیات ایجاد شود که شعر و ادبیات داستانی را دربرگیرد.
حوزه هنری تا حدودی بار وزارت ارشاد را در این حوزه به دوش میکشد و بخشی از این کمکاریها را جبران کرده است، اما با این حال باید برای این موضوع فکری اساسی کرد تا به شعر و ادبیات بیمهری نشود.
کتاب کاغذی نباید از زندگی مردم حذف شود
وضعیت کتاب و کتابخوانی را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر به دهه اول انقلاب و حتی سال ۱۳۵۷ برگردیم، باید ببینیم تیراژ کتاب در آن زمان چقدر بود و امروز بعد از گذشت نزدیک به نیم قرن از انقلاب اسلامی به چه میزان رسیده است.
درست است که شرایط تغییر کرده، فضای مجازی و اینترنت آمده و کتابها به صورت الکترونیکی عرضه میشوند، اما هیچ چیزی جایگزین کتاب کاغذی نمیشود. ما باید فرهنگ چاپ و انتشار کتاب را حفظ کنیم و در کنار مزایای فضای مجازی از آن بهره ببریم.
خود من ممکن است در طول شبانهروز چند ساعت از طریق فضای مجازی مطالعه کنم و این هیچ اشکالی ندارد، اما کتاب نباید فراموش شود.

امروز به دلیل هزینههای سنگین چاپ و نشر، ناشران انگیزه کافی برای چاپ کتاب ندارند و بدتر از آن، بار مالی چاپ کتاب به دوش اهل قلم افتاده است؛ در حالی که اهل قلم از نظر مالی یکی از ضعیفترین اقشار فرهنگی جامعه هستند.
گاهی شاعر یا نویسنده برای چاپ یک کتاب با هزینههای سنگینی مواجه میشود. برای نمونه، یکی از دوستان شاعر من برای چاپ یک کتاب ۱۰۰ صفحهای با ناشران مختلف صحبت کرده بود و رقمهایی حدود ۲۵ میلیون تومان به او اعلام کرده بودند. حتی یکی از ناشران که به تعبیر او منصفتر بود، ۱۸ میلیون تومان درخواست کرده بود؛ آن هم برای تعداد نسخه محدودی از کتاب.
از سوی دیگر، قیمت کتاب در بازار نیز افزایش پیدا کرده است. وقتی کتابی با حجم کم با قیمت چند صد هزار تومان عرضه میشود، برای بخشهایی از جامعه که درآمد محدودی دارند، خرید کتاب دشوار میشود.
نتیجه این است که مردم به تدریج از کتاب و کتابخوانی فاصله میگیرند و به سمت سرگرمیها و دلمشغولیهای دیگر در فضای مجازی میروند.
حمایت هدفمند از ناشران ضروری است
برای حل مشکلات حوزه نشر چه اقدامی میتوان انجام داد؟
نهادهایی مانند نهاد کتابخانههای عمومی کشور باید در حوزه کتاب تمهیداتی بیندیشند تا کتاب با قیمت مناسب به دست مردم برسد.
اگر لازم است دولت از ناشران حمایت مالی کند، باید سازوکاری طراحی شود که این حمایت واقعاً در مسیر چاپ و انتشار کتاب هزینه شود و محصول نهایی به دست مردم برسد.
قبلاً نیز حمایتهایی مانند اختصاص کاغذ وجود داشت، اما گاهی سوءاستفادههایی اتفاق افتاد؛ بنابراین باید سازوکاری ایجاد شود که حمایت از ناشر شفاف باشد و نتیجه آن به تولید و عرضه کتاب برسد.

این حمایتها برای آن ضروری است که ناشران بتوانند سرپا بمانند. شنیدهام برخی ناشران با مشکلات جدی مواجه شدهاند و حتی ورشکست شدهاند که اتفاق بسیار بدی برای حوزه فرهنگ است.
کتاب و فرهنگ، پشتوانه مقاومت ملت ایران
در نهایت، چه ارتباطی میان فرهنگ، ادبیات و روحیه مقاومت ملت ایران وجود دارد؟
پیروزیهایی که ملت ایران چه در دوران دفاع مقدس و چه در جنگهای اخیر به دست آورده، در کنار نصرت الهی، به فرهنگ و تمدن غنی و باشکوهی که داریم نیز مربوط است.
اگر فردوسی، مولانا، عطار، سعدی، حافظ و بزرگان فرهنگ و ادب را نداشتیم، امروز نمیتوانستیم اینگونه در برابر قدرتهای بزرگ مقاومت و ایستادگی کنیم. فرهنگ ماست که روح مقاومت را در کالبد ملت ایران دمیده است.
این فرهنگ و تمدن ماست که باعث پایداری و ایستادگی شده و ما باید در مسیر پاسداری و صیانت از زبان فارسی، فرهنگ ایرانی و تمدن ایرانی گام برداریم.
نماد فرهنگ و تمدن ما چیست؟ کتاب. پیشخوان فرهنگ و تمدن ایرانی، کتاب و کتابخوانی است. در حوزههای مختلف از ادبیات و شعر و داستان گرفته تا سیاست، علم و هنر، باید این فرهنگ را از طریق کتاب و کتابخوانی گسترش و ترویج کنیم.
به اعتقاد من اگر در حوزه فرهنگ منابعی وجود دارد که امکان انجام کارهای کلان با آن نیست، باید با اطمینان در حوزه شعر و ادبیات سرمایهگذاری شود. مقاومت ملت ایران ریشه در فرهنگ و تمدن باشکوه ما دارد و باید برای این فرهنگ و تمدن سرمایهگذاری کنیم.
پیشنهاد برگزاری نشستهای ماهانه ادبی در دفاعپرس
با توجه به ظرفیت رسانهای دفاعپرس، چه پیشنهادی برای توجه بیشتر به ادبیات دفاع مقدس دارید؟ **
دفاعپرس پایگاه خوبی برای این کار است. پیشنهاد من این است که در حوزه تخصصی دفاع مقدس، نشستهایی با حضور دوستان و اهالی ادبیات برگزار شود. حتی اگر امکان برگزاری نشست در سالنهای بیشتری وجود دارد، میتوان برنامهای را به صورت میزگرد برگزار کرد و دو یا چند نفر درباره یک موضوع مشخص گفتوگو کنند و رسانه نیز آن را پوشش دهد.
این برنامه میتواند به صورت ماهانه و با یک عنوان ثابت برگزار شود و در طول سال ۱۲ نشست داشته باشیم. اگر مدیران بنیاد نیز از این برنامه حمایت کنند، اتفاق مبارکی خواهد بود.

ما در گذشته برنامههای مختلفی در حوزه ادبیات داشتیم، اما تعداد برنامههای خوب و جدی در این حوزه بسیار اندک بوده است. متأسفانه گاهی با ادبیات و شعر برخوردی تفننی شده و این حوزه جدی گرفته نشده است.
امیدوارم رسانههایی مانند دفاعپرس بتوانند در این زمینه برنامههای جدیتری طراحی کنند و با توجه به رسالت خود در حوزه دفاع مقدس، ادبیات پایداری و شعر مقاومت، زمینه گفتوگو و پرداخت مستمر به این حوزه را فراهم کنند.
انتهای پیام/ 121
