معرفی کتاب؛
ریحانههای دفاع مقدس
کتاب «ریحانههای دفاع مقدس» به نقش زنان استان گیلان در دفاع مقدس به صورت پژوهشی و اسنادی پرداخته که این کتاب با حمایت زنان ادارهکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس گیلان در در سال ۱۴۰۳ به چاپ اول رسید.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از گیلان، کتاب «ریحانههای دفاع مقدس» به نقش زنان استان گیلان در دفاع مقدس به صورت پژوهشی و اسنادی پرداخته که این کتاب با حمایت زنان ادارهکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس گیلان در ۲۴۵ صفحه در قطع رقعی در ۱۰۰۰ تیراژ در سال ۱۴۰۳ توسط انتشارات پلاک افتخار به چاپ اول رسید.

کتاب حاضر نخستین بار با عنوان "نقش زنان استان گیلان در دفاع مقدس" توسط انتشارات صریر در سال ۱۳۹۵ فیپا گرفته است.
کتاب پیش رو با نویسندگی دکتر محمود رنجبر و زهرا عبدالرحیمی و گفتوگو توسط «سمیه اقدامی سندی» و با ویراستاری دکتر راضیه خوش ضمیر به چاپ رسیده است.
این کتاب که جز یکی از کتابهای فاخر زنان دفاع مقدس و مقاومت استان گیلان است به نقش زنان گیلان در ادوار تاریخی، حضور زنان پس از قیام میرزا کوچک جنگلی، سیاستهای زن ستیزانه حکومت پهلوی، نقش زنان گیلان در مبارزات پیش و پس از انقلاب اسلامی، نقش زنان گیلان در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، نقش پشتیبانی زنان استان گیلان در دفاع مقدس و فعالیتهای خدماتی زنان در بیمارستانهای مناطق جنگی و کمک به اقتصاد خانواده و کشور در زمان جنگ تحمیلی هشت ساله... با قلمی شیوا، تاریخی و پژوهشی نوشته شده است در اینجا بخشی از خاطرات یکی از این زنان انقلابی و حماسه آفرین گیلان را میخوانیم.
یکی از فداکارترین افراد جامعه، زنانی هستند که با جانبازان هشت سال دفاع مقدس زندگی میکنند. از آنجایی که زندگی با جانبازان مشقات فراوانی دارد، این بانوان با از خودگذشتگی و رسیدگی به آسیبدیدگان جنگ تحمیلی شرایط آسایش و آرامش را برای آنان فراهم میکنند.
همسر شیید محمد اصغریخواه به یاد میآورد که پس از عملیات رمضان در سال ۱۳۶۱ همسرش وضعیت سختی پیدا کرد. وضعیت روحی او بسیار نامناسب بود، وقتی برای دوران نقاهت به منزل آمد، مدام بیتابی میکرد، دلپیچههای ممتد داشت، به دلیل شدت ناراحتی قلب ایشان درد میگرفت، اتفاق میافتاد که تا مدتها به فرزندش توجه نمیکرد، در خواب همیشه خود را درون جبهه میدید با صدای بلند حرف میزد و دستورات نظامی میداد.
متوجه شدم اگر پیشگیری نکنم، روز به روز بدتر میشود. «شدت این بیماری از تابستان ۶۱ تا نیمه اول سال ۶۵ بود به تدریج کاسته میشد.» در مواقعی شهید اصغری خواه آنچنان از درد به خود میپیچید که نیمه بیهوش میشد. پانزده روز در بیمارستان پورسینای رشت تحت نظر دکتر اعصاب و روانبستری شد. دکتر توصیه کرد باید محیطش آرام و بیسروصدا باشد. مدتی گذشت؛ اما بهبودیاش معلوم نبود. همسرش در آشپزخانه بود که احساس میکند انگار کسی او را صدا میزند، صدا خیلی ضعیف بود، به اتاق میرود میبیند همسرش لای پتو پیچیده شده و از روی تخت به زمین افتاده و نمیتواند پتو را کنار بزند، محمد خیس عرق شده بود و نزدیک بود خفه شود، برای کمک همسرش را صدا میزد. پتو را از رویش برداشت؛ محمد چشمهش را بسته بود و گریه میکرد.
خواب میدید که حضرت امام (ره) فوت کرده و به ایشان میگفت: «اجازه بدهد که او به تشییع جنازه امام برود.» گاهی صدای بوق ماشینهای خیابان رو میشنید فکر میکرد برای تشییع جنازه امام دارند میروند. همسرش به صورتش سیلی زد، هر کاری میکرد بیدار نمیشد، هر چه میگفت امام خمینی زنده است باز هم گریه میکرد، آنقدر گریه کرد تا دوباره خوابید. او را نزد بهترین پزشکان مغز و اعصاب تهران هم بردند؛ اما انگار داروها تاثیری نداشت. پزشک میگفت: «دخترم! پزشک معالج شوهرت، خودت هستی. باید خیلی تحمل و صبر داشته باشی؛ اگر همسرت گفت الان باید به خانه پدرش برود، باید سریع آماده شوی حتی اگر وسط کار خانه بودی، آن را رها کن، چون اگر دیر کنی، دوباره حالش به هم میریزد.»
یکبار که حملههای عصبی به او دست داد، فرزند سه سالهاش را کتک زد و او را به سمت در اتاق خواب پرتاب کرد.
«هر روز از روز قبل بدتر میشد، برای دل دردش چاره داشتم. یک چادر نماز را چنان دور شکمش میپیچیدم که شکمش به پشتش میچسبید و نیم ساعت بعد دردش کمتر میشد، ولی درد قلب نه. همیشه توی کیفم آمپول مسکن داشتم؛ اسپاسلار، نوآلژین، وریدی میزدم؛ اما باید یک مرد نگهش میداشت تا تکان نخورد. قوی هیکل بود و دست تنها حریفش نمیشدم. مدتها طول کشید تا علائم حملههای عصبیاش را بشناسم و بدانم که چه لازم دارد و چه کار باید بکنم. زمان و مکان هم نداشت. گاهی این طرف و آن طرف مهمان بودیم، درد یک دفعه شروع میشد. بدتر اینکه دوست نداشت کسی در آن وضع او را ببیند. خانه پدرش هم که بودیم، نمیگذاشت حتی مادرش نزدیک بشود..»
دوستداران فرهنگ ایثار و شهادت جهت تهیه این کتاب ارزشمند میتوانند در ساعت اداری به معاونت ادبیات و یا زنان ادارهکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان گیلان به آدرس رشت، میدان صنایع دستی گیل، کیلومتر ۳ جاده رشت به تهران، جنب حوزه علمیه حضرت امیرالمومنین (ع)، ۳۰۰ متر بالاتر از حوزه، مرکز فرهنگی دفاع مقدس و مقاومت استان گیلان مراجعه کنند.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
