استقرار ارتش تروریستی آمریکا در لهستان و تاسیس پایگاه نظامی جدید
گروه بینالملل دفاعپرس: تصمیم ترامپ برای ایجاد یک پایگاه نظامی دائمی جدید در لهستان، در نگاه نخست، نشانهای از تشدید تنش با مسکو و برداشتن گامی دیگر به سوی جنگ جهانی و وضعیت آخرالزمان هستهای را به ذهن متبادر میکند.

اما اگر در این معادله ذهنی، طرحهای پنتاگون برای کاهش شمار کل نظامیان آمریکایی در اروپا به ۲۵ یا حتی ۴۰ هزار نفر، یعنی حدود یکسوم تا نیمی از گروه ۸۰ هزار نفری کنونی نظامیان آمریکایی در این قاره را در نظر بگیریم، این پرسش منطقی پیش میآید که تصمیم یادشده ترامپ دقیقاً علیه چه کسی است؟
در این زمینه، نخستین چیزی که به ذهن میرسد این است که این تصمیم بیش از همه آلمان را متضرر خواهد کرد. زیرا این کشور به همراه ایتالیا و اسپانیا، در میان کشورهایی نام برده میشود که کاهش احتمالی نظامیان آمریکایی پیش از همه دامن آنها را خواهد گرفت، این در حالی است که بخشی از حضور نظامی آمریکا بهطور بالقوه میتواند در جناح شرقی ناتو، از جمله لهستان، بازتوزیع شود.
اینکه در دوران ترامپ میان برلین و واشنگتن روابط سردی حاکم شده است، مدتهاست که در محافل سیاسی آمریکایی-آلمانی بر سر زبانهاست، اما همین چند روز پیش، سردی روابط میان دو کشور جای خود را در اظهارات رسمی مقامهای دو کشور نیز پیدا کرد.
در همین رابطه، «فریدریش مرتس» صدراعظم آلمان، در آستانه انتخابات یکشنبه گذشته مجلس ایالتی برلین، در مقر حزب خود اظهار داشت: دوران دوستی «بیقید و شرط» میان آمریکا و اروپا که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شده بود، تا مدتی نامعلوم به پایان رسیده است.
مرتس با کنایهای آشکار به دولت کنونی واشنگتن گفت: «به نظر میرسد دوران دوستی بیقید و شرط فراآتلانتیکی تا مدتی نامعلوم پایان یافته است؛ برلین در آن سوی اقیانوس اطلس، تغییر سیاستهای غیر قابل توضیحی میبیند که در گذشته برای ما غیر قابل باور بود.» صدراعظم آلمان در همان حال روابط امروز کشور خود با آمریکا را با زمان سفر رؤسایجمهور آمریکا به پایتخت آلمان مقایسه و به سخنرانیهای مشهور جان اف. کندی و رونالد ریگان اشاره کرد.
اما جدا از اختلافات شخصی میان مرتس و ترامپ، تمایل آمریکا به خروج نظامیان خود از آلمان و انتقال آنها به لهستان، با رشد ناگهانی روحیه نظامیگری در میان سیاستمداران و نظامیان آلمانی نیز مرتبط است. افزایش نقشآفرینی افسران آلمانی در اتحادیه ناتو نشانهای از این تغییر روحیه است که به مذاق کاخ سفید خوش نیامده است.
در راستای این افزایش نقش آفرینی، ژنرال ۶۱ ساله آلمانی «کارستن برویر» به عنوان رئیس کمیته جدید نظامی ناتو انتخاب شد، این افسر آلمانی به داشتن روحیات جنگطلبانه مشهور است و پیش از تصدی این سمت، در اظهار نظری جنجالی به مردم آلمان گفته بود که خود را برای جنگ با روسیه آماده کنند. وی همچنین تاکید کرده بود که در جنگ پیش روی آلمان با روسیه، نه تنها نیروهای نظامی، بلکه مردم علادی و صنعت آلمان نیز به صورت تمامعیار در منازعه داخل خواهند شد.
این انتصاب، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا را که مدتهاست از حضور کشور خود در ناتو دل خوشی ندارد را نسبت به این پیمان دفاعی دلسردتر خواهد کرد. رئیس جمهور آمریکا که بر خلاف وعدههای انتخاباتی خود، آمریکا را داخل در جنگی بیپایان و فرسایشی در غرب آسیا کرده است، به هیچ عنوان تمایل ندارد محبوبیت نابودشده خود در افکار عمومی آمریکا را با دخالت در جنگ با روسیه به نفرتی تاریخی و بیسابقه تبدیل کند.
البته ذکر این نکته ضروری است که فارغ از رئیس جمهور مستقر در کاخ سفید، سیاست کلی آمریکا بر این امر استوار است که در هرگونه درگیری میان روسیه و اروپا به عنوان ناظر بیطرف خود را از جنگ دور نگهدارد. به عبارت بهتر، آمریکا به این مسئله متمایل است که در گوشهای امن نظارهگر نابودی پتانسیل روسیه و اروپا به عنوان رقبای بالقوه خود در جهان باشد.
از سوی دیگر، فراگیر شدن این جنگ و تبدیل شدن آن از وضعیت جنگ فرسایشی به جنگی فراگیر نیز برای آمریکا مطلوب نیست، زیرا در آن صورت ممکن است ناچار باشد برای حفظ هژمونی رو به زوال خود، به نفع اروپا موضعگیری کرده و خود نیز دچار تبعات یک جنگ ویرانگر شود.
در چنین شرایطی و در حالی که سران اروپا آماده آغاز یک جنگ تمام عیار بر علیه روسیه هستند، آمریکا قصد دارد تا منازعه را در حدی کنترل کند که اروپا و روسیه را دچار فرسایش کرده ولی خود در این منازعه آسیبی نبیند.
این شرایط برای واشنگتن ایجاب کرده است که با انتقال بخشی از نیروهای خود به لهستان و ایجاد یک پایگاه نظامی دائمی در این کشور، همزمان چند هدف را دنبال کند؛ در ابتدا با نزدیک کردن نظامیان خود به خط تماس در منازعه روسیه و اروپا، از خاموش شدن کلی منازعه جلوگیری کند، همچنین با ارتباطگیری بیشتر با جناح شرقی ناتو که از ارتباط بهتری با ترامپ برخوردارند، بتواند در صورت لزوم از گسترش جنگ جلوگیری کند و در نهایت با خروج نظامیان خود از غرب اروپا، از سران خودسر اروپای غربی زهرچشم گرفته و آنها را به تمکین از خود وادار کند.
ترامپ که قافیه را به کلی در غرب آسیا باخته است، این بار آشکارا شرق اروپا را به عنوان زمین بازی جدیدی برای حفظ و گسترش هژمونی رو به افول خود انتخاب کرده و قصد دارد تا با فرسوده کردن رقبای خود در این زمین بازی، از عقب افتادگی پیش روی آنان کمال استفاده را ببرد.
انتهای پیام/ 999
