در گفت‌وگو با دفاع‌پرس مطرح شد؛

کیخا: نقش سازمان بسیج علمی در ارتقاء بنیه دفاعی کشور/ اقتدار نظامی از ساحت اقتدار علمی کشور عبور کرده است

جانشین سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری با بیان اینکه این سازمان در اقتدار دفاعی کشور نقش دارد، گفت: سازمان بسیج علمی در حوزه طرح‌های مرتبط با ارتقاء بنیه دفاعی تیم‌های شناسایی شده را به رده‌های کارفرما در صنعت دفاعی کشور متصل می‌کند و بدین شکل در افزایش اقتدار دفاعی کشور نقش آفرینی دارد.
کد خبر: ۸۶۴۶۳۵
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۷ - 23September 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس: امروز دومین روز از هفته دفاع مقدس است که به عنوان «جوانان؛ پیشگامان علم و اقتدار علمی» نامگذاری شده است؛ لذا به همین بهانه خبرنگار سیاسی دفاع‌پرس، گفت‌وگویی را با «یاسین کیخا» جانشین سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری به منظور تبیین نقش علم و فناوری در تقویت اقتدار ملی و دفاعی کشور انجام داده که در ادامه آمده است.

یاسین کیخا

دفاع‌پرس: سازمان بسیج مستضعفین در حوزه‌های مختلفی فعالیت می‌کند که بخشی از این فعالیت‌ها در قالب معاونت بسیج علمی، پژوهشی و فناوری دنبال می‌شود. این معاونت در راستای مأموریت کلی بسیج، چه مأموریت‌ها و وظایفی را بر عهده دارد؟

مأموریتی که سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری دنبال می‌کند، در سه بخش اصلی تعریف شده است؛ نخست، تربیت عالم، دوم، تولید علم و سوم، جهت‌دهی صحیح به تولید علم. الگوی اجرایی این مأموریت نیز مبتنی بر جنس و ماهیت بسیج و با استفاده از ظرفیت‌های مردم دنبال خواهد شد.

در خصوص پیوند علم و دانش با بخش صنعت و استفاده از دستاوردهای علمی نیز باید گفت که وقتی از بسیج صحبت می‌کنیم، از ظرفیتی به گستردگی همه مردم ایران و حتی مستضعفان جهان سخن می‌گوییم. بنابراین، همه ارکانی که در حوزه مأموریتی سازمان بسیج علمی قرار دارند، می‌توانند در این ظرفیت گسترده نقش‌آفرینی کنند. به عبارت دیگر، صنعتگر، استاد دانشگاه، دانشجو و دانش‌آموخته، هر کدام بخشی از این ظرفیت هستند؛ چراکه برخی توانایی تولید مسئله، برخی قابلیت پاسخ به مسائل و برخی نیز امکان پشتیبانی از فرایند حل مسئله را دارند.

بر همین اساس، مجموعه‌های صنعتی و تولیدکنندگان نیز در سبد حمایتی ما قرار می‌گیرند؛ چراکه آنها با مسائل و نیازهایی مواجه هستند که دانش باید متناسب با آنها راهکار و پاسخ تولید کند تا در نهایت به ارتقای بهره‌وری منجر شود. سازمان بسیج علمی این مأموریت را در قالب مجموعه‌های مردم‌پایه‌ای تحت عنوان «هسته‌های کاشف» دنبال می‌کند. تلاش ما این است که اگر قرار است مسئله‌ای شناسایی شود، برای آن پاسخ تولید شود و از فرایند حل مسئله نیز پشتیبانی صورت گیرد، هر سه این مراحل با مشارکت و نقش‌آفرینی خود مردم انجام شود.

به بیان دیگر، ما به‌عنوان یک سازمان متولی، وظیفه ظرفیت‌سازی در میان مردم برای ایفای این نقش را بر عهده داریم. به همین دلیل، در حوزه احصای مسائل از مجموعه‌های صنعتی و حاکمیتی نیز تلاش کرده‌ایم هسته‌های مردم‌پایه را توسعه دهیم تا این هسته‌ها بتوانند مسائل را شناسایی کرده و در مسیر ارائه راهکار برای آنها نقش‌آفرینی کنند. این رویکرد در عرصه حل مسئله نیز دنبال می‌شود. ما به دنبال ایجاد هسته‌های رشدی ذیل طرح‌هایی با نام امام صادق(ع) و باقرالعلوم(ع) هستیم تا این هسته‌های مردم‌پایه بتوانند در حل مسائل ورود کنند.

در حوزه پشتیبانی نیز سازمان بسیج علمی تلاش دارد از طریق جمع‌سپاری مالی، منابع مورد نیاز برای حل مسائل را تأمین کند. بنابراین، مدل حل مسئله در سازمان بسیج علمی از مسیر سازماندهی و مشارکت مردم عبور می‌کند و این رویکرد در حوزه علم و فناوری نیز دنبال می‌شود.

در همین راستا، تاکنون بیش از یک‌هزار و ۲۰۰ هسته رشدی در حوزه فنی و مهندسی و نزدیک به ۳۰۰ هسته در حوزه علوم انسانی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته‌اند و اغلب آنها از حمایت‌های بلاعوض برخوردار شده‌اند.

این اقدامات علاوه بر حمایت‌های تسهیلاتی از شرکت‌های دانش‌بنیان است. همچنین در حوزه گفتمان‌سازی نیز ظرفیت خبرگزاری علم و فناوری ایجاد و مورد حمایت قرار گرفته است تا دستاوردهای حوزه علم و فناوری به شکل مناسب و شایسته‌ای انعکاس پیدا کند.

دفاع‌پرس: آیا برنامه‌ای برای ایفای نقش به‌عنوان حلقه وصل میان بخش علمی و حوزه دفاعی کشور دارید؟

هنر ما باید ایجاد بستر برای شکل‌گیری، تقویت و پایدار شدن نهادهای مردمی در حوزه فناوری باشد. به‌عنوان مثال، مجموعه‌هایی داشته‌ایم که ظرفیت‌های خود را در حوزه علم و فناوری در خدمت توسعه فناوری‌های دفاعی قرار داده و ظرفیت‌هایشان را پای کار آورده‌اند. بر همین اساس، سازمان بسیج علمی در حوزه طرح‌های مرتبط با ارتقای بنیه دفاعی، تیم‌های شناسایی‌شده را به رده‌های کارفرما در صنعت دفاعی کشور متصل می‌کند تا ظرفیت‌های علمی و فناورانه آنها در مسیر رفع نیازهای دفاعی کشور به کار گرفته شود.

ما معتقدیم حتی در جنگ سخت نیز، همانند دوران دفاع مقدس، همه اقشار جامعه می‌توانند نسبت خود را با عرصه دفاع تعریف کنند. امروز نیز نخبگان، دانشمندان و حتی عموم مردم باید بتوانند نقش خود را در دفاع از کشور ایفا کنند و هر فرد متناسب با توانمندی خود، نسبتش را با این دفاع مقدس کنونی تعریف کند. کسی که توانایی تولید محصولی را دارد که قابلیت بهره‌برداری در صنعت دفاعی کشور دارد، می‌تواند در این عرصه نقش‌آفرین باشد؛ فردی که توان پشتیبانی و تأمین مالی دارد نیز می‌تواند مشارکت کند و حتی کسی که می‌تواند در سطح محله خود به ارتقای تاب‌آوری کمک کند، بخشی از این فرایند است.

بنابراین، مشارکت در دفاع از کشور صرفاً به یک حوزه یا گروه خاص محدود نمی‌شود و هر فرد می‌تواند متناسب با ظرفیت و توانایی خود در این مسیر نقش‌آفرینی کند.

دفاع‌پرس: آیا بسیج علمی در دستاوردها و موفقیت‌های امروز کشور در حوزه دفاعی و تقویت اقتدار دفاعی جمهوری اسلامی ایران، نقشی داشته است؟ این مجموعه تا چه اندازه توانسته در این مسیر ایفای نقش کند؟

اگر اقتدار دفاعی را صرفاً به ادوات نظامی، تجهیزات جنگی و موضوعاتی از این جنس تقلیل دهیم، بله، ما در این حوزه نقش داشته‌ایم. به بیان دیگر، مجموعه‌های مردمی که از قابلیت‌ها و توانمندی‌هایی برخوردار بودند و می‌شد این ظرفیت‌ها را متناسب با نیاز نیروهای مسلح جهت‌دهی و ارتقا داد، از طریق بسیج پای کار آمدند. البته این ارتباط و ظرفیت‌سازی همچنان وجود دارد؛ با این حال، به نظر من آنچه موجب ایجاد اقتدار، حتی در شرایط جنگی می‌شود، فراتر از این موارد است.

به عبارت دیگر، اگر بتوانید تاب‌آوری مردم را در این عرصه، چه از منظر فناوری و چه از نظر روش‌ها و راهکارهایی که باید تولید و به کار گرفته شوند، ارتقا دهید، این خود یک نقش مهم و ارزشمند است. همین رویکرد موجب شده است که کشور در برخی حوزه‌های دانشی مرتبط با دفاع، به دستاوردها و جایگاه‌های قابل توجهی دست پیدا کند.

نقش نخبگان در اقتدار دفاعی

دفاع‌پرس: نقش نخبگان در تقویت اقتدار دفاعی کشور، با توجه به تأکیدات رهبر شهید امت، چیست؟

این پرسش پس از جنگ رمضان، پاسخ روشن و بدیهی پیدا کرده است؛ چراکه هیچ‌یک از صاحب‌نظران در داخل کشور یا در سطح جهان، در این نکته تردیدی ندارند که این جنگ، جنگی مبتنی بر فناوری بوده است.

آنچه زمینه‌ساز آسیب‌رسانی به دشمن شد، فناوری بود و در کنار آن، ایمان و اعتقاد نیز نقش داشت؛ اما بستر اصلی، بستر فناوری بود. به همین جهت، اقتدار نظامی از ساحت اقتدار علمی کشور سرچشمه گرفته و از آن عبور کرده است. حتی امام شهید جمله‌ای دارند که در جمع نخبگان فرمودند: «برتری علمی و فناوری گاهی می‌تواند دست دشمن را از ضربه وارد کردن به جمعیت‌های بزرگی مثل غزه و ضاحیه کوتاه کند.

ما اگر چنانچه از لحاظ علمی مثلاً فرض بفرمایید در زمینه تسلیحات، از این چیزی که هستیم مبالغی جلوتر بودیم، یقیناً در اوضاع منطقه اثر می‌گذاشت و می‌توانست مانع از افروختن این آتش‌های سوزنده دل‌ها و جان‌ها شود یا آنها را خاموش کند. حرکت علمی، تفوق علمی، یک چنین چیزهایی هم دارد.» این سخن نشان می‌دهد که علم و اقتدار نظامی، حتی در ساحت دفاعی، به‌شدت به یکدیگر گره خورده‌اند.

یعنی اقتداری که امروز در ساحت نظامی داریم، اگر با علم و فناوری در حوزه‌هایی مانند اقتصاد پیوند بخورد، می‌تواند این اقتدار را به شکل دیگری معنا کند و به عرصه‌های دیگر نیز تسری دهد. به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی به مردم و نخبگان اعتمادبه‌نفس داد؛ اعتمادی که موجب شد ایران در برابر کشوری که یکی از قدرتمندترین ارتش‌های جهان را ایجاد کرده است، توازن برقرار کند و حرف خود را هم از جنبه منطقی و هم از جنبه نظامی به کشورهای دیگر بقبولاند.

از این منظر، می‌توان گفت ایران امروز به یک بازیگر جهانی تبدیل شده است؛ چراکه ابزارهایی در اختیار دارد که آثار و پیامدهای آنها فراتر از مرزهای کشور است. زمانی برخی موشک‌های ما را «آب‌گرم‌کن» می‌دانستند یا آنها را فتوشاپی معرفی می‌کردند؛ اما دو جنگ تحمیلی اخیر به همگان نشان داد که این‌گونه اظهارنظرها تا چه اندازه بی‌اساس بوده است.

امروز قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران که حاصل تلاش و دانش نخبگان کشور است، به‌عنوان یک واقعیت پذیرفته شده است. البته ما یک دوره پساجنگ نیز خواهیم داشت و در آن دوره، اقتدار نظامی باید با پیوندهای فناورانه به ساحت‌های دیگر، از جمله حوزه اقتصادی، تسری پیدا کند. بنابراین، آینده جهان در این منطقه رقم خواهد خورد. البته دشمنان ما نیز علاقه‌ای ندارند به این سادگی از این منطقه خارج شوند؛ زیرا از نگاه آنان، خروج از منطقه می‌تواند پیامدهای مهمی برای جایگاه آمریکا به‌عنوان یک ابرقدرت داشته باشد. رهبر شهید امت نیز سخنی دارند با این مضمون که «موشک شناسنامه جوان ایران است».

شناسنامه جوان ایرانی یعنی این توانمندی، برخاسته از ذات و ظرفیت مردم کشورمان است. البته در بخش‌هایی از حوزه نظامی که علوم و فناوری‌های مربوط به آنها را در اختیار نداشتیم یا به آنها اشراف کامل نداشتیم، آسیب‌هایی دیدیم؛ اما با وجود این، امروز با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در حال مقابله با توانمندی‌های دشمن هستیم. این موضوع نیز فقط محدود به آمریکا نیست، بلکه کشورهای متعددی پشت آمریکا قرار دارند.

در جنگ هشت‌ساله عراق علیه ایران، همواره می‌گفتیم آمریکا و غرب پشت دولت عراق قرار دارند؛ اما امروز شرایط به گونه‌ای است که جمهوری اسلامی ایران در برابر آمریکا و مجموعه کشورهایی که از آن حمایت می‌کنند، ایستاده و با آنها مقابله می‌کند.

دفاع‌پرس: مقالاتی که تاکنون در کشور منتشر شده‌اند، چه نقشی در حل مسائل کشور، به‌ویژه در حوزه دفاعی، داشته‌اند؟

ارقام و آماری که امروز وجود دارد، ارقام قابل دفاعی نیست؛ چراکه حدود سه میلیون دانشجو در کشور داریم که حدود یک درصد از این تعداد در مقاطع تحصیلات تکمیلی مشغول به تحصیل هستند و طبیعتاً باید پایان‌نامه و مقاله ارائه دهند. با این حال، سهم پایان‌نامه‌ها و مقالاتی که به حل مسائل جدی و واقعی کشور، که بخشی از آن حوزه دفاعی را نیز دربرمی‌گیرد، اختصاص پیدا می‌کند، سهم بالایی نیست.

بنابراین، این جهت‌گیری نیازمند اصلاح است. البته تلاش‌هایی نیز از سوی برخی دستگاه‌های سیاست‌گذار انجام شده است؛ از جمله اصلاح آیین‌نامه ارتقای اساتید، چه به‌صورت جزئی و چه در سطح کلی، و همچنین حمایت‌های هدفمند برای ایجاد جهت‌گیری در این زمینه. با این حال، مجموع این اقدامات هنوز نتوانسته است به یک جریان فراگیر تبدیل شود؛ به این معنا که اگر در دانشگاه پایان‌نامه یا مقاله‌ای تولید می‌شود، نسبت مشخص و معناداری با نیازهای واقعی کشور داشته باشد.

بر همین اساس، یکی از کارهایی که به نظرم بسیج باید دنبال کند، کمک به نهادهای متولی برای اصلاح این مسیر است. دلیلش هم این است که بسیج ظرفیت همه کشور را در اختیار دارد، در حالی که هر دستگاه مسئولیت بخشی از جامعه را بر عهده دارد. بسیج می‌تواند میان ظرفیت‌های مختلف دستگاه‌ها و نیازهای کشور پیوند ایجاد کند. بنابراین، به نظر من بسیج می‌تواند نقش یک نهاد پیونددهنده را در این زمینه ایفا کند و برنامه‌هایی نیز در همین راستا در نظر گرفته‌ایم.

علم و دانش بومی

دفاع‌پرس: آیا علم و دانش موجود در کشور را می‌توان «علم و دانش بومی» دانست؟ اساساً منظور از علم و دانش بومی چیست؟

ما هرچند باید دانش انباشته بشری را به دست بیاوریم، اما بومی‌سازی علم به این معنا نیست که از کسب علومی که در کشورهای دیگر وجود دارد، بی‌نیاز باشیم. اتفاقاً باید دانش موجود در جهان را فرا بگیریم و در کنار آن، به مرحله‌ای برسیم که خودمان نیز تولیدکننده دانش باشیم. از سوی دیگر، باید به مرجعیت علمی نیز دست پیدا کنیم؛ یعنی تنها نباید دانش را بیاموزیم، بلکه باید به نقطه‌ای برسیم که اگر کسی در هر نقطه از جهان بخواهد علوم جدید را یاد بگیرد، برای این کار به سراغ زبان و منابع علمی ما بیاید و حتی فارسی بیاموزد.

این یک حرف بسیار عمیق است که نمونه‌های آن را در سخنان امام شهید نیز می‌توان دید. یکی از نکاتی که شاید کمتر به آن پرداخته شده و اکنون می‌توان درباره آن بیشتر بحث کرد، این است که ایشان فرمودند: «بروید به دنبال کشف نیروی جدیدی در طبیعت باشید.» این نگاه به ما می‌آموزد که نباید خودمان را همیشه پیرو بدانیم؛ بلکه باید در مسیر کسب دانش، افق‌های جدیدی را کشف و حتی خلق کنیم و به مرحله‌ای برسیم که خودمان در مرزهای دانش، تولیدکننده و جریان‌ساز باشیم.

تأکید بر علوم انسانی اسلامی

دفاع‌پرس: چرا رهبر شهید امت بر کسب دانش علوم انسانی اسلامی تأکید داشتند؟

علوم انسانی از این جهت بسیار پیچیده‌تر است. به بیان دیگر، ما در حوزه‌های فنی، مهندسی و علوم طبیعی می‌توانیم در مقاطعی از دانش موجود در دیگر کشورها استفاده کنیم و حتی پیرو باشیم، اما در حوزه علوم انسانی چنین امکانی به همان شکل وجود ندارد. اگر قرار باشد به دنبال علوم و دستاوردهای کشورهای دیگر و تمدن‌های مختلف برویم، در حوزه علوم انسانی با محدودیت مواجه هستیم؛ بنابراین، ناگزیر باید دست به ابداع و تولید دانش بزنیم و علوم انسانی را مبتنی بر انگاره‌ها و مبانی خودمان شکل دهیم.

دلیل این مسئله آن است که علوم انسانی و حتی علوم طبیعی، به نوعی متأثر از جهان‌بینی هستند و جهان‌بینی می‌تواند بر جهت‌گیری علمی تأثیر بگذارد. البته در علوم طبیعی، به‌ویژه علوم پایه، نیز این جهت‌گیری وجود دارد؛ چراکه وقتی وارد علوم پایه می‌شویم، با نظریاتی مواجه هستیم که پشتوانه‌ها و پیش‌فرض‌هایی مبتنی بر برخی جهان‌بینی‌ها دارند. بنابراین، در علوم پایه و علوم مهندسی می‌توانیم دانش موجود را از دیگران کسب کنیم، اما باید مراقب باشیم که جهت‌گیری‌های نهفته در آن، ما را از مسیر و مبانی خودمان دور نکند. در مقابل، در حوزه علوم انسانی باید از همان ابتدا به دنبال تولید علوم بومی و دانشی مبتنی بر انگاره‌ها و مبانی خودمان باشیم.

دفاع‌پرس: آیا دانش علوم انسانی اسلامی می‌تواند مایه اقتدار ما شود؟‌

نمی‌شود ما بگوییم ابرقدرت هستیم، اما در حوزه علوم انسانی، حرف نو و الگوی کارآمدی مبتنی بر فطرت انسان نداشته باشیم. اگر قرار است در عرصه‌های مختلف به اقتدار برسیم، باید در حوزه علوم انسانی نیز بتوانیم اندیشه و دانشی تولید کنیم که پاسخگوی نیازهای واقعی بشر باشد. بشر در غرب به دنبال آسایش حرکت کرد و تا حد زیادی به آن دست یافت، اما وقتی به دنبال آرامش می‌رود، به اعتقاد من هرگز به آن نمی‌رسد؛ زیرا تمدنی که بر جدایی از دین شکل گرفته است، نمی‌تواند آرامش حقیقی را برای انسان به ارمغان بیاورد. به همین دلیل، امروز بشر به دنبال الگویی است که در کنار آسایش، بتواند آرامش را نیز تجربه کند. به بیان دیگر، انسان امروز به دنبال یک حرف نو است؛ حرفی که بتواند از وضعیت و تجربه‌های گذشته عبور کند و پاسخ تازه‌ای برای نیازهای عمیق انسانی ارائه دهد.
 
از این منظر، جنس انقلاب اسلامی، ایده تمدن اسلامی و مباحث عمیق فلسفی و انسانی آن، می‌تواند به‌عنوان یک راه نجات و یک پیشنهاد فکری در برابر بشریت مطرح شود. حتی اگر ایران در عرصه نظامی وارد جنگ می‌شود، این نگاه وجود دارد که دفاع از خود و ایستادگی در برابر تهدیدها، در عین حال می‌تواند حامل یک پیام انسانی نیز باشد؛ اگر پوسته‌ای که رسانه‌ها پیرامون تمدن غرب ایجاد کرده‌اند و به‌صورت هنرمندانه تلاش می‌کنند انسان‌ها را از اصالت‌های انسانی خود دور کنند کنار برود، این حرف می‌تواند به گوش انسان‌های بیشتری برسد و بر دل آنها نیز بنشیند؛ چراکه این حرف، بر مبنای فطرت انسان است.
 

نقش اندیشکده‌ها و پژوهشکده‌ها در کمک به حکمرانی کشور

دفاع‌پرس: در کشورهای غربی، به‌ویژه آمریکا، پژوهشکده‌ها و اندیشکده‌هایی برای نهادهای امنیتی و سیاست خارجی تولید دانش و ایده می‌کنند. آیا در کشور ما نیز مراکز مشابهی وجود دارد؟

چنین مراکزی داریم، اما این را باید گفت که فضای اندیشکده‌ای در کشورمان نهال نحیفی است؛ به عبارت دیگر چنین پژوهشکده یا اندیشکده‌های قدرتمندی در کشور داریم، اما یک جریان فراگیر نیست. این در حالی است که حدود دو سال پیش رهبر شهید امت در جمع اندیشکده‌ها تذکر جدی دادند و فرمودند بروید مجامع نخبگانی را ایجاد کنید که همین مقصود اندیشکده‌ها، مجامع نخبگانی بود.

ایشان در آنجا تذکر جدی دادند و درباره اینکه چه کسی باید این مجامع نخبگانی را پشتیبانی کند، نهاد حاکمیت را مسئول ایفای این نقش معرفی کردند؛ بعد در ادامه فرمودند که البته ممکن است بعد‌ها این نیاز و ضرورت کمتر بشود، ولی امروز نهاد حاکمیت و دولت در این خصوص مسئول است .پس این ظرفیت وجود دارد و اندیشکده‌های متعددی را هم در این حوزه می‌شناسیم که چنین ظرفیتی را دارند، اما آن نسبتی که امام شهید دغدغه داشتند که باید با اندیشکده‌ها برای قوت گرفتن و زنده ماندنشان تعریف شود، آن نسبت همچنان ایراد دارد. واقعیتی که امروز هم کامل درکش کردیم این است که حکمرانی بدون استفاده از ظرفیت‌ها و اندیشه‌های عمیق، با کیفیت و درست شکل نمی‌گیرد.

اگر قرار است ما در پساجنگ حرف‌هایی را که در مقیاس جهانی زده‌ایم، تبدیل به طرح، اقدام، برنامه و سیاست کنیم و این جریان را به گستره منطقه و جهان ببریم، ابتدا باید تولید اندیشه را تقویت کنیم؛ بنابراین ظرف اندیشکده‌ها وجود دارد، قابلیتش هم هست، اما آن پشتیبانی که نهاد دولت در این رابطه می‌بایست انجام دهد، باید بیش از پیش اتفاق بیفتد.

فکر می‌کنید بعد از اینکه این جنگ با پیروزی جمهوری اسلامی ایران به پایان رسید، چقدر می‌تواند ما را در حوزه‌های دیگر رشد دهد و یا چه دستاوردی می‌تواند برای ما داشته باشد؟ بزرگترین دستاوردی که به نظرم در پساجنگ با آن مواجه می‌شویم این است که الگوی ما به وسیله جهان پذیرفته خواهد شد؛ نگاه کنید، الان یکی از حرف‌هایی که همه می‌زنند این است که می‌گویند شما چطور تاب آوردید؟ ما یک حرفی زدیم و گفتیم «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و ۵۰ سال هم پای این حرف با هدایت‌های امامین انقلاب ماندیم و بواسطه همین ایستادگی هم به ما حمله کردند؛ ما بر اساس همین شعار روی پای خود ایستادیم و قدرتی تولید کردیم که منجر به تاب‌آوری کشورمان شد.

بنابراین آن چیزی که در پساجنگ صادر خواهد شد، می‌تواند الگوی ایران اسلامی باشد، زیرا این الگوی فراگیر توانایی به زانو در آوردن تمدن غرب را به دلیل اینکه توانستیم حرف و الگویی مبتنی بر یک مبانی فکری تولید کنیم که منجر به استقلال شده، دارد.

دفاع‌پرس:بخش قابل‌توجهی از قدرت دفاعی آمریکا حاصل جذب نخبگان علمی از کشورهای مختلف است؛ آیا ایران نیز چنین سیاستی را در پیش گرفته است؟

ایران از فردای پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن، تنها چند روز بعد با تحریم مواجه شد. یعنی همان قدرتی که ایران را تحریم کرده، امروز تلاش می‌کند کشورهایی را هم که با ایران همکاری می‌کنند، تحریم کند و به این نیز اکتفا نکرده و با ما وارد جنگ شده و همچنان در حال جنگ است. بنابراین، اگر قرار بود ما وابستگی معناداری به فناوری غربی داشته باشیم، طبیعتاً باید در همان سال‌های نخست از هم می‌پاشیدیم. زمانی این حرف‌ها مطرح می‌شد که آمریکا با تمام فناوری و توانمندی خود وارد میدان شده است.

اگر این ادعا را بپذیریم، باید گفت در جنگ اخیر با جمهوری اسلامی ایران، آبرو و هژمونی آمریکا با چالش جدی مواجه شد؛ چراکه اگر آمریکا می‌توانست ایران را با تمام قدرتی که در اختیار داشت به زانو دربیاورد، دلیلی برای تردید نداشت، زیرا به تعبیر خودشان آبروی آنها در این میدان به خطر افتاده بود. گاهی گفته می‌شود ایران ده‌ها یا حتی صد سال از آمریکا عقب‌تر است؛ اما وقتی موشک ایرانی از اینجا شلیک می‌شود و به قلب تل‌آویو اصابت می‌کند، این موضوع صرفاً به معنای عبور یک موشک از آسمان نیست، بلکه نشان می‌دهد این موشک توانسته از بخشی از فناوری‌های پیشرفته دفاعی عبور کند و به هدف برسد. از این منظر، اصابت موشک به هدف دو معنا دارد؛ نخست اینکه توانسته‌ایم هدف مورد نظر را مورد اصابت قرار دهیم و دوم اینکه توانمندی موشکی ما توانسته از لایه‌های مختلف فناوری و سامانه‌های دفاعی عبور کند.

از سوی دیگر، اگر به تاریخ آمریکا نگاه کنیم، این کشور در بخش قابل توجهی از تاریخ خود از ظرفیت‌های انسانی مهاجران و نیروهای انسانی جذب‌شده از دیگر کشورها استفاده کرده است. از دوره گسترش برده‌داری تا زمانی که توسعه فناوری را در دستور کار قرار دادند، یکی از راهبردهای آنها ایجاد ظرفیت‌هایی بود که آمریکا را به عنوان «سرزمین فرصت‌ها» معرفی کند و این تصور را در میان نخبگان و نیروهای متخصص به وجود آورد که می‌توانند در آنجا فرصت رشد و فعالیت پیدا کنند. البته همه این مباحث را نباید صرفاً در حد تحلیل‌های انتزاعی یا فانتزی دید. اتفاقاتی که در حوزه امنیتی و علمی، به‌ویژه پس از جنگ جهانی دوم، رخ داد نیز در شکل‌گیری ظرفیت فناوری آمریکا تأثیرگذار بود.

در جریان و پس از این جنگ، برخی دانشمندان به آمریکا منتقل شدند، برخی تحت فشار و تهدید قرار گرفتند و برای برخی دیگر نیز زمینه و مشوق‌های لازم برای همکاری فراهم شد. از سوی دیگر، منتقدان این روند معتقدند بخشی از قدرت و فناوری آمریکا بر بستر سرمایه‌ها و منابعی شکل گرفته که از نقاط مختلف جهان جذب یا منتقل شده است و به همین دلیل، درباره منشأ و چگونگی شکل‌گیری بخشی از این فناوری‌ها نیز بحث‌های جدی وجود دارد.

دفاع‌پرس: در جنگ‌های اخیر، شاهد هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های علمی و دارویی کشور و ترور برخی دانشمندان ایرانی از سوی اسرائیل و آمریکا بوده‌ایم؛ به نظر شما هدف از این اقدامات و تمرکز بر زیرساخت‌های دانشی کشور چه بوده است؟

علت اینکه دانشمندان ما را ترور می‌کنند یا مراکز دارویی، صنعتی و تولید دانش کشور را مورد هدف قرار می‌دهند، از چند زاویه قابل بررسی است. یک بخش از این موضوع به تلاش برای ضربه زدن به زیرساخت‌های دانشی کشور بازمی‌گردد.

طبیعی است که هدف قرار دادن این زیرساخت‌ها به ما آسیب می‌زند، اما در برخی موارد، این اقدامات صرفاً با هدف تخریب یک زیرساخت انجام نمی‌شود، بلکه جنبه نمادین نیز پیدا می‌کند. برای مثال، وقتی مجموعه‌ای مانند پاستور که حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به عنوان یکی از مؤسسات معتبر علمی شناخته می‌شد، مورد هدف قرار می‌گیرد، این اقدام فراتر از آسیب زدن به یک زیرساخت است و می‌توان آن را تعرض به هویتی دانست که کشور در حوزه علم و فناوری طی سال‌ها ایجاد کرده است.

بنابراین، در چنین اقداماتی هم زیرساخت‌های دانشی هدف قرار می‌گیرند و هم هویت علمی و فناوری شکل‌گرفته در کشور. اما نکته مهم این است که جمهوری اسلامی ایران به واسطه ظرفیت انسانی و روحیه استقلال‌طلبی خود، توان بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده را دارد و می‌تواند آنها را در مدت کوتاهی حتی با کیفیت و ظرفیت بیشتری نسبت به گذشته بازسازی کند.

علت هدف قرار دادن دانشمندان نیز از همین منظر قابل تحلیل است؛ چراکه نیروی انسانی متخصص و برخوردار از دانش، همواره یکی از پیشران‌های اصلی پیشرفت کشور است.

ترور شخصیت‌های علمی بدون تردید می‌تواند در مقاطعی خسارت‌هایی به روند توسعه فناوری وارد کند، اما ظرفیت انسانی متخصص در کشور محدود به چند فرد نیست. بسیاری از استادان و دانشمندانی که در حوزه‌های مختلف نقش‌آفرین بوده‌اند، دانش و تجربه خود را به شاگردانشان منتقل کرده‌اند و بخشی از این مسیر علمی و تخصصی در نسل بعدی ادامه پیدا کرده است.

بنابراین، اگرچه حذف چهره‌های علمی می‌تواند خسارت‌های مقطعی ایجاد کند، اما نمی‌تواند به معنای از بین رفتن ظرفیت علمی کشور باشد؛ زیرا بخش مهمی از این سرمایه در قالب نیروی انسانی تربیت‌شده و شبکه‌ای از دانش و تجربه، استمرار پیدا کرده است.

دفاع‌پرس: در سال‌های اخیر، از «آپارتاید علمی» و محدودیت‌های ایجادشده برای انتشار مقالات پژوهشگران ایرانی در مجلات معتبر علمی سخن گفته شده است؛ ارزیابی شما از این موضوع چیست؟

دشمن همواره در ساحت‌های مختلف با ما تقابل می‌کند؛ بنابراین طبیعی است هرجا که نقطه قوتی داریم، همان نقطه نیز مورد هدف قرار بگیرد. ما در حوزه علم و فناوری و همچنین تولید و نشر علم، به دستاوردهای قابل توجهی رسیده‌ایم و در مقاطعی رتبه‌های بالایی در منطقه داشته‌ایم. این شتاب علمی و ظرفیت ایجادشده، برای کشور اعتبار و هویت علمی به وجود آورده و به همین دلیل، این حوزه نیز به یکی از عرصه‌های تقابل تبدیل شده است.

بنابراین، اینکه نقطه قوت ما مورد هدف قرار بگیرد، اتفاق عجیبی نیست؛ اتفاقاً نشان می‌دهد که در این حوزه ظرفیت قابل توجهی ایجاد کرده‌ایم. نکته دوم این است که تولید علم، محدود به مرزهای جغرافیایی نمی‌ماند و بخشی از دستاوردهای علمی می‌تواند به کشورهای دیگر منتقل شود و بر نظام‌های علمی و فناورانه آنها اثر بگذارد.

از این منظر، گسترش ارتباطات علمی ایران با سایر کشورها می‌تواند به شناخته‌تر شدن ظرفیت‌های جمهوری اسلامی ایران نیز منجر شود. همان‌طور که ایران را در حوزه‌هایی مانند تأمین کالاهای اساسی و نظامات بانکی و مالی تحریم می‌کنند، بخشی از محدودیت‌ها نیز متوجه حوزه علمی و دانشی است.

در نتیجه، تلاش می‌شود ارتباطات علمی و دانشگاهی ایران با سایر کشورها محدود شود. حتی برخی دانشمندان، استادان و دانشگاه‌های کشور، از جمله دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه صنعتی امیرکبیر، در فهرست تحریم‌ها قرار گرفته‌اند و در مواردی، محدودیت‌های ناشی از تحریم می‌تواند بر همکاری‌های علمی، پژوهشی و انتشار مقالات اثر بگذارد. بنابراین، تحریم فقط یک ابزار اقتصادی نیست، بلکه در حوزه علم و فناوری نیز به کار گرفته می‌شود و از این منظر، می‌توان آن را بخشی از تلاش غرب برای محدود کردن تعاملات علمی و جلوگیری از گسترش ظرفیت و الگوی علمی ایران دانست.

رتبه علمی ایران و دلایل نزول آن

دفاع‌پرس: رتبه علمی ایران در مقطعی به جایگاه پانزدهم جهان رسید، اما در سال‌های اخیر با افت رتبه مواجه شده است؛ علت این روند چیست؟

پاسخ به این سؤال کمی دشوار است؛ با این حال، به نظرم بخشی از آن جهش علمی به موج جمعیتی متولدین دهه ۶۰ بازمی‌گردد. اگر خاطرتان باشد، جمعیت جوان دهه ۶۰ بسیار زیاد بود و همین موج جمعیتی، نظام آموزشی را ناگزیر کرد زیرساخت‌های آموزشی و دانشگاهی را توسعه دهد؛ به‌گونه‌ای که در بسیاری از شهرها و شهرستان‌ها دانشگاه ایجاد و توسعه پیدا کرد. در واقع، این موج جمعیتی وارد ظرف تولید علم شد و به سمت تحصیل، پژوهش و تولید علمی هدایت شد. در آن مقطع، این برداشت در حاکمیت وجود داشت که باید این جریان جمعیتی به‌درستی سازماندهی شود و در ظرفی قرار بگیرد که بتواند زمینه‌ساز چنین تحولات و دستاوردهایی باشد.

اما درباره علت کاهش این روند، باید گفت دلایل متعددی وجود دارد. هرچند در حوزه زیرساخت‌ها نیز با ضعف‌هایی مواجه بودیم، اما یکی از مهم‌ترین مسائل این است که دانشگاه در بازتعریف مأموریت و کارکرد خودش کند عمل کرده است. دانشگاه باید بتواند خودش را متناسب با مسائل واقعی جامعه و نیازهای صنعت بازتعریف کند. اگر نیروی انسانی جوان احساس نکند که ورود به دانشگاه می‌تواند مسیر بهتری برای آینده او ایجاد کند، طبیعتاً انگیزه و اقبال نسبت به دانشگاه کاهش پیدا می‌کند و همین مسئله به‌تنهایی می‌تواند به تولید علم آسیب بزند.

به همین دلیل، تلاش شد در کنار دانشگاه، زیست‌بوم فناوری نیز شکل بگیرد تا نیروی انسانی‌ای که دانشگاه تربیت می‌کند، بتواند در بسترهایی مانند پارک‌های علم و فناوری قرار بگیرد و از دانش و تخصص خود برای ارزش‌آفرینی، تولید محصول و ایجاد ثروت استفاده کند. البته این حلقه نیز به دلایل مختلف هنوز آن‌گونه که باید و شاید شکل نگرفته و نیازمند تقویت است.

گفت‌وگو از رحیم محمدی

انتهای پیام/ 231

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار