زنگی که برای بعضی نیمکت‌ها به صدا درنمی‌آید

امروز در بسیاری از کلاس‌ها، دانش‌آموزان تازه‌نفس بر نیمکت‌ها می‌نشینند و معلمان با امید، درس را آغاز می‌کنند. در میانشان اما نیمکت‌هایی هم هست که صاحبشان دیگر باز نمی‌گردد.
کد خبر: ۸۶۴۶۶۸
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۲ - 23September 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- با شروع سال تحصیلی، صبح‌ها دوباره رنگ مدرسه می‌گیرند. کیف‌های نو بر شانه‌ها می‌نشینند، دفترهای سفید ورق می‌خورند و صدای قدم‌های دانش‌آموزان در راهروها می‌پیچد. حیاط مدرسه از شور و جنب‌وجوش پر می‌شود و زنگی که مدتی خاموش بوده، دوباره آغاز روزهای درس و دوستی را اعلام می‌کند.

زنجان

اما امسال، میان این همه رفت‌وآمد و خنده، چشم‌ها به دنبال کسانی می‌گردد که نیستند؛ به دنبال دانش‌آموزانی که قرار بود با دوستانشان به کلاس بروند، روی نیمکت‌هایشان بنشینند و در دفترهای تازه‌شان بنویسند. به دنبال معلمی که می‌توانست پشت میز کلاس بایستد و نخستین درس سال را با لبخند آغاز کند. این زنگ برای همه به یک صدا درنمی‌آید؛ برای بعضی، با یادهایی همراه است که دل را می‌فشارد و جای خالی‌هایی که هیچ صدایی پرشان نمی‌کند.

در جنگ ۴۰روزه، یک مادر معلم و دانش‌آموزش به شهادت رسیدند؛ مادر و فرزندی که زندگی‌شان با مهر، درس و خانه گره خورده بود و شهادتشان نیز رنگی خانوادگی داشت. تصور آغاز سال تحصیلی بدون حضور آن مادر، دشوار است؛ مادری که می‌توانست پیش از رفتن به مدرسه، دل‌نگران فرزندش باشد و در کلاس، چراغ دانایی را روشن کند. و تصور جای خالی دانش‌آموزی که باید در میان هم‌کلاسی‌هایش می‌نشست، دل هر کسی را به درد می‌آورد. گویی با رفتنشان، هم یک خانه خاموش شد و هم یک کلاس، یک نیمکت و یک جهان از آرزوهای کودکانه.

خواهران حسن‌زاده، دو دانش‌آموز شهید دیگر این سرزمین‌اند؛ دو خواهر که نامشان در کنار هم، یاد مهر خواهرانه و زندگی مشترکی را زنده می‌کند که با هم آغاز شده بود. مدرسه برای آن‌ها می‌توانست پر از روزهای تازه باشد: درس‌هایی که یاد می‌گرفتند، زنگ تفریح‌هایی که کنار هم می‌گذراندند و رؤیاهایی که شاید برای آینده در دل داشتند. حالا در آغاز سال تحصیلی، جای هر دو خواهر خالی است؛ جای دو صدایی که می‌توانستند در کلاس بپیچند و دو حضوری که می‌توانستند در کنار هم، خاطره‌های تازه بسازند.

آن‌ها تنها دانش‌آموزانی نبودند که نامشان با شهادت گره خورد. شماری از دانش‌آموزان زنجانی نیز در حادثه گردان تخریب به شهادت رسیدند؛ نوجوانانی که هر کدام دنیایی از امید و آرزو با خود داشتند. شاید کسی در انتظار بازگشتشان بود، شاید دفتر و کتابی برای شروع مدرسه کنار گذاشته شده بود، شاید خانواده‌ای هنوز به روزی فکر می‌کرد که فرزندش با لباس مدرسه از خانه بیرون برود و عصر، با قصه‌ای از کلاس و دوستانش بازگردد. اما آن روزها برای خانواده‌هایشان به خاطره بدل شد؛ خاطره‌ای که هر آغاز سال تحصیلی دوباره جان می‌گیرد.

امروز در بسیاری از کلاس‌ها، دانش‌آموزان تازه‌نفس بر نیمکت‌ها می‌نشینند و معلمان با امید، درس را آغاز می‌کنند. در میانشان اما نیمکت‌هایی هم هست که صاحبشان دیگر بازنمی‌گردد. شاید روی یکی از آن نیمکت‌ها هنوز بتوان رد انگشتانی را تصور کرد که صفحه‌های کتاب را ورق می‌زدند؛ شاید در سکوت کلاس، هنوز صدای خنده‌ای به یاد بیاید که زمانی در زنگ تفریح شنیده می‌شد. جای خالی، گاهی از هر حضوری پررنگ‌تر است؛ به‌ویژه وقتی پای نوجوانانی در میان باشد که فرصت نکردند درس‌های ناتمامشان را به پایان برسانند.

آغاز مدرسه برای بیشتر خانواده‌ها فصل خرید کیف و کفش، بستن بند کفش‌ها، مرتب‌کردن لباس‌ها و رساندن فرزندانشان به کلاس است. برای خانواده‌های شهدای دانش‌آموز اما این روز، با بغضی قدیمی همراه می‌شود. آنان در شلوغی این روزها، جای فرزندشان را خالی می‌بینند؛ در هر کیف کوچکی که از کنارشان می‌گذرد، در هر صدای خنده‌ای که از حیاط مدرسه می‌آید و در هر زنگی که به صدا درمی‌آید، یاد عزیزشان را به خاطر می‌آورند. شاید برای دیگران، نخستین روز مدرسه آغاز یک سال تازه باشد؛ برای آنان، آغاز دوباره دلتنگی است.

زنجان

سال تحصیلی تازه آغاز شده است؛ اما بعضی درس‌ها را باید با یاد آنان خواند

در این میان، یاد مادر معلم نیز با معنایی دیگر در دل‌ها می‌ماند. معلم، هر روز بخشی از عمرش را برای روشن‌کردن راه دیگران می‌گذارد؛ مادر نیز عمرش را با مهر و مراقبت به فرزندش پیوند می‌دهد. در وجود آن مادر شهید، این دو نقش در هم آمیخته بود: هم پناه خانه بود و هم چراغ کلاس. شهادتش، تنها غم یک خانواده نبود؛ داغی بود بر دل دانش‌آموزانی که می‌توانستند از او بیاموزند و همکارانی که حضورش را در مدرسه به یاد دارند.

بااین‌همه، یاد شهدا در پشت درهای بسته و در قاب عکس‌ها محصور نمی‌ماند. هر سال، وقتی مدرسه‌ها باز می‌شوند و دانش‌آموزان قدم به کلاس می‌گذارند، می‌توان از آنان سخن گفت؛ از دانش‌آموزانی که خودشان باید در کلاس حاضر می‌بودند و از معلمی که می‌توانست نخستین زنگ سال را به صدا درآورد. یادکردن از آنان، یادآوری نام‌هایی برای عبور از یک مراسم نیست؛ راهی است برای آنکه بدانیم پشت هر جای خالی، زندگی و آرزویی بوده و هر شهید، پیش از آنکه به نامی در قاب عکس تبدیل شود، فرزندی، خواهری، هم‌کلاسی یا آموزگاری مهربان بوده است.

امسال زنگ مدرسه دوباره به صدا درمی‌آید. دانش‌آموزان به کلاس می‌روند، دفترهایشان را باز می‌کنند و معلمان نخستین درس را آغاز می‌کنند. در میان این همه صدا و حرکت، یاد آنان نیز همراه ماست؛ مادر معلم و فرزند دانش‌آموزش، خواهران حسن‌زاده و دانش‌آموزانی که در حادثه گردان تخریب زنجان به شهادت رسیدند. آنان در کلاس‌های امروز حاضر نیستند، اما نامشان در حافظه مدرسه‌ها زنده است؛ در دل خانواده‌هایی که دلتنگشان‌اند و در قلب هر کسی که با شنیدن زنگ مدرسه، برای لحظه‌ای به نیمکت‌های خالی فکر می‌کند.

سال تحصیلی تازه آغاز شده است؛ اما بعضی درس‌ها را باید با یاد آنان خواند: درس مهر، قدرشناسی و پاسداشت زندگی. شاید هیچ واژه‌ای نتواند جای خالی‌شان را پر کند و هیچ زنگی نتواند دلتنگی خانواده‌هایشان را پایان دهد. با این‌همه، تا وقتی نامشان گفته می‌شود و یادشان در کلاس‌ها و مدرسه‌ها زنده می‌ماند، حضورشان در دل این سرزمین ادامه دارد؛ حضوری آرام و ماندگار، درست مثل نوری که از پنجره مدرسه می‌تابد و بر نیمکت‌های خالی می‌افتد.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار