پیشکسوت دفاع مقدس: برای امنیت ایران، سختیها را به جان خریدیم
سرهنگ یزدانی پیشکسوت دفاع مقدس از خطه صومعهسرا، در گفتوگو با دفاعپرس از سالها حضور در خطوط نبرد و فداکاری نسلی میگوید که تمام رنجها و زخمها را به جان خریدند تا سایه شوم ناامنی بر سر خاک پاک ایران نیفتد.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از گیلان، دوران دفاع مقدس روایت مردانی است که جوانی و آرامش خود را برای دفاع از میهن فدا کردند. سرهنگ یزدانی، یکی از همین رزمندگان است که سالها در مناطق عملیاتی حضور داشت و سختیهای جنگ را از نزدیک تجربه کرد.

در این گفتوگو، پای روایتهای او از روزهای دفاع، رنج دوری از خانواده و ناگفتههای آن دوران نشستهایم.
سرهنگ فرزاد یزدانی، از اهالی صومعهسرا، از جمله رزمندگانی است که در دوران دفاع مقدس، جوانی خود را در مسیر دفاع از میهن سپری کرد. او که سالها در مناطق عملیاتی حضور داشته، از خاطرات، سختیها و دلبستگی خود به ایران میگوید.
چه شد که در دوران جوانی راهی جبهه شدید؟
بسمالله الرحمن الرحیم
درود میفرستم به روح مطهر شهدا، امام شهدا و قائد شهید و همه شهدای عزیز دفاع مقدس و شهدای مدافع امنیت کشور و شهدای دفاع مقدس اخیر و همچنین از مردم عزیز ایران که همواره پای انقلاب و میهن خود ایستادهاند، قدردانی میکنم.
من سرهنگ فرزاد یزدانی از اهالی صومعهسرا هستم. دوران جوانیام همزمان با سالهای دفاع مقدس سپری شد و با توجه به علاقهای که به نظامیگری داشتم و احساس مسئولیتی که نسبت به کشورم میکردم، راهی جبهه شدم. آن روزها سختیهای زیادی داشت، اما برای ما دفاع از وطن و حفظ امنیت مردم، از هر چیزی مهمتر بود.
در کدام مناطق عملیاتی حضور داشتید؟
به لشکر ۲۱ حمزه پیوستم و در گردان ۷۸۴ نیروی قدس، در منطقه زبیدات عراق، مشغول خدمت شدم. در آنجا با مشاهده تحرکات دشمن، نیروها را برای مقابله و دفاع آماده میکردیم.
مهمترین سختی دوران دفاع مقدس چه بود؟
دوری از خانواده، کمبود امکانات، مهمات و حتی گاهی غذا و آب از سختیهای آن دوران بود. در گرمای شدید مناطق عملیاتی، گاهی یخ و آب خنک نداشتیم. اما وقتی پای امنیت و تمامیت ارضی کشور در میان بود، همه این سختیها را فراموش میکردیم.
چه چیزی باعث استقامت شما و رزمندگان میشد؟
عشق به وطن و دفاع از مردم، ما احساس میکردیم اگر امروز در جبهه نباشیم، ممکن است فردا امنیت خانوادهها و مردم کشورمان به خطر بیفتد. همین احساس مسئولیت، بزرگترین انگیزه ما بود.
از تلخترین خاطرات دوران جنگ چه چیزی را به یاد دارید؟
شهادت سربازان و دوستانم در کنارم یکی از تلخترین خاطرات بود. گاهی حتی امکانات اولیه مانند آب برای کمک به مجروحان نداشتیم این صحنهها هیچوقت از ذهنم پاک نمیشود.
درباره نقش خانواده در دوران دفاع مقدس چه میگویید؟
خانوادهها سختی زیادی کشیدند. من چهار فرزند دارم و هنگام تولد فرزندانم به دلیل مأموریت در مناطق عملیاتی، کنار خانواده نبودم. همسر و فرزندانم بسیاری از مشکلات را به تنهایی تحمل کردند و من همیشه قدردان صبر آنها هستم.

چه پیامی برای نسل جوان دارید؟
نسل امروز باید تاریخ دفاع مقدس را بشناسد و بداند امنیت امروز به آسانی به دست نیامده است. باید جوانان را با مناطق عملیاتی و راهیان نور بیشتر آشنا کنیم تا نسل جدید از نزدیک با فداکاری شهدا و رزمندگان آشنا شود.
اگر دوباره به آن دوران برگردید، باز هم این مسیر را انتخاب میکنید؟
بله. با وجود تمام سختیها و آسیبهایی که در طول خدمت دیدم، به انتخاب خود افتخار میکنم. من تا آخرین لحظهای که توان داشته باشم، خودم را سرباز ایران میدانم و برای امنیت کشورم انجام وظیفه خواهم کرد.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
