۲۰۰ روز حضور در «دولهتو»؛ روایت بازگشت آزادهای از مسلخ عشق
گروه استانهای دفاعپرس ـ «علیاصغر زینلی» فعال رسانهای: سخن از «دولهتو» فقط سخن از یک اردوگاه و یک زندان نیست؛ سخن از مسلخ عشق است؛ از ۲۰۰ شب و روزی که عقربههای زمان، نه با ساعت، بلکه با ضربان قلب مردانی که در محاصره اسارت بودند، به کندی میگذشت.
آنجا دیوارهای سنگی، شاهد روزهایی تلخ و هولناک بودند؛ روزهایی که خیانت ضدانقلاب، اسارت را بر گروهی از فرزندان این سرزمین تحمیل کرده بود و در همان فضای سنگین، صدای عبادت و مقاومت مردانی به گوش میرسید که در چنگال دشمن، ایمان خود را از دست نداده بودند.
در یکی از روزهای چهلوششمین سالگرد هفته دفاع مقدس، توفیق دیدار با آزاده سرافراز «قربانعلی ابراهیمی» نصیبمان شد؛ دیداری با یک آلبوم زنده از تاریخ مظلومیت و مقاومت ملت ایران.
وقتی در کنار او نشستیم، گویی زمان برای لحظاتی به سالهای دور بازگشت. در چشمانش میشد سایه دیوارهای هراسانگیز «دولهتو» را دید؛ جایی که ۲۰۰ روز سخت را در اسارت سپری کرد و با زنجیرهای اسارت دستوپنجه نرم کرد.
اما روایت ابراهیمی تنها داستان تحمل سختیهای اسارت نیست. در دل آن زندان مخوف، چشمان او شاهد یکی از تلخترین صحنههای تاریخ بود؛ صحنههایی که در آن، ضدانقلاب با اعدامهای دستهجمعی، جان جمعی از دوستان و همرزمان آزاده او را گرفت و خون بیگناهان، بر دیوارهای سرد اردوگاه جاری شد.

دولهتو؛ زندانی در دل تاریخ
دولهتو برای بسیاری شاید تنها نامی در صفحات تاریخ دفاع مقدس باشد؛ اما برای قربانعلی ابراهیمی، بخشی از زندگی است؛ بخشی تلخ و فراموشنشدنی که در آن، مفهوم اسارت، مقاومت و شهادت را با تمام وجود لمس کرده است.
او از روزهایی سخن میگوید که هر لحظهاش با بیم و امید سپری میشد؛ روزهایی که زندانیان، نهتنها با شرایط سخت اسارت، بلکه با خطر مرگ نیز دستوپنجه نرم میکردند.
در میان این روزهای تلخ، لحظههایی رقم خورد که برای همیشه در حافظه این آزاده ماندگار شد؛ لحظههایی که دوستانش در برابر جنایتهای ضدانقلاب به شهادت رسیدند و او شاهد مظلومیت مردانی بود که جرمشان ایستادگی و دفاع از ارزشهایشان بود.
روایت یک معجزه در میان آوار
اما تلخترین فصل این روایت، به روزی بازمیگردد که آسمان «دولهتو» به جای ستاره، آتش بارید.
هواپیماهای دشمن اردوگاه را هدف قرار دادند و بمبها بر سر زندانیانی فرود آمد که در آن سوی دیوارها، اسیر ضدانقلاب بودند. در آن لحظات، فاصله میان مرگ و زندگی تنها به چند ثانیه و چند متر آوار محدود میشد.
قربانعلی ابراهیمی وقتی از آن روز سخن میگوید، صدایش حالوهوای دیگری پیدا میکند؛ گویی پس از گذشت سالها، هنوز شگفتی آن لحظه را با خود دارد. او از آنچه برای خودش و برخی از یارانش رخ داد، بهعنوان معجزهای یاد میکند که در واپسین لحظات، راهی از میان آوار به سوی زندگی گشود.
در حالی که همه چیز حکایت از پایان داشت، او و تعدادی از یارانش توانستند از میان آوارهای «دولهتو» جان سالم به در ببرند؛ گویی دستی نامرئی، میان مرگ و زندگی پلی ساخته بود.

آزادهای که تاریخ را روایت میکند
قربانعلی ابراهیمی تنها یک آزاده نیست؛ او بخشی زنده از تاریخ مقاومت ملت ایران است؛ شاهدی که سالها پس از آن روزهای تلخ، روایتگر مظلومیت انسانهایی است که در اسارت نیز دست از ایمان و ایستادگی نکشیدند.
روایت او از ۲۰۰ روز اسارت، صرفاً بازگویی رنجهای گذشته نیست؛ یادآوری این حقیقت است که امنیت و آزادی امروز، حاصل ایستادگی مردانی است که در سختترین شرایط، از باورهای خود دست نکشیدند.
«دولهتو» اگرچه در حافظه تاریخی ملت ایران با تلخی اسارت، جنایت و شهادت گره خورده است، اما در کنار همه این تلخیها، روایتگر مقاومت نیز هست؛ روایت مردانی که دشمن گمان میکرد میتواند نام و حقیقتشان را زیر آوار و در تاریکی دفن کند.
امروز وقتی به چهره قربانعلی ابراهیمی و دیگر آزادگان نگاه میکنیم، در چشمانشان تنها خاطره یک دوران سخت را نمیبینیم؛ بلکه تاریخ ایستادگی نسلی را میخوانیم که اجازه نداد تاریکی اسارت، نور ایمان و حقیقت را خاموش کند.
«دولهتو» هنوز در تاریخ این سرزمین زنده است؛ نه بهعنوان نماد پیروزی جلادان، بلکه بهعنوان گواهی بر مظلومیت و مقاومت مردانی که از دل یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ، سربلند بیرون آمدند.
انتهای پیام/
