گلعلی بابایی: جنگ اخیر ادبیاتی مردمیتر دارد/ ایران امروز سرشار از آرشهای گمنام و نامآشناست
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، آیین رونمایی از ۴۰ کتاب «روایت مردمی دفاع مقدس سوم؛ جنگ رمضان» امروز (یکشنبه) با حضور حجتالاسلام «حسین طائب» رئیس سازمان بسیج مستضعفین، در حوزه هنری برگزار شد.

«عبدالرضا آزادی» رئیس سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس بسیج در این مراسم با گرامیداشت یاد و خاطره شهدا، اظهار داشت: ما از «روایت فاتحانه» سخن میگوییم؛ چراکه ملت بزرگ ایران در هر صحنهای از جنگ پیروز شد و اجازه نداد دشمن به اهداف خود دست پیدا کند.
وی افزود: روایت فاتحانه تولید قدرت و امید میکند و باید خط روایت این حماسهها در دست راویان، نویسندگان و کسانی باشد که امروز مشغول مجاهدت در عرصه روایت هستند. در حدود هفت ماه گذشته، عزیزان ما تلاش کردند گوشهای از مجاهدت ملت بزرگ ایران را به شکل پژوهشی و ماندگار ثبت و تبدیل به حدود ۴۰ اثر کنند.
جنگهای اخیر شباهتهای زیادی با دفاع مقدس دارند
در ادامه این مراسم، «گلعلی بابایی» پژوهشگر و نویسنده ادبیات دفاع مقدس طی سخنانی اظهار داشت: برای درک بهتر جنگ اخیر، باید آن را در کنار جنگ تحمیلی هشتساله بررسی کرد؛ جنگی که در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ توسط رژیم بعثی صدام و با حمایت و چراغ سبز حکام آمریکایی به ملت ایران تحمیل شد. آن جنگ نیز در واقع یک جنگ نیابتی بود؛ درست مانند جنگهایی که امروز با آنها مواجه هستیم.
وی ادامه داد: جنگ ۱۲ روزه اگرچه به پایان رسید، اما دشمن آمریکایی و صهیونیستی آن را مانند آتشی زیر خاکستر نگه داشت تا بار دیگر شعلهور شود و از آن پس نیز همچنان درگیر تبعات و آثار این جنگها هستیم.
بابایی با بیان اینکه جنگ تحمیلی هشتساله، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان شباهتهای زیادی با یکدیگر دارند، گفت: تفاوت اصلی در این است که در جنگ تحمیلی، صدام به نیابت از آمریکا وارد جنگ با ایران شد؛ در جنگ ۱۲ روزه، رژیم صهیونیستی این مأموریت نیابتی را بر عهده گرفت و در جنگ رمضان، آمریکا مستقیماً وارد میدان نبرد با ملت ایران شد و نقش اصلی را ایفا کرد.
این نویسنده دفاع مقدس افزود: در هر سه جنگ، دشمن تصور میکرد ایران حداکثر طی چند روز شکست خواهد خورد. صدام نیز در روزهای آغازین جنگ تحمیلی تصور میکرد بهسرعت اهواز و سپس تهران را فتح و جمهوری اسلامی را ساقط خواهد کرد. با توجه به تجهیزات و امکاناتی که در اختیار رژیم بعث قرار گرفته بود، آنها تصور میکردند ایران قطعاً شکست خواهد خورد؛ اما یک عامل تعیینکننده را در محاسبات خود ندیده بودند و آن، مقاومت و حضور مردم بود.
دشمن در محاسبات خود تابآوری مردم ایران را ندید
وی تصریح کرد: مردم ایران در نهایت هشت سال در برابر تجاوز دشمن ایستادند و اجازه ندادند دشمن به اهداف خود دست پیدا کند. در جنگهای اخیر نیز اتفاق مشابهی رخ داد و دشمن آمریکایی و صهیونیستی برخی از پروژههای ناموفق گذشته را دوباره پیاده کرد، اما باز هم روی عامل تعیینکننده تابآوری مردم ایران حساب نکرد.
بابایی ادامه داد: دشمن تصور میکرد مردم پای کار نظام خود نمیآیند و اگر هم به خیابانها بیایند، در جهت منافع دشمن و علیه نظام حرکت خواهند کرد؛ اما این اتفاق رخ نداد.
این پژوهشگر با اشاره به تفاوت ماهوی جنگ اخیر با دفاع مقدس هشتساله گفت: جنگی که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ملت ایران تحمیل شد، عمدتاً در استانهای مرزی غرب و جنوب کشور جریان داشت. دشمن از مرزها وارد شد و تجاوز زمینی انجام داد و در کنار آن، برخی شهرها نیز مورد حملات هوایی و موشکی قرار گرفتند؛ بنابراین بستر عمده درگیریها در مرزها، شهرهای مرزی و نقاط حساس نظامی بود.
وی افزود:، اما در جنگ اخیر دیگر مرز مشخصی وجود نداشت و مردم با تمام وجود جنگ را احساس و سختی آن را لمس کردند. در جنگ هشتساله شاید مردم مناطق مرزی بیشتر با جنگ مواجه بودند، اما امروز مردم تهران و بسیاری از شهرها و روستاهای ایران صدای موشک و انفجار را شنیدند، خرابیها را دیدند و پیکرهای شهدا را مشاهده کردند.
رزمندگان جنگ اخیر روایتهای منحصربهفردی دارند
بابایی با اشاره به تغییر شکل میدان نبرد گفت: در دوران دفاع مقدس، عرصه عمده نبردها در زمین بود و رزمنده در خط مقدم و سنگر حضور داشت؛ اما امروز در خط مقدم دفاعی کشور با لانچرها، سامانههای هوافضا، نیروهای دریایی و هوایی و سامانههای پدافندی مواجه هستیم.
وی ادامه داد: رزمندهای که پشت یک لانچر میایستد و میداند پس از شلیک ممکن است خود هدف قرار گیرد، تجربهای ویژه و منحصربهفرد از این جنگ دارد. کسی که با قایق تندرو در خلیج فارس به سمت ناوگان دشمن حرکت میکند و میداند ممکن است هدف قرار بگیرد، اما مأموریت خود را انجام میدهد نیز روایت خاص خود را دارد.
این نویسنده دفاع مقدس گفت: مدافعان مستقر در تنگه هرمز، جزیره خارک و دیگر خطوط مقدم نیز شرایط مشابهی را تجربه کردهاند. خلبانانی که با جنگندههای قدیمیتر برای انجام مأموریتهای خود به پرواز درآمدند نیز روایتهای بدیع و انحصاری خود را دارند.
بابایی تأکید کرد: این روایتها را چه کسی باید بگوید؟ همان رزمندگان باید روایت کنند تا آنچه اصیل و دقیق است، بیان شود. بر همین اساس معتقدم این رویدادهای بیسابقه باعث میشوند ادبیات جنگهای اخیر، رنگی مردمیتر و به وسعت تمامیت ایران نسبت به دفاع هشتساله پیدا کند.
ایران امروز هزاران آرش دارد
وی با اشاره به ظرفیتهای ادبی و اسطورهای این جنگها اظهار داشت: ما در افسانههای میهنی خود آرش کمانگیر را داریم؛ قهرمانی که نام او نسل به نسل در حافظه ایرانیان باقی مانده است. امروز نیز هزاران آرش داریم؛ شهیدانی که نام برخی از آنها شناخته شده و بسیاری دیگر گمنام هستند.
بابایی افزود: فرماندهان، رزمندگان، دانشمندان و همه کسانی که در این جنگها نقشآفرینی کردند، هر کدام میتوانند موضوع و سوژه یک اثر ادبی و هنری باشند. درباره رهبر شهید ایران نیز ناگفتههای بسیاری وجود دارد و هر لایه از زندگی و فعالیت ایشان میتواند سرشار از سوژههای متنوع برای خلق آثار ادبی و هنری باشد.
وی ادامه داد: از مدیریت و رهبری گرفته تا حضور و اشراف ایشان بر حوزههای مختلف علمی، فرهنگی، هنری و اجتماعی، همگی ظرفیتهایی برای روایت دارند. بسیاری از افرادی که در دیدار با ایشان حضور مییافتند، از میزان اشراف اطلاعاتی و شناخت ایشان نسبت به مسائل حوزه تخصصی خود شگفتزده میشدند.
آتشنشان، پزشک و پاکبان هم قهرمان این جنگ هستند
این پژوهشگر با اشاره به تغییر ماهیت جنگ و تنوع موضوعات آن گفت: یکی از موضوعاتی که در روایت جنگ اخیر حتماً باید مورد توجه قرار گیرد، تنوع سوژهها و نقشآفرینی اقشاری است که شاید در دورههای گذشته کمتر دیده شدهاند.
وی افزود: یکی از این گروهها آتشنشانان هستند. آنها جزو نخستین کسانی بودند که در بسیاری از حملات دشمن جان خود را به خطر انداختند و وارد میدان شدند. پزشکان، پرستاران و کادر درمان نیز خدمات بسیار مهمی به مردم ارائه دادند که باید دیده و روایت شود.
بابایی ادامه داد: نیروهای هلال احمر، متخصصان و کارکنان نیروگاهها و حتی پاکبانان نیز در این عرصه نقشآفرین بودند. پاکبانان در شرایط دشوار بهسرعت برای پاکسازی و ساماندهی ویرانههای ناشی از حملات وارد عمل شدند. همچنین نیروهای راهسازی در کنار نیروهای قرارگاه خاتم تلاش کردند پلهای استراتژیک تخریبشده را در کوتاهترین زمان بازسازی کنند.
وی گفت: باید از مجموعه گلزار و کارکنان بهشت زهرا نیز یاد کرد. به شخصه شاهد زحمات طاقتفرسای آنها در طول جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان بودم. با توجه به شدت حملات دشمن و اصابت به مراکز، اماکن و خانههای مردم که به شهادت انسانهای بیگناه منجر میشد، شناسایی هویت شهدا دشوار بود. برای حل این مشکل، مرکزی با عنوان معراج شهدا در مجموعه بهشت زهرا راهاندازی شد و در آن خدمات مختلفی به خانواده شهدا ارائه میشد و حتی با انجام آزمایشهای لازم، شناسایی پیکرهای قطعهقطعهشده شهدا نیز انجام میگرفت.
قهرمانان جنگ فقط رزمندگان خط مقدم نیستند
بابایی تأکید کرد: برای خلق آثار در گونههای مختلف ادبی باید بپذیریم که این جنگها، جنگهای معمولی نبودند که تنها نیروی رزمنده میدانی و خدمه موشک و لانچر در آنها نقش داشته باشند.
وی افزود: کسی که در میان آوار یک خانه یا مدرسه جان چند کودک را نجات میدهد، حتماً یک قهرمان است. کارگری که ساعتها در شرایط سخت بمباران شهرها در کارخانه خود کار میکند تا چرخ صنعت کشور از حرکت نایستد نیز یک قهرمان ملی است.
این نویسنده دفاع مقدس ادامه داد: تلاشگرانی که برای فعالسازی مجدد نیروگاههای بمبارانشده میرفتند و میدانستند ممکن است دوباره دشمن حمله کند و به آنها آسیب برسد، اما مأموریت خود را انجام میدادند تا مردم در سختی ناشی از قطع برق قرار نگیرند، نیز باید در روایت این جنگ دیده شوند.
ثبت جزئیات جنگ؛ وظیفه راویان و نویسندگان
وی گفت: همه این برجستگیها باید با همان دقتی که یک راوی اعزامی در دوران دفاع مقدس وقایع صحنهبهصحنه را ثبت میکرد، روایت شوند. باید بدانیم در یک پایگاه دریایی در وسط خلیج فارس، جایی که هر لحظه احتمال حمله وجود داشت، رزمندگان ما چگونه ایستادند، چگونه کار کردند و چگونه به دشمن ضربه زدند.
ابایی تصریح کرد: هیچیک از این انسانها آدمهای کوچکی نبودند؛ بنابراین باید در ثبت وقایع این جنگ، نام و عملکرد شگفتانگیز یکایک آنها بهدرستی ثبت شود.
وی یکی از اقدامات مهم در این زمینه را استفاده از ظرفیت مدارس، متون درسی، دانشگاهها و حوزههای علمیه دانست و افزود: خطبا و سخنرانان نیز در این زمینه نقش ویژهای دارند. باید برای مردم روشن شود که آنچه تجربه کردهایم، یک جنگ تحمیلی و تمامعیار بوده است.
روایت دقیق، راه مقابله با تحریف و ابهام
این نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس گفت: دشمن تلاش میکند جای جلاد و قربانی را عوض کند؛ بنابراین باید با روایتی مستدل، منطقی و مبتنی بر حقایق دست اول، به سراغ روایت این جنگ برویم.
وی ادامه داد: در بازروایی جنگ هشتساله نسبت به این موضوع غفلتهایی صورت گرفت و سختگیریهایی وجود داشت که باعث شد درباره برخی مقاطع جنگ ابهاماتی در ذهن مردم ایجاد شود؛ ابهاماتی که حتی امروز نیز از ذهن برخی افراد برطرف نشده است.
بابایی به برخی از این ابهامات اشاره کرد و گفت: موضوعاتی مانند دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، ماجرای عملیات کربلای ۴ و مقطع پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از جمله موضوعاتی هستند که نیازمند روایت دقیق و مستندند. وقتی روایت دقیق و پاسخ روشنی تولید نشود، مخاطب نمیداند کدام روایت درست است.
وی افزود: در مورد جنگهای اخیر نیز شبهات و پرسشهایی وجود دارد؛ بنابراین نویسندگان و پژوهشگران باید با تکیه بر اسناد معتبر و روایتهای میدانی، پاسخهای دقیق و مستند ارائه کنند.
نویسنده امروز در خاکریز جنگ روایتهاست
بابایی اظهار داشت: نویسنده امروز ایران، بهعنوان یکی از اصحاب قلم، قطعاً در خاکریز جنگ روایتها قرار دارد و مأموریت او استخراج رگههای ناب مقاومت ملت برای ذخیرهسازی در گنجینه حافظه تاریخی نسلهای آینده ایران است.
وی تأکید کرد: قلم به دستِ راوی چنین جنگی نباید به مخاطب خود آدرس غلط بدهد. نویسنده باید در اثر خود اسناد قوی و معتبر ارائه کند و از دل روایتهای میدانی و منابع موثق، روایتی روان و منسجم بسازد.
این پژوهشگر گفت: چنین روایتی در واقع نوعی تاریخنگاری نیز محسوب میشود و میتواند مخاطب را با وقایع جنگ آشنا کند؛ بنابراین روایت این حوادث باید همچنان ساری و جاری باشد.
دفاع مقدس همچنان ظرفیت خلق اثر دارد
بابایی با اشاره به ماندگاری دفاع مقدس در حافظه تاریخی ملت ایران اظهار داشت: با توجه به فرمایشات رهبر شهید درباره ویژگیهای بیبدیل دفاع هشتساله، بهرغم گذشت بیش از چهار دهه، نمیتوان پرونده آن دوران را بسته تلقی کرد.
وی افزود: ایشان معتقد بودند واقعه عاشورا تنها یک صبح و عصر بود، اما بیش از هزار سال است که حافظه تاریخی نسلهای ملت ما را تغذیه میکند. بر همین اساس، جنگ هشتساله نیز میتواند بهعنوان بخشی از دریای عاشورا، حافظه تاریخی نسلهای بعدی ایران را تغذیه کند.
روایت جنگ باید به جهان منتقل شود
این نویسنده دفاع مقدس در ادامه گفت: پس از ثبت و روایت دقیق وقایع، نوبت به انتقال این روایت به جهانیان میرسد. امروز رسانههای اجتماعی در فضای مجازی نقش اصلی را در اطلاعرسانی ایفا میکنند و در پنج قاره جهان مخاطبانی وجود دارند که میخواهند روایت ایران را بشنوند و بدانند در این بخش از جهان چه اتفاقی برای مردم ایران رخ داده است.
وی افزود: آثار خوبی که تولید میشوند باید ترجمه شده و به زبانهای مختلف در اختیار مردم جهان قرار گیرند. باید با زبانی منطقی و مستند، ابعاد حوادثی را که بر مردم ایران گذشته است، برای افکار عمومی جهان تبیین کنیم.
بابایی تصریح کرد: این اقدام باید بهصورت هدفمند و برای ابهامزدایی از سرفصلهای حساس نبردهای دفاعی ملت ایران انجام شود. در این زمینه باید از تجربههای گذشته نیز استفاده کرد تا خلأهای موجود در روایت جنگ تحمیلی تکرار نشود.
از ثبت خاطره تا خلق رمان و آثار هنری
وی با بیان اینکه روایت جنگ نباید به خاطرهنگاری محدود شود، گفت: در مرحله نخست باید جامعه ایرانی را از نظر اطلاعاتی نسبت به ماهیت و سیر تحولات جنگ و ابهاماتی که وجود دارد، آگاه کنیم. پس از آن، در بلندمدت نوبت به خلق آثار فاخر و قابل توجه توسط نویسندگان کارآزموده میرسد؛ آثاری که قابلیت ترجمه و عرضه در میان ملتهای دیگر را نیز داشته باشند.
بابایی افزود: اگر ثبت دقیق وقایع، تاریخنگاری، مستندنگاری و روایتهای مردمی بهدرستی انجام شود، از دل آنها میتوان آثار متنوعی در گونههای مختلف استخراج کرد؛ از مستند و خاطره گرفته تا داستان، رمان و دیگر قالبهای هنری.
وی تأکید کرد: سوژههای واقعی بسیار زیادی در جبهه جنگ وجود دارد که باید استخراج شوند؛ از مظلومیت خانوادههایی که اعضای آنها در یک حادثه به شهادت رسیدند گرفته تا صلابت فرماندهان و رزمندگان، نیروهای هوافضا، خلبانان نیروی هوایی ارتش، دریادلان نیروی دریایی سپاه و ارتش، نیروهای پدافند، آتشنشانان، کادر درمان و زحمتکشان عرصه خدمات شهری.
این پژوهشگر در پایان خاطرنشان کرد: اگر این اتفاق بیفتد، ادبیات جنگ کنونی میتواند از مرحله ثبت خاطرات عبور کند و به مرحله آفرینش آثار ادبی و هنری ماندگار برسد. تحقق این هدف نیازمند حمایت است؛ حمایتی که نباید صرفاً به پشتیبانی صوری از اهل قلم جنگ محدود شود و ابعاد گستردهتری دارد.
انتهای پیام/ 121
