عامه مردم و جوانان؛ میدانداران «قیام لله» هستند
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، حجتالاسلام «مجتبی عرب مازاریزدی»، نویسنده کتاب «قیام لله»، در نشست رونمایی از این اثر که با حضور محمدصادق شهبازی، حمیدرضا میررکنی و جمعی از اهالی کتاب و فرهنگ در فرهنگسرای رسانه برگزار شد، درباره ایده شکلگیری این کتاب و نسبت آن با مکتب امام خمینی (ره) سخن اظهار داشت: پیشینه این کتاب که در پیشگفتار آن نیز آمده، به حدود چهار سال پیش بازمیگردد؛ زمانی که این مباحث در سلسله جلساتی در دانشگاه صنعتی و در جمع تشکلهای دانشجویی مطرح شد.

عرب مازاریزدی ادامه داد: لطف خدا باعث شد این اثر در زمان مناسبی به مرحله انتشار برسد و با اتفاقاتی که در جامعه رخ داد، پیوند بخورد. اصل مسئله این است که معتقدیم راهبرد و ترجمان امروزی مکتب امام خمینی (ره)، برای انسان، همان چیزی است که امام در سال ۱۳۲۰ و در نخستین پیام خود، با استناد به آیه شریفه «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى» مطرح کردند؛ یعنی «قیام لله».
وی افزود: از نگاه امام خمینی (ره)، قیام لله راه نجات، اصلاح و عبور از گرفتاریهاست و این مسئله پیش از این نیز وجود داشته و پس از این نیز ادامه خواهد داشت.
نویسنده کتاب «قیام لله» با طرح این پرسش که آیا میتوان این مفهوم را از یک گزاره انتزاعی معرفتی به یک ترجمان عملیاتی تبدیل کرد، گفت: مسئله این بود که آیا میتوان از مفهوم قیام لله، نسخه و دستورالعمل عملی استخراج کرد و بر اساس آن درباره برخی عملکردها، معیار و نحوه قضاوت ارائه داد یا خیر. تلاش ما این بود که در مرز و میانه خلق یک گفتار نظری مبتنی بر ادله دینی، در عین حال با یک گفتار زنده و عملساز حرکت کنیم؛ بهگونهای که بتواند بهویژه برای قشر فعال و کنشگران، نسخهای عملی ارائه دهد.
عرب مازاریزدی با اشاره به ساختار کتاب گفت: تلاش شده است آیه شریفه «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ» به عنوان محور اصلی قرار گیرد و آیات متناسب با آن نیز در بخشهای مختلف مورد بررسی قرار گیرد. این مباحث در ۱۳ جلسه مطرح شده و تلاش شده است عناصر مختلف مکتب امام خمینی (ره) نیز در آنها مورد توجه قرار گیرد؛ از جمله اینکه مردم به عنوان فاعل اصلی چه نقشی دارند.
وی با اشاره به تحولات اخیر جامعه اظهار داشت: نظریهپردازی پیرامون قیام و اتفاقی که مردم ایران رقم زدند، میتواند موضوعی کلیدی و مهم باشد و امیدوارم این اثر بتواند در این زمینه منشأ خیر باشد.
نویسنده کتاب «قیام لله» ادامه داد: برای نمونه، در موضوع «لله» مسئله نیت مطرح میشود. نیت در ظاهر یک مسئله اخلاق فردی است، اما آثار اجتماعی نیز دارد. در این کتاب تلاش شده است به پرسشهای واقعی کنشگران میدان پاسخ داده شود؛ برای مثال اینکه آیا فعالیت رسانهای با نیت لله بودن تعارض دارد یا افشاگری با این نیت منافات دارد.
وی افزود: همچنین تلاش شده است نسبت معنویت و عقلانیت با کنش اجتماعی بررسی شود و در مقوله اصلاح نیز به امتداد عملی آن پرداخته شود.
عرب مازاریزدی گفت: یکی از ویژگیهای مکتب امام خمینی (ره)، خصلت توحیدی مفاهیم آن است؛ یعنی از یک مفهوم میتوان به مفاهیم دیگری رسید. در این کتاب نیز به بهانه «قیام»، به مفاهیمی همچون جهاد، مبارزه، رسانه، عدالتخواهی، اقتصاد مقاومتی، نقش مردم، کنشگری مردم، معنای مردمسالاری فراتر از انتخابات، ضرورت امر سیاسی و ضرورت اصلاحگری اجتماعی پرداخته شده است.
وی با اشاره به مبانی علمی اثر اظهار داشت: تلاش شده است ابتنای علمی کتاب نیز سست نباشد. یکی از سرچشمههای این رویکرد، توصیه رهبر شهید درباره بیان معارف برای عموم مردم با تکیه بر قرآن کریم است. بیان معارف برای عموم مردم با زبان قرآن موضوعیت دارد؛ زیرا کلام قرآن ظرفیت و پیشرانی دارد که هیچگاه از بین نمیرود.
نویسنده کتاب «قیام لله» با اشاره به اندیشه امام خمینی (ره) گفت: امام تأکید داشتند که حتی اگر دنیا در بدترین وضعیت و بینظمترین شرایط خود قرار گیرد، نقطه جهش به سمت دنیای مطلوب از دل همین وضعیت ایجاد خواهد شد. آنچه امروز نیز باید مورد توجه قرار گیرد، ساختن انسانهاست؛ چراکه اگر انسان ساخته شود، هیچ اتفاقی نمیتواند آینده بشریت را بهطور کامل به سمت غریزه و انحراف ببرد.

قیام لله و تجربه تاریخی مردم ایران
عرب مازاریزدی افزود: ما به لطف خداوند به قرآن، میراث گرانبهای اهلبیت (ع) و همچنین مردم عزیز و پرافتخار ایران دسترسی داریم؛ مردمی که تاریخ پرافتخاری را پشت سر گذاشتهاند و بخش مهمی از این ظرفیت، دستاورد همین مسیر است.
وی با اشاره به امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب اظهار داشت: به عنوان یک طلبه، معتقدم این دو شخصیت در دوران غیبت کبری، از برجستهترین افرادی هستند که در شناخت دین و پایبندی به این شناخت، الگو بودهاند.
وی ادامه داد: قرآن نیز مفاهیم را صرفاً مانند یک لغتنامه تعریف نمیکند؛ بلکه برای مثال وقتی از نیکوکاری سخن میگوید، مصادیق و ویژگیهای انسان نیکوکار را بیان میکند. ما نیز در دوران معاصر با کسانی مواجه بودهایم که باید آنان را در مقام عمل و نه صرفاً در مقام تعریف، شناخت.
عرب مازاریزدی خاطرنشان کرد: اگر جامعه با مفهوم قیام و حقیقت آن آشنا شود و یک فهم تجربهشده از آن پیدا کند، قطعاً میتواند مسیر بیشتری را طی کند. جامعه ایران نیز تجربههایی در این زمینه داشته است.
وی با اشاره به سهگانه عدالت، معنویت و عقلانیت گفت: در این کتاب به اندازه توان به این سهگانه پرداختهام. پدیده اصلاحگری اجتماعی و راهبری اصلاح اجتماعی، به توسعه عقلانیت نیاز دارد؛ از سوی دیگر، توسعه معنویت از مسیر تزکیه و رشد معنوی شکل میگیرد و عدالت نیز به عنوان یکی از مهمترین اهداف میانی دین، نیازمند ایستادن پای معیارهای دینی است.
نویسنده کتاب «قیام لله» تأکید کرد: این سه مفهوم در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند و نمیتوان معنویت را از عقلانیت و عدالت جدا کرد یا عدالت را بدون معنویت و عقلانیت در نظر گرفت. همچنین عقلانیت نیز صرفاً به معنای برخی تحلیلهای کارشناسی نیست که ممکن است یک ملت را به تسلیم وادار کند. هر اندازه این سهگانه توسعه پیدا کند، زمینه برای شکلگیری یک نظم ذهنی، انگیزه معنوی و ایستادگی صحیح فراهم خواهد شد. اصل این مفهوم بسیار روشن است و به تعبیر امام خمینی (ره) باید برخاست و اقدام کرد.
وی افزود: گاهی این آیه به معنای عزلت و فاصله گرفتن از جامعه تفسیر شده است؛ در حالی که امام خمینی (ره) آن را در متن جامعه توضیح میدهند. همین مسئله نشان میدهد که قیام، نسبت جدی با تفکر، عقلانیت و تولید علم دارد.
وی ادامه داد: اگر به مفهوم قیام توجه کنیم، بهتر میتوانیم بفهمیم که در کجا دچار مشکل شدهایم. حتی در مسئله تولید علم دینی، گاهی سالها درگیر بحث امکان علم دینی بودهایم، در حالی که قیام اقتضا میکند از مرحله بحث نظری عبور کنیم و تفکر دینی را به میدان واقعی بیاوریم. به نظرم این یکی از راهبردهای مهمی است که امام خمینی (ره) با مفهوم قیام، پیش روی ما قرار داده است.
مردم و جوانان؛ پیشتازان قیام
عرب مازاریزدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش مردم گفت: در حرکت اجتماعی، یکی از ابعاد قیام، توجه به محرومان و پابرهنگان است؛ همان کسانی که امام خمینی (ره) از آنها با عنوان ولینعمتان یاد میکرد. اینکه چرا مردم گاهی زودتر از نخبگان متوجه برخی مسائل میشوند، به این دلیل است که بسیاری از آنها تعلقات کمتری دارند و میتوانند واقعیتها را بهتر ببینند.
وی با اشاره به نقش جوانان گفت: گروه دیگری که در مکتب امام خمینی موضوعیت دارند، جوانان هستند. جوان برای حرکت و قیام آمادگی بیشتری دارد و میتواند زودتر وارد میدان شود.
نویسنده کتاب «قیام لله» با اشاره به ظرفیتهای انسان اظهار داشت: به دانشجویان میگویم امام خمینی (ره) به ما نشان داد که انسان چه ظرفیت بزرگی دارد. به تعبیر ساده، ما شبیه خودروهای قدرتمندی هستیم که ممکن است سالها در پارکینگ بمانند و از ظرفیت واقعی آنها استفاده نشود.
وی افزود: امام خمینی (ره) به ما نشان داد که این ظرفیتها قابل فعال شدن است و انسان میتواند از تواناییهای خود برای ایجاد تحول استفاده کند. قیام لله نیز مخاطبی دارد که باید استعدادهای روحی خود را جدی بگیرد. وقتی به سنین بالاتر میرسیم، بیشتر متوجه میشویم که جوانی چه گوهر ارزشمندی است و چه ظرفیتی برای حرکت و پیشرفت در اختیار انسان قرار میدهد.
وی با اشاره به نمونههایی از نیروهای پرورشیافته در مکتب امام خمینی گفت: یکی از شاهکارهای امام این بود که ظرفیتهای انسانها را کشف و فعال کرد. فردی مانند شهید حسن باقری که در رشته حقوق تحصیل کرده بود، در میدان دفاع مقدس به فرماندهی بزرگ تبدیل شد و افرادی مانند شهید برونسی نیز با وجود پیشینه متفاوت، به شخصیتهایی اثرگذار تبدیل شدند.
وی افزود: امام خمینی (ره) همچنین درباره شخصیتهایی مانند شهید چمران سخنانی مطرح کردند که نشاندهنده ظرفیتهای عظیم انسانی است. اینها نمونههایی از این واقعیت هستند که اگر ظرفیت انسان به درستی کشف و هدایت شود، میتواند منشأ تحولات بزرگ باشد.
عرب مازاریزدی در پایان گفت: تلاش من این بوده است که کتاب «قیام لله» بتواند چنین اثری داشته باشد؛ یعنی مخاطب را با یک مبنای فکری و با مکتب امام خمینی پیوند دهد.
وی خاطرنشان کرد: اگر این اتفاق رخ ندهد، نوشتهای که از سوی من صادر شده، اثر مطلوب خود را نخواهد داشت. امیدوارم این کتاب بتواند به کسی که میخواهد در میدان قیام آمادهتر و مجهزتر بایستد، کمک کند و زمینهای برای حرکت در مسیر اصلی ایجاد کند. در نهایت، هدف این است که کتاب صرفاً به مجموعهای از مطالب و محفوظات تبدیل نشود؛ بلکه بتواند انسان را از جمعآوری صرف کتاب و اطلاعات فراتر ببرد و به سمت عمل و زندگی واقعی هدایت کند.
شهبازی: «قیام لله» تلاشی برای تبدیل مبانی اندیشه اسلامی به چارچوبی برای کنشگری است
محمدصادق شهبازی، پژوهشگر و کنشگر اجتماعی در این نشست با اشاره به تلاش نویسنده برای ارائه یک چارچوب جامع فکری اظهار داشت: اگر بخواهیم یک «نظریه همهچیز» داشته باشیم که بتواند بخشهای مختلف زندگی و اندیشه انسان را توضیح دهد، باید مفهومی پیدا کنیم که از خلقت تا زندگی امروز انسان را دربرگیرد؛ مفهومی که هستیشناسی، انسانشناسی، معرفتشناسی و ارزششناسی ما را توضیح دهد.
وی افزود: کاری که امام راحل انجام دادند، این بود که بر اساس آیه «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ» تنها راه نجات دو جهان را «قیام لله» معرفی کردند و در مقابل آن، «قیام به نفس» و خودخواهی را قرار دادند.
شهبازی ادامه داد: «قیام لله» مفهومی بسیار مهم، ریشهای و سرنوشتساز است. حرکت کردن یا نکردن، ساختن یا نکردن و حتی پیشرفت جامعه، به این مفهوم ارتباط پیدا میکند؛ با این حال، ما در این زمینه کمکاری کردهایم.
این پژوهشگر با اشاره به نبود نگاه جامع به مفهوم «قیام لله» در بخشهایی از ادبیات فکری گفت: معمولاً وقتی از تفکر اسلامی آغاز میکنیم، یا وارد مباحث مبنایی، کلامی و فلسفی میشویم و در همانجا متوقف میمانیم یا از مسائل روزمره شروع میکنیم که در این صورت، انسجام لازم شکل نمیگیرد.
وی افزود: در نتیجه، آن تحرکانگیزی و جامعیتی که باید وجود داشته باشد، ایجاد نمیشود؛ در حالی که قرار است در همه عرصهها، چه در زندگی فردی و خانوادگی و چه در عرصه اجتماعی، «قیام لله» داشته باشیم.
شهبازی ادامه داد: باید برای عادلانه شدن جامعه قیام کنیم، برای استقلال و پیشرفت جامعه حرکت کنیم و زمینه شکوفایی استعدادهای مردم را فراهم کنیم؛ در عین حال، باید در نفس خود و در خانواده نیز قیام داشته باشیم. اگر این ارتباط برقرار نشود، معرفت ما ناقص میماند و به حرکت نمیرسد.
وی با اشاره به محتوای کتاب «قیام لله» اظهار داشت: کتاب تلاش کرده است مفهوم «قیام لله» را از نظر مبانی توضیح دهد و مهمتر از آن، میان مبانی و مصادیق حرکت پیوند ایجاد کند و مرزبندی این ایده را با ایدههای دیگر توضیح دهد.
شهبازی یکی از ویژگیهای کتاب را استفاده از زبان قابل فهم برای مخاطب جوان دانست و گفت: کتاب با ادبیاتی گفتاری و متناسب با نسل جدید نوشته شده و در آن عبارتسازیهای قابل توجهی دیده میشود؛ از «مسجد، پایگاه توسعه جامعه اسلامی» تا تعبیرهایی درباره رهبران شهید و مسیر حرکت انقلابی.
وی افزود: یکی از هنرهای کتاب این است که تلاش کرده بحث تفسیری ارائه کند، اما این مباحث برای مخاطب عادی خستهکننده و پیچیده نشده است. اگر قرار بود خود من این مباحث را ارائه کنم، احتمالاً بسیار پیچیدهتر میشد، اما آقای عرب توانسته آنها را به زبان روزمره و قابل فهم برای مخاطب بیان کند.
این فعال فرهنگی ادامه داد: در عین حال، نویسنده سراغ نقاط مهمی رفته و تلاش کرده مسائل را به گونهای مطرح کند که مخاطب بتواند نسبت آنها را با زندگی و فعالیت روزمره خود درک کند.
نقد آسیبهای فرهنگی و ضرورت بازگشت به آرمانگرایی
وی با اشاره به وضعیت معارف اسلامی در فضای عمومی گفت: امروز بخشی از آسیبهای معارف اسلامی ما این است که بسیاری از منبرها و تریبونها دیگر مانند گذشته دعوتکننده به آرمانگرایی نیستند. اگر معارف اسلامی دهه ۶۰ را با بخشی از ادبیات امروز مقایسه کنیم، میبینیم که آن معارف، انسان را به آرمانگرایی و حرکت دعوت میکرد و نسبت به انحراف هشدار میداد.
شهبازی افزود: کتاب «قیام لله» در بخشهای مختلف تلاش میکند این آسیبها را شناسایی کند و مرتب مخاطب را به این نکته برگرداند که باید وارد عملیات و عمل شود. این مباحث برای کسی است که میخواهد کار کند، نه برای کسی که میخواهد برای کار نکردن خود توجیه بسازد. نباید آنقدر انحرافها را برجسته کنیم که اساساً دیگران از حرکت بازبمانند.
این پژوهشگر با اشاره به موضوعات مطرحشده در کتاب گفت: فعالیت دانشجویی، عدالتخواهی، فضای مجازی و موضوعات مختلف اجتماعی در این اثر مورد توجه قرار گرفته است. یکی از ویژگیهای آقای عرب نیز این است که در پرداختن به مفاهیم، تلاش کرده ریشه کلمات و نسبت آنها با مسائل امروز را بررسی کند.
وی با اشاره به برخی مفاهیم مورد توجه در کتاب اظهار داشت: در بحثهایی مانند «فسق» و مفاهیم مشابه، نوآوریهایی دیده میشود و این مفاهیم با فضای امروز و فعالیتهای تشکلهای انقلابی تطبیق داده شدهاند.
شهبازی گفت: کتاب مخاطب خود را به رضایت نداشتن از وضعیت موجود و از عملکرد خودش دعوت میکند. این نگاه تلاش دارد نوعی سبک زندگی انقلابی را تبیین کند.
وی افزود: تعبیرهایی مانند «مسابقه حماقت» در کتاب وجود دارد که به این مسئله اشاره میکند که گاهی تصور میکنیم برای جذب دیگران باید از دین کم کنیم یا برخی مفاهیم را به شکل دیگری عرضه کنیم. همچنین درباره کارهای خوب کمهزینه و بیهزینه و آفات اخلاقی حرکتهای دانشجویی نیز بحث شده است. در مجموع، «قیام لله» میتواند متن قابل استفادهای برای جوان انقلابی باشد که قصد کنشگری دارد و میخواهد وارد میدان عمل شود.
شهبازی با بیان اینکه کتاب در کنار مبانی نظری، به مصادیق مختلف نیز پرداخته است، گفت: بخش مهمی از کتاب به تطبیق مبانی با عرصههایی مانند سبک زندگی انقلابی، جهاد سازندگی، فعالیتهای جهادی، انتخابات، فضای مجازی و تبیین اختصاص دارد.
وی ادامه داد: کتاب تلاش کرده چارچوبی ایجاد کند تا جوانی که میخواهد بهعنوان یک انسان نسبت به خود و جامعه احساس مسئولیت کند، بداند از چه مبانیای باید حرکت خود را آغاز کند و در چه عرصههایی باید مسئولیت بپذیرد.
شهبازی افزود: ما گاهی در مبانی متوقف میمانیم و وقتی وارد عرصه و صحنه میشویم، ارتباط خود را با مبانی از دست میدهیم. در نتیجه، برخی افراد دچار انحراف بزرگتر میشوند و اساساً وارد کنشگری نمیشوند و برخی دیگر وارد میدان میشوند، اما کنشگری آنها با آلودگیهایی همراه است.
وی تصریح کرد: بخشی از این مشکلات به نداشتن معرفت درست و وجود شبهات فکری برمیگردد و بخشی نیز به ضعف در عمل مربوط است. کتاب تلاش کرده نمونههای مختلفی از این مسائل را بررسی کند و نشان دهد که چگونه «تقوای فردی» باید به «تقوای سیاسی و اجتماعی» برسد.
این پژوهشگر گفت: یکی از نکات قابل توجه کتاب این است که حتی در مسیر عدالتخواهی نیز باید مراقب آفتها باشیم؛ یعنی اگر کسی وارد فعالیت عدالتخواهانه میشود، باید مراقب باشد عدالتخواهی او نیز عادلانه باشد. کتاب در کنار طرح مباحث نظری، به برخی پیچیدگیهای تفسیری نیز پرداخته است. برای نمونه، در بحث «قیام لله»، نویسنده تلاش کرده با بررسی دقیق ادبیات عربی، برداشتهای تفسیری مشخصی ارائه دهد که در برخی موارد با تفسیرهای رایج تفاوت دارد.
شهبازی ادامه داد: همچنین در بحث «منکر» نیز توجه شده است که فرد باید به ریشه و ماده فساد فکر کند و صرفاً به برخورد با معلول اکتفا نکند؛ برای مثال، اگر کسی وارد یک عرصه اقتصادی میشود، باید نقاط واقعی ایجاد فساد را شناسایی کند.
وی با اشاره به برخی نقدها درباره کتاب اظهار داشت: طبیعتاً هر اثری قابل نقد است و نویسنده نیز ادعا نکرده که کتاب بدون اشکال است. در برخی موارد میتوان نقدهایی را به تحلیلهای ارائهشده وارد کرد؛ با این حال، چارچوب کلانی که کتاب ارائه میدهد، بخشی از این نقاط را پوشش میدهد.
شهبازی افزود: شاید ورود کتاب به مصادیق متعدد باعث شده است در برخی قسمتها، مخاطب احساس کند مباحث حالت پراکنده پیدا کرده یا نسبت دقیق برخی بحثها با «قیام لله» برای او روشن نیست. انتظار من این بود که ارجاعات به نگاه رهبر معظم انقلاب نسبت به مفهوم «قیام لله» با توجه به عنوان کتاب، بیشتر باشد؛ البته این موارد در برابر کاری که کتاب توانسته انجام دهد، فرعی است.
این پژوهشگر با بیان اینکه مهمترین دستاورد کتاب، ایجاد احساس مسئولیت در مخاطب است، گفت: کتاب توانسته مخاطب خود را به این نقطه برساند که احساس کند مسئولیت دارد، رشد کند، حرکت کند و در این مسیر گرفتار آفتهایی مانند افراط، توهین به دیگران یا بیتوجهی به الزامات اخلاقی نشود.
شهبازی خاطرنشان کرد: به نظرم کتاب برای ماندگار شدن، به ویرایش محتوایی و نگارشی جدی نیاز دارد. ارجاعات خوبی برای توضیح مطالب در کتاب آمده، اما شاید حدود ۵۰ تا ۱۰۰ نقطه وجود داشته باشد که برای مخاطب عادی نیاز به توضیح بیشتری دارد.
وی افزود: کتاب همچنین به یک مقدمه نیاز داشت که شأن نزول و چگونگی شکلگیری اثر را دقیقتر توضیح دهد و ذهن مخاطب را با مسیر بحث همراه کند. وجود بخش منابع نیز میتوانست به استفاده علمیتر از کتاب کمک کند.
«قیام لله» و بازخوانی نقش امام خمینی (ره) در تاریخسازی انسانها
شهبازی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به نسبت مفهوم «قیام لله» با اندیشه امام خمینی (ره) اظهار داشت: یکی از مسائل مهمی که باید درباره امام مورد توجه قرار گیرد، توانایی ایشان در ایجاد تحول درونی در انسانهاست.
وی افزود: امام خمینی (ره) صرفاً یک متفکر و نویسنده نبود، بلکه توانست انسانهایی را که شاید از نظر تحصیلات، امکانات یا سوابق در جایگاه ویژهای قرار نداشتند، به انسانهای تاریخساز تبدیل کند.
این فعال فرهنگی ادامه داد: بسیاری از شخصیتهایی که در دوران دفاع مقدس تاریخسازی کردند، تحصیلات دانشگاهی یا امکانات ویژهای نداشتند؛ اما امام با ایجاد تحول درونی، به آنها فهماند که حتی با امکانات محدود نیز میتوانند انسانساز و جامعهپرداز باشند.
شهبازی با اشاره به خاطرات برخی مادران شهدا گفت: نمونههای فراوانی از انسانهایی داریم که با وجود مخالفتها و مشکلات فراوان، مسیر خود را ادامه دادند و در میدان مبارزه حضور یافتند. این افراد محصول همان نگاهی هستند که امام خمینی (ره) به انسان داشت؛ نگاهی که بر اساس آن، انسان میتواند تاریخساز باشد و در جامعه تغییر ایجاد کند.
وی تصریح کرد: ما امام خمینی (ره) را برای همین تصویر از اسلام میخواهیم؛ برای اینکه دائماً به ما یادآوری شود مشکلات، نابرابریها، ضعفها و عقبماندگیهای موجود، مسائلی نیستند که باید در برابرشان منفعل باشیم، بلکه نسبت به تغییر آنها مسئولیت داریم. وقتی پیام «قیام لله» را میخوانیم، احساس میکنیم باید حرکت کنیم؛ گویی امام خمینی (ره) از دل تاریخ با ما سخن میگوید و میگوید میتوانید در این مسیر تغییر ایجاد کنید.
شهبازی در پایان گفت: هر متفکری را که بررسی کنیم، برای رسیدن به این نقطه دوباره باید به امام خمینی (ره) برگردیم؛ چراکه دعوت امام این است که انسان برای احیای زندگی فردی و اجتماعی خود و ساختن جامعه، قیام و حرکت کند.
میررکنی: «قیام لله» دعوتی عمومی برای حرکت در مسیر خدا است
حمیدرضا میررکنی، نویسنده و پژوهشگر در این نشست با اشاره به تفاوت مفهوم «جهاد» و «قیام» اظهار داشت: یکی از توفیقات کتاب این است که جهاد را بهعنوان یک طریقه و دعوت عمومی مطرح میکند و با صورتبندی مفهوم «قیام لله»، این مقوله را به یک دعوت عمومی تبدیل میکند.
وی افزود: این نگاه میتواند ما را از تصور نادرستی که ممکن است درباره واژه «جهاد» داشته باشیم، خارج کند. کتاب گرچه از نظم و انسجام مفهومی و نظری برخوردار است، بیش از آنکه بخواهد مخاطب را درگیر مفاهیم کند، تلاش دارد او را به تجربه این مفاهیم برساند.
میررکنی ادامه داد: این ویژگی به نوعی با خصلت تدبر در قرآن ارتباط دارد. حیات قرآن را میتوان در آیات و تأمل در آنها مشاهده کرد و این ویژگی به کتاب نیز نیرو داده است. در کتاب نیز این مسئله گاهی با مثال و گاهی با توضیح دنبال شده است.
این پژوهشگر با بیان اینکه کتاب صرفاً به تعریف و تمجید از مفاهیم نمیپردازد، گفت: کتاب میخواهد مخاطب را وارد تجربه یک حرکت برای خدا کند. این حرکت زمانی که مابهازای روشن اجتماعی پیدا میکند، اهمیت بیشتری مییابد؛ چراکه مفهوم «قیام لله» در این کتاب صرفاً به یکی از منازل یک مسیر نظری تبدیل نشده، بلکه به یک فعل و حرکت اجتماعی تبدیل شده است.
وی افزود: «قیام لله» در کتاب به یک فعل در میان افعال دینی مانند نماز و حج تقلیل پیدا نکرده است. بهویژه در بخشهایی که کتاب درباره نیت صحبت میکند، مخاطب را با این پرسش مواجه میکند که آیا اساساً بافت وجودی او، بافت وجودی یک اهل قیام است یا باید دوباره ایمان و عملکرد خود را محاسبه کند.
میررکنی خاطرنشان کرد: این ویژگی، کتاب را نیروبخش میکند؛ زیرا مخاطب را از سطح بحث نظری به سطح عمل و محاسبه میآورد.
وی با اشاره به نحوه روایت جنگ گفت: امروز درگیر مسائل جنگ هستیم و یکی از مسائل ما این است که چگونه این جنگ را روایت کنیم؛ اینکه چه کسی جنگیده و چه کسی تصمیم درست گرفته است. تذکری که این کتاب میدهد، میتواند در خود این جنگ نیز ما را متوجه این مسئله کند که جنگ، هرچه هست، ظهوری از ظهورات «قیام لله» است.
میررکنی ادامه داد: این نگاه میتواند افق جنگ را بلندتر کند؛ بهگونهای که جنگ ما صرفاً به جنگی بر سر خاک یا حتی آزمونی برای جریانهای سیاسی تبدیل نشود. این مسائل ممکن است در جای خود اهمیت داشته باشند، اما جنگ میتواند در دل خود معنای بزرگتری داشته باشد.
وی با بیان اینکه کتاب قصد ورود به بحث فقهی ندارد، اظهار داشت: در اینجا بحثی درباره کتاب اخلاق مطرح میشود که آیا کتاب اخلاق باید صرفاً نسخه ارائه دهد یا خودِ آن دارو باشد. شاید نتوان درباره متنی غیر از قرآن بهراحتی ادعا کرد که خودِ آن داروست، اما این کتاب به چنین نقطهای نزدیک شده است؛ چراکه مخاطب را به جای درگیری صرف با مقولات نظری و مفهومی، به محاسبه میکشاند.
«قیام» و «عزلت» در تاریخ اندیشه دینی
میررکنی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برخی دیدگاههای تاریخی درباره قیام در عصر غیبت گفت: در میان برخی از علما، بهویژه از دوره صفویه به بعد، روحیهای را در آثار میبینیم که دعوت به عزلت در آن غلبه دارد. برای نمونه، در کتاب «تکلیف الأنام فی غیبة الإمام» که از آثار یکی از علمای کاشان است، بابی درباره نهی از خروج و قیام در عصر غیبت وجود دارد و «ترکالخروج» بهعنوان یکی از تکالیف مؤمنان در دوره غیبت مطرح شده است.
این پژوهشگر افزود: این مسئله با تنشی که در دوره انقلاب اسلامی میان امام خمینی (ره) و برخی دیگر از علما مشاهده میشود، تفاوت دارد. برای مثال، ملا محسن فیض معتقد بود شریعت برای جمعسازی آمده است و ساختن جمع، یکی از غایات شریعت است.
وی با اشاره به تجربه فیض کاشانی در اقامه نماز جمعه اظهار داشت: فیض کاشانی در دوره جوانی و زمانی که در یکی از روستاهای اطراف کاشان حضور داشت، نماز جمعه اقامه میکرد؛ زیرا معتقد بود برای ساختن جمع، باید مردم در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
میررکنی افزود: بعدها به اصفهان فراخوانده شد و در شرایطی که برخی علما اقامه نماز جمعه در عصر غیبت را حرام میدانستند، از او خواسته شد نماز جمعه را تعطیل کند. او نیز برای حفظ جمع و پرهیز از اختلاف، این کار را انجام داد. این ماجرا نشاندهنده تفاوت در تلقی از اقامه دین و نسبت آن با ساختن جمع است.
وی با اشاره به نگاه برخی از علمای معاصر به مسئله قیام گفت: در میان برخی از معاصران نیز بحث نهی از خروج و قیام مطرح شده است و در کتاب «قیام لله» نیز به این مباحث ارجاع داده شده است.
میررکنی تصریح کرد: به نظر من، مسئله در اینجا صرفاً یک مسئله نظری و اجتهادی نیست؛ بلکه به این موضوع برمیگردد که چه کسی قیام میکند. کسی که واجد عزم است، آیات را یکگونه میفهمد و کسی که از سر بیعزمی آیات را میخواند، ممکن است همان آیات را به گونهای دیگر درک کند.
وی افزود: توضیحی که امام خمینی (ره) از مقوله «قیام لله» ارائه میدهند، در نهایت دوگانه فرد و جامعه را در برخی نقاط منتفی میکند؛ چراکه در این نگاه، انسان حتی در اصلاح خود نیز از جامعه جدا نیست و قیام فردی و اجتماعی در یک افق قرار میگیرند.
ظرفیت کتاب برای تولید بحثهای علمی
میررکنی درباره ظرفیتهای علمی کتاب «قیام لله» گفت: این کتاب کاری را که میخواسته انجام دهد، دنبال کرده است؛ با این حال، استعداد فراوانی دارد تا از مباحث آن مسائل نظری دقیق استخراج شود و در حوزه علوم اسلامی و علوم انسانی مورد بحث قرار گیرد. بسیاری از مسائلی که کتاب به آنها توجه کرده، مسائلی نیستند که یکبار برای همیشه پاسخ بگیرند؛ بلکه همواره قابل پرسش و بررسی هستند. یکی از توفیقات کتاب این است که توانسته این پرسشها را بهدرستی صورتبندی کند.
این پژوهشگر ادامه داد: برای مثال، در بحث عدالت و همچنین در بخش پایانی کتاب درباره مشروطه، مسائل مهمی مطرح شده است که ظرفیت کار علمی جدی دارد و حتی میتوان درباره برخی از آنها رسالههای علمی نوشت.
وی با اشاره به یکی دیگر از نقاط قابل توجه کتاب اظهار داشت: یکی از نمونههای صورتبندی درست مسئله، بحث فعالیت در فضای مجازی است. از یک سو، ممکن است حضور و فعالیت در فضای مجازی برای فردی که قصد انجام وظیفه اجتماعی دارد، ضرورت پیدا کند و از سوی دیگر، این فضا آفتهایی دارد که باید به آنها توجه کرد.
میررکنی گفت: اینکه کتاب این مسئله را تشخیص داده و مخاطب خود را انسانی فرض کرده که میخواهد در مسیر «قیام لله» حرکت کند، اهمیت دارد. ممکن است مخاطب پیش از این به چنین مسئلهای توجه نکرده باشد و ذهنش بیشتر درگیر مسائلی مانند جذب دنبالکننده، هشتگ و معیارهای رایج موفقیت در فضای مجازی بوده باشد.
وی افزود: کتاب از آنجا که اساس خود را بر حرکت انسان در مسیر خدا و یک نقطه ایمانی قرار داده است، این مسائل را نیز از همین منظر بررسی میکند. به همین دلیل، وقتی درباره عدالت صحبت میکند، پرسشهایی مانند اینکه عدالت اصالت دارد یا طریقیت و موضوعیت دارد یا خیر، مطرح میشود.
میررکنی با بیان اینکه شاکله اصلی کتاب، توحیدی است، گفت: مخاطب کتاب کسی فرض شده که میخواهد در این مسیر حرکت کند. به همین دلیل، حتی بحث عدالت نیز در نسبت با همین نگاه توحیدی مطرح میشود.
وی ادامه داد: یکی از اساتید به من میگفت وقتی میخواهی با یک کودک صحبت کنی، مراتب عالی نفس او را خطاب قرار بده. منظور این است که نخستین چیزی که انسان باید بداند، این است که کرامت و ارزش دارد.
این پژوهشگر افزود: وقتی با یک انسان بهگونهای صحبت میکنید که نشان میدهد او را دارای کرامت میدانید، او نیز به سمت کرامت حرکت میکند. به همین ترتیب، وقتی با مخاطب بهگونهای سخن میگویید که نشان میدهد او را موحد میدانید، این خطاب میتواند او را به سمت توحید و حرکت در مسیر آن سوق دهد. کتاب «قیام لله» چنین کاری را انجام داده است و نفس انس با لحن این کتاب، میتواند بر مخاطب اثر بگذارد.
انتهای پیام/ 122
