آرایش تهاجمی دشمن با ارسال هفت فروند ناو جنگی/ تروریست‌های آمریکایی قبل از رسیدن به سواحل ایران متلاشی می‌شوند

اعزام هفت فروند ناو جنگی و ۹ هزار تروریست تازه نفس به منطقه، هم‌زمان با تحرکات تروریست‌های تجزیه‌طلب در سیستان و بلوچستان، احتمال تهاجم آبی-خاکی به بندر چابهار را افزایش می‌دهد؛ خیال خامی که با واکنش ویران‌گر و مرگبار نیروهای مسلح ایران در دریا و هدف‌گیری مستقیم کاخ‌های شیوخ فاسد عرب مواجه خواهد شد.
کد خبر: ۸۶۷۱۵۷
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۸ - 03October 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس- محمد رزمجو؛ آمریکا در اقدامی تهاجمی، گسترش دامنه آرایش رزمی خود در غرب آسیا را با گسیل هفت فروند ناو جنگی جدید حامل دست‌کم ۹ هزار نیروی نظامی تازه نفس کلید زده است؛ تحرکی سنگین که در سایه ارزیابی‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا برای ازسرگیری و افزایش شدید حملات نظامی علیه ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر صورت می‌گیرد.

ارتش تروریستی آمریکا

بر اساس گزارش‌های تایید شده توسط مقامات رسمی پنتاگون، این ناوگروه عظیم شامل ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس تئودور روزولت» به همراه سه ناوشکن موشک‌انداز همراه‌کننده، و همچنین ناوگروه تهاجمی آبی-خاکی «یو‌اس‌اس میکن آیلند» به همراه «یگان سیزدهم اعزامی تفنگداران دریایی» است که اوایل این هفته پایگاه دریایی «سن‌دیگو» را به مقصد آب‌های غرب آسیا ترک کرده‌اند و انتظار می‌رود تا اواخر ماه نوامبر وارد منطقه عملیاتی شوند. 

این گسیل نیرو که با انتقال ده‌ها فروند جنگنده عمودپرواز F-۳۵B Lightning II، بیش از ۲۲۰۰ تفنگدار دریایی، ناو‌های ترابری و پشتیبانی آبی-خاکی «آنکوریج» و «جان پی. مورتا» و حجم انبوهی از خودرو‌های رزمی پیاده‌نظام و نفربر‌های زرهی سنگین همراه است، حجم کل نیرو‌های نظامی آمریکا در غرب آسیا را از مرز ۵۰ هزار نفر فراتر برده و تعداد شناور‌های رزمی فعال واشنگتن را که در حال اجرای محاصره بنادر ایران هستند به بیش از ۲۰ فروند می‌رساند. این ترکیب نظامی شامل ۵ هزار نفر در گروه ضربت ناو هواپیمابر و حدود ۴۲۰۰ تفنگدار و ملوان روی ناو‌های آبی-خاکی است.

این تحرکات نظامی در حالی رخ می‌دهد که روند دیپلماسی تحت شعار‌ها و رفتار‌های متناقض واشنگتن به بن‌بست خورده و فشار‌ها بر روی شریان‌های حیاتی منطقه به اوج رسیده است. ترامپ در گفت‌وگوی اخیر خود با مجله تایم صراحتا اعلام کرد که اگر توافقی مطلوب و مورد پسند واشنگتن با تهران حاصل نشود، افزایش و ازسرگیری حملات نظامی پس از برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای محتمل و روی میز خواهد بود. 

این در حالی است که مذاکرات غیرمستقیم و فشرده نمایندگان ایران و آمریکا در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، تنها ساعاتی پس از سخنرانی مجرمانه ترامپ مبنی بر نابودی ایران، بدون نتیجه ملموس پایان یافت و رئیس‌جمهور آمریکا در روز‌های بعد، پیشنهاد هفت روزه و حسن‌نیت ایران برای بازگشایی و تامین امنیت رفت‌وآمد در تنگه هرمز را که مشروط به اجرای تعهدات قبلی آمریکا و لغو محاصره بنادر ایرانی بر اساس یادداشت تفاهم ماه ژوئن بود، به‌طور کامل رد کرد. 

میانجی‌گران بین‌المللی می‌کوشیدند پیش‌نویس اصلاح‌شده توافقی موقت را ارائه دهند که ایران بر پایه آن اجازه عبور و مرور آزاد در تنگه هرمز را صادر کند و آمریکا در برابر آن، محاصره بنادر ایران را متوقف سازد. با این حال، از آنجا که جنگ در میان افکار عمومی آمریکا محبوبیتی ندارد و حزب جمهوری‌خواه در آستانه انتخابات برای حفظ کرسی‌های کنگره تلاش زیادی می‌کند، کاخ سفید به رفتارهای پرخطر و ایجاد بحران‌های ساختگی در خارج از مرزها روی آورده است.

در همین راستا، ورود ناو هواپیمابر تئودور روزولت می‌تواند به معنای تقویت و پیوستن آن به دو ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس جورج دبلیو بوش» و «یو‌اس‌اس جورج واشنگتن» باشد که هم‌اکنون در منطقه مستقر هستند، یا اینکه با یکی از ناوها جابجا شود تا ابزار فشار‌های محاصره‌ای نیروی دریایی آمریکا بر نفتکش‌ها و خطوط مواصلاتی ایران تشدید شود.

اما با نگاه دقیق‌تر می‌توان دریافت که هدف اصلی این آرایش سنگین نظامی تنها به نمایش قدرت در حوزه تنگه هرمز یا اعمال فشار بر ناوگان نفتی محدود نمی‌شود، بلکه پتانسیل کشیده شدن نبرد به سواحل شرقی ایران را در خود جای داده است. با ارزیابی هم‌زمان تحرکات اخیر گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب در استان سیستان و بلوچستان و درگیری‌های فشرده آنان با نیرو‌های نظامی و امنیتی ایران، سناریوی خطرناکی آشکار می‌شود که در آن آمریکا قصد دارد از بندر استراتژیک چابهار به عنوان کلید طلایی ضربه به مرز‌های ایران استفاده کند. 

بندر چابهار به دلیل موقعیت منحصر‌به‌فرد جغرافیایی خود که در خارج از گلوگاه تنگه هرمز و در ساحل اقیانوس هند واقع شده، در تصور خام دشمن، خارج از محدوده متراکم پدافندی تنگه هرمز قرار دارد و همین امر آن را به سوژه‌ای جذاب برای سناریونویسان پنتاگون بدل ساخته است. ترکیب نیرو‌های آبی-خاکی آماده ناوگروه میکن آیلند، یگان سیزدهم تفنگداران دریایی، شناور‌های ترابری سنگین و جنگنده‌های عمودپرواز F-۳۵B Lightning II برای چنین سناریویی یعنی اجرای عملیات پیاده‌سازی نیرو در ساحل، اشغال سریع بندر چابهار و ایجاد یک سرپل و پایگاه پیشتاخته نظامی طراحی شده‌اند تا از یک‌سو شریان تجارت بین‌المللی غیروابسته به تنگه هرمز را بر روی ایران مسدود کنند و از سوی دیگر با هماهنگی مستقیم یا غیرمستقیم با تروریست‌های تجزیه‌طلب، منطقه‌ای ناامن در مرز‌های شرقی ایجاد نمایند.

در برابر این سناریو و تهدید جدی تمامیت ارضی، اتخاذ راهبرد‌های لازم، پدافندی و آفند پیش‌دستانه امری ضروری است. گام اول و بنیادین در دکترین دفاعی ایران برای مقابله با چنین حماقتی، انهدام قاطعانه شناور‌ها و ناو‌های آبی-خاکی دشمن پیش از رسیدن به محدوده پیاده‌سازی نیرو در سواحل مکران و چابهار است. 

نیرو‌های مسلح ایران باید با بهره‌گیری بی‌درنگ از موشک‌های بالستیک ضدکشتی جدید و پیشرفته‌ای که به‌تازگی با موفقیت کامل در میدان عملیاتی تست و عملیاتی شده‌اند، شناور‌های ترابری، ناو‌های آبی-خاکی و شناور‌های پشتیبانی آمریکا را پیش از نزدیک شدن به مرز‌های آبی ایران هدف قرار داده و آنها را در عمق دریا متوقف و غرق سازند تا امکان نفوذ هیچ نیروی پیاده‌ای به ساحل فراهم نشود. 

هم‌زمان با این واکنش موشکی در دریا، تقویت برق‌آسا و همه‌جانبه استحکامات پدافندی، تجهیزات زرهی و سنگر‌های دفاعی در سراسر استان سیستان و بلوچستان و آماده‌سازی نیرو‌ها برای یک درگیری سنگین، همه‌جانبه و فرسایشی، محاسبه دشمن مبنی بر یک فتح سریع را از بین خواهد برد.

در این میان، محاسبات جبهه متجاوز و اتاق‌های فکر واشنگتن دچار یک خطای محاسباتی، راهبردی و تاریخی بس سهمگین شده است؛ چرا که تحولات تاریخی دهه اخیر و به‌ویژه تجربه حماسی و ماندگار هشت سال دفاع مقدس به روشنی به تمام متجاوزان و قدرت‌های استکباری جهان ثابت کرده است که خاک، وطن، استقلال و تمامیت ارضی، خط قرمز ملی و والاترین ارزش منطبق بر هویت مردم ایران است. 

ملت ایران و نیرو‌های مسلح آن بار‌ها در عملیات‌های سرنوشت‌ساز نشان داده‌اند که در راه دفاع از وجب به وجب این سرزمین مقدس، از پهنه نیلوفری خلیج فارس تا صخره‌های سخت مکران و بلوچستان، تا آخرین قطره خون، آخرین نفس و آخرین توان حیاتی خود خواهند جنگید و تحت هیچ شرایطی اجازه نخواهند داد کوچک‌ترین قدمی از سوی هیچ نیروی متجاوز بیگانه‌ای بر خاک پاک وطن نهاده شود یا رویای اشغال و تجزیه در ذهن آنان تعبیر شود. 

اما نکته منحصر‌به‌فرد و متفاوتی که در معادلات جدید دفاعی و دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران تعریف شده، این است که ابعاد پاسخ کوبنده و ویرانگر کشور هرگز به نیرو‌های متجاوز مستقیم آمریکایی در دریا یا خطوط ساحلی محدود نخواهد ماند. در صورتی که این تجاوز نظامی یا عملیات آبی-خاکی حتی از طریق بسترها، سواحل، بنادر، پایگاه‌ها یا تسهیلات منطقه‌ای کشور‌های همسایه کلید بخورد، کشور‌های عربی حامی و پشتیبان مالی، سیاسی و لجستیکی این حملات باید در برآورد‌های امنیتی خود تجدیدنظری بسیار بنیادین و سریع صورت دهند. 

در دکترین جدید و کوبنده پاسخ متقابل ایران، دیگر دوران هدف قرار دادن صرف تاسیسات اقتصادی، پالایشگاه‌ها، زیرساخت‌های انرژی یا شریان‌های تجاری این کشور‌ها به پایان رسیده است؛ بلکه این‌بار، کاخ‌های شیشه‌ای حاکمان منطقه، مراکز اصلی تصمیم‌گیری، مقر‌های فرماندهی نظامی و دفاتر حساس حاکمیتی حکام این کشور‌ها به عنوان هدف مستقیم، نخستین و بی‌واسطه موشک‌های بالستیک و نقطه‌زن ایران تعیین خواهند شد تا تاوان سنگین و مستقیم تسهیل تجاوزگری، خیانت به امنیت منطقه‌ای و در اختیار قرار دادن بستر تسلیحاتی و عملیاتی به متجاوزان آمریکایی را با تمام وجود خود احساس کنند.

در نهایت، ارزیابی مجموع تحرکات نظامی آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان، نشان می‌دهد که واشنگتن با ترکیبی از تهدید‌های مستقیم، ارسال ناوگروه‌های رزمی، و استفاده ابزاری از گروه‌های تروریستی در جبهه شرقی، در پی تحمیل یک خطای محاسباتی جدید به منطقه است. با این حال، تلاقی بازدارندگی موشکی هوشمند ایران با تجربه دفاع همه‌جانبه و عزم ملی برای صیانت از تمامیت ارضی، معادله تجاوز را برای هر نیروی متجاوزی به کابوسی فرسایشی تبدیل خواهد کرد.

انتهای پیام/ ۴۶۱

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار