دفاع مقدس؛ تجربه پیوند قدرت نظامی با سرمایه اجتماعی
گروه سیاسی دفاعپرس: یکی از مهمترین تفاوتهای جنگ با بسیاری از بحرانهای سیاسی، گستردگی آثار آن بر زندگی عمومی جامعه است. در جنگ، مرز میان میدان نظامی و جامعه بهسادگی قابل تفکیک نیست. امنیت شهرها، استمرار فعالیتهای اقتصادی، حفظ زیرساختها، تأمین نیروی انسانی و حتی روحیه نیروهای نظامی، همگی به میزان تابآوری جامعه وابسته میشوند. از همین رو، کشورهایی که از سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردارند، در شرایط بحرانی ظرفیت بیشتری برای بسیج منابع و تحمل فشارهای طولانیمدت دارند.

این موضوع در تجربه دفاع مقدس نیز قابل مشاهده است. جنگ هشتساله تنها در خطوط مقدم جبهه جریان نداشت؛ بخش بزرگی از جامعه ایران به شکلهای مختلف درگیر جنگ بود. از پشتیبانیهای مردمی و اعزام نیرو گرفته تا فعالیتهای امدادی، کمکهای اقتصادی و حضور خانوادهها، جنگ به یک تجربه فراگیر اجتماعی تبدیل شد. همین ویژگی سبب شد مفهوم دفاع از کشور از یک مأموریت صرفاً نظامی فراتر برود و به یک مسئله عمومی تبدیل شود.
آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای در پیام ششم مهرماه ۱۴۰۵ نیز بر همین مؤلفه تأکید دارند. ایشان با اشاره به حضور مردم در میادین و خیابانها و اعلام آمادگی اقشار مختلف جامعه، این حضور را عاملی برای تقویت روحیه رزمندگان و ایجاد هراس در دشمن توصیف میکنند. در بخش دیگری از پیام نیز به حضور گسترده اقوام مختلف و مشارکت زنان اشاره شده است؛ تصویری که تلاش دارد نشان دهد دفاع از کشور در یک چارچوب محدود قومی، جنسیتی یا اجتماعی تعریف نمیشود.
اهمیت این مسئله در مفهوم «بازدارندگی» است. بازدارندگی تنها زمانی شکل میگیرد که طرف مقابل نهفقط توان نظامی، بلکه ظرفیت تحمل و واکنش جامعه هدف را نیز در محاسبات خود لحاظ کند. یک ارتش قدرتمند بدون پشتوانه اجتماعی پایدار، ممکن است در برابر یک جنگ طولانی با محدودیت مواجه شود؛ در مقابل، جامعهای که از انسجام و ظرفیت بسیج برخوردار است، میتواند هزینه اقدام نظامی علیه خود را برای مهاجم افزایش دهد.
البته سرمایه اجتماعی با «حضور خیابانی» یا اعلام آمادگی در شرایط خاص یکسان نیست. سرمایه اجتماعی مفهومی گستردهتر است و به اعتماد عمومی، احساس تعلق، رضایت از عملکرد نهادها، مشارکت مدنی و باور به امکان حل مسائل از مسیرهای قانونی و جمعی نیز مربوط میشود؛ بنابراین اگر قرار باشد حضور مردم به یک مؤلفه پایدار قدرت ملی تبدیل شود، حفظ و تقویت این سرمایه در زمان صلح اهمیت بیشتری از بسیج آن در زمان جنگ دارد.
این نکته یکی از مهمترین درسهایی است که میتوان از تجربه دفاع مقدس استخراج کرد. جامعهای که در دوران جنگ احساس کند دفاع از کشور یک مسئله مشترک و ملی است، ظرفیت بیشتری برای تحمل فشار و مشارکت در دفاع خواهد داشت. اما این احساس تعلق، نیازمند سیاستهایی است که میان مردم و ساختار سیاسی پیوند ایجاد کند و شهروندان احساس کنند در امنیت، آینده و سرنوشت کشور سهم دارند.
در پیام اخیر نیز توجه به زنان از همین منظر قابل تأمل است. اشاره به اینکه در برخی عرصههای حضور دلیرانه، بانوان از مردان سبقت گرفتهاند، صرفاً یک اشاره نمادین نیست؛ بلکه بیانگر تغییر نقش اجتماعی زنان در تجربههای بحرانی است. جنگهای معاصر نشان دادهاند که زنان تنها قربانیان یا پشتیبانان جنگ نیستند؛ بلکه میتوانند در عرصههای اجتماعی، امدادی، رسانهای، اقتصادی و حتی دفاعی نقش فعال داشته باشند.
از سوی دیگر، اشاره به حضور اقوام مختلف نیز حامل یک پیام مهم درباره مفهوم امنیت ملی است. ایران جامعهای متکثر از نظر قومی و فرهنگی است و تبدیل این تنوع به یک ظرفیت ملی، در شرایط بحران اهمیت دوچندان پیدا میکند. اگر تهدید خارجی بتواند شکافهای داخلی را فعال کند، فشار خارجی ممکن است آثار بیشتری ایجاد کند؛ اما اگر جامعه بتواند در برابر تهدید، بر اشتراکات ملی تأکید کند، همان تنوع میتواند به بخشی از ظرفیت تابآوری کشور تبدیل شود.
با این حال، نباید از یک واقعیت مهم غافل شد: سرمایه اجتماعی امری ثابت و همیشگی نیست. همانگونه که در شرایط جنگ میتواند تقویت شود، در صورت افزایش نارضایتی، بیاعتمادی، مشکلات اقتصادی یا ناکارآمدی نهادی نیز ممکن است کاهش پیدا کند. بنابراین، اگر هدف حفظ قدرت ملی در بلندمدت باشد، تقویت سرمایه اجتماعی باید در کنار توسعه توان دفاعی، اقتصادی و فناوری دنبال شود.
در واقع، تجربه دفاع مقدس یک معادله مهم را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهد: قدرت دفاعی بدون جامعه قدرتمند، آسیبپذیر است و جامعه بدون توان دفاعی نیز نمیتواند بهتنهایی امنیت خود را تضمین کند. قدرت ملی زمانی پایدار میشود که میان این دو، پیوندی متوازن برقرار باشد.
از همین منظر، پیام هفته دفاع مقدس را میتوان فراتر از یک یادآوری تاریخی خواند. در این پیام، دفاع مقدس تنها بهعنوان دورهای از عملیاتها و پیروزیهای نظامی روایت نمیشود؛ بلکه بهعنوان تجربهای اجتماعی نیز مورد توجه قرار گرفته است. تجربهای که نشان داد در لحظه تهدید، میزان آمادگی مردم برای پذیرش مسئولیت و دفاع از منافع ملی میتواند به اندازه توان تجهیزات نظامی اهمیت داشته باشد.
امروز نیز امنیت ایران صرفاً در پادگانها و مراکز نظامی تعیین نمیشود. بخشی از آن در میزان اعتماد مردم، انسجام اجتماعی، توان اقتصادی، تابآوری عمومی و احساس تعلق شهروندان به سرنوشت کشور شکل میگیرد. اگر دفاع مقدس یک درس ماندگار داشته باشد، این است که هیچ قدرت دفاعی بدون پشتوانه اجتماعی نمیتواند برای همیشه پایدار بماند.
از این منظر، شاید یکی از مهمترین پیامهای سخنان آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای این باشد که قدرت ملی را نباید تنها با تعداد تجهیزات و سامانههای نظامی سنجید. پشتوانه واقعی بازدارندگی، مجموعهای از تواناییهای نظامی و غیرنظامی است که در نقطه اتصال آنها، جامعه قرار دارد؛ جامعهای که اگر در لحظه بحران احساس کند دفاع از کشور، دفاع از آینده و منافع مشترک همه ایرانیان است، میتواند خود به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی تبدیل شود.
انتهای پیام/381
