روایت مجتبی امانی از لحظات اولیه طوفان الاقصی
به گزارش خبرنگار بینالملل دفاعپرس، مجتبی امانی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در لبنان در نشست تبیینی و تخصصی بررسی ابعاد حماسه «طوفان الاقصی» با اشاره به حوادث سه سال گذشته و تجربه حضور خود در لبنان اظهار کرد: اجازه میخواهم چند مقدمه را عرض کنم و در بحثم از خاطراتی که دوستان مطرح کردند نیز استفاده کنم. حوادثی که در سه سال گذشته اتفاق افتاد، در حالی بود که من حدود دو سال و نیم از این مدت را در خدمت مقاومت و بهعنوان سفیر ایران در لبنان بودم.

وی افزود: وقتی طوفان الاقصی اتفاق افتاد، یکسری ابهامات مطرح شد که بسیاری از آنها کار جنگ روانی رژیم صهیونیستی بود؛ یکی از این ابهامات این بود که چرا جبهه مقاومت از این عملیات خبر نداشت.
امانی گفت: حداکثر چیزی که جبهه مقاومت، یعنی برادران حماس، برای عملیات میخواستند این نبود که در اصل عملیات، حزبالله یا جهاد اسلامی یا دیگر گروهها حضور داشته باشند، بلکه آنها میخواستند در ترتیبات و مقدمات کار به آنها کمک شود و لزوماً این کمک به معنای مداخله تمامعیار و ورود به یک جنگ گسترده نبود.
سفیر ایران در لبنان ادامه داد: یکی از مطالبی که مطرح میشد این بود که چرا حزبالله وارد جنگ تمامعیار نشد. از یک طرف حماس را ملامت میکردند که چرا خبر نداده است.
وی با اشاره به ساعات ابتدایی روز هفتم اکتبر اظهار کرد: صبح روز شنبه هفتم اکتبر، معمولاً در ساعات اولیه صبح مزاحم شهید سیدحسن نصرالله نمیشدیم، اما من دل به دریا زدم و با ایشان تماس گرفتم. تلفن را برداشت و عرض کردم که میتوانم با سید صحبت کنم؟ هر زمان امکان داشت، گفتند سید بیدار است و گوشی را به من دادند.
امانی افزود: اولین صحبتم با سیدحسن نصرالله این بود که پرسیدم آیا درست است که ۱۰۰ اسرائیلی کشته شدهاند؛ عددی که آن صبح اعلام میکردند. ایشان گفتند نه، حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر هستند. مشخص بود که سید در جریان اخبار و تحولات بعد از عملیات قرار دارد.
وی تصریح کرد: این مسئله نیز یکی از نکاتی است که نشان میدهد عملیات طوفان الاقصی برای شروعکنندگان آن، نیازمند سکوت کامل اطلاعاتی بود و مانند بسیاری از عملیاتهای دیگر، حفظ محرمانگی و غافلگیری در آن اهمیت داشت.
سفیر ایران در لبنان گفت: پس از آن جلساتی برگزار شد. من از خلال صحبتها و جلساتی که در لبنان داشتم و بعضاً با برادر شهید عبداللهیان نیز به فاصله پنج روز بعد از آمدنم به لبنان جلسه داشتم، همچنین از جلسات شهید سیدحسن نصرالله با افراد مختلف نظام، رهبران سیاسی مقاومت و گروههای فلسطینی در لبنان، در جریان برخی مباحث قرار گرفتم.
وی افزود: این جلسات متعدد و بعضاً ۲۴ ساعته بود و بحثهای مختلفی در آنها مطرح میشد. نمیخواهم بگویم این ارزیابی حتماً ارزیابی همه آنها بود، اما بعد از عملیات، سه احتمال یا سه انتخاب وجود داشت.
امانی ادامه داد: یکی از احتمالات، وقوع یک جنگ گسترده بود؛ چیزی که ممکن بود ظرف همان یک یا دو هفته اول اتفاق بیفتد و هم احتمال آن وجود داشت و هم بهعنوان یک انتخاب مطرح بود.
وی گفت: انتخاب دوم، یک جنگ محدود در جغرافیای مشخص و زمان مشخص بود؛ شبیه درگیریهای گذشته حزبالله با اسرائیل، حماس با اسرائیل یا جهاد اسلامی با اسرائیل. این درگیریها برای مدت مشخصی ادامه پیدا میکند و به پایان میرسد. همانطور که شهید حسن نصرالله از آن با عنوان «ایام حربیه» یاد میکرد؛ یک دوره جنگ آغاز میشود و تمام میشود.
سفیر ایران در لبنان افزود: در این حالت، یک درجه اسرائیل را به سمت نابودی میبریم و همان روندی که در جنگهای ۱۹۹۶ و ۲۰۰۶ و همچنین در جنگهای مرتبط با غزه دنبال شد، ادامه پیدا میکند.
امانی اظهار کرد: گزینه دیگر که به نظرم انتخاب نتانیاهو بود، مظلومنمایی بود؛ اینکه تصاویر و فیلمها را منتشر کند، اقدام نظامی گستردهای انجام ندهد و به سراغ کار سیاسی خود برود، عادیسازی روابط با کشورهای عربی را پیش ببرد، یک مظلومنمایی تمامعیار از اسرائیل انجام دهد و یک هولوکاست دوم تعریف کند و بر مبنای آن، اقدامات بعدی برای مقابله با مقاومت را پیش ببرد. این حماقت نتانیاهو بود که این روش را انتخاب کرد.
سفیر ایران در لبنان در ادامه با اشاره به راهبرد رژیم صهیونیستی علیه محور مقاومت گفت: برای اطلاع عرض میکنم که اسرائیل، بهخصوص بعد از جنگ ۲۰۰۶، به دنبال این بود که محور مقاومت را از بین ببرد، نه اینکه آن را تسلیم کند. هدف اصلی جنگهای ۱۹۹۶ و ۲۰۰۶ با لبنان و جنگهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۱ با غزه، از بین بردن مقاومت بود.
امانی افزود: بعد از این مراحل، اسرائیل رفتهرفته به سمت این رفت که جنگی را برای نابودی محور مقاومت طراحی کند.
وی با اشاره به عملیاتهای امنیتی رژیم صهیونیستی علیه حزبالله اظهار کرد: یکی از مقامات اسرائیلی گفته بود که ما ۱۵ هزار پیجر و بیسیم را برای انفجار تجهیز کرده بودیم، اما عجله نتانیاهو در استفاده از روش نامناسب برای انفجار آنها باعث شد آن ۱۵ هزار بیسیم که میتوانست ضربه هولناکی به رزمندگان حزبالله وارد کند ــ و بیشتر آنها در اختیار نیروهای نظامی بود ــ نتواند آن ضربه کشنده را وارد کند.
سفیر ایران در لبنان ادامه داد: در کنار این مسئله، اسرائیل دنبال عادیسازی روابط با کشورهای عربی بود. با امارات و بحرین این روند را پیش برده بود و به دنبال کار با عربستان بود؛ این روند را بهعنوان مقدمهای برای از بین بردن محور مقاومت و کاهش سطح مخالفت در کشورهای عربی، بهخصوص درباره موضوع فلسطین، دنبال میکرد.
امانی با اشاره به اصول راهبردی رژیم صهیونیستی در جنگ گفت: اسرائیل وقتی میخواهد حمله کند، سه اصل دارد؛ اصل اول، اطلاعات کافی و دقیق از طرف مقابل و دشمن خودش است. موضوع دوم، ضربه قاطع و تمامکننده و سوم، سیطره کامل عملیاتی پس از جنگ، حفظ مواضعی که گرفته شده و پیشبرد آن است.
وی افزود: این همان روشی بود که در جنگ ۱۹۶۷ نیز دنبال شد. اسرائیل با سه کشور عربی و سپس هشت کشور عربی وارد جنگ شد و پیروزیهایی به دست آورد و هنوز هم سرزمینهایی در اردن و سوریه در اختیار دارد و به شکلی نیز مسئله حاکمیت مصر بر سینا را دنبال میکند.
سفیر ایران در لبنان تصریح کرد: اسرائیل این آمادگی را داشت و میخواست عملیات انجام دهد؛ بنابراین اینکه برادران حماس از این اطلاعات و از این حمله اطلاع داشتند، حق مشروع آنها بود که عملیات خود را با حفظ محرمانگی دنبال کنند.
امانی گفت: عملیات طوفان الاقصی از یک طرف روند عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی را دچار مشکل کرد و از طرف دیگر، جبهه نظامی دشمن را دچار درهمریختگی کرد. اسرائیل در شرایط یک درگیری سخت قرار گرفت و نتوانست برنامهای را که بر اساس آن سه اصل و نقشهای که طراحی کرده بود، بهطور کامل اجرا کند.
وی با اشاره به انتقادات مطرحشده درباره زمان اجرای عملیات انفجار پیجرها اظهار کرد: اکنون انتقادات فراوانی علیه نتانیاهو وجود دارد که چرا پیجرها را در زمان نامناسب منفجر کرد. اطلاعات و اعتراضات زیادی درباره این موضوع وجود دارد.
سفیر ایران در لبنان ادامه داد: پیجرها و تجهیزات انفجاری در واقع برای ایجاد یک فضای کلی و وارد کردن ضربهای گسترده آماده شده بودند، اما نتانیاهو بدون ملاحظه هدف اصلی آنها را منفجر کرد و صرفاً یک خونریزی شدید ایجاد شد.
امانی گفت: دلیل اینکه نتانیاهو در سازمان ملل درباره این موضوع صحبت میکند، تنها ترساندن طرف مقابل نیست؛ بلکه در حال پاسخ دادن به مخالفان داخلی خودش است که چرا پیجرها را در زمان مناسبی منفجر نکرد.
وی افزود: همان موقع که پیجرها منفجر شدند، من در بیمارستان بودم و با خودم گفتم اسرائیل چه حماقتی کرد. هنوز اتفاق اصلی نیفتاده است. اگر این پیجرها در طول عملیات نظامی و ورود سرزمینی استفاده میشد، اثرات آنها دهها برابر بیشتر از اثری بود که در آن زمان داشت.
سفیر ایران در لبنان تأکید کرد: جنایت بزرگی در زمان نامناسب از سوی اسرائیل انجام شد و در نتیجه، برنامه دشمن بههم ریخت. روند سیاسی عادیسازی روابط با کشورهای عربی نیز دچار مشکل شد.
امانی افزود: به نظر من، سیاست شهید سیدحسن نصرالله باعث شد جنگ گسترده اتفاق نیفتد. جنگ گسترده خواسته اسرائیل و خواسته نتانیاهو بود و دلیل آن نیز این بود که او میخواست آمریکا را وارد جنگ کند.
وی ادامه داد: ترجیح نتانیاهو این بود که آمریکا وارد لبنان شود و آن را اشغال کند؛ تحت این عنوان که ایران دخالت کرده یا حزبالله وارد عملیات سرزمینی شده است. شهید حسن نصرالله در عملیات نظامی خود یک سقف تحمل را در نظر گرفته بود که پایینتر از سقف تحمل آمریکاییها باشد و با این شیوه کار را پیش برد.
سفیر ایران در لبنان اظهار کرد: حمله نظامی اسرائیل بدون هماهنگی کامل با آمریکاییها بود و این موضوع مشخص است. از آن زمان نیز، چون بایدن محتاطتر از ترامپ بود، نتانیاهو شرایط خاصی داشت و به محض اینکه ترامپ بر سر کار آمد، شدت عمل خود را افزایش داد.
امانی گفت: نتانیاهو بایدن را مسخره میکرد و مشخص بود که بایدن در ابتدای جنگ به نتانیاهو گفته بود که وقتی وارد جنگ میشوی، به فکر خروجت هم باش. این نصیحتی بود که بایدن به نتانیاهو کرده بود و از باب حفظ اسرائیل، جلوگیری از خونریزی را نیز در نظر داشت.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحولات پس از جنگ و آینده منطقه اظهار کرد: در این منطقه، اکنون بحث بازتعریف وضعیت پس از جنگ مطرح است و در این بازتعریف، بحث نابودی اسرائیل نیز بهعنوان یک فرضیه وارد شده و همه این مسئله را در نظر میگیرند.
سفیر ایران در لبنان افزود: به نظر من، آنچه در قرآن مطرح شده، یکی از هنرها این است که دشمن خودت را با دست خودش به سمت نابودی ببری. عملیاتی که در طوفان الاقصی انجام شد و نحوه اداره جنگ، به خود صهیونیستها امکان داده است که در مسیر نابودی اسرائیل حرکت کنند.
امانی ادامه داد: آنچه شهید سیدحسن نصرالله در آخرین سخنرانی خودش گفت، این بود که راهی که نتانیاهو و دیگران انتخاب کردهاند، راهی است که به نابودی اسرائیل منتهی میشود.
وی با اشاره به هزینههای واردشده به محور مقاومت گفت: همیشه افراد با نیت خوب و با نیت مؤمنانه وارد میشوند و نتیجه را خداوند رقم میزند. به نظرم نتیجهای که در این سه سال گرفته شده، علیرغم همه خسارتهایی که دیدیم، قابل توجه است.
سفیر ایران در لبنان افزود: شهادت امام شهید، شهید حسن نصرالله، شهید اسماعیل هنیه، شهید صادقین و دیگر شهدایی که در منطقه به شهادت رسیدند، صدماتی است که ما دیدهایم و نشان میدهد این راه پرهزینه است.
امانی با نقل خاطرهای از یکی از تحلیلگران فلسطینی گفت: آقای مدیر شفیع را میشناسید؛ ایشان از قدیمیترین تحلیلگران فلسطینی درباره اسرائیل است. چند روز بعد از طوفان الاقصی، در روزهایی که هر روز ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر در غزه شهید میشدند و روزهای بسیار سختی بود، من بسیار ناراحت بودم و از اینکه این تعداد در غزه شهید میشوند، متأثر شده بودم.
وی ادامه داد: آقای ملا شفیع نزد من آمد. من شروع کردم و گفتم این تعداد شهدا هر روز واقعاً دردناک است. ایشان به من دلداری داد و گفت: «آقای سفیر، اینها هزینههای طبیعی است که ما باید بپردازیم. شما اینگونه تصور نکنید که این خسارتها پایان راه است.»
سفیر ایران در لبنان افزود: او به من گفت همین الان که ما صحبت میکنیم، ۵۰ هزار زن باردار فلسطینی مسیر خودشان را ادامه میدهند. این مسیر، مسیر نابودی اسرائیل است.
امانی گفت: این سخنان چهار یا پنج روز بعد از طوفان الاقصی و در اوج حملات شدید اسرائیل به غزه مطرح شد، اما نشان میداد که چه برداشتی از آینده این تحولات وجود داشت.
وی در پایان اظهار کرد: قطعاً اثری که اتفاق افتاده، ایجاد تردید درباره بقای اسرائیل، تردید در توان آمریکا برای حمایت از اسرائیل و همچنین تردید درباره توان کشورهای عربی در کمک آمریکا برای تأمین امنیت آنها بوده است.
سفیر جمهوری اسلامی ایران در لبنان خاطرنشان کرد: آنچه اکنون فکر میکنم این است که محور مقاومت در مسیری قرار گرفته که همچنان ادامه دارد؛ همانطور که مسیر نتانیاهو و اسرائیل به سمت نابودی قرار گرفته است، مسیر فلسطین، مقاومت و جمهوری اسلامی ایران نیز در مسیر پیروزی قرار دارد؛ بهرغم همه خسارتهایی که دیدیم و اتفاقاتی که افتاده است. انشاءالله این مسیر تکمیل خواهد شد.
انتهای پیام/ 381
