سیدجواد هاشمی: «یکی میاد دنبالم» روایت واقعی کودکان در دل جنگ است/ فیلم کودک بیشتری نیاز داریم

فیلم سینمایی «یکی میاد دنبالم» با اشاره به ثبت صحنه‌هایی از جنگ و صدای واقعی پدافند و انفجارها در این اثر گفت: این فیلم در شرایط جنگی ساخته شد و تلاش کردیم در کنار تلخی و بغض ناشی از جنگ، لحظات خنده و امید کودکان را نیز به تصویر بکشیم.
کد خبر: ۸۶۸۱۰۵
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۳:۵۰ - 10October 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، فیلم سینمایی «یکی میاد دنبالم» به کارگردانی سیدجواد هاشمی از آثار حاضر در سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان بود که با روایت زندگی چند کودک در روز‌های جنگ، می‌کوشد تأثیر بحران بر زندگی نسل کم‌سن‌وسال جامعه را به تصویر بکشاند.

سینما

این فیلم در شرایطی ساخته شده است که جنگ و حملات موشکی جریان داشت و بخشی از صدا‌های پدافند و انفجار‌های ثبت‌شده در آن، واقعی است. همین تجربه، در کنار دشواری کار با کودکان و تغییرات لحظه‌ای در روند تولید، به یکی از ویژگی‌های متمایز این اثر تبدیل شده است.

سیدجواد هاشمی که سال‌ها در حوزه سینمای کودک و نوجوان فعالیت کرده است، در گفت‌و‌گو با خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، از تجربه ساخت این فیلم در شرایط جنگی، ضرورت توجه بیشتر به سینمای کودک، دشواری‌های تولید آثار برای نوجوانان و اهمیت برگزاری جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان سخن گفت.

ثبت لحظه‌های واقعی جنگ در سینما

* چه شد که سراغ ساخت فیلمی درباره کودکان و جنگ رفتید؟ 

قصه «یکی میاد دنبالم» قصه امروز کشور ماست. زندگی در جنگ برای بچه‌های ما هم جریان دارد و حتی در بعضی مواقع می‌توان گفت تجربه آنها از جنگ، از زندگی بزرگسالان هم متفاوت و جذاب‌تر است.

ما فیلم را وسط جنگ ساختیم. یادم هست پدافند فعال می‌شد و بچه‌ها همچنان مشغول بازی بودند. من کات نمی‌دادم و اجازه می‌دادم بازی ادامه پیدا کند.

بخشی از صدا‌های پدافند و انفجار‌ها در فیلم واقعی است. وقتی سر تدوین می‌نشستم و این تصاویر را می‌دیدم، بغض می‌کردم و با خودم می‌گفتم این صدای واقعی جنگ است.

یک پلان داشتیم که بازیگران مشغول بازی بودند و صدای پدافند بالای سرشان شنیده می‌شد. بازیگر نقش شاهین همان وسط گفت «یا ابوالفضل». وقتی کات دادم، به او گفتم‌ای‌کاش این جمله را وسط بازی می‌گفتی. او هم تعجب کرد. حتی با خودم فکر کردم‌ای‌کاش همان پلان را نگه می‌داشتیم، چون می‌توانستیم لحظه‌ای واقعی و تاریخی را ثبت کنیم.

در صحنه دیگری، مشغول تصویربرداری از خرابی‌های خیابان جوادیه تهران بودیم. قرار بود راه‌آهن را بزنند و از حدود ساعت دو شب، پدافند‌ها شروع به کار کردند. صدابردار گفت شاید بهتر باشد کار را متوقف کنیم، اما گفتم نه، بگذارید این صدا‌ها ثبت شوند.

برای من مهم بود که اگر کسی سال‌ها بعد این فیلم را دید، بداند که اثر واقعاً در میانه جنگ ساخته شده است. به همین دلیل، حتی صدای واقعی پدافند در بعضی قسمت‌ها باقی مانده است.

سینمای کودک؛ علاقه‌ای که گاهی به فروش دارایی‌ها رسید

*سال‌هاست در حوزه کودک و نوجوان فعالیت می‌کنید. چرا این حوزه همچنان برایتان جدی است؟ 

من از سال ۱۳۹۰ نخستین فیلم سینمایی جدی‌ام را ساختم. البته پیش از آن، در سال ۱۳۸۶ کاری به نام «دوئت» ساخته بودم که آن هم درباره نوجوانان بود. در دهه ۹۰ نیز هشت فیلم سینمایی در حوزه کودک و نوجوان ساختم که همگی به‌صورت خصوصی تولید شدند.

سرمایه این فیلم‌ها را خودم تأمین می‌کردم یا شریک می‌گرفتم و با سختی زیادی آنها را می‌ساختیم. افرادی هم بودند که عاشقانه وارد سینمای کودک شدند و سرمایه گذاشتند. به نظرم سرمایه‌گذاری در سینمای کودک شاید از نظر اقتصادی چندان عقلانی نباشد، اما کاری عاشقانه است و باید از کسانی که در این مسیر قدم گذاشتند، تشکر کرد.

گاهی برای ساخت فیلم حتی ساختمان یا ماشین فروختم. اکنون دیگر شرایط اقتصادی گذشته را ندارم. «یکی میاد دنبالم» نخستین فیلم دولتی من است که بنیاد سینمایی فارابی و حوزه هنری در آن مشارکت داشته‌اند. این فیلم پس از «دوئت»، نخستین اثر غیرفانتزی من نیز محسوب می‌شود.

دغدغه اصلی من این است که اگر در کشور ما قرار است یک فیلم برای بزرگسالان ساخته شود، دست‌کم دو فیلم هم برای کودکان ساخته شود. بخش قابل‌توجهی از جمعیت کشور را کودکان، نوجوانان و جوانان تشکیل می‌دهند، اما برای این گروه سنی به‌اندازه نیاز فیلم تولید نمی‌شود.

ما باید در طول سال تعداد زیادی فیلم کودک بسازیم و بعد انتظار نداشته باشیم که بچه‌ها به سینما بروند. وقتی آنها را به سینما رفتن عادت نمی‌دهیم، چند سال بعد با نسلی از بزرگسالان مواجه می‌شویم که سینما را نمی‌شناسند و بیشتر با لپ‌تاپ و گوشی سروکار دارند.

فیلمی که در دل بحران ساخته شد

*فضای واقعی جنگ چه تأثیری بر روند تولید فیلم گذاشت؟ 

بسیاری از اتفاقات همان لحظه وارد فیلم شد. حتی بعضی دیالوگ‌ها را براساس صدا‌ها و شرایطی که در محیط وجود داشت، نوشتم.

واقعیت این است که پیش‌تولید چندانی نداشتیم. باید با هشت و بعد ۹ کودک و نوجوان، بخش‌های مربوط به آنها را در مدت بسیار کوتاهی به پایان می‌رساندیم. حدود هفت روز فرصت داشتیم و ساخت فیلم با این تعداد کودک در چنین شرایطی واقعاً سخت بود.

من حتی متن را همان لحظه تغییر می‌دادم. فرصت نداشتم متن را درست بخوانم، چه برسد به اینکه بخواهم درباره آن فکر کنم. شخصیت‌ها هم در روند کار کاملاً تغییر کرده بودند و با شخصیت‌های متن اولیه تفاوت داشتند.

مدیر تولید اولیه ما وقتی وارد کار شد، گفت بدون پیش‌تولید کار کردن چقدر سخت است. به او گفتم جنگ ما هم همین است؛ پیش‌تولید ندارد. ناگهان ما را وارد بحران می‌کند و نمی‌دانیم لحظه بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. فیلم ما هم واقعاً به همین شکل ساخته شد.

کودکان کمتر از خانواده‌هایشان می‌ترسیدند

*کار با کودکان در شرایط جنگی چه دشواری‌هایی داشت؟ 

خانواده‌ها بیشتر از بچه‌ها می‌ترسیدند. بچه‌ها جلوی دوربین بودند و خانواده‌هایشان در لابی نشسته بودند و نگران بودند که چرا باید فرزندانشان در چنین شرایطی فیلم بازی کنند.

اما در خود بچه‌ها تقریباً آن ترسی که انتظار داشتیم، وجود نداشت و واکنش‌هایشان متفاوت بود.

یک گروه عراقی هم برای مصاحبه آمده بودند. آنها جنگ را دیده و با آن زندگی کرده بودند، اما وقتی همان لحظه پدافند شروع کرد، یکی از آنها ترسید. به او گفتم از چه چیزی می‌ترسی؟ بعد دید بچه‌ها خیلی راحت نشسته‌اند و به کارشان ادامه می‌دهند.

او از من پرسید چطور ممکن است در چنین شرایطی فیلم بسازیم و بچه‌ها نترسند. به او گفتم ما زیر موشک‌باران زندگی می‌کنیم. برای ما این بخشی از واقعیت زندگی بود، نه اینکه بخواهیم شجاعت نمایشی نشان بدهیم.

اعتماد عوامل و بازیگران هم بسیار کمک کرد. منشی صحنه ما می‌گفت دیگر نمی‌دانم شما دقیقاً چه کار می‌کنید، چون مدام متن و شرایط تغییر می‌کند. بااین‌حال، همین اعتماد باعث شد بتوانیم کار را ادامه دهیم.

سینما

به نظرم ژن ایرانی در بحران خودش را نشان می‌دهد. وقتی شرایط سخت می‌شود، آدم‌ها می‌توانند محکم‌تر عمل کنند.

چرا نباید واقعیت جنگ را از کودکان پنهان کرد؟

* آیا اتفاقات واقعی جنگ مستقیماً وارد دیالوگ‌های فیلم هم شد؟ 

بله؛ یک صحنه داریم که شخصیت توتیا و دو نفر دیگر حضور دارند و درباره گریه کردن صحبت می‌شود. من همان لحظه سه دلیل برای گریه شخصیت نوشتم.

دلیل اول این بود که چرا کیک را به خانواده‌ها داده است. دلیل دوم، دلتنگی برای بچه‌ها بود؛ چون روز‌های پایانی فیلمبرداری را می‌گذراندیم و خود من هم واقعاً دلم برای بچه‌ها تنگ شده بود.

اما دلیل سوم به خود جنگ مربوط می‌شد. بچه‌ها ظاهراً نمی‌ترسیدند، ولی من می‌دیدم لبخندهایشان تلخ شده است. وقتی صدای پدافند می‌آمد، متوجه می‌شدم بدنشان کمی می‌لرزد.

برای همین جمله‌ای نوشتم که مضمونش این بود: جنگ مقاومت و ایستادگی می‌خواهد، اما این بچه‌ها چه گناهی کرده‌اند که با هر انفجار تنشان می‌لرزد؟

عده‌ای گفتند این جمله را حذف کنیم، چون ممکن است بچه‌ها را بترساند؛ اما من مقاومت کردم. معتقدم باید واقعیت را بگوییم. باید ثبت شود که این فیلم در چه شرایطی ساخته شده است.

تلاش کردم در کنار بغض، لبخند هم بسازم

* با توجه به فضای جنگی فیلم، چطور تلاش کردید قصه فقط تلخ نباشد؟ 

فیلم شاید به دلیل شرایط تولید، از نظر فنی اتفاق خیلی پیچیده‌ای نداشته باشد، اما فکر می‌کنم اثر تأثیرگذاری است. بچه‌ها و بازیگران بزرگسال خیلی خوب بازی کردند. خانم یعقوبی، خانم گودرزی، حاج عبداللهی و بچه‌ها همگی تلاش خوبی داشتند.

دوست دارم فیلم در کنار بغض، خنده هم داشته باشد. فکر می‌کنم «یکی میاد دنبالم» فیلمی ساده و روان است که هم بچه‌ها را بخنداند و هم در بعضی لحظات آنها را به گریه بیندازد.

بد نیست بچه‌ها به حال‌وروز امروز ما بغض کنند. شاید همین بغض‌ها زمینه‌ای برای خنده‌های فردایشان باشد.

پایان فیلم هم همین مفهوم را دارد. از کودک می‌پرسیم قبل از فوت کردن شمع، آرزویت چیست و او می‌گوید: «آرزو می‌کنم که دیگه هیچ‌وقت جنگ نشه.»

من به نسل آینده امیدوارم؛ به نسلی که دوست داریم محکم بار بیاید و در عین حال، بتواند در آرامش زندگی کند.

ساخت فیلم برای نوجوان امروز، دشوارتر از همیشه است

* فکر می‌کنید «یکی میاد دنبالم» چه حرفی برای نوجوان امروز دارد؟ 

فکر می‌کنم سخت‌ترین کار، فیلم ساختن برای نوجوان امروز است. نوجوانان آینده‌ساز هستند و یک فیلم می‌تواند روی مسیر زندگی یک نفر تأثیر بگذارد؛ به او انگیزه بدهد یا باعث شود استعداد و علاقه‌اش را دنبال کند.

این فیلم برای من علاوه بر یک تجربه سینمایی، ثبت بخشی از واقعیت نسلی است که در شرایط جنگی زندگی کرد و با وجود همه سختی‌ها، بازی کرد، خندید و به آینده فکر کرد.

سینما

امیدوارم «یکی میاد دنبالم» بتواند با کودکان و نوجوانان ارتباط برقرار کند و مهم‌تر از همه، امید به آینده را در آنها زنده نگه دارد.

جشنواره کودک امروز ضرورت بیشتری دارد

*با توجه به شرایط امروز جامعه، برگزاری جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان چه اهمیتی دارد؟ 

اصولاً برگزاری هر جشنواره‌ای، چه جشنواره کودک و نوجوان و چه جشنواره فیلم فجر، باعث می‌شود آن حوزه رسمی‌تر شناخته شود. فیلم‌ها بیشتر دیده می‌شوند، مورد نقد قرار می‌گیرند و وارد رقابت می‌شوند. همین موضوع به آثار ارزش افزوده می‌دهد.

سینما جدا از فرهنگ‌سازی، سرگرمی هم هست و قرار است آرامش و اوقات فراغت ایجاد کند. بنابراین، در شرایطی که جامعه دوره‌ای ملتهب را پشت سر گذاشته است، برگزاری جشنواره کودک و نوجوان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

اینکه گروهی از نوجوانان هم به‌عنوان داور یا منتقد در جشنواره حضور داشته باشند، اتفاق خوبی است. آنها مشارکت می‌کنند، فعالیت مفیدی انجام می‌دهند و تجربه کسب می‌کنند. به نظرم در شرایط امروز، برگزاری چنین رویدادی بسیار مفید است و حتی می‌توان گفت که نسبت به سال‌های قبل ضرورت بیشتری دارد.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار