هشدار راهبردی از هرمز تا دریای عرب؛ امنیت ایران قابل آزمون نیست
گروه سیاسی دفاعپرس ـ رحیم محمدی؛ این روزها، هرگاه سخن از امنیت آبهای جنوبی ایران به میان میآید، ذهن به سوی تنگه هرمز و دریای عرب معطوف میشود دو پهنه آبی که در سالهای اخیر به صحنه رقابتها و تقابلهای سنگین منطقهای بدل شدهاند بر این اساس سخن اخیر رهبر معظم انقلاب که بهمناسبت فرا رسیدن هفته دفاع مقدس درباره حضور نیروهای فرامنطقهای و بویژه آمریکایی در این آبها بیان فرمودند تنها یک جمله خبری نبود بلکه حکایت از تحولی راهبردی و عمیق دارد؛ تحولی که ریشه آن را باید در سالها ایستادگی، تجربه و تغییر معادلات قدرت در منطقه جستوجو کرد.

رهبر معظم انقلاب در بخشی از پیام مورد نظر با اشاره به گذشته، یادآور شدند که «آن روزها دو دریای جنوب ایران، جولانگاه نیروهای دشمن بود». این جمله، تصویری از دورهای را ترسیم میکند که حضور نظامی بیگانگان در آبهای نزدیک ایران، امری عادی و حتی تهدیدی دائمی به شمار میرفت. اما در ادامه با قاطعیت از تغییر این وضعیت سخن گفتند و اینکه «این روزها آنان به خاطر ضربات درد آوری که از رزمندگان دلاور و محافظان تنگه هرمز خوردهاند، از دریای عرب جلوتر نمیآیند». چون اقدامات عملیاتی مدافعان ایران اسلامی موجب شده تا آنها خود را در خارج از تیر رس موشکهای نیروهای مسلح کشورمان قرار دهند.
در واقع بیان این جمله مفهومی است که در ادبیات دفاعی و امنیتی به معنای ایجاد توانایی و ارادهای است که دشمن را از هرگونه تجاوز یا پیشروی منصرف کند. اما نکته پیام را باید آنجایی دانست که بر بر نقش «محافظان تنگه هرمز» و «رزمندگان دلاور» به عنوان عاملان اصلی این بازدارندگی تأکید میکند؛ لذا این تأکید نشان میدهد که تغییر معادلات، نه حاصل شانس یا عوامل بیرونی، بلکه نتیجه مستقیم آمادگی، هوشیاری و فداکاری نیروهای داخلی است. آنان با ایستادگی در برابر تهدیدها، هزینه پیشروی را برای دشمن آنچنان بالا بردهاند که جرأت نزدیک شدن به آبهای سرزمینی ایران را ندارد.
رهبر معظم انقلاب سپس در ادامه این پیام نکتهای را هم متذکر میشوند «و زود است که دریای عرب هم خود را از آنان خالی کند». جملهای که نمیتوان یک پیش بینی ساده دانست از این روی باید آن را اعلام یک روند و چشم انداز تلقی کرد به عبارت دیگر اگر بازدارندگی در تنگه هرمز به ثمر نشسته، این موفقیت، الگویی برای گسترش امنیت به سایر پهنههای آبی نیز محسوب میشود، چون امنیت مرز نمیشناسد و اراده ملتی که توانسته از قلب یک آبراه حیاتی محافظت کند، به طور طبیعی به سایر مناطق نیز تسری خواهد یافت.
حال چنانچه نگاهی به بستر تاریخی و ژئوپلیتیکی منطقه داشته باشیم میتوان دریافت تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان، همواره کانون توجه قدرتهای بزرگ بوده است؛ لذا هرگونه بیثباتی در این منطقه میتواند تأثیرات گستردهای بر اقتصاد جهانی بگذارد. از این رو توانایی ایران در تأمین امنیت این آب راه، نه فقط یک دستاورد ملی، بلکه عاملی مؤثر در ثبات منطقهای و حتی جهانی محسوب میشود؛ این توانمندی به ایران امکان داده است که در معادلات منطقهای نه به عنوان یک تماشاگر، بلکه بازیگری مؤثر و تعیین کننده باشد.
تجربه سالهای اخیر نشان داده که در بسیاری از حوزهها، از جمله دفاعی، فناوری و علمی، اتکا به توان داخلی نتایجی به مراتب پایدارتر و قابل اعتمادتر از وابستگی به دیگران به همراه داشته است. این نگاه، به نوعی بازتعریف «قدرت» نیز محسوب میشود؛ قدرتی که دیگر صرفاً در تعداد تجهیزات یا حجم بودجه نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در اراده، ایمان و آمادگی نیروهای انسانی متجلی است.
از سوی دیگر این بخش از پیام را میتوان در چارچوب تلاشهای دیپلماتیک و سیاسی نیز تفسیر کرد؛ زیرا در شرایطی که مذاکرات و رایزنیهای منطقهای و بین المللی در جریان است، اعلام چنین موضع قاطعی، پیامی روشن به طرفهای مقابل دارد و اینکه امنیت ایران خط قرمز است و هرگونه اشتباه محاسباتی در این زمینه با واکنش قاطع و پشیمان کنندهای مواجه خواهد شد و در عین حال نشان دهنده حسن نیت ایران برای گفتوگو و تعامل آن هم بدون هیچ گونه عقب نشینی از اصول و منافع ملی صورت میگیرد.
بنابراین میتوان گفت پیام رهبر معظم انقلاب گزارشی از وضعیت موجود و موفقیتهای به دست آمده در حوزه بازدارندگی دریایی است و در عین حال چشم اندازی از آیندهای است که در آن امنیت به تمامی آبهای جنوبی ایران تسری مییابد.
انتهای پیام/ 231
