چرا حضور مردم یکی از مؤلفههای راهبردی قدرت ایران است؟
گروه سیاسی دفاعپرس، جایگاه مردم در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، صرفاً به حضور در انتخابات یا مشارکت در مناسبتهای عمومی محدود نمیشود؛ بلکه در گفتمان رسمی رهبری، مردم بهعنوان یکی از ارکان اصلی اقتدار، استقلال و پایداری کشور مورد توجه قرار گرفتهاند. در پیامهای رهبر انقلاب در جریان تحولات اخیر، بر نقش مردم در حفظ انسجام کشور و پایداری در برابر فشارهای خارجی تأکید شده است. در همین چارچوب، رسانههای رسمی با بازنشر بیانات رهبری، حضور و مشارکت مردم را از عوامل مؤثر بر اقتدار ملی معرفی کردهاند.

اهمیت این رویکرد در آن است که قدرت ملی را نمیتوان صرفاً به توانایی نهادهای نظامی و دولتی فروکاست. ظرفیت جامعه برای مشارکت در امور عمومی، همراهی در شرایط بحرانی و ایفای نقش در حل مسائل کشور نیز بخشی از توانمندی ملی محسوب میشود. بر این اساس، حضور مردم در میدان را باید در چارچوب گستردهتری بررسی کرد؛ چارچوبی که در آن، مشارکت اجتماعی، اعتماد عمومی و ارتباط میان جامعه و نهادهای حاکمیتی در کنار توان دفاعی و ظرفیت دیپلماتیک قرار میگیرند.
حضور مردمی چه پیامی به بازیگران خارجی منتقل میکند؟ یکی از ابعاد قابل بررسی حضور مردم در صحنههای سیاسی و امنیتی، تأثیر آن بر ارزیابی بازیگران خارجی از وضعیت داخلی کشور است. در شرایطی که یک کشور با تهدید نظامی، فشار اقتصادی یا تنش دیپلماتیک روبهروست، میزان انسجام اجتماعی میتواند بر محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد. جامعهای که از ظرفیت بالایی برای همکاری، مدیریت بحران و حفظ کارکردهای عمومی برخوردار باشد، ممکن است در برابر فشارهای خارجی تابآوری بیشتری از خود نشان دهد. از این منظر، حضور مردم میتواند نشانهای از اهمیت استقلال ملی و حساسیت جامعه نسبت به تحولات امنیتی تلقی شود.
بااینحال، برای ارزیابی دقیق تأثیر این حضور بر محاسبات خارجی، باید آن را در کنار عوامل دیگری همچون توان دفاعی، شرایط اقتصادی، مواضع رسمی کشور و تحولات منطقهای بررسی کرد. همچنین، صرف برگزاری تجمعات یا افزایش جمعیت حاضر در یک رویداد، بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره میزان حمایت عمومی از همه سیاستهای کشور کافی نیست. ارزیابی جامعتر، نیازمند توجه به تنوع دیدگاههای اجتماعی، میزان مشارکت در موقعیتهای مختلف و شواهد مستقل درباره نگرش عمومی است. بنابراین، اهمیت حضور مردم در معادلات قدرت را باید در ظرفیت آن برای تقویت همبستگی اجتماعی و افزایش تابآوری ملی جستوجو کرد؛ نه در تقلیل همه ابعاد افکار عمومی به تصاویر یا آمار یک تجمع.
از خیابان تا میدان دیپلماسی
نسبت حضور مردم با قدرت چانهزنی یکی از پرسشهای مهم در بررسی نقش مردم، نسبت میان حضور اجتماعی و قدرت دیپلماتیک کشور است. آیا حضور مردم در صحنه میتواند بر موقعیت ایران در مذاکرات خارجی تأثیر بگذارد؟ پاسخ به این پرسش مستلزم تفکیک میان حمایت اجتماعی، قدرت چانهزنی و نتیجه مذاکرات است. حضور عمومی در شرایط بحران میتواند تصویری از میزان انسجام داخلی و حساسیت جامعه نسبت به منافع ملی ارائه دهد؛ اما نتیجه مذاکرات به عوامل متعدد دیگری، از جمله اهداف طرفین، موازنه قدرت، محتوای مطالبات، شرایط بینالمللی و امکان اجرای تعهدات وابسته است. از سوی دیگر، انسجام داخلی زمانی میتواند پشتوانه مؤثرتری برای سیاست خارجی باشد که با هماهنگی میان نهادهای مسئول و برخورداری از ظرفیتهای اقتصادی و دفاعی همراه شود.
به بیان دیگر، حضور مردم بهتنهایی جایگزین ابزارهای دیپلماتیک یا توان نظامی نیست؛ بلکه میتواند یکی از مؤلفههای محیط سیاسی و اجتماعی باشد که تصمیمگیران در چارچوب آن، سیاستهای خود را تنظیم میکنند. در این میان، حفظ ارتباط میان سیاست خارجی و مطالبات عمومی نیز اهمیت دارد. هرچه اهداف مذاکرات، خطوط کلی تصمیمگیری و نتایج اقدامات دیپلماتیک برای جامعه روشنتر باشد، امکان شکلگیری درک عمومی از روند تصمیمگیری افزایش مییابد.
سرمایه اجتماعی؛ فراتر از تجمعات خیابانی
یکی از نکات مهم در تحلیل حضور مردم، تفکیک میان مشارکت مقطعی و سرمایه اجتماعی پایدار است. تجمعات عمومی میتوانند در مقاطع حساس، جلوهای از همبستگی و مشارکت اجتماعی باشند؛ اما پایداری این همبستگی به عوامل گستردهتری وابسته است. اعتماد عمومی، احساس عدالت، پاسخگویی مسئولان، وضعیت معیشت و امکان مشارکت واقعی مردم در حل مسائل کشور، در شکلگیری و تداوم سرمایه اجتماعی نقش دارند.
در همین زمینه، گزارشهای رسانهای درباره وضعیت داخلی ایران در ماههای اخیر نشان میدهد که در کنار نمایشهای عمومی وحدت در شرایط جنگ، مسائل اقتصادی و نارضایتیهای اجتماعی نیز همچنان از موضوعات مهم جامعه بودهاند. خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی در سپتامبر ۲۰۲۶ درباره یکی از تجمعات بزرگ تهران، به حضور گسترده شرکتکنندگان و پیام رسمی وحدت اشاره کرد؛ در عین حال، مشکلات اقتصادی و اختلافنظرها درباره وضعیت داخلی کشور نیز بخشی از زمینه تحولات معرفی شدند.
این موضوع نشان میدهد که تحلیل قدرت اجتماعی، به بررسی همزمان دو حوزه نیاز دارد: ظرفیت جامعه برای همبستگی در شرایط تهدید و مطالباتی که بر زندگی روزمره مردم تأثیر میگذارند.
از این منظر، حفظ سرمایه اجتماعی تنها با تأکید بر حضور در صحنه محقق نمیشود؛ بلکه به اقداماتی نیاز دارد که آثار آن در زندگی مردم قابل مشاهده باشد. بهبود شرایط اقتصادی، پاسخگویی به مطالبات عمومی، شفافیت در تصمیمگیری و افزایش مشارکت اجتماعی میتوانند به تقویت پیوند میان مردم و نهادهای حاکمیتی کمک کنند.
نقش مردم در تابآوری کشور پس از جنگ
تابآوری ملی به توانایی یک کشور برای تحمل شوکها، حفظ کارکردهای اساسی و بازگشت به شرایط باثباتتر پس از بحران گفته میشود. در این چارچوب، مردم صرفاً مخاطبان تصمیمهای دولت نیستند؛ بلکه میتوانند در بازسازی زیرساختها، حمایت از آسیبدیدگان، تداوم فعالیتهای اقتصادی و مدیریت پیامدهای اجتماعی بحران نقشآفرینی کنند.
در شرایط پس از جنگ، اهمیت این مشارکت از سطح حضور در تجمعات عمومی فراتر میرود. کمکهای مردمی، فعالیتهای داوطلبانه، همکاری در بازسازی مناطق آسیبدیده و مشارکت در حل مسائل محلی، از جمله عرصههایی هستند که ظرفیت اجتماعی کشور را به توان عملی برای عبور از بحران تبدیل میکنند.
البته تحقق این ظرفیت مستلزم فراهم بودن زمینه مشارکت، اعتماد میان جامعه و نهادهای مسئول و استفاده مؤثر از توان داوطلبانه مردم است. در غیر این صورت، فاصله میان ظرفیتهای اجتماعی و سازوکارهای اجرایی میتواند از تأثیرگذاری مشارکت عمومی بکاهد.
از همین رو، یکی از موضوعات مهم برای بررسی عملکرد نهادهای مسئول در دوره پس از جنگ، چگونگی استفاده از ظرفیت مردم در بازسازی، حمایت اجتماعی و کاهش آسیبهای اقتصادی است.
حضور مردم و مسئولیت متقابل حاکمیت
تأکید بر نقش مردم در اقتدار ملی، بدون بررسی مسئولیت نهادهای حاکمیتی در قبال جامعه، تصویری کامل از این موضوع ارائه نمیکند.
اگر حضور مردم یکی از مؤلفههای قدرت ملی محسوب میشود، حفظ و تقویت این ظرفیت نیز نیازمند سیاستهایی است که اعتماد عمومی را افزایش دهد و زمینه مشارکت مؤثر شهروندان را فراهم کند.
پاسخگویی به مطالبات اقتصادی و اجتماعی، مقابله با فساد، شفافیت در عملکرد دستگاهها، فراهم کردن فرصتهای برابر و توجه به مسائل مناطق مختلف کشور، از جمله موضوعاتی هستند که میتوانند بر کیفیت رابطه مردم و مسئولان اثر بگذارند.
همچنین، توجه به دیدگاههای متفاوت در جامعه و فراهم کردن امکان بیان مطالبات از مسیرهای قانونی، میتواند به شناسایی دقیقتر مسائل و کاهش فاصله میان تصمیمگیری و نیازهای عمومی کمک کند.
در این چارچوب، انسجام ملی را نباید صرفاً به نبود اختلافنظر تعبیر کرد؛ بلکه توانایی جامعه و نهادهای مسئول برای مدیریت اختلافات، همکاری در مسائل مشترک و حفظ کارکردهای اساسی کشور نیز بخشی از ظرفیت انسجام اجتماعی است.
قدرت ملی با حضور مردم آغاز میشود، اما به آن محدود نمیماند
بررسی جایگاه مردم در معادلات قدرت نشان میدهد که حضور اجتماعی میتواند یکی از مؤلفههای اثرگذار بر انسجام داخلی، تابآوری ملی و ارزیابی بازیگران خارجی از شرایط کشور باشد. این ظرفیت در کنار قدرت دفاعی، توان اقتصادی و ابزارهای دیپلماتیک معنا پیدا میکند و نمیتوان آن را بهتنهایی معیار سنجش قدرت ملی دانست.
در منظومه فکری رهبری نیز نقش مردم و مشارکت عمومی از موضوعات مورد تأکید بوده است؛ موضوعی که در شرایط بحران، اهمیت آن در پیوند میان جامعه، امنیت ملی و استقلال کشور بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
بااینحال، استمرار این ظرفیت به کیفیت رابطه میان مردم و مسئولان وابسته است. حضور در میدان، زمانی میتواند به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شود که با پاسخگویی نهادهای مسئول، توجه به مطالبات عمومی و مشارکت مردم در حل مسائل کشور همراه باشد.
از این منظر، مسئله اصلی تنها چگونگی حضور مردم در لحظات حساس نیست؛ بلکه این است که چگونه میتوان ظرفیت همبستگی اجتماعی را به مشارکت مؤثر در اداره کشور، بازسازی پس از بحران و تقویت بنیانهای اقتصادی و اجتماعی تبدیل کرد.
انتهای پیام/151
