خانیکی: روایت جنگ نباید حقیقت را فدای شعارزدگی کند/ ایستادگی واقعی با ترس و رنج همراه است

استاد ارتباطات با تأکید بر ضرورت ثبت روایت‌های انسانی از جنگ گفت: روایت اصیل نباید حقیقت را فدای شعارزدگی کند؛ چراکه ایستادگی واقعی برخلاف تصویر تبلیغاتی از انسان‌های شکست‌ناپذیر، با ترس، اشک، خستگی و فقدان همراه است. استاد علوم ارتباطات با تأکید بر ضرورت پرهیز از شعارزدگی در روایت جنگ گفت: ایستادگی واقعی با ترس، رنج، خستگی و فقدان همراه است و رسانه‌ها باید به‌جای ارائه تصویری اغراق‌آمیز از قهرمانان، واقعیت‌های انسانی جنگ و فداکاری‌های کمتر دیده‌شده مردم را روایت کنند.
کد خبر: ۸۶۹۵۴۲
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۵ - 12October 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات، در نهصدوهشتادمین شب مجله بخارا که عصر (دوشنبه) در موزه هنر‌های معاصر تهران با رونمایی از مجموعه مستند ۶۰ قسمتی «تولید در آتش» و مرور مجموعه ۲۰۱ قسمتی «وطنم ایران» برگزار شد، با موضوع «روایت در آتش و آتش در روایت؛ از تاب‌آوری خاموش تا چراغ روشن حافظه جمعی» سخنرانی کرد.

علوم ارتباطات

وی در ابتدای سخنان خود با قدردانی از علی دهباشی، مدیر مجله بخارا، اظهار داشت: ادای احترام به دهباشی، تنها تجلیل از یک فرد نیست، بلکه پاسداشت تلاشی مستمر برای شکل‌گیری حافظه جمعی، بازخوانی هویت ایرانی و حفظ روایت‌های فرهنگی این سرزمین است.

خانیکی با اشاره به استمرار فعالیت‌های فرهنگی دهباشی با وجود بیماری افزود: دهباشی یک شخص نیست، بلکه تندیس زنده ایستادگی و نهادی فرهنگی و سیار در تاریخ معاصر ایران است که با وجود رنج بیماری، اجازه نداده چراغ اندیشه و روایت خاموش شود.

جامعه بدون روایت به فقر تجربه و فراموشی گرفتار می‌شود

این استاد ارتباطات با تأکید بر اهمیت روایت در شرایط بحرانی گفت: جامعه‌ای که نتواند رنج‌ها، امیدها، فضیلت‌ها و سرمایه‌های نمادین خود را به زبان بیاورد، گرفتار فقر تجربه، بی‌تاریخی و فراموشی خواهد شد.

وی ادامه داد: در شرایطی که جامعه با تغییرات پرشتاب و بحران‌های درهم‌تنیده مواجه می‌شود، معمولاً اطلاعات بر روایت غلبه می‌کند؛ درحالی‌که اطلاعات به‌تنهایی نمی‌تواند حقیقت تجربه انسانی را منتقل کند.

خانیکی با بیان اینکه میان اطلاعات و روایت تفاوتی اساسی وجود دارد، تصریح کرد: اطلاعات اغلب مجموعه‌ای از داده‌های پراکنده، آمار و ارقام است که ممکن است رنج انسان را به نمودار‌ها و گزارش‌های سرد تقلیل دهد، اما روایت به تجربه زیسته انسان معنا می‌بخشد و امکان شنیده شدن صدای او را فراهم می‌کند.

وی افزود: روایت نیازمند ارتباط میان گوینده و شنونده است. نمی‌توان رنج انسان‌ها را تنها در قالب آمار خسارت‌ها یا تعداد قربانیان خلاصه کرد؛ زیرا پشت هر حادثه، زندگی، هویت و تجربه انسانی قرار دارد که باید شنیده شود.

در روایت جنگ باید صدای ترس، تردید و فقدان نیز شنیده شود

خانیکی با اشاره به ضرورت پرهیز از روایت‌های یک‌سویه اظهار داشت: جهان اجتماعی ما شبکه‌ای درهم‌تنیده از قصه‌هاست و روایت با هویت، اخلاق و قدرت ارتباط دارد. در فضا‌های تبلیغاتی تلاش می‌شود یک روایت واحد بر تجربه‌های متنوع انسانی تحمیل شود، درحالی‌که روایت واقعی باید امکان شنیده شدن صدا‌های مختلف را فراهم کند.

وی تأکید کرد: در روایت جنگ، همان‌قدر که صدای شجاعت، مهارت و تدبیر اهمیت دارد، باید صدای ترس، تردید، رنج و فقدان نیز شنیده شود. حذف این وجوه انسانی، روایت را از حقیقت دور می‌کند.

این استاد ارتباطات با اشاره به تجربه جنگ‌های اخیر افزود: در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه، رنج‌های بسیاری بر مردم ایران تحمیل شد، اما این رویداد‌ها تا زمانی که به روایت تبدیل نشوند، نمی‌توانند به‌درستی به نسل‌های آینده منتقل شوند.

وی ادامه داد: انباشت مداوم اخبار فجایع ممکن است به نوعی کرختی حسی در جامعه منجر شود؛ وضعیتی که انسان با وجود تجربه رنج، توان بیان آن را از دست می‌دهد. روایت کردن، تلاشی اخلاقی برای رهایی از این سکوت و جلوگیری از فراموش شدن رنج انسان‌هاست.

تداوم زندگی زیر آتش، جلوه‌ای از مقاومت مردم ایران بود

خانیکی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مجموعه مستند «تولید در آتش» گفت: آنچه در روز‌های جنگ اتفاق افتاد، تنها به مقاومت نیرو‌های مسلح محدود نبود، بلکه در کارخانه‌ها، نانوایی‌ها، فروشگاه‌ها، روستا‌ها و شهر‌ها نیز شکل دیگری از ایستادگی جریان داشت.

وی با بیان خاطره‌ای از یکی از دوستان خود اظهار داشت: دوستی می‌گفت در روز‌های نخست جنگ، هنگامی که ساعت دو نیمه‌شب از کوچه‌ای عبور می‌کرد، رفتگری را دید که همچنان مشغول جمع‌آوری زباله‌ها بود. او از همین صحنه ساده دریافت که دشمن نتوانسته زندگی را در ایران متوقف کند.

این استاد ارتباطات افزود: مقاومت اجتماعی گاهی در همین فعالیت‌های روزمره معنا پیدا می‌کند. وقتی نانوا با وجود شنیدن صدای انفجار همچنان نان می‌پزد، یا کارگری برای حفظ تولید در کارخانه حاضر می‌شود، در حقیقت بخشی از نظم زندگی جامعه را حفظ می‌کند.

وی با قدردانی از سازندگان مجموعه «تولید در آتش» گفت: شرکت‌های بزرگ صنعتی و اقتصادی تنها مسئول تولید کالا و ارائه خدمات نیستند، بلکه در کنار آن وظیفه دارند تجربه‌های انسانی، تاریخ شفاهی و روایت تلاش کارکنان خود را نیز ثبت کنند.

نان، دارو و سوخت در روز‌های جنگ نبض بقای یک ملت بودند

خانیکی با اشاره به روایت‌های ثبت‌شده در مجموعه «تولید در آتش» اظهار داشت: در یکی از این روایت‌ها، کارگری در شرکت توفیق دارو برای نجات مواد اولیه دارویی مورد نیاز بیماران، خود را به دل آتش می‌زند. در روایتی دیگر، تکنسین‌های نفت پاسارگاد و ایرانول در تاریکی شب خود را به مخازن می‌رسانند تا با بستن به‌موقع شیرها، از وقوع انفجاری ویرانگر جلوگیری کنند.

وی افزود: این اقدامات نشان می‌دهد که گاهی تداوم زندگی به یک توقف سنجیده وابسته است. کارگر فنی باید بداند در چه لحظه‌ای جریان تولید یا انتقال مواد را متوقف کند تا جان انسان‌ها و تأسیسات حفظ شود.

این استاد ارتباطات تصریح کرد: در روز‌های جنگ، نان، سوخت، سیمان و دارو تنها ارقامی در ترازنامه شرکت‌ها نبودند، بلکه نبض بقای یک ملت محسوب می‌شدند. پشت هر محصول، تلاش انسان‌هایی قرار داشت که با وجود خطر، مسئولیت خود را رها نکردند.

وی ادامه داد: یکی از مهم‌ترین وظایف ارتباطات این است که جامعه را به خود جامعه معرفی کند؛ یعنی نشان دهد چگونه فعالیت‌های به‌ظاهر ساده و روزمره، در کنار یکدیگر امکان استمرار زندگی اجتماعی را فراهم می‌کنند.

روایت اصیل جنگ نباید به تبلیغات و شعارزدگی تبدیل شود

خانیکی با تأکید بر ضرورت حفظ حقیقت در آثار مستند و رسانه‌ای گفت: روایت اصیل نباید حقیقت را فدای شعارزدگی کند. تبلیغات معمولاً انسان‌ها را پولادین، بدون ترس و شکست‌ناپذیر نشان می‌دهد، درحالی‌که ایستادگی واقعی با اشک، ترس، خستگی و فقدان همراه است.

وی افزود: بسیاری از ایثارگری‌ها در کار‌های کوچک و بی‌نام‌ونشانی نهفته است که افراد ناچارند روز بعد نیز آنها را تکرار کنند. پشت هر خبر از شهادت یک کارگر یا آسیب دیدن یک واحد صنعتی، خانواده‌ای، آرزو‌هایی و همکارانی قرار دارند که باید با جای خالی عزیز خود زندگی کنند.

این استاد ارتباطات با اشاره به شهادت کارکنان واحد‌های تولیدی و آسیب‌دیدگان حملات دشمن اظهار داشت: روایت جنگ نباید با خاموش شدن آتش و پایان حملات متوقف شود. زندگی بازماندگان ادامه دارد و رسانه‌ها مسئول‌اند چهره انسانی این حوادث و پیامد‌های آن را نیز ثبت کنند.

وی تأکید کرد: بازگو کردن تجربه‌های تلخ به‌تنهایی زخم‌ها را درمان نمی‌کند، اما شنیده شدن رنج انسان‌ها در فضایی امن و همدلانه می‌تواند زمینه حمایت اجتماعی و کاهش احساس تنهایی آنان را فراهم کند.

ادبیات و رسانه باید حافظ رنج‌های انسانی جنگ باشند

خانیکی با اشاره به نقش ادبیات در ماندگاری تجربه‌های جنگ گفت: احمد محمود در رمان «زمین سوخته» و اسماعیل فصیح در «زمستان ۶۲» توانستند بخشی از زندگی زخمی انسان‌ها در دوران جنگ را در حافظه ادبی جامعه ماندگار کنند.

وی با اشاره به نمونه‌هایی از مقاومت اجتماعی در دیگر کشور‌ها افزود: در محاصره سارایوو، کارگران نانوایی با وجود گلوله‌باران و کمبود آب و برق، برای تأمین نان مردم تلاش می‌کردند. در هیروشیما نیز راه‌اندازی دوباره تراموا‌ها تنها سه روز پس از بمباران اتمی، به نمادی از اراده مردم برای بازگشت به زندگی تبدیل شد.

این استاد ارتباطات همچنین به کتاب «وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» نوشته علی‌اصغر سیدآبادی اشاره کرد و گفت: این اثر نشان می‌دهد چگونه روایت‌های شخصی از روز‌های موشک‌باران تهران می‌توانند از یک احوالپرسی ساده فراتر بروند و پیوندی انسانی میان افراد در نقاط مختلف جهان ایجاد کنند.

وی افزود: روایت‌های انسانی می‌توانند اضطراب و کابوس جنگ را به تجربه‌ای مشترک تبدیل کنند و امکان همدلی را حتی میان کسانی که فاصله جغرافیایی زیادی دارند، فراهم آورند.

ثبت تاریخ شفاهی جنگ یک مسئولیت ملی و اخلاقی است

خانیکی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر ضرورت حفظ روایت‌های جنگ اظهار داشت: ثبت تاریخ شفاهی با رعایت اخلاق روایتگری، حفظ کرامت راویان و فراهم کردن دسترسی عمومی به آرشیوها، یک وظیفه ملی و اخلاقی است.

وی افزود: باید از خود بپرسیم کسانی که در روز‌های بحران، زندگی را ادامه دادند، چه اندازه فرصت پیدا کردند داستان خود را بازگو کنند و ما تا چه اندازه آماده شنیدن روایت آنان بوده‌ایم.

این استاد ارتباطات تأکید کرد: فرزندان ما حق دارند بدانند در روز‌های جنگ، نان، دارو، سوخت و امکان رفت‌وآمد چگونه فراهم شد و چه انسان‌هایی برای استمرار زندگی تلاش کردند.

خانیکی در پایان با اشاره به پیوند فعالیت‌های فرهنگی و تولیدی گفت: یک چراغ، چراغ کارگری بود که چرخ زندگی را به حرکت درآورد و چراغ دیگر، روشنایی فرهنگ و روایت بود که در شب‌های بخارا پاس داشته شد. امروز مسئولیت داریم داستان انسان‌هایی را که این چراغ‌ها را روشن نگه داشتند، بشنویم و به دیگران منتقل کنیم.

وی خاطرنشان کرد: آتش می‌گذرد و خاکستر‌ها پراکنده می‌شوند، اما آنچه از انسان در حافظه تاریخ باقی می‌ماند، امیدی است که در دل روایت‌ها حفظ شده است. تا زمانی که قصه‌های خود را برای یکدیگر بازگو کنیم و در رنج و امید یکدیگر شریک باشیم، زندگی ادامه خواهد داشت.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار