طوسی: «روایت فتح» شهید آوینی الگوی ماندگار روایت قهرمانان گمنام جنگ است/ کارگران همچنان در انزوای تاریخی قرار دارند

منتقد سینما با اشاره به نقش شهید آوینی در ثبت روایت‌های انسانی دفاع مقدس گفت: مجموعه «روایت فتح» توانست قهرمانان گمنام جنگ را با زیبایی‌شناسی متفاوتی به تصویر بکشد و امروز نیز مستندسازان باید با بهره‌گیری از این تجربه، ایثار کارگران و تولیدکنندگان در جنگ‌های اخیر را به آثاری ماندگار تبدیل کنند.
کد خبر: ۸۶۹۵۴۴
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۴ - 12October 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، جواد طوسی، منتقد سینما، در نهصدوهشتادمین شب مجله بخارا که عصر (دوشنبه) در موزه هنر‌های معاصر تهران با رونمایی از مجموعه مستند ۶۰ قسمتی «تولید در آتش» و مرور مجموعه ۲۰۱ قسمتی «وطنم ایران» برگزار شد، با قدردانی از علی دهباشی برای پرداختن به موضوع تولید و نقش کارگران در شرایط جنگی اظهار داشت: مجله بخارا در یک بزنگاه تاریخی، فراتر از حوزه‌های فرهنگی همیشگی خود به یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه، یعنی رابطه تولید، کارگر و شرایط اجتماعی کشور پرداخته است.

فیلم

وی افزود: موضوع کارگر، تولیدکننده و رابطه کارگر و کارفرما از مباحث مهم و پایان‌ناپذیر اجتماعی است که متأسفانه در جامعه ما همچنان با سوءتفاهم‌های تاریخی مواجه است و هنوز نتوانسته به جایگاهی روشن و تثبیت‌شده در عرصه فرهنگ و هنر دست پیدا کند.

طبقه کارگر در سینمای ایران همچنان مهجور مانده است

طوسی با اشاره به پیشینه پرداختن به طبقه کارگر در سینمای جهان گفت: در تاریخ سینما، موضوع کارگر و مناسبات تولید اغلب از منظر جریان‌های چپ و عدالت‌خواهانه مورد توجه قرار گرفته است. از آثار فیلمسازانی، چون سرگئی آیزنشتاین تا سینمای اجتماعی ایتالیا، مسئله عدالت اجتماعی و جایگاه طبقه کارگر یکی از مضامین مهم بوده است.

وی ادامه داد: این توجه به طبقه کارگر از آن جهت اهمیت دارد که عدالت اجتماعی بدون در نظر گرفتن حقوق و مطالبات تولیدکنندگان و کارگران معنای کاملی پیدا نمی‌کند. بااین‌حال در جامعه ما گاهی سخن گفتن از حقوق کارگر، تشکل‌های صنفی و مناسبات عادلانه کار و تولید، بلافاصله با برچسب‌های سیاسی مواجه می‌شود.

این منتقد سینما با اشاره به قضاوت نسل‌های جدید درباره جریان‌های آرمان‌خواه گذشته اظهار داشت: بخشی از نسل‌های جوان، بدون توجه کافی به شرایط تاریخی، درباره جریان‌هایی قضاوت می‌کنند که با انگیزه عدالت‌خواهی و تغییر مناسبات اجتماعی فعالیت داشتند. بسیاری از این افراد در مسیر آرمان‌خواهی خود با دشواری‌ها و ناملایمات تاریخی روبه‌رو شدند، اما امروز گاهی بدون شناخت دقیق آن دوران مورد قضاوت قرار می‌گیرند.

وی افزود: برای تحلیل تاریخ باید شرایط هر دوره را در نظر گرفت و نمی‌توان با معیار‌های امروز، بدون شناخت زمینه‌های اجتماعی و سیاسی گذشته، درباره همه رویداد‌ها داوری کرد.

سینمای ایران نتوانسته تصویر شایسته‌ای از کارگران ارائه دهد

طوسی با انتقاد از کم‌توجهی سینمای ایران به طبقه کارگر بیان کرد: با وجود برخی تلاش‌ها، کارگران و تولیدکنندگان همچنان در نوعی انزوای تاریخی قرار دارند و سینمای ما نتوانسته متناسب با جایگاه این طبقه در جامعه، تصویری فراگیر و اثرگذار از آنان ارائه کند.

وی ادامه داد: در سال‌های ابتدایی انقلاب، آثاری با محوریت کارگران ساخته شد، اما بخش قابل توجهی از این تولیدات در سطح شعار باقی ماند و نتوانست به جریانی ماندگار در سینمای اجتماعی تبدیل شود.

این منتقد سینما با اشاره به تجربه تئاتر اجتماعی افزود: در عرصه نمایش، هنرمندانی مانند بهزاد فراهانی و ناصر رحمانی‌نژاد تلاش کردند مسائل طبقه کارگر و مناسبات اجتماعی را در آثار خود بازتاب دهند. این آثار نیز متأثر از نگاه اجتماعی و شرایط تاریخی زمانه خود بودند.

طوسی با تأکید بر ضرورت توجه به مطالبات کارگران گفت: پرسش اساسی این است که چرا طبقه‌ای با چنین نقش گسترده و انکارناپذیری در اقتصاد و زندگی اجتماعی، همچنان در دستیابی به حقوق و مطالبات خود با دشواری مواجه است و چرا سخن گفتن از تشکل‌های کارگری و عدالت اجتماعی باید با سوءبرداشت همراه باشد؟

قهرمان امروز جامعه، کارگر گمنامی است که تولید را زیر آتش حفظ می‌کند

وی با اشاره به تحول مفهوم قهرمان در سینمای ایران اظهار داشت: در دوره‌ای، سینمای ما قهرمان را در قالب شخصیت‌های فردگرا به تصویر می‌کشید. برای نمونه، مسعود کیمیایی در آثاری مانند «قیصر»، «رضا موتوری»، «خاک» و «گوزن‌ها» به سراغ قهرمانانی رفت که بیشتر بر فردیت خود تکیه داشتند.

طوسی ادامه داد:، اما همین فیلمساز در «سفر سنگ» به سمت تصویری جمعی‌تر از قهرمان حرکت کرد؛ تغییری که از تحولات اجتماعی و ضرورت‌های تاریخی زمانه تأثیر می‌گرفت.

وی افزود: امروز نیز جامعه ما با تعریف تازه‌ای از قهرمان مواجه است؛ قهرمانی که دیگر الزاماً یک شخصیت شناخته‌شده و فردی نیست، بلکه در میان کارگران و تولیدکنندگان تکثیر شده است.

این منتقد سینما با اشاره به مجموعه مستند «تولید در آتش» تصریح کرد: در این آثار با قهرمانانی مواجه می‌شویم که گمنام هستند و ادعایی ندارند، اما در لحظه خطر وارد میدان می‌شوند. کارگری که در شرایط حمله به کارخانه، خانه و خانواده خود را ترک می‌کند و برای حفظ جریان تولید بازمی‌گردد، تصویری متفاوت از قهرمان معاصر ارائه می‌دهد.

وی تأکید کرد: وقتی کارگری می‌گوید خانواده اصلی من همین کارخانه است، در حقیقت بدون شعار دادن، از پیوند عمیق خود با کار و مسئولیت اجتماعی سخن می‌گوید. این قهرمانان گمنام، برخاسته از واقعیت زندگی امروز جامعه هستند.

«روایت فتح» شهید آوینی به قهرمانان گمنام هویت سینمایی بخشید

طوسی با اشاره به تجربه مستندسازی در دوران دفاع مقدس اظهار داشت: در جنگ هشت‌ساله، سینمای مستند توانست به زبان تصویری و زیبایی‌شناسی ویژه‌ای دست پیدا کند که یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های آن مجموعه «روایت فتح» شهید سیدمرتضی آوینی بود.

وی افزود: شهید آوینی در «روایت فتح» توانست قهرمانان گمنام جنگ را در جایگاهی شایسته به تصویر بکشد و از دل واقعیت‌های جبهه و زندگی رزمندگان، تصویری ماندگار و اثرگذار خلق کند.

این منتقد سینما ادامه داد: تجربه «روایت فتح» به نوعی پیشنهاد هنری و الگویی برای فیلمسازان نسل‌های بعد تبدیل شد؛ به‌گونه‌ای که می‌توان تأثیر این نگاه را در آثاری مانند «دیده‌بان» و «مهاجر» ابراهیم حاتمی‌کیا و همچنین «سفر به چزابه»، «نجات‌یافتگان» و «مزرعه پدری» رسول ملاقلی‌پور مشاهده کرد.

طوسی با اشاره به شخصیت‌های واقعی دفاع مقدس گفت: فرماندهانی مانند شهیدان حسن باقری، محمدابراهیم همت و برادران باکری، شخصیت‌هایی جدا از واقعیت اجتماعی زمانه خود نبودند. آنان در بستر واقعی جنگ و تحولات جامعه شکل گرفتند و به همین دلیل نیز روایت زندگی‌شان می‌تواند برای مخاطب باورپذیر و اثرگذار باشد.

وی افزود: امروز نیز اگر قرار است سینمای مستند، واقعیت جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان را ثبت کند، باید بتواند از دل زندگی کارگران و تولیدکنندگان، قهرمانانی واقعی و متناسب با شرایط جامعه امروز معرفی کند.

مستند‌های جنگ باید به آثاری ماندگار در حافظه تاریخی تبدیل شوند

طوسی با تأکید بر اهمیت مجموعه «تولید در آتش» اظهار داشت: این آثار ظرفیت آن را دارند که همچون «روایت فتح» شهید آوینی، به اسناد تصویری ماندگاری از یک دوره تاریخی تبدیل شوند؛ اسنادی که سال‌ها بعد بتوان از منظر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و هنری به آنها رجوع کرد.

وی افزود: چنین مجموعه‌هایی نباید تنها به ثبت یک رویداد محدود شوند، بلکه باید از نظر ساختار سینمایی و زیبایی‌شناسی نیز به سطحی برسند که ارزش بازبینی و تحلیل در سال‌های آینده را داشته باشند.

این منتقد سینما با قدردانی از عوامل سازنده «تولید در آتش» گفت: تلاش گروه تولید برای ثبت این روایت‌ها ارزشمند است، اما این فرصت تاریخی باید زمینه ارتقای کیفیت مستندسازی را نیز فراهم کند. همان‌گونه که «روایت فتح» توانست از واقعیت جنگ به یک بیان هنری مستقل برسد، مستند‌های امروز نیز باید به دنبال دستیابی به زبان تصویری متناسب با موضوع خود باشند.

مستند‌های «تولید در آتش» به تنوع تصویری بیشتری نیاز دارند

طوسی در ادامه با اشاره به برخی قسمت‌های مجموعه «تولید در آتش» اظهار داشت: در تعدادی از آثاری که مشاهده کردم، محدودیت امکانات و بودجه تولید تا اندازه‌ای بر کیفیت تصویری تأثیر گذاشته است.

وی توضیح داد: به نظر می‌رسد در برخی موارد، گروه سازنده با یک دوربین وارد موقعیت شده و به ثبت گفت‌و‌گو با شخصیت اصلی بسنده کرده است. این شیوه باعث می‌شود تنوع نما‌ها و لحظات ثبت‌شده محدود باشد و تدوینگر برای شکل دادن به ساختاری پویاتر، تصاویر کافی در اختیار نداشته باشد.

این منتقد سینما افزود: وقتی مستندی در زمان کوتاه چهار یا پنج دقیقه ساخته می‌شود، انتخاب دقیق نماها، زاویه دوربین و ریتم تدوین اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در برخی قسمت‌ها، نوع مواجهه دوربین با شخصیت‌ها و شیوه ثبت تک‌گویی‌ها شباهت زیادی به یکدیگر دارد و این مسئله ممکن است از جذابیت بصری مجموعه بکاهد.

وی تأکید کرد: ثبت واقعیت به‌تنهایی کافی نیست و مستندساز باید بتواند از دل همان واقعیت، میزانسن و زیبایی‌شناسی متناسب با موضوع را خلق کند. ظرفیت انسانی و دراماتیک این روایت‌ها بسیار بالاست و می‌توان با استفاده بهتر از امکانات تصویری، آثار تأثیرگذارتری تولید کرد.

حقوق قهرمانان تولید نباید پس از پایان جنگ فراموش شود

طوسی در بخش دیگری از سخنان خود با طرح پرسشی درباره جایگاه کارگران پس از پایان بحران‌ها گفت: کارگرانی که در روز‌های جنگ برای حفظ کارخانه‌ها و استمرار تولید از جان خود مایه گذاشتند، نباید پس از بازگشت شرایط عادی دوباره به حاشیه رانده شوند.

وی افزود: پرسش من از دولتمردان این است که آیا پس از عبور از بحران، حقوق و مطالبات این قهرمانان گمنام نیز مورد توجه قرار می‌گیرد یا بار دیگر همان انزوای تاریخی به آنان تحمیل خواهد شد؟ قهرمانان واقعی این مستند‌ها تنها در لحظات بحرانی اهمیت ندارند. اگر قرار است تصویر آنان به الگویی فرهنگی تبدیل شود، باید جایگاه اجتماعی، حقوق و مطالباتشان نیز در شرایط عادی مورد توجه قرار گیرد.

طوسی خاطرنشان کرد: مجموعه «تولید در آتش» فرصتی ارزشمند برای بازتعریف مفهوم قهرمان در جامعه امروز است؛ قهرمانی که نه در شعار، بلکه در عمل و در دل واقعیت اجتماعی شکل می‌گیرد. چنین روایت‌هایی زمانی به آثار ماندگار تبدیل می‌شوند که علاوه بر ثبت فداکاری‌ها، زمینه شناخت عمیق‌تر جامعه از کارگران و نقش آنان در استمرار زندگی را فراهم کنند.

در ادامه، محمدرضا سعیدی، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی (شستا) با اشاره به نقش کارگران و کارکنان واحد‌های تولیدی در حفظ جریان زندگی مردم در شرایط جنگی اظهار داشت: ما معمولاً درباره شستا در فضای اقتصادی و صنعتی سخن می‌گوییم، اما برگزاری چنین برنامه‌ای در یک محفل فرهنگی، فرصتی ارزشمند برای شناخت ابعاد انسانی و اجتماعی تولید است.

وی افزود: شستا مجموعه‌ای با حدود ۴۵ تا ۴۶ میلیون ذی‌نفع اصلی است که در بخش‌های مختلف اقتصادی کشور فعالیت می‌کند. بااین‌حال، آنچه در روز‌های جنگ برای ما آشکار شد، فراتر از ظرفیت‌های اقتصادی و صنعتی این مجموعه بود و به سرمایه انسانی و اجتماعی آن بازمی‌گشت.

افتخار می‌کنم در روز‌های جنگ کنار کارگران و تولیدکنندگان بودم

سعیدی با اشاره به تجربه مدیریت مجموعه شستا در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان گفت: گاهی با خود فکر می‌کنم اگر در این دو جنگ حضور نداشتم و فرصت همراهی با همکارانم را پیدا نمی‌کردم، شاید تا پایان عمر احساس می‌کردم افتخار بزرگی را در زندگی از دست داده‌ام.

وی ادامه داد: امروز افتخار می‌کنم که در کنار همکارانم در سراسر کشور حضور داشتم؛ انسان‌هایی که در روز‌هایی که آتش بر سرزمین ما می‌بارید، ایستادند تا چراغ زندگی از مسیر تولید روشن بماند.

مدیرعامل شستا با تأکید بر ضرورت شناخت و معرفی ظرفیت‌های صنعتی کشور اظهار داشت: در کشور‌های مختلف، مردم به شرکت‌ها و نشان‌های صنعتی خود افتخار می‌کنند. شرکت‌هایی مانند زیمنس، سامسونگ و اپل برای جوامع خود تنها یک بنگاه اقتصادی نیستند، بلکه بخشی از هویت صنعتی و سرمایه اجتماعی محسوب می‌شوند.

وی افزود: ما نیز باید به مجموعه‌های صنعتی و تولیدی کشور افتخار کنیم و آنها را به فرزندان خود بشناسانیم؛ زیرا این شرکت‌ها از بنیان‌های سرمایه اجتماعی، امیدآفرینی و حل مسائل کشور هستند.

۱۶۴۱ محصول شستا در روز‌های جنگ به چهره هزاران انسان تبدیل شد

سعیدی با اشاره به گستردگی فعالیت‌های شستا تصریح کرد: این مجموعه با ۱۷۶ شرکت و تولید یک‌هزار و ۶۴۱ محصول، در بخش‌های مختلف زندگی مردم حضور دارد. پیش از جنگ، این تعداد محصول برای ما یک عدد مدیریتی بود، اما در روز‌های جنگ، هرکدام از این محصولات به چهره هزاران انسانی تبدیل شد که زندگی و نیازهایشان به استمرار تولید وابسته بود.

وی افزود: افتخار این مجموعه متعلق به حدود ۵۵ هزار نیروی انسانی است که در روز‌های جنگ، پرچم تولید و حل مسئله را برافراشته نگه داشتند. آنها بودند که اجازه ندادند جریان تأمین کالا‌های ضروری و خدمات مورد نیاز مردم متوقف شود.

مدیرعامل شستا با اشاره به جابه‌جایی گسترده جمعیت در روز‌های جنگ اظهار داشت: در جریان جنگ، حدود ۱۷ میلیون نفر از هموطنان ما به مناطق مختلف کشور رفتند تا در مکان‌هایی که تصور می‌کردند امن‌تر است، مستقر شوند؛ هرچند در آن شرایط، هیچ نقطه‌ای از کشور کاملاً امن نبود.

وی ادامه داد: تأمین دارو برای این جمعیت گسترده، یکی از مسئولیت‌های مهم مجموعه بود و همکاران ما تلاش کردند نیاز‌های دارویی مردم در مناطق مختلف کشور بدون وقفه تأمین شود.

جابه‌جایی ۱۰ هزار و ۵۰۰ مسافر دریایی در جنگ ۱۲ روزه

سعیدی با اشاره به برخی اقدامات کمتر دیده‌شده شرکت‌های تابعه شستا در شرایط جنگی گفت: در جنگ ۱۲ روزه، زمانی که فرودگاه‌ها هدف حملات قرار گرفته بودند و پرواز‌ها انجام نمی‌شد، مجموعه کشتیرانی ما توانست ۱۰ هزار و ۵۰۰ مسافر را از مسیر دریایی جابه‌جا کند؛ اقدامی که بسیاری از مردم از آن اطلاع ندارند.

وی افزود: در مقطعی نیز که توزیع آرد با مشکل مواجه شده بود، مجموعه حمل‌ونقل آبادان مسئولیت توزیع آرد را بر عهده گرفت؛ درحالی‌که این فعالیت اساساً جزو مأموریت‌های معمول آن مجموعه نبود.

مدیرعامل شستا با اشاره به نقش شرکت‌های دارویی در حفظ سلامت مردم اظهار داشت: در روز‌های جنگ، تولید ۸۳ قلم دارو باید به‌صورت سه‌شیفته ادامه پیدا می‌کرد و کارکنان ما این مسئولیت را در شرایط حملات و بمباران بر عهده گرفتند.

وی ادامه داد: یکی از نمونه‌های این ایستادگی، شرکت توفیق دارو بود که با وجود قرار گرفتن در معرض حملات، کارکنان آن برای حفظ مواد اولیه و استمرار تولید دارو تلاش کردند.

سعیدی تأکید کرد: این اقدامات نشان داد که در شرایط بحران، مجموعه‌های صنعتی می‌توانند فراتر از مأموریت‌های معمول خود عمل کنند و برای پاسخ به نیاز‌های فوری جامعه وارد میدان شوند.

در جنگ هیچ‌کس منتظر دستور مدیران نماند

مدیرعامل شستا با بیان اینکه جنگ موجب شناخت متفاوتی از ظرفیت‌های انسانی این مجموعه شد، اظهار داشت: با وجود سال‌ها فعالیت در شستا، در جریان جنگ با چهره تازه‌ای از این مجموعه آشنا شدم؛ چهره‌ای که در آن مسئولیت‌پذیری، اعتماد و هماهنگی جمعی بیش از هر زمان دیگری آشکار بود.

وی با اشاره به مفهوم رهبری جمعی در مدیریت سازمان‌ها افزود: در نظریه‌های نوین مدیریت، از نوعی هماهنگی اجتماعی سخن گفته می‌شود که در آن افراد بدون نیاز به دستور مستقیم، رفتار خود را با یکدیگر هماهنگ می‌کنند و برای دستیابی به هدف مشترک حرکت می‌کنند.

سعیدی ادامه داد: در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، دقیقاً چنین پدیده‌ای را در مجموعه شستا مشاهده کردم. کارکنان و مدیران منتظر دستورات بالادستی نبودند، بلکه هرکس متناسب با مسئولیت و توانایی خود وارد میدان می‌شد و برای حل مشکلات اقدام می‌کرد.

وی تصریح کرد: در آن روزها، رهبری فردمحور به نوعی رهبری جمعی تبدیل شد. همه در کنار یکدیگر فعالیت می‌کردند و گویی هماهنگی نانوشته‌ای میان بخش‌های مختلف مجموعه وجود داشت.

مدیرعامل شستا با اشاره به همدلی کارکنان گفت: اگرچه تخصص‌ها، مسئولیت‌ها و موقعیت‌های کاری افراد متفاوت بود، اما همه یک هدف مشترک داشتند و آن حفظ جریان زندگی و تولید برای ایران بود. این همان تصویری است که در مجموعه مستند «تولید در آتش» نیز می‌توان مشاهده کرد.

قهرمان جنگ یک مدیر یا سازمان نبود؛ یک «مای بزرگ» بود

سعیدی با تأکید بر نقش مشارکت جمعی در عبور از بحران اظهار داشت: ما معمولاً درباره انسان‌های قهرمان و رهبران موفق سخن می‌گوییم، اما کمتر به این موضوع توجه می‌کنیم که یک سازمان نیز می‌تواند به‌عنوان اجتماعی انسانی، توان کنش جمعی خود را در شرایط دشوار به نمایش بگذارد.

وی افزود: آنچه در روز‌های جنگ اتفاق افتاد، صرفاً عملکرد یک مدیر، یک شرکت یا یک مجموعه اقتصادی نبود، بلکه نتیجه همکاری هزاران انسانی بود که در کنار یکدیگر مسئولیت مشترکی را بر عهده گرفتند.

مدیرعامل شستا تصریح کرد: قهرمان این داستان نه مدیران و رهبران بودند و نه حتی یک شرکت مشخص؛ قهرمان واقعی یک «مای بزرگ» بود که از حدود ۵۵ هزار نیروی انسانی شکل گرفت و همه با هم برای ایران تلاش کردند.

وی ادامه داد: این تجربه نشان داد که سازمان‌ها در شرایط بحرانی می‌توانند از ساختار‌های معمول مدیریتی فراتر بروند و با اتکا به اعتماد متقابل و مسئولیت‌پذیری کارکنان، به یک مجموعه هماهنگ و اثرگذار تبدیل شوند.

سرمایه‌ای که آتش دشمن نتوانست بسوزاند

سعیدی با اشاره به اهمیت سرمایه اجتماعی در پایداری مجموعه‌های صنعتی گفت: یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این دوران، آشکار شدن سرمایه‌ای بود که در هیچ ترازنامه مالی ثبت نمی‌شود و هیچ آتشی نمی‌تواند آن را از بین ببرد.

وی افزود: این سرمایه نامرئی، همان همبستگی، اعتماد، دانش جمعی و پیوند انسانی میان کارکنان است که در شرایط جنگی به کمک مجموعه آمد و زمینه تاب‌آوری و استمرار فعالیت‌ها را فراهم کرد.

مدیرعامل شستا تأکید کرد: ما در روز‌های جنگ دریافتیم که برخی از بزرگ‌ترین دارایی‌های یک سازمان اساساً در ترازنامه‌های مالی دیده نمی‌شوند. سرمایه انسانی و اجتماعی، مهم‌ترین پشتوانه مجموعه‌هایی است که باید در شرایط دشوار به فعالیت خود ادامه دهند.

وی ادامه داد: همین سرمایه نامرئی بود که امکان مقاومت، حل مسئله و حفظ جریان زندگی مردم را فراهم کرد و معتقدم هیچ آتشی، نه امروز و نه در آینده، نخواهد توانست آن را بسوزاند.

سعیدی خاطرنشان کرد: آینده کشور نیز به همین سرمایه اجتماعی وابسته است؛ سرمایه‌ای که از اعتماد، همدلی و توانایی مردم برای اقدام مشترک شکل می‌گیرد.

روایت تجربه‌های جنگ باید به حافظه تاریخی کشور تبدیل شود

مدیرعامل شستا در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ضرورت ثبت تجربه‌های سازمانی اظهار داشت: یکی از مشکلات ما این است که به اندازه کافی برای ثبت حافظه سازمانی و انتقال تجربه‌های مدیریتی و انسانی تلاش نمی‌کنیم.

وی افزود: در بسیاری از موارد، تجربه‌های ارزشمند در قالب گفت‌و‌گو‌های شفاهی باقی می‌مانند و به دانش مکتوب و قابل انتقال تبدیل نمی‌شوند؛ درحالی‌که سازمان‌های موفق با ثبت تجربه‌های خود، زمینه مدیریت دانش و یادگیری مستمر را فراهم می‌کنند.

سعیدی با قدردانی از عوامل تولید مجموعه «تولید در آتش» گفت: اهمیت کاری که همکاران ما انجام داده‌اند، تنها در ساخت یک مجموعه مستند نیست، بلکه در تبدیل تجربه‌های زیسته کارکنان به حافظه سازمانی و تاریخی است.

وی ادامه داد: این روایت‌ها باید به یادگیری سازمانی منجر شوند و از دل آن، یادگیری ملی و حافظه تاریخی شکل بگیرد تا نسل‌های آینده بتوانند از تجربه‌ها، موفقیت‌ها، دشواری‌ها و آسیب‌پذیری‌های این دوران درس بگیرند.

مدیرعامل شستا با اشاره به سخنان هادی خانیکی درباره اهمیت روایت انسانی اظهار داشت: آنچه باید ثبت شود، صرفاً اعداد و ارقام تولید یا میزان خسارت‌ها نیست، بلکه روایت انسان‌هایی است که در شرایط دشوار مسئولیت خود را رها نکردند.

وی تأکید کرد: ثبت صادقانه موفقیت‌ها، دشواری‌ها، آسیب‌پذیری‌ها و درس‌آموخته‌ها می‌تواند چراغ راه آینده باشد و به تصمیم‌گیری بهتر در بحران‌های احتمالی کمک کند.

با «تولید در آتش» بخشی از حافظه صنعتی ایران را از فراموشی نجات می‌دهیم

سعیدی در پایان با قدردانی از علی دهباشی و مجموعه مجله بخارا برای میزبانی این مراسم اظهار داشت: برگزاری چنین برنامه‌هایی فرصتی است تا تجربه‌های صنعتی و انسانی کشور از محدوده سازمان‌ها خارج شود و در حافظه عمومی جامعه جای بگیرد.

وی افزود: مجموعه «تولید در آتش» تنها روایت چند حادثه صنعتی یا تعدادی گفت‌و‌گو با کارکنان نیست، بلکه تلاشی برای ثبت بخشی از تاریخ معاصر ایران و معرفی انسان‌هایی است که در سخت‌ترین شرایط، چراغ تولید و زندگی را روشن نگه داشتند.

مدیرعامل شستا خاطرنشان کرد: امروز ما از چند مصاحبه رونمایی نمی‌کنیم، بلکه بخشی از حافظه صنعتی و انسانی ایران را از فراموشی نجات می‌دهیم. این مهم‌ترین ارزش چنین مجموعه‌ای است و امیدوارم روایت این تجربه‌ها به سرمایه‌ای ماندگار برای آینده کشور تبدیل شود.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار