«کاکالوتی»؛ سفری کودکانه به جهان خیال و اسطوره است
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، فیلم سینمایی «کاکالوتی» به کارگردانی امیراطهر سهیلی در بخش مسابقه سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان حضور دارد؛ اثری کودکانه و خیالپردازانه که با بهرهگیری از عناصر اسطورهای و ادبیات کهن ایران، جهان کودکی را به مفاهیمی همچون خیال، خانواده، بلوغ و مواجهه با چالشهای زندگی پیوند میدهد.

در ادامه گفتوگویی با امیراطهر سهیلی، کارگردان «کاکالوتی» درباره شکلگیری این اثر انجام دادیم که میخوانید.
«کاکالوتی» از دل تجربهها و مستندسازی کودک شکل گرفت
دفاعپرس: آقای سهیلی، «کاکالوتی» نخستین تجربه شما در سینمای کودک است. چه شد که به سراغ سینمای کودک آمدید؟
امیراطهر سهیلی: «کاکالوتی» اولین تجربه من در ژانر کودک است. من در فضاهای مختلف تجربه کردهام؛ یک دورهای فیلمهای داستانی کوتاه ساختم، یک فیلم سینمایی تجربی به نام «زنانی که با گرگها دویدهاند» داشتم که در فضای دفاع مقدس بود و یک دوره طولانی هم مستندسازی کردم.
در میان آخرین مستندهایی که ساختم، دو مستند بینالمللی با نامهای «نجواهای شکسته» و «باران سیاه در چشمانم» بودند که درباره کودکان جنگزده کشورهای عربی ساخته شدند. «باران سیاه در چشمانم» یک مستند انیمیشن بود که بر اساس نقاشیها و روایتهای کودکان شکل گرفت و «نجواهای شکسته» نیز در جشنوارههای بینالمللی مختلف از جمله جشنواره یاماگاتا ژاپن حضور داشت.
این دو فیلم را با برادرم ساختم. او پیش از این تجربههای زیادی در حوزه کودک داشت و فیلم کوتاه «پسرک چشمآبی» را ساخته بود که اثر مطرحی بود. من هم به دلیل علاقهای که به تجربه در ژانر کودک پیدا کرده بودم، در این پروژهها با او همکاری کردم.
در جریان ساخت این مستندها متوجه شدم ارتباط گرفتن با کودک، چه جهان متفاوت و جذابی دارد. باید از فضای معمول سینما فاصله بگیری و با زبان و منطق کودک ارتباط برقرار کنی تا بتوانی آن چیزی را که میخواهی از او بگیری. همین تجربه کمکم باعث شد به فکر خلق یک جهان کودکانه بیفتم؛ جهانی که در آن همه چیز از دریچه نگاه بچهها دیده شود.
دفاعپرس: چه چیزی باعث میشود فیلم با مخاطب کودک ارتباط برقرار کند؟
امیراطهر سهیلی: اگر بخواهیم سینمای کودک را تحلیلی نگاه کنیم، کودک داستان را خیلی ساده و روان میخواهد. پیچیدگیهای فرمی را نمیتواند مثل یک مخاطب بزرگسال دنبال کند. به همین دلیل، یکی از روانترین رویکردها برای روایت در سینمای کودک، همان الگوی سفر قهرمان است.
در بسیاری از داستانهای موفق کودک، یک سفر وجود دارد؛ شخصیتی که از یک نقطه حرکت میکند، به دنبال یک خواسته یا خاستگاه میرود و در مسیر با موانعی مواجه میشود. این ساختار برای کودک قابل فهم است، اما در عین حال میتواند خیال او را هم درگیر کند.
با این حال، سینمای کودک شاید یکی از سختترین ژانرها باشد. شما باید معماها را از زاویه دید کودک حل کنید؛ نه اینکه او را دستکم بگیرید و نه اینکه چیزی را بیش از ظرفیت روایت برایش پیچیده کنید.
من فکر میکنم ارتباط برقرار کردن با کودک به شدت سخت است، چون جهان متفاوتی دارد. خیلیها تصور میکنند باید قد خودشان را کوتاه کنند تا به کودک برسند؛ من برعکس فکر میکنم. باید قد خودمان را بلند کنیم تا بتوانیم به تخیل کودک برسیم.
قد تخیل کودک خیلی بالاتر از چیزی است که ما تصور میکنیم. فیلمساز باید خودش را به آن سطح برساند. بسیاری از آثار موفق سینمای کودک ما هم از همین مسیر آمدهاند؛ آثاری که رؤیای کودک را کوچک نکردهاند.
«کاکالوتی» تلاشی برای جدی گرفتن جهان خیال کودک است
دفاعپرس: با این نگاه، «کاکالوتی» چطور شکل گرفت؟
امیراطهر سهیلی: من همیشه در فیلمها و نوشتههایم به دنیاهای متفاوت از دنیای خودمان علاقه داشتهام. بیشتر از اینکه به دنیاهای موازی یا آینده فکر کنم، به دنیاهای قبلی و جهانهای اسطورهای علاقه داشتم.
از طرفی همیشه دوست داشتم برای کودک فیلم بسازم. بارها نوشتن را شروع کردم، اما «کاکالوتی» زمانی شکل گرفت که روایتی درباره یک جهان خیالی و دستساز به ذهنم رسید؛ جهانی که در ذهن یک دختر شکل گرفته و ما در مرز بودن و نبودن آن جهان قرار داریم.
در این مسیر دوست داشتم از اسطورههای خودمان استفاده کنم. «کاکالوتی» یک اقتباس بسیار آزاد از عناصر «رستم و سهراب» و شاهنامه دارد و نشانههایی از این جهان اسطورهای در فیلم دیده میشود.
دفاعپرس: یکی از عناصر مهم فیلم، استفاده از نشانههای شاهنامه است. چرا تصمیم گرفتید برای یک فیلم کودک به سراغ اسطورههای ایرانی بروید؟
امیراطهر سهیلی: من معتقدم تا وقتی اسطورههایی به این قدرت داریم، باید از آنها استفاده کنیم. مهم نیست که قبلاً چند بار درباره رستم یا سهراب صحبت شده؛ مهم این است که خود اسطوره ظرفیتهای زیادی دارد.
من نمیخواستم مستقیماً بگویم دارم از شاهنامه اقتباس میکنم. اتفاقاً سعی کردم نشانهها را در دل داستان قرار بدهم. مثلاً در فیلم فقط در چند نقطه به شکل مستقیم متوجه میشویم که با نشانههایی از ضحاک یا رستم و سهراب روبهرو هستیم، اما ساختار کلی فیلم از عناصر اسطورهای بهره گرفته است.
هدفم این بود که کودک فیلم را ببیند و چند سال بعد که با شاهنامه روبهرو شد، بتواند میان این دو ارتباط برقرار کند و حتی بگوید «سهیلی این را از آنجا گرفته است». به نظرم اگر چنین اتفاقی بیفتد، یعنی آن اسطوره آنقدر برای کودک جذاب شده که دنبال ریشه آن میرود.
دفاعپرس: آیا این استفاده از اسطوره برای شما بیشتر جنبه آموزشی داشت یا اینکه صرفاً از ظرفیت داستانی آنها استفاده کردید؟
امیراطهر سهیلی: برای من اصلاً مسئله این نبود که بیایم یک درس درباره شاهنامه بدهم. من با خود شاهنامه به عنوان یک کتاب مسئله ندارم؛ ما مجموعهای از اسطورهها داریم که در ذهن و فرهنگ ما ریشه دارند.
مثلاً سهراب، رستم، ضحاک یا فریدون فقط شخصیتهای یک کتاب نیستند. آنها تبدیل به اسطوره شدهاند. اسطورهها در ناخودآگاه جمعی انسانها حضور دارند و به همین دلیل میتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند.
من حتی فکر میکنم کودک به دلیل فاصله کمترش با جهان خیال، ارتباط بیشتری با این مفاهیم برقرار میکند. جوزف کمبل هم درباره نقش اسطوره در زندگی انسان صحبت میکند و معتقد است اسطورهها میتوانند الگوهایی برای مواجهه ما با جهان و انتخابهای اخلاقی باشند.
در «کاکالوتی» هم تلاش کردم از همین ظرفیت استفاده کنم، بدون اینکه بخواهم آن را مستقیم و توضیحدادنی کنم.
دفاعپرس: در فیلم به مفاهیمی مختلف شده است. این مفاهیم چطور وارد داستان شدند؟
امیراطهر سهیلی: یکی از چیزهایی که برای من مهم بود، مفهوم تقسیم کردن بود. شاید در ظاهر موضوع خیلی سادهای باشد؛ مثلاً یک کودک نمیخواهد بیسکویتش را با دیگری تقسیم کند، اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، میبینیم پشت این مسئله مفاهیم بزرگی مثل مالکیت، محبت، خانواده و حتی اخلاق قرار دارد.
کودک اولین مواجههاش با این مفهوم این است که نمیخواهد چیزی را که دوست دارد با دیگری تقسیم کند. اما ما به عنوان بزرگسال هم همیشه در زندگی با مفهوم تقسیم کردن مشکل داریم.
برای من این موضوع تبدیل شد به یک مسئله انسانی. شخصیت باید برای رسیدن به یک بلوغ، مراحلی را طی کند و همین مسیر به شکل ناخودآگاه با ساختار هفتخوان پیوند خورد.
من ننشستم از ابتدا بگویم این شیر است، این اژدهاست و این هم یکی از مراحل هفتخوان. این عناصر در جریان شکلگیری داستان به صورت طبیعی وارد شدند.
دفاعپرس: با توجه به همین نگاه، مخاطب اصلی «کاکالوتی» را چه گروه سنیای میدانید؟
امیراطهر سهیلی: مخاطب اصلی فیلم را کودکان حدود پنج تا ۹ سال در نظر گرفتهایم، اما خود من هم دوست دارم فیلم را ببینم. نه به این دلیل که فیلم خودم است؛ اتفاقاً ضعفهای فیلم را بیشتر از هر کسی میبینم و جاهایی با خودم میگویم کاش آن صحنه را طور دیگری میگرفتم.
اما به عنوان مخاطب، دوست دارم وارد یک فضای فرحناک و شاد شوم، یک دختر را ببینم که با چالشهایی روبهرو میشود و در نهایت به یک معنا میرسد.
من دوست دارم مخاطب وقتی از سالن بیرون میآید، حالش خوب شده باشد. سینمای کودک برای من قرار نیست فقط مفاهیم بزرگسالانه را با زبان ساده برای کودک تعریف کند؛ باید خودش یک جهان کودکانه باشد.
«کاکالوتی» حاصل تجربهای دشوار و گسترده با کودکان است
دفاعپرس: یکی از ویژگیهای تولید «کاکالوتی»، حضور تعداد زیادی کودک در پروژه است. این تجربه از نظر اجرایی چقدر دشوار بود؟
امیراطهر سهیلی: من حدود ۳۵۰ بازیگر زیر ۹ سال داشتم. این بچهها کلاس رقص، آواز و سوارکاری رفتند. برای سوارکاری هم واقعاً با مربی درگیر بودم، چون نمیشود انتظار داشت در یک ماه یک کودک زیر ۹ سال را سوارکار کرد.
بچه را نمیتوانی مثل یک بازیگر بزرگسال سر جای خودش نگه داری و بگویی از اینجا بیا اینجا، این حرکت را انجام بده. حتی گاهی نمیتوانی یک کودک را چند دقیقه در یک نقطه نگه داری.
به همین دلیل، کار کردن با این تعداد کودک واقعاً پروژه نفسگیری بود. حدود ۶۰ روز با بچهها فیلمبرداری داشتیم و بسیاری از مسائل تولید، از لباس و حرکت گرفته تا امکانات اولیه، تحت تأثیر حضور آنها قرار میگرفت.
حتی یک بار مدیر تولید به من گفت اگر قرار است صد کودک را سر صحنه بیاوری، باید امکانات بهداشتی متناسب با آنها را فراهم کنیم. من تازه آنجا متوجه شدم که تولید فیلم کودک چقدر جزئیات متفاوتی دارد.
با این حال، بچهها انرژی فوقالعادهای داشتند و تیم ما هم واقعاً همراه بود. اگر این همکاری و انرژی وجود نداشت، ساخت چنین پروژهای با این تعداد کودک تقریباً غیرممکن بود.
دفاعپرس: در چنین شرایطی چطور توانستید این تعداد کودک را برای حضور هماهنگ در قاب آماده کنید؟
امیراطهر سهیلی: واقعاً نمیدانم چطور این اتفاق افتاد. گاهی به تصاویر نگاه میکنم و میبینم ۳۰۰ بچه چطور منظم در حال حرکت هستند و برای خودم عجیب است.
بخش مهمی از این اتفاق به انرژی تیم و مربیهایی برمیگردد که کنار ما بودند. ما مجبور بودیم بچهها را برای موقعیتهای مختلف آماده کنیم و این کار زمان زیادی برد.
در نهایت هم تلاش کردم از کودک به عنوان ابزار استفاده نکنم که یک مفهوم بزرگسالانه را به او تحمیل کنم. من برای کودک، با خود کودک و در راستای جهان کودک داستان میگویم.
برای من مهم است که مخاطب در سینما لبخند بزند، شانههایش تکان بخورد و احساس کند حالش خوب شده است.
دفاعپرس: با توجه به سختی تولید، اگر امروز بخواهید «کاکالوتی» را دوباره بسازید، چه چیزهایی را تغییر میدهید؟
امیراطهر سهیلی: شاید اگر بگویند چند درصد فیلم همان چیزی است که در ذهن من بود، بگویم حدود ۳۰ درصد. نه به این دلیل که گروه تلاش نکرد؛ همه واقعاً تلاش کردند، اما امکانات، بودجه و شرایط تولید اجازه نداد همه آن چیزی که در ذهنم بود اجرا شود.
دکوپاژ من آماده بود، جهان فیلم را طراحی کرده بودم و مسیر کلی مشخص بود، اما در عمل محدودیتهایی وجود داشت که نمیتوانستم از آنها عبور کنم.
با این حال، فیلم را دوست دارم و فکر میکنم تجربه مهمی برای من بود. اتفاقاً حالا بهتر میفهمم چرا ساخت سینمای کودک سخت است و چرا تولید این آثار نسبت به چیزی که در ظاهر به نظر میرسد، پیچیدگیهای بسیار بیشتری دارد.
دفاعپرس: شما اهمیت جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان را چطور میبینید؟
امیراطهر سهیلی: این اولین تجربه من از حضور در جشنواره کودک است و شاید نتوانم درباره اهمیت آن با قطعیت صحبت کنم. اما به نظرم هر جشنواره زمانی اهمیت پیدا میکند که مخاطب احساس کند باید برای دیدنش وقت بگذارد.
من در جشنوارههای مختلف بینالمللی حضور داشتهام. مثلاً در یاماگاتا، یک شهر عملاً درگیر جشنواره میشود. مردم میآیند، فیلم میبینند و درباره سینما صحبت میکنند. این اتفاق به جشنواره اعتبار میدهد.
در ایران هم فکر میکنم جشنوارهها باید دوباره چنین جایگاهی پیدا کنند؛ اینکه مردم احساس کنند جشنواره فقط محلی برای اهدای جایزه یا نمایش چند فیلم نیست، بلکه یک اتفاق فرهنگی است.
در مورد جشنواره کودک هم امیدوارم این جشنواره بتواند اهمیت خودش را پیدا کند و مخاطب کودک و خانواده واقعاً احساس کنند که این رویداد متعلق به آنهاست.
دفاعپرس: اگر بخواهید «کاکالوتی» را در یک جمله برای مخاطب کودک و خانواده معرفی کنید؟
امیراطهر سهیلی: من دوست دارم مخاطب بدون اینکه احساس کند قرار است چیزی به او آموزش داده شود، وارد جهان فیلم شود، خیال کند، بخندد، با شخصیتها همراه شود و وقتی از سالن بیرون میآید، حال دلش خوب شده باشد. اگر «کاکالوتی» بتواند این کار را انجام دهد، برای من اتفاق مهمی افتاده است.
انتهای پیام/ 121
