روایت سینما از نقش پرستاران در جنگهای تحمیلی ایران
گروه فرهنگ دفاعپرس ـ اکبر صفرزاده؛ حرفه پرستاری به دلیل آنکه در بستری سرشار از موقعیتهای دراماتیک قرار دارد، همواره مورد توجه فیلمسازان جهان بوده و خواهد بود. منظور از بافت دراماتیک مطلق، قرار گرفتن در موقعیتی است که هر لحظه احتمال مرگ یک انسان وجود دارد و تلاش برای نجات جان او میتواند به روایتی پرکشش و تأثیرگذار تبدیل شود.

بافت دراماتیک حرفه پرستاری در زمان وقوع جنگ چندین برابر میشود و لحظات کاری پرستاران را بیش از هر زمان دیگری با اضطراب، نگرانی و فشارهای روحی همراه میکند. اگر در شرایط عادی، پرستاران هر چند روز یکبار با بیماری بدحال یا مصدومی در آستانه مرگ روبهرو شوند، در زمان جنگ این وضعیت به شکل چشمگیری افزایش مییابد و هر ساعت مجروحانی که در بمبارانها و حملات موشکی آسیب دیدهاند، به بیمارستانها منتقل میشوند.
حرفه پرستاری، بهویژه در دوران جنگ، همواره یکی از موضوعات مورد توجه فیلمسازان جهان بوده است. طبق برخی آمارهای منتشرشده، پرستاران در بیش از ۱۰۰ فیلم سینمایی حضوری پررنگ داشتهاند. همچنین فیلمها و مجموعههای تلویزیونی متعددی تولید شدهاند که بهصورت اختصاصی به زندگی، مسئولیتها و چالشهای این قشر پرداختهاند.
یکی از فیلمهایی که با محوریت حضور پرستاران در جنگ تحمیلی ساخته شده، فیلم سینمایی «شیدا» به کارگردانی کمال تبریزی و نویسندگی رضا مقصودی است. در این فیلم، فرهاد هرندی با بازی پارسا پیروزفر در خط مقدم جبهه از ناحیه دست، چشم و سینه مجروح و در بیمارستانی جنگی بستری میشود.
در بیمارستان، پرستاری به نام شیدا فاطمی با بازی لیلا حاتمی، به درخواست مجروحی به نام رضا امانی با بازی محمدرضا شریفینیا، برای تسکین درد شدید فرهاد قرآن میخواند. قرائت شیدا ساده و بدون رعایت اصول ترتیل است، اما همین صدای آرامشبخش، درد فرهاد را تسکین میدهد.
فرهاد که به دلیل جراحت، چشمانش بسته است، بهتدریج به شیدا دل میبازد و برای باز شدن پانسمان چشمهایش و دیدن او لحظهشماری میکند. او سرانجام عشق خود را از طریق یادداشتی در صفحه نخست قرآنش به شیدا ابراز میکند و از او میخواهد که اگر احساس مشابهی دارد، قرآن را به یادگار بردارد.
فیلم «شیدا» را میتوان اثری درباره اهمیت صدای پرستاران نیز دانست؛ اینکه صدای یک پرستار تا چه اندازه میتواند برای بیمار آرامشبخش و تأثیرگذار باشد. صدای پرستار از آن موضوعاتی است که اهمیتی بنیادین دارد، اما تاکنون کمتر به آن توجه شده است. میتوان اهمیت صدای پرستار را به اهمیت وجود اکسیژن در هوا تشبیه کرد؛ عنصری حیاتی که همواره به آن نیاز داریم، اما کمتر به حضور و نقش تعیینکنندهاش فکر میکنیم.
صدا، لحن و ادبیاتی که یک پرستار در مواجهه با بیمار به کار میگیرد، اگر درست، سنجیده و اصولی باشد، میتواند بیمار و همراهان او را به آرامش برساند و امید را در دل آنان زنده نگه دارد. در مقابل، یک لحن نامناسب یا برخورد نسنجیده میتواند آنان را به ورطه عمیق استرس، اضطراب و ناامیدی بکشاند.
رسیدگی به بیمار، مراقبت از او و تلاش برای زنده نگه داشتن انسانی که در دشوارترین شرایط جسمی قرار دارد، تنها بخشی از مسئولیتهای سنگین و پراسترس حرفه پرستاری است. بخش مهم دیگر این مسئولیت آن است که پرستار، با وجود مشکلات ریز و درشت زندگی شخصی و فشارهای روحی ناشی از محیط کار، باید همواره بر رفتار و احساسات خود مسلط باشد و بتواند به بیمار و همراهان او آرامش ببخشد.
این مسئولیت در دوران جنگ ابعادی بهمراتب دشوارتر و پیچیدهتر پیدا میکند؛ زیرا پرستار علاوه بر نگرانی برای جان بیماران، خود نیز در معرض تهدید و خطر قرار دارد و با این حال باید وظیفه حرفهای و انسانی خود را به بهترین شکل انجام دهد.
در جنگهای تحمیلی دوم و سوم علیه ایران، پرستاران با وجود آگاهی از اینکه هر لحظه ممکن است بیمارستان محل خدمتشان هدف حملات موشکی قرار گیرد، از انجام وظیفه دست نکشیدند و با تمام توان به مجروحان و مصدومان جنگ رسیدگی کردند. آنان در شرایطی که امنیت جانی خودشان نیز در معرض تهدید بود، نجات جان بیماران را در اولویت قرار دادند و جلوهای از ایثار، مسئولیتپذیری و تعهد حرفهای را به نمایش گذاشتند.
برخلاف جنگ تحمیلی اول که جغرافیای اصلی نبرد و بخش قابلتوجهی از پیامدهای مستقیم آن به مناطق غربی و جنوبی کشور محدود میشد، در جنگهای تحمیلی دوم و سوم، به دلیل گسترش حملات موشکی دشمن به استانهای مختلف ایران، دامنه درگیری مراکز درمانی با پیامدهای جنگ نیز به شکل چشمگیری افزایش یافت.
در چنین شرایطی، بخش گستردهای از جامعه پرستاری کشور بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم با تبعات جنگ روبهرو شد و پرستاران در نقاط مختلف ایران، بار دیگر نشان دادند که حرفه آنان تنها به مراقبتهای پزشکی محدود نمیشود، بلکه در دشوارترین لحظات، با حفظ امید، آرامش و تلاش برای نجات جان انسانها پیوندی عمیق دارد.
انتهای پیام/ 121
