درماندگی پایگاههای تروریستی آمریکا در برابر انقلاب نیروهای مسلح ایران
گروه بینالملل دفاعپرس: جنگ منطقهای ایران، معضل اساسی پایگاههای نظامی تاسیسشده در کشورهای خارجی را آشکار کرد: آیا این پایگاهها امنیت کشور میزبان را همانند جنگ سرد تأمین میکنند یا چنانکه تجربه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در جنگ منطقهای نشان میدهد، به زیان میزبان تمام میشوند؟

در نظام رویارویی دوقطبی جنگ سرد همهچیز روشن بود: در آن زمان تصور میشد که اتحاد جماهیر شوروی به کشوری که پایگاههای نظامی آمریکا را در خاک خود جای داده حمله نخواهد کرد، زیرا آن کشور مستقیم یا غیرمستقیم درگیر مناقشه با آمریکا شده و واشنگتن نمیتواند نقش ناظر بیطرف را بازی کند، وگرنه اعتبارش آسیب دیده و اعتماد به تضمینهای امنیتیاش برای متحدان تضعیف میشود. این ذهنیت، حتی در سطح برنامهریزی راهبردی تا پیش از جنگ منطقهای ایران باقی مانده بود، زیرا هیچکس آن را در محیط ژئوپلیتیک کیفی متفاوتی که در ۳۰ سال گذشته شکل گرفته، نیازموده و با واقعیت مقایسه نکرده بود. اصول کلیدی در این میان، کنار گذاشتن خودِ امکان جنگ با حریفی با قدرت نظامی و فناوری قابلمقایسه، و این تصور بود که هر مناقشه دیگری با برداشتهای موجود نظامیان آمریکایی سازگار خواهد بود.
جنگ منطقهای ایران باعث فروپاشی تمامی این تصورات شد، در شرایطی که آمریکا با کمک اسرائیل جنگی وجودی را به ایران تحمیل کردند، ایران بهطور بنیادین مفهوم جنگ و برنامهریزیهای آن را دگرگون کرد؛ جنگ منطقهای ایران در بعد نرمافزاری و هویتی باعث شد که ایران علاوه بر کمک گرفتن از مفاهیم اسلامی به عنوان هویت همواره ترویج شده در بیش از چهار دهه اخیر، هویت ایران پیش از اسلام و نبردهای بیپایانش با تمدنهای یونان و روم را نیز به یاد آورد. همچنین در بعد نظامی نیز ایران با زیر پا گذاشتن تمامی خط قرمزهای تثبیت شده در دهههای اخیر، با حمله به پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای واقع در غرب آسیا، ضربهای نابودکننده به هژمونی واشنگتن در جهان وارد آورد. اوج شکست آمریکا، انسداد تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران بود که به تثبیت کنترل ایران بر جریان صادرات نفت از خلیج فارس منجر شد.
نکته مهم دیگری که در جریان این تحولات روشن شد این بود که آمریکا و به طور کلی غرب با کمبود جدی مهمات و سامانههای مدرن تسلیحاتی روبهرو هستند. جنگهای ۱۲ روزه و منطقهای نشان دادند که اساسا ماهیت جنگ تغییر کرده است، در جنگهای جدید، سلاحهای غولآسا و نامآشنایی که زمانی لرزه بر تن همگان میانداختند، دیگر کاربردی ندارند. به عنوان مثال، در جریان جنگ منطقهای ایران ناوهای هواپیمابر آمریکا ناچار شدند از ساحل دور شوند تا زیر آتش موشکهای بالستیک ایران قرار نگیرند. پهپادها نیز به عنوان تسلیحاتی نسبتاً ارزان و پرشمار، انقلابی واقعی در امور نظامی ایجاد کردند.
تحول رویدادها در آینده نشان خواهد داد که واشنگتن تا چه حدی توانسته تغییر ماهیت جنگ را به خوبی درک کند، اما تا کنون به نظر میرسد که گامهایی برای نقشآفرینی در هندسه جدید نظامی از سوی آمریکا برداشته شده است. به عنوان مثال تاکید آمریکا بر بهکارگیری هوش مصنوعی در صنایع نظامی و تلاش برای آنچه کنترل فضای کیهانی نامیده میشود نشاندهنده تلاش واشنگتن برای جبران عقب ماندگی از تحولات روز نظامی جهان است. هرچند به نظر میرسد کاخ سفید هنوز درک نکرده است که در معماری جدید نظامی جهان، تسلیحات ارزانقیمت دست بالا را داشته و با هزینهکردهای نجومی، نمیتوان بر این راهبرد نظامی نو غلبه پیدا کرد.
تلاش برای تمدید عمر نظم کنونی از طریق انباشته کردن زرادخانه متحدان با سلاحهای گوناگون، پاسخهای قابلاعتماد و راهحلهای بلندمدتی برای تغییرات ناگزیر در معماری نظامی و امنیتی جهان نخواهد بود. پایگاههای نظامی واقع شده در کشورهای خارجی در جهان جدید تنها تبدیل به اهدافی ثابت و در دسترس خواهد شد. معماری جدید نظامی-امنیتی جهان بر تقویت توان داخلی کشورها و تشکیل اتحادها در قالب پیمانهای چندجانبه بنا شده و دوران تاسیس پایگاههای نظامی در کشورهای شبه مستعمره به پایان رسیده است.
انتهای پیام/ 999
