عملیات والفجر ۴؛ نبردی چهار مرحله‌ای در ارتفاعات مرزی کردستان

عملیات والفجر ۴، نبردی گسترده برای تسلط بر دره شیلر و ارتفاعات مرزی بود. نیرو‌های ایرانی در این عملیات تلاش کردند با پیشروی در دشت شیلر، تصرف ارتفاعات راهبردی و تسلط بر شهر و پادگان پنجوین، خطوط دفاعی خود را تقویت کنند.
کد خبر: ۸۷۱۱۹۸
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۲ - 20October 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، عملیات والفجر ۴ مهر ۱۳۶۲ در منطقه مرزی کردستان ایران و عراق و در محدوده پنجوین و شمال سلیمانیه اجرا شد. نیرو‌های ایرانی در این عملیات تلاش کردند با پیشروی در دشت شیلر، تصرف ارتفاعات راهبردی و تسلط بر شهر و پادگان پنجوین، خطوط دفاعی خود را تقویت کنند و مسیر‌های رفت‌وآمد گروه‌های ضدانقلاب را ببندند.

عملیات والفجر ۴

این عملیات در چهار مرحله ادامه یافت و با وجود دستیابی به بخش قابل‌توجهی از اهداف، تصرف کامل ارتفاعات کانی‌مانگا محقق نشد.

تغییر محور‌های عملیاتی

اردیبهشت ۱۳۶۲، فرماندهان نظامی ایران با بررسی وضعیت جبهه‌ها به این جمع‌بندی رسیدند که محور‌های شلمچه، زید و فکه، به‌دلیل بسته‌شدن مسیر‌های ارتباطی و دشواری پیشروی به سمت بصره، دیگر گزینه مناسبی برای ادامه عملیات نیستند. حرکت در این مناطق می‌توانست تلفات و خسارت‌های سنگینی به نیرو‌های ایرانی تحمیل کند؛ ازاین‌رو، اجرای عملیات در مناطق کوهستانی در دستور کار قرار گرفت.

در همین چارچوب، عملیات‌های والفجر ۳ و والفجر ۴ در بهار ۱۳۶۲ طراحی و تصویب شدند. والفجر ۳ از هفتم تا هجدهم مرداد همان سال در استان ایلام انجام شد و آزادسازی مهران را در پی داشت. پس از آن، برنامه‌ریزی برای اجرای والفجر ۴ در منطقه دهانه شیلر و ارتفاعات مرزی کردستان ایران و عراق دنبال شد.

مسئولیت هدایت عملیات به قرارگاه حمزه سیدالشهدا در ارومیه سپرده شد. علیرضا رضاییان از سپاه و سرهنگ امیربیگی از ارتش، فرماندهی این قرارگاه را بر عهده داشتند. ارتش عراق که از احتمال آغاز عملیات آگاه شده بود، بمباران شهر‌های بانه و مریوان را افزایش داد.

دشت شیلر

محدوده عملیاتی والفجر ۴ میان شهر‌های مریوان، سردشت و بانه قرار داشت. دشت شیلر به‌دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و وجود ارتفاعات مسلط، از اهمیت نظامی بالایی برخوردار بود. ارتفاعات کانی‌مانگا، سورن، سورکوه و مناطق اطراف شهر و پادگان پنجوین، از مهم‌ترین نقاط این منطقه محسوب می‌شدند.

فرماندهان ایرانی برای این عملیات چند هدف اصلی در نظر گرفته بودند: پیوند دادن خطوط دفاعی مستقر بر ارتفاعات سورکوه و سورن، اصلاح خط مرزی، آزادسازی ارتفاع قوچ سلطان در غرب مریوان و کوتاه‌کردن خط دفاعی ایران در دشت شیلر. تحقق این اهداف می‌توانست به استفاده بهینه‌تر از نیروها، مسدودشدن مسیر‌های تردد ضدانقلاب و کاهش تهدید علیه شهر مریوان کمک کند.

تصرف شهر و پادگان‌های پنجوین و گرمک و فراهم‌کردن زمینه پیشروی در استان سلیمانیه نیز از دیگر اهداف عملیات بود. در کنار این موارد، ارتفاعات لری، کنگرک، گرمک، مارو، خلوزه ۱ و ۲، براله و سربراله نیز در فهرست مناطق موردنظر نیرو‌های ایرانی قرار داشتند.

سازمان‌دهی نیرو‌ها و آغاز عملیات

برای اجرای والفجر ۴، چهار قرارگاه تاکتیکی تشکیل شد که هرکدام مسئولیت پیشروی در محور‌های مشخصی را بر عهده داشتند.

قرارگاه حمزه ۱ با حضور لشکر ۱۴ امام حسین (ع) از سپاه و تیپ ۲ لشکر ۲۱ حمزه از ارتش، مأمور تصرف ارتفاعات پنجوین در محور مریوان بود. قرارگاه حمزه ۲، متشکل از تیپ ۴۴ قمر بنی‌هاشم (ع) و تیپ ۳ لشکر ۲۸ کردستان، تصرف ارتفاعات مارو، براله و سربراله را دنبال می‌کرد.

در محور بانه، قرارگاه حمزه ۳ با مشارکت لشکر‌های ۸ نجف و ۳۱ عاشورا از سپاه و تیپ ۲ لشکر ۲۸ کردستان از ارتش، مسئول تصرف ارتفاعات لری، کنگرک و گرمک در مرحله نخست و ارتفاعات کانی‌مانگا در مرحله دوم بود. قرارگاه حمزه ۴ نیز با حضور لشکر ۲۵ کربلا و تیپ ۱ لشکر ۲۸ کردستان، بر اساس وضعیت میدان نبرد وارد عمل می‌شد.

مرحله نخست عملیات با فرمان قرارگاه مرکزی حمزه سیدالشهدا و با رمز «یاالله، یاالله، یاالله» در ساعت ۲۴ روز ۲۷ مهر ۱۳۶۲ آغاز شد؛ زمانی که به بامداد ۲۸ مهر می‌رسید.

مرحله نخست

در محور بانه، نیرو‌های لشکر ۸ نجف، لشکر ۳۱ عاشورا و تیپ ۲ لشکر ۲۸ کردستان به سمت ارتفاعات لری، گرمک و کنگرک پیش رفتند و این مناطق را به تصرف درآوردند. نیرو‌های قرارگاه حمزه ۳ نیز با ادامه پیشروی به سمت جنوب، ارتفاع کنگرک، ارتفاع شیخ حسن و قرارگاه تیپ ۴۲۸ ارتش عراق را تصرف کردند. در جریان این پیشروی، معاون تیپ عراقی نیز به اسارت درآمد.

در محور مریوان، تیپ ۴۴ قمر بنی‌هاشم (ع) و تیپ ۳ لشکر ۲۱ حمزه برای تصرف ارتفاعات مارو، براله، سربراله، هفت توانان و خلوزه ۱ و ۲ وارد میدان شدند. با این حال، پیشروی در این محور به همه اهداف تعیین‌شده نرسید و نیرو‌ها در ابتدا تنها موفق به تصرف ارتفاع خلوزه شدند. نیرو‌های قرارگاه حمزه ۲ نیز قله اصلی هفت توانان و یکی از ارتفاعات خلوزه ۲ را به کنترل خود درآوردند.

در شب دوم عملیات، نیرو‌های لشکر‌های ۱۴ امام حسین (ع) و ۲۵ کربلا و تیپ ۱ لشکر ۲۸ کردستان توانستند ارتفاعات سه‌درختی، تخم‌مرغی، هرگنه و بخش‌هایی از ارتفاعات مهم زله، شامل سنگ معدن و کله‌قندی، را تصرف کنند. اهمیت این ارتفاعات به موقعیت مسلط آنها بازمی‌گشت؛ از یک سو، شهر پنجوین در دید و تیررس نیرو‌های ایرانی قرار می‌گرفت و از سوی دیگر، جاده آسفالته پنجوین ـ نالپاریز و تنگه راهبردی روکان در معرض کنترل آنان بود.

قرارگاه حمزه ۴ نیز وظیفه داشت بخش‌هایی از ارتفاعات سربراله، براله، هفت توانان و خلوزه ۲ را پوشش دهد و اتصال جناح راست لشکر ۸ نجف را تکمیل کند.

عراق در برابر از دست دادن مواضع خود، پاتک سنگینی انجام داد، اما نتوانست همه مناطق ازدست‌رفته را بازپس بگیرد و متحمل تلفات شد؛ شماری از نیروهایش نیز به اسارت درآمدند. با این حال، در سومین روز عملیات، تلاش لشکر ۱۴ امام حسین (ع) برای تصرف ارتفاعات زله و یال سیدمصطفی به نتیجه پایدار نرسید و نیرو‌های ایرانی به‌دلیل بروز مشکلاتی ناچار به عقب‌نشینی شدند.

در شب چهارم، نیرو‌های قرارگاه حمزه ۲ مناطق میان دو محور بانه و مریوان را پاک‌سازی کردند و دو محور به یکدیگر متصل شدند. با وجود باقی‌ماندن ارتفاعات خلوزه ۲ و مناطق اطراف پنجوین در اختیار دشمن، مرحله نخست عملیات پایان یافت.

ادامه پیشروی و آزادسازی ارتفاعات

در مرحله دوم، فرماندهان تلاش کردند اهدافی را که در مرحله نخست به دست نیامده بود، محقق کنند. در محور بانه، لشکر ۳۱ عاشورا دو گردان از نیرو‌های عراقی را منهدم کرد و ارتفاعات خلوزه و کلو را به تصرف درآورد. لشکر ۸ نجف نیز با پشتیبانی نیرو‌هایی از لشکر ۳۱ عاشورا، پیشروی خود را در جنوب ارتفاعات کنگرک و گرمک ادامه داد.

در محور مریوان، لشکر‌های ۱۴ امام حسین (ع) و ۴۱ ثارالله با انهدام هشت تانک دشمن، ارتفاع یال سیدمصطفی و بخش‌هایی از ارتفاع سنگ معدن، از جمله قله اصلی آن، را تصرف کردند؛ اما این مواضع بار دیگر به دست نیرو‌های عراقی افتاد.

دوم آبان ۱۳۶۲، لشکر‌های ۳۱ عاشورا، ۴۱ ثارالله و ۱۴ امام حسین (ع) به اهداف پیش‌بینی‌شده خود دست یافتند. نیرو‌های ایرانی همچنین در منطقه کنگرک، در محور بانه، خاکریزی ایجاد کردند که به سمت مناطق کلو و ولیاوه در محور مریوان امتداد داشت.

چهارم آبان، پس از نبردی سخت، ارتفاعات مهم ۱۴۷۰ و ۱۵۳۰ در غرب منطقه عملیاتی و ارتفاعات جنوب هرگنه در شمال‌شرق پنجوین آزاد شدند. در این مقطع، شهر پنجوین به منطقه‌ای تقریباً خالی از سکنه و محل استقرار نظامی تبدیل شده بود. ارتش عراق نیز پس از اطلاع از اجرای عملیات، بخش زیادی از شهر را تخریب کرده بود تا از تصرف آن به دست نیرو‌های ایرانی جلوگیری کند.

در جریان این مرحله، علیرضا رضاییان، فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهدا، در سوم آبان ۱۳۶۲ به شهادت رسید.

تلاش برای تسلط بر کانی‌مانگا

صبح ۱۲ آبان ۱۳۶۲، مرحله سوم عملیات با هدف تصرف ارتفاعات کانی‌مانگا و پاک‌سازی بخشی از جاده واقع در غرب آن آغاز شد. لشکر ۳۱ عاشورا در ابتدا بخشی از ارتفاع شیخ گزنشین را تصرف کرد. لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) نیز موفق شد ارتفاعات ۱۸۶۶، شاخ تارچر و دو ارتفاع مهم ۱۹۰۴ و ۱۹۰۰ را به کنترل خود درآورد؛ اما این مواضع در پی درگیری‌های مکرر بار‌ها دست‌به‌دست شدند و دوباره به اشغال نیرو‌های عراقی درآمدند.

با وجود مقاومت دشمن، نیرو‌های ایرانی تا ۱۳ آبان به بخش مهمی از اهداف خود دست یافتند. لشکر ۱۴ امام حسین (ع) با تصرف ارتفاع غربی شیخ گزنشین و انهدام یک مقر فرماندهی دشمن، مأموریت خود را به پایان رساند. پس از آن، لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) نیز به اهداف تعیین‌شده رسید و لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) جاده غرب کانی‌مانگا را پاک‌سازی کرد.

این پیشروی‌ها امکان حرکت نیرو‌های ایرانی در جنوب جاده و در محدوده ارتفاع شیخ گزنشین را فراهم کرد و بخشی از مشکلات پشتیبانی و تدارکات نیرو‌ها را کاهش داد.

با این حال، روز ۱۴ آبان، ارتش عراق حملات خود را برای بازپس‌گیری دو قله ۱۹۰۴ و ۱۹۰۰ تشدید کرد. نیرو‌های عراقی پس از حدود هشت ساعت درگیری توانستند بار دیگر این قله‌ها را تصرف کنند. در ادامه، لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) مأمور شد برای تصرف شماری از یال‌های غربی این ارتفاعات در مسیر جاده غرب کانی‌مانگا پیشروی کند؛ اما مقاومت شدید دشمن و پاتک نیرو‌های عراقی، یگان ایرانی را به عقب‌نشینی واداشت. به این ترتیب، مرحله سوم عملیات پایان یافت.

ناکامی در تصرف کامل ارتفاعات

آخرین مرحله والفجر ۴ ساعت ۲۱:۳۰ روز ۲۸ آبان ۱۳۶۲ آغاز شد. در این مرحله، تصرف ارتفاعات کانی‌مانگا و یال‌های شرقی و غربی آن، دو یال غربی ارتفاع شاخ تارچر، تنگه روکان و ارتفاع سنگ معدن در برنامه قرار داشت. همچنین قرار بود نیرو‌ها در غرب کانی‌مانگا تا منطقه کلز پیشروی کنند؛ مأموریتی که به قرارگاه حمزه ۱ سپرده شده بود.

ارتش عراق در فاصله میان مرحله سوم و چهارم، نیرو‌های آسیب‌دیده خود را از منطقه خارج کرده و یگان‌های تازه‌نفس را جایگزین آنها کرده بود. آمادگی و هوشیاری نیرو‌های عراقی، سرعت پیشروی ایران را کاهش داد. هرچند نیرو‌های ایرانی در آغاز توانستند برخی ارتفاعات را تصرف کنند، آتش سنگین دشمن و ورود شمار زیادی از نیرو‌های پیاده، ادامه پیشروی را دشوار کرد و دستیابی به اهداف این مرحله با ناکامی همراه شد.

فرماندهان نظامی، تقسیم اهداف میان یگان‌های متعدد، کاستی در طراحی عملیات، ناهماهنگی میان نیروها، فرصت محدود برای شناسایی و تکراری‌بودن برخی راهکار‌ها را از عوامل مؤثر در ناکامی بخش‌هایی از عملیات دانستند. مقاومت شدید ارتش عراق برای حفظ ارتفاعات راهبردی و نزدیک‌شدن فصل سرما نیز ادامه نبرد را دشوارتر کرد. سرانجام، ۳۰ آبان ۱۳۶۲ پایان عملیات والفجر ۴ اعلام شد.

استفاده از سلاح شیمیایی

یکی از رخداد‌های تلخ عملیات والفجر ۴، استفاده ارتش عراق از سلاح‌های شیمیایی بود. بر اساس گزارش‌های مربوط به این عملیات، نیرو‌های عراقی از اول آبان حدود ۲۰ گلوله توپ شیمیایی در منطقه نبرد شلیک کردند. سوم آبان نیز چند روستا از توابع بانه که در نزدیکی منطقه عملیاتی قرار داشتند، هدف بمباران شیمیایی قرار گرفتند.

دستاورد‌های عملیات والفجر ۴

با وجود آنکه ارتفاعات کانی‌مانگا به‌طور کامل در اختیار نیرو‌های ایرانی قرار نگرفت، عملیات والفجر ۴ دستاورد‌های مهمی به همراه داشت. آزادسازی حدود هزار کیلومترمربع از مناطق اشغالی، تصرف ارتفاع قوچ سلطان در غرب مریوان، اتصال ارتفاعات سورن به سورکوه و تسلط بر بخش‌های گسترده‌ای از دره شیلر، از جمله نتایج این عملیات بود.

همچنین بخشی از مسیر‌های تردد ضدانقلاب مسدود شد و نیرو‌های ایرانی بر شهر پنجوین و شماری از روستا‌های عراق اشراف پیدا کردند. این دستاوردها، با وجود ناکامی در تحقق همه اهداف، موقعیت دفاعی ایران را در بخش‌هایی از منطقه مرزی تقویت کرد.

در ادامه عملیات‌های والفجر، عملیات والفجر ۵ در ۲۷ بهمن ۱۳۶۲ در محور چنگوله، در استان ایلام، اجرا شد.

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار