از شکنجه در زندان دموکرات تا بازگشت به آغوش وطن
گروه استانهای دفاعپرس- «علیاصغر زینلی» فعال رسانهای؛ در یکی از روزهای پاییزی افتخار داشتیم پای صحبتها و خاطرات یکی از اسوههای صبر و استقامت بنشینیم؛ مردی که هنوز هم عطر آن روزهای سخت، اما خاطرهانگیز را در جامعه منتشر میکند.

«غلامرضا باوندی» در واپسین روزهای جنگ تحمیلی و تنها چند روز مانده به آتشبس بین ایران و عراق؛ در حالیکه سرباز سپاه بود و بهعنوان بهیار در منطقه کردستان خدمت میکرد در حدفاصل بین بانه و سردشت اسیر دشمنان داخلی این کشور شد و در زندان گروهک منحط دموکرات در شهر سلیمانیه عراق زندانی بود.
گروهکهای ضد انقلاب همان فریبخوردگانی بودند که هموطنان خود را در حالیکه اسیر آنها بودند در قبال تامین مایحتاج خود به بعثها میفروختند.
از ۴۰ روز شکنجه و بازجویی در خانهای روستایی در اطراف سلیمانیه تا داغ سنگین تیربارانِ همبندیاش در سحرگاه یک روز زمستانی، بخشی از خاطرات تلخ ایام اسارتش است.
غم بیخبری مادر و پدر این آزاده سرافراز و عمر کوتاه آنها بر اثر ۱۵ ماه بیخبری فرزند مفقودشان خود حدیث مفصلی است که رنج پنهان والدین آزادگان را روایت میکند.
هرچند بروز اختلافات داخلی در بین گروهک دموکرات باعث میشود تا به طرز معجزهآسایی پس از ۱۵ ماه بیخبری مطلق، دوباره به آغوش وطن و خانوادهاش برگردد.
انتهای پیام/
