دفاع‌پرس گزارش می‌دهد؛

مادری که شهادت فرزندش را باور نکرد؛ بازگشت «شهید زنده» پس از ۴۳ ماه اسارت

«محمدباقر ندیم» که در دی‌ماه ۱۳۶۵ به اسارت نیرو‌های بعثی درآمده بود، پس از ۴۳ ماه اسارت در اردوگاه مخوف تکریت ۱۱ به آغوش خانواده بازگشت؛ آزاده‌ای که در روز‌های بی‌خبری، مادرش حتی با وجود دریافت لوح شهادت، به زنده بودن او ایمان داشت.
کد خبر: ۸۷۲۰۰۱
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۱ - 24October 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «علی‌اصغر زینلی» فعال رسانه‌ای؛ دی‌ماه ۱۳۶۵ در کورانِ حماسه و آتش، و زمستانی که سردی‌اش با داغِ فراقِ عزیزی پیوند خورده بود؛ در آن هیاهوی خون و ترکش، «محمدباقر ندیم» پا به کوچه‌های پر از حادثه اسارت گذاشت.

سفری که از او هیچ نام و نشانی جز خاطراتی در دل عزیزانش باقی نگذاشت و تا زمان بازگشت به خانه هیچ نسیم و خبری از زنده بودنش به وطن واصل نگردید.

ماه‌ها گذشت و سایه سنگین ظلمت بی‌خبری چنان سایه افکنده بود که تمام شواهد، منطقِ جنگ و محاسبه‌های زمینی، شهادتِ او را گواهی دادند.

محمدباقر ندیم

پرونده بسته شد و خبر شهادتش رسمیت یافت و از سوی مسئولان وقت، لوح و نشانی مزین به امضای پُرافتخارِ قائدِ شهیدِ امت، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در آن دوران ریاست جمهوری کشورمان را بر عهده داشتند، طی مراسمی حزن‌انگیز به خانواده تحویل داده شد تا تسلای دلِ داغدیدگان باشد. 

اما در این میان، یک نفر قانونِ معادلاتِ جنگ و شواهدِ عینی را به سخره گرفت و آن هم کسی نبود جز وجود ذیجود مادر. مادران رازی با آسمان دارند که هیچ فرمانی از زمین آن را نقض نمی‌کند. در میان هق‌هقِ گریه‌ها و در روز‌هایی که همه، فرزندش را شهید می‌پنداشتند، قلبِ لرزان، اما مطمئنِ مادر، تپشِ حیاتِ جگرگوشه‌اش را حس می‌کرد.

محمدباقر ندیم

او لوحِ شهادت را پذیرفت، اما باور نکرد؛ چراکه عطرِ فرزند، هنوز در گوشه‌گوشه خانه جاری بود. او فریاد زد: «فرزندِ من زنده است...» و پس از گذشت ۴۳ ماه از اسارت فرزندش؛ روزگار حق را به دلِ ناآرامِ مادر داد؛ و اینک پس از گذشت سال‌ها از آن دوران حماسه و افتخار آخرین چهارشنبه مهرماه افتخارِ دیدارِ این «شهیدِ زنده» نصیبمان شد او که با ۵۰ درصد جانبازی در زمره آزادگان سرافراز این مرز وبوم است.

آزاده‌ای سرافرازی که در نهایت مظلومیتِ زجر اسارت و سیاه‌چال‌های بعثی را در اردوگاه تکریت ۱۱ که از مخوف‌ترین اردوگاه‌های اسرای بی‌نام‌ونشان بوده تحمل نموده؛ اما به لطف خدا در نهایت به آغوش گرم خانواده باز می‌گردد. 

محمدباقر ندیم

محمدباقر ندیم امروز آرام نشسته است؛ با کلماتی که به سختی از سینه برمی‌آیند، اما با لوحی در دست که امضای امامِ شهید بر آن نقش بسته است؛ لوحی که سندِ زنده بودنِ یک اسطوره و گواهی بر این حقیقت است که گاهی عشق، از مرگ هم عبور می‌کند. 

تصورِ سال‌ها انتظارِ جانکاه و بی‌خبریِ مطلق، صبر ایوب می‌خواهد؛ اما فرجامِ این انتظار، تجلیِ معجزه صبرِ مادری است که آفتابِ وجودِ فرزند را از دلِ تاریک‌ترین شبِ اسارت بیرون کشید.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار