کابلهای اینترنت؛ هدفی نامتقارن و آسیبپذیر در قلب منافع دیجیتال
گروه بینالملل دفاعپرس- محمد زرچینی؛ تنگه هرمز از گذشته تاکنون به عنوان شریان حیاتی انتقال نفت شناخته شده است؛ اما لایهای کمتر دیدهشده از این آبراه، نقش آن به عنوان یکی از گرههای مهم زیرساخت دیجیتال جهان است. در بستر این تنگه، دستکم هفت کابل اصلی مخابراتی قرار دارد که دادههای اینترنت، تراکنشهای مالی، خدمات ابری و ارتباطات تجاری را میان منطقه غرب آسیا، آسیا و اروپا جابهجا میکنند. اظهارات اخیر «محسن رضایی» مبنی بر اینکه در صورت آغاز دوباره جنگ، «بسیاری از کابلها، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی» نابود خواهند شد و اینکه آمریکا «داراییهای بسیار گرانقیمتی در امارات و پیرامون تنگه هرمز دارد که هنوز در فهرست اهداف قرار نگرفتهاند»؛ این زیرساخت را از حاشیه به متن منازعه امنیتی آورده است. این گزارش بررسی میکند که این کابلها چه نفعی برای آمریکا دارند و یک حمله احتمالی چگونه میتواند شکل بگیرد.

زیرساختی که کمتر دیده میشود
بر اساس گزارشها، کابلهای بزرگ مخابراتی مرتبط به چند شرکت بزرگ دیجیتالی از زیر تنگه هرمز عبور میکنند؛ در حقیقت شرکت تحقیقات مخابراتی TeleGeography، شبکههای Asia-Africa-Europe ۱ (AAE-۱)، FALCON و Gulf Bridge International (GBI) را از جمله سیستمهای کابلی عبوری از این تنگه شناسایی کرده است. کابل AAE-۱ یک سیستم بسیار طولانی است که جنوب شرق آسیا را از طریق مصر به اروپا متصل میکند و در امارات، عمان، قطر و عربستان سعودی به خشکی میرسد؛ کابل FALCON نیز کشورهای حاشیه خلیج فارس را به هم متصل میکند.
اهمیت این کابلها برای واشنگتن را نمیتوان تنها با سهم آنها از پهنای باند جهانی سنجید. در حالی که کل تنگه هرمز کمتر از یک درصد پهنای باند بینالمللی جهان را در اختیار دارد، همین خطوط تا ۳۰ درصد ترافیک منطقهای را حمل میکنند. این تفاوت بنیادین توضیح میدهد که چرا تهدید علیه آنها، حتی اگر اینترنت جهان را از کار نیندازد، میتواند ضربهای سنگین به منافع آمریکا در منطقه غرب آسیا وارد کند.
اول، پیوند با قدرت فناوری آمریکا در منطقه؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری برای تبدیل شدن به قطبهای هوش مصنوعی و رایانش ابری هستند و در این مسیر به شدت به شرکتهای فناوری آمریکایی متکیاند. شرکتهایی مانند آمازون ظرفیت عظیمی از مراکز داده را دقیقاً در همین منطقه متمرکز کردهاند. این مراکز داده نه تنها به برق، بلکه به اتصال پایدار و پرظرفیت کابلی نیاز دارند. یک اختلال طولانی در کابلهای هرمز میتواند همزمان خدمات حیاتی منطقه و منافع تجاری آمریکا را فلج کند.
دوم، زیربنای تراکنشهای مالی و تجاری؛ کابلهای زیردریایی ستون فقرات ارتباطات مالی جهان هستند. دادههایی که از این کابلها عبور میکنند متعلق به بانکها، شرکتهای انرژی، پلتفرمهای تجاری و خدمات دولتی چندین کشور است. اختلال در آنها میتواند تراکنشهای مالی، تجارت الکترونیک و رایانش ابری را مختل کند. برای آمریکا که هم بازیگر اصلی نظام مالی جهانی است و هم شرکتهایش در این تراکنشها نقش محوری دارند، ثبات این خطوط یک منفعت استراتژیک مستقیم محسوب میشود و اگر اختلال در این مسیر ایجاد شود، بازنده اصلی آن آمریکا خواهد بود.
سوم، بعد نظامی و اطلاعاتی؛ هرچند کابلهای تجاری عمومی معمولاً حامل ترافیک نظامی حساس نیستند؛ اما پایداری شبکههای ارتباطی غیرنظامی در مناطق عملیاتی، برای لجستیک، هماهنگی و انتقال دادههای پشتیبانی نیروهای آمریکایی اهمیت دارد. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) نسبت به تهدید علیه این کابلها ابراز آمادگی کرده، اما جزئیات عملیاتی یا ارزیابی اطلاعاتی خود از توانایی ایران را فاش نکرده است. این احتیاط نشان میدهد که پنتاگون این تهدید را جدی میگیرد، حتی اگر اثر آن را محدود به منطقه بداند؛ البته آمریکایی ها سعی می کنند در انظار عمومی این تهدید را خیلی جدی نگیرند، اما در خفاء یقینا احساس نگرانی شدید به این موضوع خواهند داشت.
چگونه یک حمله میتواند رخ دهد؟
کابلهای زیردریایی ذاتاً آسیبپذیرند؛ همچنین بخش عمده خرابیهای جهانی کابلها ناشی از لنگر کشتیها و ادوات ماهیگیری است، اما همین ابزارها میتوانند برای خرابکاری عمدی با «انکارپذیری قابل قبول» به کار روند؛ در حقیقت کشیدن عمدی لنگر در بستر دریا و سپس ادعای وقوع یک حادثه دریایی. فراتر از آن، گزینههای دیگری نیز وجود دارد؛ غواصان، زیردریاییهای کوچک یا پهپادهای زیرآبی مجهز به برشدهنده و مواد منفجره، کارگذاری مین در نزدیکی کابلها و انفجار از راه دور را انجام دهند و یا حتی حمله به کشتیها (کشتیهای متخصص تعمیر کننده کابلهای دریایی) برای طولانیتر کردن اختلال.
مقامات امنیتی ایرانی که با رویترز گفتوگو کردهاند، میگویند: «دسترسی کامل» به کابلهای زیردریایی دارند و میتوانند آنها را «بهآسانی نابود کنند». یکی از این مقامات در این زمینه میگوید: در صورت حمله، ایران تلاش خواهد کرد از تعمیر کابلها جلوگیری کند تا اختلال طولانیتر شود. این رویکرد ترکیب تخریب با مانعتراشی برای بازیابی کابلها، میتواند اثر یک قطعی موقت را به یک بحران طولانیمدت تبدیل کند. در واقع، در عملیاتهای نظامی، کشتیهای تعمیر تخصصی با محدودیت امنیتی و حرکتی مواجه میشوند و تعمیر کابل در آبهایی که درگیری در آنها جریان دارد، دشوار و پرخطر است.
اقدامات احتمالی ایران در زمینه قطع احتمالی کابل های تنگه هرمز در صورت حمله به زیرساخت های انرژی ایران، هزینهای است که آمریکا و متحدانش در منطقه پرداخت خواهند کرد؛ لذا اگر آمریکا اقدام به انهدام تاسیسات انرژی ایران کند، هزینه ای که پرداخت میکند، به مراتب بالاتر از یک درگیری محدود بوده و باز کردن «جعبه پاندورا» برای آمریکا و متحدانش بسیار دردناک خواهد بود.
چشم انداز درگیریهای خلیج فارس
اظهارات «محسن رضایی» دبیر شورای عالی امنیت ملی و هشدارهای مشابه از سوی فرماندهان سپاه از جمله سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در بستری از جنگهای گذشته و تنشهای مداوم بر سر تنگه هرمز معنا پیدا میکند. کابلهای زیردریایی هرمز به دلیل تمرکز بیسابقه مراکز داده و سرمایهگذاریهای فناوری آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس، به یک نقطه فشار استراتژیک تبدیل شدهاند. تهدید علیه آنها یک واقعیت صرفاً نظامی نیست؛ بلکه تلاشی است برای برجسته کردن آسیبپذیری لایه دیجیتال منافع آمریکا در منطقهای که واشنگتن حضور نظامی گستردهای دارد.
آنچه این تهدید را جدیتر میکند اقتصاد سیاسی منطقه است؛ در حقیقت این مهم نشان دهنده وابستگی متقابل زیرساختهای دیجیتال آمریکایی و کشورهای خلیج فارس به خطوطی است که در همسایگی آبهای تحت کنترل ایران قرار دارند؛ لذا در معادله بازدارندگی، همین وابستگی متقابل، به تهدید علیه کابلها وزن استراتژیک میبخشد.
انتهای پیام/281
