علا: شاعران پس از شهادت قائد امت اسلام، احساس غربت و یتیمی می‌کنند

شاعر و نویسنده آئینی و انقلابی با اشاره به جایگاه ویژه رهبر شهید در حمایت از شعر و ادب فارسی گفت: شاعران و اهالی فرهنگ به دلیل توجه و محبت ایشان، پس از شهادتشان بیش از دیگران احساس غربت و یتیمی می‌کنند؛ با این حال، سوگ‌سروده‌های شاعران در رثای ایشان، آمیزه‌ای از سوگ، حماسه، افتخار و امید به ماندگاری در تاریخ ادبیات انقلاب است.
کد خبر: ۸۷۲۷۴۰
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۲ - 27October 2026

به گزارش دفاع‌پرس از خراسان رضوی، «افشین علا» شاعر و نویسنده آئینی و انقلابی شب گذشته در حاشیه قرائت اشعار خود در رواق دارالذکر، شهادت قائد امت اسلام را بزرگ‌ترین مصیبت زندگی خود دانست و اظهار داشت: شاعران و اهالی فرهنگ همواره موردتوجه و عنایت ایشان بودند و به همین دلیل، پس از شهادتشان بیش از دیگران احساس غربت و یتیمی می‌کنند.

افشین علا

وی با اشاره به نگاه فرهنگی رهبر شهید، تصریح کرد: ایشان برخلاف برخورد‌های نمایشی و تشریفاتی، دغدغه جدی فرهنگ داشتند. همان‌گونه که در جبهه دفاعی و نظامی، جمهوری اسلامی ایران را به جایگاه قدرتی منطقه‌ای و جهانی رساندند، در جبهه فرهنگی نیز فرماندهی تمام‌عیار و حکیمی واقعی بودند.

این شاعر و نویسنده با تأکید بر توجه رهبر شهید به زبان و ادبیات فارسی، گفت: ایشان بر صیانت از زبان فارسی تأکید داشتند و بر ادبیات کهن و نوین فارسی اشرافی کم‌نظیر داشتند.

علا خاطرنشان کرد: یکی از راز‌های ماندگاری ملت ایران در طول تاریخ، باوجود همه توطئه‌ها، حمله‌ها، ویرانی‌ها و ستم‌ها، زبان شیرین فارسی و ادبیات این سرزمین است؛ موضوعی که رهبر شهید به‌خوبی به آن واقف بودند و به همین دلیل، با شاعران و اهل قلم با تواضع و محبت برخورد می‌کردند.

وی با اشاره به واکنش شاعران به شهادت رهبر شهید، گفت: پس از این حادثه، جمع گسترده‌ای از شاعران متعهد، سوگ‌سروده‌هایی در رثای ایشان سرودند؛ آثاری که در کنار سوگ، حماسه، شادی و افتخار را نیز در خود دارند و می‌توان گفت در تاریخ‌ ادبیات انقلاب بعد از شهادت ایشان شعر‌هایی که توسط شاعران سروده شد رکودی بی‌نظیر بود.

این شاعر و نویسنده در پایان گفت: امیدوارم این سروده‌ها باگذشت زمان ماندگار شوند و به نسل‌های آینده برسند.

افشین علا در ابتدای این جلسه  شعر خود با مطلع «مرا به خانه زهرای مهربان ببرید» را در وصف غربت و مظلومیت حضرت زهرا (س) قرائت کرد. این سروده با اشاره به مزار بی‌نشان آن حضرت، چنین آغاز می‌شود:

مرا به خانه زهرای مهربان ببرید

به خاک‌بوسی آن قبر بی‌نشان ببرید

اگر نشانی شهر مدینه را بلدید

کبوتر دل ما را به آشیان ببرید

کجاست آن در آتش‌گرفته تا که مرا

برای جامه دریدن به‌سوی آن ببرید

مرا اگر شدم از دست برنگردانید

به روی دست بگیرید و بی‌امان ببرید

کجاست آن جگر شرحه، شرحه تا که مرا

به‌سوی سنگ مزارش کشان، کشان ببرید

مرا که مهر بقیع است در دلم، چه شود؟

اگر به‌جانب آن چار کهکشان ببرید

نه اشتیاق به گل دارم و نه میل بهار

مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید

کسی صدای مرا در زمین نمی‌شنود

فرشته‌ها! سخنم را به آسمان ببرید...

این شاعر و نویسنده در ادامه، سروده‌ای در رثای رهبر شهید باعنوان «از بوریا به عرش» خواند که اینکونه آغاز می‌شود:

رخساره چو ماه تو را نازم

آرامش نگاه تو را نازم

بر تارک سپیده‌ی پیشانی‌ات

عمامه‌ی سیاه تو را نازم

در قاب آسمانی آن عینک

چشمان خیرخواه تو را نازم

هم خنده‌ی همیشگی شیرین

هم بغض گاه‌گاه تو را نازم

عمری اگرچه خون‌جگر خوردی

آتشفشان آه تو را نازم

بعد از تو شد زمین‌وزمان، مبعوث

انبوهی سپاه تو را نازم‌

ای بوریانشین فلک پیما

در عرش، فرش راه تو را نازم

آن خانه‌ی محقر ویرانه

بی حصن و جان‌پناه تو را نازم

با دخترت به فاطمه زهرا

ملحق شدی، گواه تو را نازم

آورده‌ای نواده به قربانگاه

آهوی بی‌گناه تو را نازم‌

ای جان‌نثار خفته کشور دوست

گودال قتلگاه تو را نازم

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار