یادداشت/

از محراب تا خیابان؛ روایت آخرین روز آیت‌الله قاضی طباطبایی

نخستین امام جمعه شهید انقلاب اسلامی، شامگاه دهم آبان ۱۳۵۸ پس از سال‌ها مبارزه با رژیم پهلوی، در خیابان مقصودیه تبریز هدف ترور گروه فرقان قرار گرفت و به شهادت رسید.
کد خبر: ۸۷۳۸۷۲
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۶ - 01November 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «حدیثه وهابی»؛ صبح عید قربان بود؛ تبریز نماز را به امامت عالمی خوانده بود که سال‌ها نامش با مبارزه علیه حکومت پهلوی گره خورده بود. هنوز چند ساعت از آن روز نگذشته بود که صدای گلوله در خیابان مقصودیه، زندگی آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی را پایان داد. دهم آبان ۱۳۵۸، روزی شد که نخستین امام جمعه شهید انقلاب اسلامی در تاریخ ایران ثبت شد.

 

آیت‌الله قاضی طباطبایی

تبریز آن روز، عید قربان را با نماز و حضور مردم آغاز کرده بود. آیت‌الله قاضی طباطبایی نماز عید را اقامه کرد؛ همان عالمی که سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب، در روز‌های سخت مبارزه، بار‌ها بازداشت و تبعید شده بود و پس از پیروزی انقلاب نیز مسئولیت امامت جمعه شهر را بر عهده داشت.

اما آنچه آن روز در تبریز گذشت، فقط یک مراسم مذهبی و یک روز تعطیل نبود. برای شناخت آخرین روز زندگی قاضی طباطبایی، باید به سال‌هایی برگشت که او از محراب مسجد و کلاس درس، به یکی از چهره‌های اثرگذار مبارزه در آذربایجان تبدیل شد.

قاضی طباطبایی؛ آخرین نماز در تبریز و نخستین شهید محراب

عید قربان بود و تبریز نماز را به امامت عالمی خوانده بود که سال‌ها نامش با مبارزه علیه حکومت پهلوی گره خورده بود. شامگاه همان روز، وقتی آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی از مسجد شعبان به خانه بازمی‌گشت، گلوله‌ای در خیابان مقصودیه مسیر زندگی‌اش را پایان داد. دهم آبان ۱۳۵۸، نام او را به عنوان نخستین شهید محراب در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت کرد.

آن روز برای مردم تبریز با آیین عید قربان آغاز شده بود. نماز به امامت آیت‌الله قاضی طباطبایی اقامه شد؛ روحانی شناخته‌شده‌ای که سال‌ها در کنار فعالیت‌های علمی و دینی، در دل مبارزه سیاسی نیز حضور داشت. او از چهره‌هایی بود که نامش برای مردم آذربایجان با سال‌های اعتراض به حکومت پهلوی، زندان و تبعید و همراهی با نهضت امام خمینی پیوند خورده بود.

اما فاصله میان نماز عید قربان تا حادثه شامگاه، فاصله‌ای کوتاه در تقویم و نقطه پایانی مسیری طولانی در زندگی او بود؛ مسیری که از خانواده‌ای روحانی آغاز شد، در حوزه‌های علمیه قم و نجف ادامه یافت و در تبریز به پیوند میان منبر، مسجد و مبارزه رسید.

ریشه‌های یک زندگی در خانه علم و دین

سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی در سال ۱۳۳۱ قمری در تبریز و در خانواده‌ای روحانی و شناخته‌شده به دنیا آمد. پدرش، آیت‌الله میرزا باقر قاضی طباطبایی، از عالمان دینی آذربایجان بود و آموزش علوم دینی فرزند را از سال‌های کودکی پی گرفت. قاضی طباطبایی مقدمات علوم حوزوی را در زادگاهش فراگرفت و برای ادامه تحصیل راهی قم شد.

او در حوزه علمیه قم از محضر استادان برجسته‌ای، چون آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله سیدمحمد حجت کوه‌کمره‌ای، آیت‌الله سیدصدرالدین صدر و امام خمینی بهره برد. دروس فلسفه، اصول و اخلاق را دنبال کرد و با جدیت مسیر علمی خود را پیش برد. این دوره، افزون بر گسترش دانش دینی، زمینه آشنایی نزدیک‌تر او با اندیشه و روش مبارزاتی امام خمینی را نیز فراهم کرد.

قاضی طباطبایی در سال ۱۳۲۸ شمسی برای ادامه تحصیل به نجف رفت و سه سال در آن حوزه اقامت داشت. در این مدت از درس عالمانی همچون آیت‌الله سیدمحسن حکیم، آیت‌الله میرزا باقر زنجانی، آیت‌الله عبدالحسین رشتی و آیت‌الله محمدحسین کاشف‌الغطاء بهره برد. او پس از سال‌ها تحصیل، در سال ۱۳۳۱ شمسی به تبریز بازگشت و فعالیت علمی، تدریس، تحقیق و تبلیغ دینی را در زادگاهش ادامه داد.

بازگشت به تبریز، آغاز فصلی بود که در آن فعالیت علمی و اجتماعی او به هم نزدیک‌تر شد. مسجد برای قاضی طباطبایی فقط محل اقامه نماز و بیان احکام نبود؛ به پایگاهی برای ارتباط با مردم و پیگیری مسائل جامعه نیز تبدیل شد. او در مسجد مقبره و مسجد شعبان نماز جماعت برگزار می‌کرد و در کنار آموزش دینی، درباره مسائل سیاسی و اجتماعی روز نیز موضع می‌گرفت. شهید قاضی طباطبایی عالمی مجاهد

راه مبارزه از مسجد آغاز شد

پیشینه مبارزاتی قاضی طباطبایی به سال‌های پیش از آغاز نهضت امام خمینی بازمی‌گشت. مخالفت پدرش با سیاست‌های حکومت رضاشاه، خانواده را با تبعید از تبریز روبه‌رو کرده بود. این تجربه در شکل‌گیری نگاه سیاسی او بی‌تأثیر نبود؛ با آغاز نهضت امام خمینی در سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲، قاضی طباطبایی همراهی آشکاری با این حرکت نشان داد.

در سیزدهم آبان ۱۳۴۲ بازداشت شد و به تهران انتقال یافت. مدتی را در زندان قزل‌قلعه گذراند و پس از آزادی نیز تحت نظر مأموران امنیتی قرار داشت. رفت‌وآمد‌ها و فعالیت‌های او در سال‌های بعد بار‌ها با بازداشت و محدودیت روبه‌رو شد. پس از بازگشت به تبریز نیز فشار‌های امنیتی ادامه یافت و در مقطعی به عراق تبعید شد؛ جایی که بار دیگر فرصت حضور در حوزه علمیه نجف و بهره‌گیری از درس عالمان آن حوزه را پیدا کرد. شهید قاضی طباطبایی عالمی مجاهد

یکی از نقاط مهم این مسیر، موضع‌گیری او در نماز عید فطر سال ۱۳۴۷ بود. قاضی طباطبایی در آن مراسم از امام خمینی یاد کرد، سیاست‌های رژیم پهلوی در قبال اسرائیل را به انتقاد گرفت و روابط حکومت با این رژیم را محکوم کرد. همین سخنان به تبعید او به بافت کرمان انجامید. حتی در تبعید نیز سکوت نکرد و با نوشتن نامه‌ها و مقاله‌هایی، سیاست‌ها و اقدامات حکومت را مورد انتقاد قرار داد. پس از بافت، مدتی نیز در زنجان تحت تبعید بود. شهید قاضی طباطبایی عالمی مجاهد

این رفت‌وآمد‌های اجباری میان زندان، تبعید و زادگاه، نتوانست ارتباط او با مردم تبریز را قطع کند. هر بار که به شهر بازمی‌گشت، فعالیت‌های دینی و سیاسی خود را از سر می‌گرفت. مسجد شعبان و مسجد مقبره همچنان محل حضور او بودند؛ دو مکانی که در سال‌های مبارزه، کارکردی فراتر از یک فضای عبادی پیدا کردند.

تبریز در روز‌های انقلاب به میدان آمد

با گسترش اعتراض‌ها در سال ۱۳۵۶، نقش قاضی طباطبایی در تحولات تبریز پررنگ‌تر شد. پس از شهادت سیدمصطفی خمینی، او در برگزاری مجلس بزرگداشت وی نقش داشت؛ مراسمی که دانشجویان دانشگاه تبریز نیز در آن حضور یافتند. چند ماه بعد، شهر در آستانه یکی از مهم‌ترین رویداد‌های تاریخ انقلاب قرار گرفت: قیام ۲۹ بهمن ۱۳۵۶.

پس از انتشار خبر شهادت جمعی از مردم در قم، قرار بود مراسم چهلم آنان در تبریز برگزار شود. قاضی طباطبایی به همراه شماری از علمای شهر، مردم را برای حضور در مراسم سوگواری دعوت کرد. نیرو‌های حکومت برای جلوگیری از برگزاری اجتماع، دستور تعطیلی مساجد را صادر کردند؛ با این حال، مردم از ساعت‌ها پیش به محل مراسم آمدند و بسته بودن در مسجد و ممانعت مأموران، به درگیری انجامید.

قیام ۲۹ بهمن تبریز به یکی از حلقه‌های مهم زنجیره اعتراض‌های منتهی به پیروزی انقلاب تبدیل شد. در این رویداد، قاضی طباطبایی از جایگاه یک روحانی محلی فراتر رفت و در مقام یکی از چهره‌های هدایت‌کننده مبارزه در آذربایجان شناخته شد. پس از سرکوب تظاهرات، پیگیری وضعیت مجروحان و کمک به خانواده‌های آسیب‌دیده نیز از اقداماتی بود که با دستور و پیگیری او انجام شد.

مسیر مبارزه در ماه‌های بعد ادامه یافت. قاضی طباطبایی در سخنرانی‌ها و اجتماعات، مردم را به ادامه اعتراض‌ها دعوت می‌کرد و در مسجد شعبان درباره شکل و مسیر مبارزه سخن می‌گفت. با اوج‌گیری انقلاب، حضورش در کنار مردم تبریز استمرار داشت؛ شهری که در تحولات آن سال‌ها نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.

پس از پیروزی انقلاب مسئولیت تازه‌ای آغاز شد

با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، فصل تازه‌ای در زندگی قاضی طباطبایی آغاز شد. او که سال‌ها در جایگاه یک روحانی مبارز با حکومت پهلوی مقابله کرده بود، حالا در شرایطی تازه مسئولیت اجتماعی و دینی بر عهده داشت. امام خمینی او را به امامت جمعه تبریز منصوب کرد و قاضی طباطبایی به نخستین امام جمعه این شهر پس از پیروزی انقلاب تبدیل شد.

منبر نماز جمعه برای او ادامه همان مسیری بود که سال‌ها در مسجد و اجتماعات مردمی دنبال کرده بود. مسائل دینی، تحولات سیاسی و موضوعات مربوط به انقلاب در سخنانش جای داشت. او همچنان در تبریز حضور داشت و ارتباطش با مردم و فعالیت‌های اجتماعی و مذهبی ادامه پیدا کرد.

با این حال، فضای ماه‌های نخست پس از پیروزی انقلاب آرام و بی‌تنش نبود. ترور چهره‌های سیاسی و مذهبی به یکی از تهدید‌های جدی تبدیل شده بود. گروه فرقان که پیش از آن نیز مسئولیت ترور شماری از شخصیت‌های شناخته‌شده را بر عهده گرفته بود، قاضی طباطبایی را نیز هدف قرار داد.

سه گلوله در خیابان مقصودیه

دهم آبان ۱۳۵۸، پس از اقامه نماز عید قربان، روز قاضی طباطبایی با برنامه‌های مذهبی و حضور در میان مردم سپری شد. شامگاه، پس از اقامه نماز مغرب و عشا در مسجد شعبان، سوار خودرو شد تا به خانه بازگردد. هنگام ورود خودرو به خیابان مقصودیه، مهاجمی موتورسوار به سوی آن تیراندازی کرد.

مهاجم سه گلوله به داخل خودرو شلیک کرد و گلوله دوم به پیشانی آیت‌الله قاضی طباطبایی اصابت کرد. او را بلافاصله به بیمارستان شیر و خورشید تبریز انتقال دادند؛ اما شدت جراحت به اندازه‌ای بود که تلاش پزشکان برای نجات جانش نتیجه نداد. قاضی طباطبایی در نیمه‌شب دهم آبان ۱۳۵۸ به شهادت رسید. عصر روز یازدهم آبان، گروه فرقان با انتشار اعلامیه‌ای مسئولیت این ترور را پذیرفت.

به این ترتیب، روزی که با نماز عید قربان آغاز شده بود، با شهادت امام جمعه تبریز پایان یافت. خبر ترور او تنها خبر از دست رفتن یک روحانی شناخته‌شده نبود؛ جامعه انقلابی ایران یکی از چهره‌هایی را از دست داده بود که سال‌ها در متن مبارزه حضور داشت و در روز‌های حساس انقلاب، در کنار مردم تبریز ایستاده بود.

پیام امام خمینی؛ شهادت یک عالم مجاهد

یک روز پس از شهادت قاضی طباطبایی، امام خمینی در پیامی به مردم ایران و به‌ویژه مردم آذربایجان، این ضایعه را تسلیت گفت. در این پیام، از او با عنوان «عالم مجاهد» یاد کرد و از مردم خواست با استواری، مسیر مبارزه و اهداف انقلاب را ادامه دهند.

امام خمینی در بخشی از پیام خود نوشت: «شهادت در راه خداوند زندگی افتخارآمیز ابدی و چراغ هدایت برای ملتهاست.» این پیام در جلد دهم صحیفه امام ثبت شده و از اسناد مهم واکنش رهبر انقلاب به ترور نخستین امام جمعه شهید پس از انقلاب است.

پیکر آیت‌الله قاضی طباطبایی در تبریز تشییع و در مسجد مقبره به خاک سپرده شد؛ همان شهری که سال‌ها در آن به تدریس، تبلیغ، مبارزه و همراهی با مردم پرداخته بود. او در تاریخ انقلاب با عنوان نخستین شهید محراب شناخته شد؛ عنوانی که از پیوند میان جایگاه دینی او و سرانجامی که در مسیر فعالیت‌هایش رقم خورد، حکایت دارد.

نامی که از یک روز فراتر رفت

زندگی قاضی طباطبایی را نمی‌توان فقط در لحظه ترور یا عنوان نخستین شهید محراب خلاصه کرد. آنچه این عنوان را معنا می‌کند، مسیری است که پیش از آن پیموده شد: سال‌های تحصیل در تبریز، قم و نجف؛ بازگشت به زادگاه و پیوند علم و فعالیت اجتماعی؛ همراهی با نهضت امام خمینی؛ تحمل زندان و تبعید؛ نقش‌آفرینی در قیام مردم تبریز و پذیرش مسئولیت امامت جمعه پس از پیروزی انقلاب.

در روایت زندگی او، مسجد هم محل درس بود، هم محل ارتباط با مردم و هم جایگاه بیان اعتراض به حکومت. همین پیوند میان دانش دینی و حضور اجتماعی، قاضی طباطبایی را به یکی از چهره‌های اثرگذار تاریخ معاصر آذربایجان تبدیل کرد.

دهم آبان، یادآور شبی است که مسیر بازگشت از مسجد شعبان به خانه، به آخرین مسیر زندگی او تبدیل شد؛ اما برای شناخت این شخصیت، باید از آن خیابان فراتر رفت و سال‌هایی را دید که در آنها یک عالم دینی، از کلاس درس و محراب مسجد تا میدان مبارزه و مسئولیت اجتماعی پیش آمد. شهادت او پایان زندگی‌اش بود، اما نامش در تاریخ انقلاب با همان مسیری ماندگار شد که پیش از آن پیموده بود.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار