یادداشت/

آمریکا در باتلاق جنگ؛ نه راه پیشروی آسان است و نه مسیر عقب‌نشینی بی‌هزینه

تحولات اخیر و مواضع رسمی تهران درباره نبود برنامه برای مذاکره مستقیم با آمریکا، در کنار تکذیب خبر مذاکره در دوحه، نشان می‌دهد که فضای سیاسی و دیپلماتیک منطقه همچنان با پیچیدگی‌های جدی روبه‌روست. اما پشت این اخبار، واقعیتی مهم‌تر وجود دارد: آمریکا وارد تقابلی شده که خروج از آن به سادگیِ آغازش نیست.
کد خبر: ۸۷۴۲۹۰
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۰ - 02November 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «زینب هواسی»؛ تحولات اخیر و مواضع رسمی تهران درباره نبود برنامه برای مذاکره مستقیم با آمریکا، در کنار تکذیب خبر مذاکره در دوحه، نشان می‌دهد که فضای سیاسی و دیپلماتیک منطقه همچنان با پیچیدگی‌های جدی روبه‌روست. اما پشت این اخبار، واقعیتی مهم‌تر وجود دارد: آمریکا وارد تقابلی شده که خروج از آن به سادگیِ آغازش نیست.

یادداشت

واشنگتن با این تصور که از طریق فشار نظامی می‌تواند ایران را به عقب‌نشینی و پذیرش خواسته‌های خود وادار کند، وارد میدان شد؛ اما اکنون مسئله فقط قدرت نظامی نیست، بلکه هزینه‌های اقتصادی امنیتی و سیاسی این جنگ نیز به معادله اضافه شده است. جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد، به عاملی برای افزایش نگرانی‌ها درباره هزینه‌های ادامه تقابل تبدیل شده است.

در این میان، تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های راهبردی این معادله است. اهمیت این آبراه تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شود بخش قابل‌توجهی از تجارت جهانی انرژی از این مسیر عبور می‌کند  و به دلیل است که قیمت انرژی، حمل‌ونقل دریایی و اقتصاد کشور‌های مختلف را تحت تأثیر قرار داده است

ایران با برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه در شمال تنگه هرمز، از ظرفیت اثرگذاری مهمی بر امنیت این گذرگاه برخوردار است. به همین دلیل، هرگونه محاسبه نظامی درباره ایران، بدون در نظر گرفتن پیامد‌های آن برای امنیت انرژی جهان، محاسبه‌ای ناقص خواهد بود. موضوعی که هزینه تصمیم‌های واشنگتن را فراتر از میدان نبرد می‌برد.

از سوی دیگر، آمریکا اکنون با دو مسیر دشوار روبه‌روست؛ ادامه جنگ می‌تواند هزینه‌های نظامی و اقتصادی بیشتری به این کشور و متحدانش تحمیل کند و توقف جنگ نیز بدون دستیابی به نتیجه‌ای که بتوان آن را دستاورد سیاسی معرفی کرد، برای دولت آمریکا آسان نخواهد بود. به بیان دیگر، مسئله فقط پیروزی یا شکست در میدان نظامی نیست؛ بلکه اعتبار سیاسی و جایگاه بین‌المللی واشنگتن نیز در میان است.

در چنین شرایطی، جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی به یکی از میدان‌های مهم این تقابل تبدیل شده است. انتشار اخبار ضدونقیض درباره مذاکرات، القای اختلاف در مواضع ایران و ایجاد فضای انتظار برای توافق، می‌تواند بخشی از تلاش برای مدیریت افکار عمومی و فشار بر طرف مقابل باشد. با این حال، موضع رسمی تهران درباره نبود برنامه برای دیدار با مقامات آمریکایی نشان می‌دهد که نباید گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای را با واقعیت دیپلماتیک اشتباه گرفت.

نکته مهم دیگر، نقش رژیم صهیونیستی در معادلات پیش روست. منافع و محاسبات امنیتی تل‌آویو ممکن است بر تصمیم‌های واشنگتن برای ادامه یا توقف درگیری تأثیر بگذارد. در مقابل، کشور‌های منطقه نیز که از پیامد‌های اقتصادی و امنیتی جنگ آسیب می‌بینند، بیش از گذشته به دنبال جلوگیری از گسترش بحران هستند.

البته نباید احتمال تشدید دوباره درگیری را نادیده گرفت. چه‌بسا آمریکا برای تغییر معادلات و خروج از وضعیت دشوار کنونی، بار دیگر به گزینه نظامی و افزایش فشار متوسل شود؛ اما چنین تصمیمی لزوماً به معنای دستیابی به اهداف موردنظر نخواهد بود و می‌تواند ابعاد بحران را گسترده‌تر کند؛ و اینکه آمریکا امروز با معادله‌ای روبه‌روست که در آن ادامه جنگ هزینه دارد و توقف آن نیز بدون پیامد سیاسی نیست. ایران نیز با تکیه بر ظرفیت‌های راهبردی، موقعیت جغرافیایی و مواضع اعلام‌شده خود، در حال پیگیری محاسبات خاص خود است.

در این میان، تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه به یکی از نقاط تعیین‌کننده در محاسبات سیاسی و اقتصادی قدرت‌های جهانی تبدیل شده است.

شاید مهم‌ترین پرسش روز‌های آینده این باشد: آیا واشنگتن برای رهایی از بحرانی که شکل گرفته، به سمت کاهش تنش حرکت خواهد کرد یا با تصمیمی پرهزینه‌تر، دامنه تقابل را گسترش می‌دهد؟

در نهایت، تاریخ بار‌ها نشان داده است که آغاز جنگ ممکن است با یک تصمیم انجام شود، اما پایان آن همیشه در اختیار آغازکننده جنگ نیست.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار