باقری‌کنی: امت اسلامی به‌جای عزاداری و گوشه‌نشینی، قیام کرد

برادر داماد رهبر شهید انقلاب اسلامی، در اجتماع مردمی میدان منیریه با تأکید بر اینکه شهادت امام مسلمین در هیچ حادثه‌ای پیش از این، یادآور عاشورا نشده بود، گفت: امت اسلامی پس از دهم رمضان سال گذشته، به‌جای آنکه در عزاداری گوشه‌نشین شود، خود رهبری قیام را به دست گرفت و حق بیش از نیم قرن تلاش امام راحل و امام مجاهد شهید را ادا کرد.
کد خبر: ۸۷۴۵۱۷
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۷ - 03November 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، «محمدباقری‌کنی»، برادر داماد رهبر شهید انقلاب اسلامی، در اجتماع پرشور و متدین مردم منطقه‌ی منیریه سخن گفت. او در آغاز، حضور در جمع مردم این منطقه را برای خود افتخار دانست و با اشاره به شب‌های اجتماع مردمی اظهار داشت: این اجتماعات در تاریخ بی‌مانند است. به گفته‌ی او، دلیل این بی‌مانندی آن است که حادثه‌ای که زمینه‌ی این قیام را فراهم کرد، خود نمونه و مشابهی ندارد.

محمد باقری کنی

محمدباقری‌کنی در ادامه توضیح داد: «وقتی حادثه‌ی دهم رمضان در ذهن حاضر می‌شود، آنچه به ذهن می‌آید، نشانه‌هایی از حادثه‌ی عاشوراست. شیعه کم شهید نداده است؛ مکتب شهادت کم عالم شهید نداشته و کم شهادت‌طلب نداشته و ندارد. اما در هیچ موردی تاکنون پیش نیامده که وقتی آن حادثه به ذهن می‌آید یا روایت می‌شود، یادآور عاشورا شود.»

او با برشمردن وجوه این شباهت گفت: از این جهت که امام مسلمین و امام شیعه را به شهادت می‌رسانند، نظیر ندارد؛ از این جهت که دست ناپاک پلیدترین طاغوت‌ها این جنایت بزرگ را رقم می‌زند، یادآور عاشوراست؛ از این جهت که مانند جدش سیدالشهدا (ع) با خانواده‌اش به دیدار معبود می‌رود؛ و از این جهت که ساده و با صدای رسا و مظلومیت، شهادت را در آغوش می‌کشد. در نحوه‌ی شهادت و توصیفاتی که من توان گفتنشان را ندارم نیز نکاتی هست که این یادآوری را عمیق‌تر می‌کند.

این برادر داماد رهبر شهید انقلاب اسلامی، مهم‌ترین تفاوت میان دو حادثه را این‌گونه بیان کرد: یک تفاوت وجود دارد میان آنچه در عاشورای سال ۶۱ اتفاق افتاد و آنچه در دهم رمضان سال گذشته در تهران رخ داد. در یازدهم محرم سال ۶۱، پیکر‌های مطهر در بیابان رها شده بود؛ اما در یازدهم رمضان گذشته، این امت بود که برای خون‌خواهی امام برخاست. نیازی به قیام مختار پیدا نشد؛ مردم خودشان رهبری کردند و خودشان قیام کردند. به‌جای آنکه در خود فرو روند، عزادار و گوشه‌نشین شوند یا مصیبت‌زده و حیران بمانند، حق بیش از نیم قرن تلاش امام راحل عظیم‌الشأن و امام مجاهد شهید را ادا کردند.

او ادامه داد: همان امامی که عمری فرمود مردم صاحبان اصلی این انقلاب‌اند؛ این صاحبان اصلی آمدند و دارایی خودشان را محکم حفظ کردند و آن را به امانت و درستی به خلف صالح امام شهید، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (محمد و عجل فرجهم) سپردند.

محمدباقری‌کنی با اشاره به تحولی که در میان مردم رخ داده است، گفت: در این تحول بزرگ، نکته‌ای که به ذهن من می‌آید این است که اگر در دهم رمضان امام ما شهید نمی‌شد و خودش حاضر بود و مردم را دعوت می‌کرد که هر شب یا هر هفته یک شب این اجتماعات را شکل بدهیم، شاید چنین اتفاقی که امروز افتاده، نمی‌افتاد. بیش از هشت ماه و نزدیک ۲۵۰ شب است که این خیابان‌ها از رمق نیفتاده‌اند و حتی پرشورتر هم شده‌اند.

او افزود: این اتفاق، رشد و ارتقایی در امت بود و امت دست امام را — که اکنون وارث و خون‌خواه امام پیش از خود است — باز کرد. اگر امام شهید ما در این ۳۶ سال ناچار بود با مدارا پیش برود و اگر از تجربه سخن می‌گفت که نباید تکرار شود، این را هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نمی‌دانست، اما در برابر عده‌ای نمی‌توانست کاری کند؛ امروز، اما امت به‌گونه‌ای دست امام را باز کرده‌اند که در فاصله‌ی هشت ماه از دهم رمضان، می‌بینید امامی که مردم او را ندیده‌اند، صدایش را نشنیده‌اند، حتی تصوری از او ندارند و هیچ نمادی از او نمی‌شناسند، دستش را چنان باز کرده‌اند و برای اعمال ولایتش چنان زمینه‌ای فراهم کرده‌اند که امروز سخن از ابرقدرت شدن ایران است و این‌که اگر تهدیدی متوجه این مرز‌ها شود و موجودیت کشور را هدف بگیرد، مطابق همان تهدید پاسخ خواهیم داد.

این برادر داماد رهبر شهید انقلاب اسلامی گفت: این محصول حضور شماست، این محصول بعثت مردم است. اگر این بعثت به‌درستی ادامه پیدا کند — که به حق چنین خواهد شد، ان‌شاءالله — آن وعده‌ی آن مرد الهی، آن یگانه‌ی دوران، آن عقل کامل و آن رهبر دلیر، شجاع و شهادت‌طلب محقق خواهد شد و مردم کار را تمام خواهند کرد.

محمدباقری‌کنی با بیان خاطره‌ای از سال گذشته گفت: من به خاطر دارم که همین ایام سال گذشته، آقای شهید ما در نزدیک بودن پیروزی و فتح، مطالبی را در بیاناتشان می‌فرمودند. از اخوی شهیدمان پرسشی کردم و گفتم این فرمایشی که آقا می‌کنند، آیا با شأن رهبری ایشان سازگار است که باید امید بدهند که ما نزدیک قله‌ایم، پیروزی نزدیک است و فاصله‌ای نمانده؟ با توجه به شرایطی که کشور در آن قرار دارد، تهدیدی که وجود دارد، مشکلات داخلی و همراهی نکردن بخشی از مسئولان با نگاه ایشان — که من تا حالا این را جایی به این شکل نگفته بودم — شاید باورت نشود، اما در خلوت، آقا قوی‌تر از آنچه در تریبون صحبت می‌کنند، به این باور دارند؛ منتها فرمایش ایشان این است که اگر یک بنده‌ی صالح پای کار باشد، کار تمام می‌شود.

او ادامه داد: بعد آن شهید بزرگوار به من گفت مقصود ایشان از پای کار بودن، ایستادن پای امر ولی است. امروز آن شرطی که امام شهید ما فرمودند محقق شده است؛ آن بنده‌ی صالح — یعنی لازم نیست همه‌ی بندگان صالح، بلکه همین شما امت مبعوث که پای کار رهبرتان ایستاده‌اید — مانده است و وعده‌ی آن رهبر الهی برای ریشه‌کن کردن ظلم و جور و نفاق، ان‌شاءالله محقق خواهد شد.

محمدباقری‌کنی در بخش پایانی سخنان خود، با اشاره به اینکه قرار بوده ذکری از شهدا شود، گفت: این چند دقیقه‌ای که از صحبتم مانده را به نقلی اختصاص می‌دهم که دو شهید واسطه‌ی آن هستند. می‌خواهم بگویم امام شهید ما تا چه اندازه به وعده‌ی الهی یقین داشت. کسی که این ماجرا را برای من نقل کرد، اخوی شهیدم بود و کسی که برای ایشان نقل کرده بود، شهید بزرگوار سردار امیرعلی حاجی‌زاده (اعلی‌الله مقامه الشریف) است.

او افزود: شهید حاجی‌زاده نقل کرده بود که شهید حاج قاسم سلیمانی در دوران مسئولیتش در کرمان، در مبارزه با تروریست‌های تکفیری در شرق کشور، یکی از سران آنها (عیدوک بامری) را به شیوه‌ای دستگیر کرده بود و در واقع به او امان داده بود. شهید سلیمانی این ماجرا را خدمت امام شهید تعریف کرده بود. آقا فرموده بودند که ما به او امان‌نامه دادیم. حاج قاسم گفته بود که امان‌نامه ندادیم، بلکه امان دادیم؛ یعنی چیزی ننوشتیم، اما به او گفتیم اگر بیایی، تو را نمی‌کشیم و در پناه ما هستی. او را از پاکستان به اینجا آوردیم.

محمدباقری‌کنی ادامه داد: آقا فرموده بودند پس نمی‌توانید او را نگه دارید؛ اگر به او امان دادید، باید طبق همان چیزی که گفتید، رهایش کنید. حاج قاسم گفته بود که او چه تعداد از فرماندهان، سربازان و نیرو‌های ما را شهید کرده است و ما به هر حال او را گرفتیم و اکنون برای خون او مطالبه می‌کنیم. آقا فرموده بودند نه، شما اگر امان دادید، باید طبق آن عمل کنید. حاج قاسم به کرمان برمی‌گردد و به آن فرد پیغام می‌فرستد که تو آزادی و باید بروی. اما آنها می‌گویند خودش گفته است که نمی‌روم. آن مظلوم به حاج قاسم می‌گوید این ماجرا چیست؟ من که نمی‌روم. حاج قاسم در نهایت می‌گوید آقا این را فرموده‌اند.

او ادامه داد: شهید حاجی‌زاده گفته بود که این بنده‌ی خدا نرفت و پای کار حاج قاسم ایستاد و در همان مسیر، حاج قاسم بعد‌ها به شهادت رسید. این معجزه نیست، این دم مسیحایی نیست؛ این ایستادن بر خط مستقیمی است که خدا معین کرده است؛ یعنی اگر قولی در این حد دادی، به آن پایبند باشی، آن نتیجه و تأثیر نهایی را خدا بر کارت مقدر می‌کند و محقق می‌سازد. ما مأمور به وظیفه‌ایم و خدای تو شاهد باش، آنچه که فهمیدیم در پاسداری از خون امام شهید انجام دهیم — و این مردم انجام دادند — ماند و تحقق وعده‌ی تو.

انتهای پیام/ 119

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار