هدف اصلی جنگ امروز ضربه به فکر و اندیشه است/ نسل جوان مدیریتکننده جنگ امروز، محصول نظام تربیتی است
گروه جامعه دفاعپرس؛ هفته دانش آموز و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی بهانهای شد تا در گفتوگو با سجاد صدیقی مسئول سازمان بسیج فرهنگیان کشور درباره موضوعات متعددی در حوزه آموزش و پرورش و نیز مبارزه با استکبار حهانی به گفتوگو بنشینیم لذا آنچه در ادامه آمده ماحصل این گفتوگوی خبرنگار دفاعپرس با صدیقی است.
دفاعپرس: بفرمایید که مهمترین هدف و راهبرد عملیاتی سازمان بسیج فرهنگیان با توجه به شرایط موجود کشور و حوادث اخیر چیست؟
دو تا دستور کار جدی در مجموعه سازمان بسیج فرهنگیان داریم که یکی ناظر به ماموریتی که تعریف شده و بر اساس آن باید جذب، سازماندهی و هم به کارگیری در حوزه معلمان آموزش و پرورش داشته باشد و قسمت دیگر آن در واقع نقش معلم در مرجعیت عمومی است و سعی میکنیم سهم خودمان را نسبت به آنچه که در جغرافیای آموزش و پرورش قرار داریم، ادا کنیم.

آقای شهید در صورت بندی آینده حرکت انقلاب، تکلیفی را مشخص کردند و دستوری برای بازآرایی فرایندهای تشکیلاتی صادر کردند لذا راهبردی که ایشان همان موقع اعلام کردند، راهبرد شکل گیری حلقههای میانی بود در واقع تعبیری که ایشان برای گام دوم انقلاب اسلامی داشتند این بود که در این آرایش مجدد تشکیلاتی، مجموعه تشکلهای انقلابی بتوانند صورت جدیدی از حلقههای میانی را رقم بزنند.
بر این اساس برای حلقه میانی چهار ویژگی ذکر کردند؛ اول باید بر روی خود موضوع و مسئله دقیق شود و به شناخت برسد. دوم، تصویر روشنی از آنچه میخواهد به آن دست پیدا کند و ارائه دهد، تصویری قابل دسترس باشد. سوم، به این دلیل که بخش زیادی از اتفاق ها، کارها و نوسازی در گام دوم به یک همت مومنانه نیاز دارد، بیان ایشان این بود که باید به امید پروردگار حرکت کرد و چهارم، در این تکاپوی کار تشکیلاتی، عزم و همت بر روی ارائه راهکار عملیاتی گذاشته شود.
همان موقع هم ایشان فرمودند که مجموعه تشکلهای انقلابی کارهای خوبی انجام میدهند، ولی امروز نیاز به یک حرکت معقول، منضبط و ناظر به هدف داریم؛ حرکت معقول باید حساب شده باشد یعنی از کجا میخواهیم به کجا برسیم، اولویت ها، ضرورتها و نظامات رسیدن هم طراحی شود؛ منضبط یعنی باید فرایندهای تشکیلاتی را خیلی جدیتر بازآرایی کرد و ناظر به هدف هم یعنی هر کسی ماموریتی که دارد هم خود ماموریت و هم درون آن امورات را اولویت بندی کند.
ما در مجموعه بسیج فرهنگیان هم تلاشمان این بود که در بازآراییهای جدیدی که شکل دادیم، بسیج فرهنگیان نقش مجاورت با مجموعه نظام آموزش به دو دلیل رسمی بگیرد؛ ابتدا برای رسیدن به گام دوم انقلاب اسلامی نیاز به یادگیری مسئلهها و چالشها در دستگاه داریم که این نیاز به مجاورت، از سطح حوزه سیاست گذاری تا عمق مدرسه دارد و دوم اینکه عاملیت اتفاق و تغییر در دستگاه آموزش با معلم است. چون این عاملیت تغییر چه در حوزه سیاست گذاری که لایههای میانی محسوب میشود و چه در عمق مدرسه، با معلم است؛ لذا کیفیت جذب، سازماندهی و حتی توانمند سازیهایی که میخواهد رقم بخورد و نیز به کارگیری که میخواهد معلمان دغدغهمند را کنار هم قرار دهد، باید یادگیری نظام مسایل دستگاه و پیوست آن به حل مسئلههای دستگاه، باشد.
این نقشی است که ما در درون نظام تربیت رسمی و موقعیتی که در آن معلم به صورت رسمی تعریف شده، داریم. اما از یک نقش دومی هم برخوردار هستیم؛ معلم علاوه بر نقشی که به عنوان عامل اصلی در درون دستگاه خودش دارد، از محوریت هم برخوردار است یعنی از میان مجموعه عناصری که معلم، دانش آموز، خانواده و بقیه عناصر را شامل میشود، محوریت با معلم است. اما در بیرون از این دستگاه، معلم محور نیست، بلکه مرجع است، زیرا بعضی از مشاغل موقعیت مرجعیت اجتماعی دارند که معلم هم یکی از همین مشاغل است.
در این موقعیت مرجعیت اجتماعی، معلم باید بتواند نسبت به حوادث اجتماعی کنش معقولانهای ایفا کند. به عبارت دیگر کیفیت فهم خودش از این مرجعیت و پذیرفتن بار مسئولیت آن، همان ایفای نقش اجتماعی است که او باید نسبت به محیط پیرامون خودش داشته باشد. مثلاً اگر موضوعی مثل جنگ پیش بیاید، همانند شرایط فعلی، جامعه معلمی باید پاسخ منطقی به عنوان یک مرجع اجتماعی بدهد؛ از میان مجموعه مشاغلی که هر کدام ممکن است مرجعیتی داشته باشند نظیر روحانیت و برخی اطباء معلم هم باید به سهم خودش پذیرای ایفای نقش در موقعیت اجتماعی باشد.
در خیلی از موارد مرتبط با فرایند جنگ فعلی و حوادث منتهی به آن، اتفاقات خوب و درخشانی روی داد؛ در خیلی از استانها زمانی که مدارس تقریباً مجازی یا رو به تعطیلی قرار داشتند، شاهد بودم که معلمها در موقعیتهای غیر از مدرسه حضور فعال داشتند به عنوان مثال در میادین برای رفع اشکال و حاجات دانش آموزان حاضر میشدند یا شکل دهی یک انسجام دقیقتر و منظم تری در مساجد برای آموزش بچهها شکل میدادند یا در فضاهای دیگری که ایجاد شده بود فعالیت میکردند و در خیلی از شهرها نیز خصوصاً در ایام جنگ برای کمک به تاب آوری اجتماعی و توسعه روحیه مقاومت ملی، سعی میکردند سهمی در برداشتن بار داشته باشند حتی معلمهای خیلی خوبی داشتیم که به نیروهای امنیتی و انتظامی برای ایست بازرسیها هم کمک کردند و این بیانگر آن است که معلم هم سهمی در افزایش ضریب امنیت ایفا میکند.
اما مسئله جدیتر این است که آن نیروی امنیتی، انتظامی و نظامی هم به حضور معلم دل گرم میشد؛ اینکه یک معلمی در کنارش میایستد، حال او را هم خوب میکرد. پس علاوه بر کمک به توسعه ضریب امنیت ملی، این حضور سهمی هم در افزایش تاب آوری و ایجاد روحیه برای دستگاه امنیتی و انتظامی داشت.
مجدد در همان ایام جنگ در خیلی از شهرها معلمها بویژه معلمهای خانم، آشپزخانه زدند؛ ایامی که در کشور تلاطمی ناشی از جنگ وجود داشت و خاصه در بسیاری از شهرهایی که دچار بعضی از اختلالها در فرایندهای عادی زندگی ناشی از آماج حملههای رژیم صهیونیستی و آمریکا مثل استان خوزستان، لرستان، کرمانشاه، اصفهان و ... بودیم و حتی خیلی از شرایط عادی و فرایندهای اداری هم اختلال داشت، تغذیه برای خود یا رسیدگی به نیروهای امنیتی و انتظامی یک مسئله بود لذا خیلی از معلمان با همت خوبی که داشتند مانند همین تهران در پنج تا آشپزخانه مشغول کار بودند و از مجموعه ظرفیتهایی که وجود داشت برای طبخ غذا و میان وعدهها و امثالهم استفاده میکردند تا غذا را به دست افرادی که در حوزه تامین امنیت نقش آفرینی بودند، برسانند.
تعداد دیگری از معلمان هم در خیلی از مناطقی که رفتم، به اندازه توان فردی موکبی زده بودند لذا همین اعلام حضور هم اسباب دلگرمی بود، چون معلم قشری است که مرجعیت اجتماعی دارد؛ حضور معلمها در میادین و موقعیتهای مشابه، اتفاق بسیار خوبی است و البته برای مشاغلی که نقش مرجعیت دارند، بهتر و ارزشمندتر هم است. مثلاً بعضی از اقشار هم، چون نخبه ها، مدال آوران ورزشی، المپیادیهای جهانی یا بعضی از موکب ها، نقش مرجعی دارند به همین جهت وقتی این افراد در میادین حاضر میشوند، حال مردم را خوب میکنند و به آنها انگیزه مانایی میدهند. این جنس اتفاق هم در ایام جنگ از سوی معلمان در خیلی از مناطق رقم خورد.
فارغ از اینکه ما در ایام جنگ تعداد زیادی از معلمهای عزیزمان هم شهید شدند، خصوصاً در این مدرسه میناب که به نظرم یک قدری هم کمتر دیده شد، زیرا در حادثه مدرسه میناب ۲۳ نفر از معلمهای عزیز هم شهید شدند در حالی که خیلی کم از آنها یاد شد.
دفاعپرس: ضرورت بازآفرینی نظام تربیتی کشور را به شرایط موجود تا چه حد میدانید؟
ما یا نباید حرکت خودمان را به سمت حرفها و آرمانهایی که به آن وعده دادیم، بپذیریم یا اگر پذیرفتیم، نمیتوانیم درباره حضور نسلی خودمان در امتداد آن ساکت باشیم؛ ما اگر خیلی از حرفهای خودمان را پذیرفتیم و سعی کردیم برایش هم هزینه بدهیم، باید امتداد آن را در تربیت نسل خودمان هم معنادار کنیم. یعنی اینکه نظام تربیت رسمی یک تکلیف دارد و آن این است که بتواند نیروی انسانی تامین کننده اهداف سیاسی کشور که در فلسفه وجودی و سیاسی حکومت وجود دارد را تامین کند.
اگر قبول کردیم وارد آوردگاه جدیدی یا یک سطح جدیدی از تراز قدرت به دلیل اینکه جمهوری اسلامی بازیگری و سهم آفرینی و نقش آفرینی آن مثل ۴۰ سال پیش در سطح رسیدگی به امورات داخلی نیست و بازیگری جدی تری در تراز جهانی دارد و به قول بعضیها به عنوان قدرت چهارم دنیا به حساب میآید، شدیم، در این بازیگری سیاسی چنانچه این گونه قبول کردیم و نگاهمان برای تامین آرمان هایمان در سطح و ترازی از شکل گیری ادبیات تمدنی باشد، باید یک بار دیگر نگاه کنیم که آیا این نظام تربیتی موجود مشابه نظام تربیتی است که مثلاً ۴۰ سال یا ۵۰ سال پیش داشتیم؟ آیا امروز میتواند منافع ۲۰ سال آینده ما را تامین کند یا نه؟ به نظر میرسد باید جدی در خیلی از حوزهها این موضوع بازنگری شود.
برنامه درسی ما امروز دچار ضعف شدیدی به لحاظ ایجاد شناخت، نگرش و مهارت برای نسل آینده در بازیگری و نقش آفرینی است. نظام تربیت معلم برای اینکه معلمها و جریان معلمهای جوان را برای تربیت چنین نسلی آماده کند، به شدت ضعف دارد حتی نظام ادارات آموزش و پرورش خصوصاً ناظر بر موضوع مدرسه، به شدت محدود کننده از اقدام، عمل و طراحی و شکستن کلیشهها برای آینده است.
اگر میخواهیم به آن سمت حرکت کنیم، نمیتوانیم بال و پر را ببندیم و بعد انتظار پرواز داشته باشیم پس برنامه درسی باید برنامه افق داری باشد به عنوان مثال شما میدانید دنیا در حال یک تغییر و تحول خیلی سریع است و دارد وارد یک فضای جدیدی از فناوری میشود حال چنانچه فرض کنید معلمی که ۲۰ سال پیش جذب شده، آیا این معلم با سطح شناخت، نگرش و مهارت آن زمان میتواند دانش آموز را برای ۲۰ سال آینده تربیت کند؟ ۲۰ سال آیندهای که همین الان وقتی درباره سرعت تحولات تا پنج سال آینده حرف میزنیم، آنقدر سرعت تحولات بالاست که ۵ سال آینده برای ما گُنگ است.
بعد یک معلم ۲۰ سال پیش که هنوز درگیر با حوزه فناوری به میزان فعلی جدی نبود و فناوری اطلاعات هم تا این اندازه رشد نکرده بود و یا تغییرات آن این قدر بالا نبود میخواهد الان با سطح شناخت، نگرش و مهارتی که دارد درباره دانش آموزی حرف بزند که این دانش آموز همین الان نسبت به حوزه فناوری، به دلیل تجربههای زیست خودش و ارتباطاتی که با تجهیزات این حوزه دارد، از خیلی از معلمها ممکن است پیشی بگیرد و در چنین شرایطی این معلم یک جاماندگی پیدا میکند.
حالا من تازه حوزه فناوری را دارم میگویم، زیرا حوزه ساخت نظام آینده هم به همین صورت است. ما اگر میخواهیم در تراز جهان تولید قدرت کنیم، نمیتوانیم با جغرافیای طبیعی یا همان جغرافیای آب و خاک و تپه به آینده برسیم. درست است شناخت موقعیت جغرافیای داخلی مثل اینکه کوههای ایران چند متر و رودهای در جریان کشور چند کیلومتر است یا چند کیلومتر جاده و تونل و چه تعداد معدن داریم، حتماً موضوعیت دارد، اما اگر قرار است در سطح جهانی بازیگر شویم، باید دانش آموزان ما فهم جدیدی از عرصه جغرافیا داشته باشند. بعد آن موقع دانش آموزان باید ژئوپلیتیک بدانند یا به تعبیری جغرافیای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بفهمند تا بتوانند برای آینده بازیگر شوند. ما نمیتوانیم تصور کنیم با دریافتهای ناقصی که از بسیاری حوزههای برنامه درسی ناظر به زیست آینده دانش آموزان داریم، آنها را آماده کنیم.
پایه تربیت معلم امروز مبتنی بر نظریه ۶۰ سال پیش است. نظریهای که حدود ۶۰ سال پیش تدوین شده برای پاسخ به صورت بندی همان زمان بوده است لذا امروز نیاز داریم به بازطراحی نظریه جدیدی که بتواند ۲۰ سال آینده ما را تامین کند. ۶۰ سال پیش ما حتی محیط پیرامونی، آرمانهای عمومی مردم و ساخت اجتماعی جامعه متفاوت از دنیای فعلی بود. چگونه میشود تصور کرد که معلم را مبتنی بر یک نظریه ۶۰ سال پیش برای ۲۰ سال آینده آماده کنیم؟ این یعنی اینکه برای ۲۰ سال آینده، رسماً ۸۰ سال از آینده عقب هستیم و امثال آن که به نظرم این مجموعه تحولات یعنی قبول کنیم تغییر و تحولات جدی در نظام تربیت رسمی را نسبت به آینده انجام دهیم، به شدت مهم است. حتی در مدرسهها نمیتوانیم با نسلی که در یک سکوی جهانی تربیت میشوند، تصورمان فقط محدود سازی درون کلاس باشد، چون این اصلاً شدنی نیست.
دفاعپرس: بسیج فرهنگیان با توجه به آنچه تاکنون فرمودید، چه تکلیفی را برای خودش قبول میکند؟
آقای شهیدمان دو تا تکلیف اساسی برای بسیج قرار دادند: یکی کادرسازی و دیگری نقش آفرینی بود که این دو تا مفهوم در هم پیوسته است؛ برای تامین آینده نیاز به کادر داریم یعنی انسان قابل ترازی که مسئله و میدان را میفهمد و برای ساخت آینده قبول مسئولیت کرده لذا باید وارد میدانهای متعددی شود تا بتواند این میدانها را در آن نقش آفرینی کند. براین اساس بسیج فرهنگیان در صورت بندی جدید خود تلاش کرده نقش حلقه میانی پیدا کند و در مجاورت دستگاه تربیت رسمی کشور حضور جدی پیدا کند و به ازای این مجاورت و شناخت مسئله ها، تلاش برای حل مسئله کند؛ بنابراین خیلی از خلق ایده ها، راهکارها و گزارشهایی که ارائه و جمع بندی میشود، ناشی از چنین دغدغهای برای حل مسئلههای آموزش و پرورش کشور است.
دفاعپرس: مصادیقی از این نقش آفرینیها ذکر میکنید؟
یکی از عرصههایی که اخیراً شروع کردیم و در مجاورت دستگاه رسمی آموزش و پرورش کشور تلاش کردیم خودمان را صورت بندی کنیم، شکل گیری گروههای پیشرفت مدرسه است؛ طبق مصوبه شورای عالی امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی، بسیج باید در همه ارکان آموزشی و اداری حضور داشته باشد تا به حل مسئله به عنوان وظایف جدی کمک کند.

تشکلهای دانش آموزی متعددی در مدرسه مثل بسیج دانش آموزی، اتحادیه انجمن اسلامی دانش آموزی و سازمان دانش آموزی و حتی یک رکن معاونتی به اسم پرورشی برای دانش آموزها داریم، اما هیچ ظهوری برای تجمیع ارادههای معلمهای دغدغهمند در کف میدان مدرسه نداشتیم لذا ما به بواسطه مجاورت با آموزش و پرورش، بسیج معلمها را در مدارس به عنوان گروههای پیشرفت مدرسه شکل دادیم و در بخش اداری و سیاست گذاری و امثالهم نیز مجموعه قرارگاههایی را تشکیل دادیمها که هر کدام نسبت به مجموعه اتفاقها و تصمیم گیریهایی که در حوزه سیاست گذاری رقم میخورد، تحلیل خود را عرضه کرده و هم هر کجا لازم باشد در تولید دانش و طراحی آن به دستگاه مربوطه کمک میکنند.
کاری که سال گذشته به عنوان ترمیم سند تحول بنیادین مطرح شد، از نظر دوستان ما دچار نقصهای خیلی جدی بود به همین جهت تلاش کردند در کنار این موضوع بایستند و بسیاری از نقص آن را پوشش دهند، هم با تحلیل و نقد و بررسی و هم با جمع بندی و ارائه پیشنهاد قابل توجه که بتوانند نسخه سند را نسبت به آنچه در نگارش اول وجود دارد، دقیقتر کنند.
دفاعپرس: برخی معتقدند جنگ امروز ما جنگ فکر و اندیشه، بدون سلاح و خونریزی است، ولی تبعات آن بسیار سنگینتر از جنگ نظامی است؛ اگر به این موضوع معتقد هستید، بفرمایید برای اینکه در این جنگ مغلوب نشویم چه باید کرد و اینکه شما چه ماموریت و سهمی برای خود قائل هستید؟
جنگ امروز تک بعدی نیست و همان گونه که آقای شهید فرمودند با جنگی ترکیبی مواجه هستیم، جنگی که بنیه اصلی آن بنیه فکر و اندیشه است، لکن در آن جنگ اقتصادی، نظامی و فرهنگی داریم؛ نمونه جنگ اقتصادی را بر اقتصاد خانوارها، جنگ فرهنگی را در عرصههای مختلف فرهنگی و جنگ نظامی را در موشکهایی که شلیک میشود، میبینیم. ولی همه اینها بیش از هر چیز دیگری نیاز به یک بنیه اصلی فکری دارد. پس اگر قبول کردیم که میتوانیم از این عرصه و در همه این جنگ ها، یعنی عرصههای مختلفی که وارد نبرد شدیم، با موفقیت عبور کنیم، باید از این عرصه حتماً رد شویم و جدی هم باید رد شویم، مثل خیلی از موفقیتهایی که در گذشته داشتیم، میبایست سختیهای آن را قبول کنیم و این فصل زایش قدرت ایران به سمت تراز شدن در سطح جهان را با جان و دل بپذیریم، چون در این صورت است که میتوانیم مسئلهها و مشکلات را حل کنیم ولی
اگر از اول قبول کردیم که در عرصه نظامی باختیم یا اگر قبول کردیم در عرصه اقتصادی باختیم، حتماً میبازیم؛ بنابراین جنگ فعلی پایه اصلی نوع نگاه به این اتفاق و بحران هاست، لکن به لحاظ میدان، میدانهای مختلفی را در عرصه سیاسی، اقتصادی و نظامی با هم تجربه میکنیم، زیرا امروز در همه این موارد درگیریم.
دفاعپرس: آیا نظام آموزش و پرورش یا معلمان در این جنگی که اشاره کردید، آرایش جنگی دارند؟
انتظار بیشتری با توجه به شرایط فعلی برای شکل گیری این آرایش جنگی میرود؛ البته تلاشهایی در آموزش و پرورش برای اینکه بتواند نقشی ایفا کند مانند بعضی از کارها و زحماتی که در برخی از معاونتها هم، چون پرورشی یا حتی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، وجود دارد یعنی اگر شما کتابهای امسال را ببینید، تغییراتی در جلد کتابها و بعضی دروس دانش آموزان مثل آمادگی دفاعی پایه نهم روی داد یا تولید کتاب «از ایران دفاع میکنیم» در سال گذشته و استفاده از زمین و میدان مدرسه برای اتفاقهای جدیتر و نقش پشتیبانی در جنگ، همه تلاشهایی بوده برای اینکه آموزش و پرورش بتواند سهمی را ایفا کند. لکن به نظرم آموزش و پرورش خیلی جدیتر میتوانست و میتواند نسبت به مسئله جنگ نقش ایفا کند؛ با این حال در همین مدت هم واقعاً تلاش خیلی وافری کرد که بتواند کمک جدی برای این مسیر و موضوع باشد.
دفاعپرس: با توجه به اینکه روزی به نام روز ملی مبارزه با استکبار جهانی را داریم، سازمان بسیج فرهنگیان تاکنون چقدر توانست ابهامات متوجه این موضوع را برای حداقل جامعه هدف خود رفع کند؟
پاسخ به این سئوال به دلیل اینکه خیلی از سنجههای عملکردی ما قدرت و قوت کافی را ندارد، شاید نتوانم آمار دقیق مبنی براینکه رویکردهای ما چیست و چه تلاشهایی شکل میگیرد، بدهم؛ اما درباره رویکرد و پیامدهای آن میتوان گفت قبل از جنگ ۱۲روزه دغدغهای داشتیم مبنی براینکه اگر جنگ شود واکنش نسل نوجوان و جوان و حتی خروجیهای دستگاه آموزش و پرورش به مسئله جنگ چیست؟ تصویر عمومی در آن ایام این گونه بود که این نسل پای کار این ماجرا نمیآید. اما وقتی جنگ صورت پذیرفت، یک اتفاقی رقم خورد و آن اینکه در یک شرایط بهت اجتماعی، همه ناباورانه وضعیتی از شکل گیری یک اتحاد ملی را دیدند. این اتحاد ملی، باوری نهفته است؛ این باور نهفته بالاخره در یک جا باید در ذهن و فکر و وجود نسلی ما نشسته باشد و یک جا باید متولی این اتفاق میبود؛ با همه نقصهایی که در آموزش و پرورش ما بود، چه مایی که به عنوان کمک کار دستگاه آموزش و پرورش هستیم و چه خود دستگاه، سهم جدی در شکل گیری چنین باور و اتحاد ملی داشته است.
دو سه تا دستگاه بیشتر نداریم که در سطح ملی توزیع کننده فهم و اراده سیاسی انقلاب اسلامی هستند که یکی آموزش و پرورش است و بعد هم با یک فاصله زیادی صدا و سیما قرار دارد و این یعنی مجموعه دیگری پیدا نمیکنید که در اقصی نقاط کشور حضور و وجود داشته باشد و حرف انقلاب اسلامی، باور و توانستن ملی را با نسل بعد از نسل گذشته وارد تخاطب و گفتوگو کرده باشد و بعد در نقطه حادثه ظهور کند؛ اگر این باور وجود نداشت، جامعه فروپاشیده بود و انتظار دشمن هم همین بود؛ لذا در حوزههای اجتماعی اساساً دادههای واقعی و تحلیلهای جدی کم داریم که به نظرم باید خیلی برای آن وقت بگذاریم. اما پیامدهایی که در جنگ ۱۲ روزه، در ماجرای جنگ ۴۰ روزه و در کیفیت حضور در میادین و امثالهم رقم خورد و همچنان رقم میخورد از یک سو ناشی از همین نظام تربیتی است و از سوی دیگر ظهور ارادههای مؤمنانه یک نسل پیشرو را نشان میدهد؛
بنابراین نسلی که امروز جنگ را مدیریت میکند و پیش میبرد، نسل جوانی است که برآمده از همین نظام تربیتی است هر چند در این موضوع ارکان دیگر هم موثرند، اما آن جایی که به صورت ملی توزیع کننده این فهم و شناخت و اراده قرار دارد، ابتدا آموزش و پرورش و بعد هم با یک فاصلهای در رده دوم، صدا و سیما است؛ لذا این گزاره جدی و قابل تحسین، محصولی از سرمایه گذاریهای ممتد و حضور فعالانه معلمهای دغدغهمند و انقلابیون بوده یعنی اگر معلمهای دلسوز نبودند و این باور را در وجود نسل نهادینه نمیکردند، در جنگ ۱۲ روزه و در این جنگ ۴۰ روزه که به عنوان جنگ سوم تحمیلی هم شناخته میشود، آن قدر توفیق نداشتیم.
دفاعپرس: آیا دانش آموزان در نظام آموزش و پرورش کشورمان، طی ۴۸ سال عمر انقلاب اسلامی، نسبت به خطرات و تهدیدهایی که از سوی استکبار جهانی متوجه ایران شده، آگاهی و شناخت پیدا کردند؟
مفهوم روشنگری و تبیین سطوحی دارد بدین معنی که دریافتهای نسلی از دانش آموزان عمیقتر و دقیقتر است در واقع اینها نسل پیشرو و پیش برنده جریان نوجوان و جوان ما هستند و در مقابل دریافتهای سطحی از دانش آموزان هم خیلی کمتر بوده لذا اگر قرار باشد درباره داده و آمار حرف بزنم، دادههای با کیفیت برای تحلیل به این معنا نداریم یا خیلی کم داریم. ولی اگر پیامدی حرف بزنم، باید این گونه روایت کرد که کیفیت حضور نسلی ما در بازههای بحران، کیفیتهای قابل قبولی دارد. کما اینکه وقتی که در بسیاری از مسئلههای کشور این نسل پرتوان و پیش برنده ما حضور دارد، در بعضی از بحرانهای خاص و حاد، نسلهای ضعیفتر یا نسلهایی که کمتر مسئله و موضوع را درک کردند، هم ظهور پیدا میکنند. یعنی جایی که مسئله خط قرمزی به اسم ایران و از دست دادن استقلال ملی میشود، شما دایره و شعاع حضور نسلی را میبینید. البته هر چند در سطوح بالاتر و نکات جزئی تر، این سهم عمده کمتر میشود، اما متناسب با مسئله و چالشهایی که با آن مواجه هستیم، حضور نسلی را میبینیم که برای مسئله و حل موضوعات کشور حضور پیش برنده دارد.
خیلی از دانش آموز نسل امروز که با انگیزه جدی درس میخواند، قلههای علمی دنیا را فتح میکند و خودش را به رخ میکشد و با عِرق و عشق پرچم ایران را روی دست میگیرد تا نسلی که ممکن است آنقدر پیش برنده نباشد، اما در زمان پذیرش یا عدم پذیرش استقلال ملی و سرسپردگی به ظهور و بعثت میرسد؛ لذا به نظر میرسد میانگینی از این اتفاق را باید تحلیل کرد و در آن میانگین به نظر من امروز وضعیت نسلی ما وضعیت بدی ندارد آن هم به قول آقای شهید، دلیل؛ تجربه یک سال اخیر.
دفاعپرس: طی یک سال اخیر شاهد دو رویداد متفاوت از حضور نسل جوان و نوجوان در خیابانها بودیم که یکی مربوط به حوادث دی ماه سال گذشته بود که گفته شد اغلب شرکت در آن حوادث مربوط به نسل جوان و دانش آموز بود، اما رویداد دوم مربوط به وقوع جنگ تحمیلی سوم و حضور مجدد جوانان و نوجوانان در میدانها است؛ حضور جوانان و نوجوانان در این دو رویداد را چطور میشود تفسیر کرد؟
وقتی درباره جنگ نظامی حرف میزنیم، خسارت را به عنوان پیش فرض قبول کردیم بدین معنی که در صورت وقوع جنگ نظامی یک سری از بناها، کارخانه ها، جاده ها، سدها یا پلها ویران میشود را به صورت مفروض پذیرفتیم. اما وقتی به جنگ در میادین دیگر میخواهیم فکر کنیم، یک ذره نسبت به فهم هزینههای آن دچار اشکالیم. یعنی مثلاً اگر میگوییم در یک نبرد فرهنگی هستیم این دو حالت دارد یا اینکه آن نفر عنصری که در این جنگ آسیب دیده به لحاظ فرهنگی، میخواهیم دست روی آن بگذاریم یا نه به مصداق نبرد نظامی که مسئله مان دقیقاً کسی است که موشک شلیک میکند، قصد داریم برای پناه دادن به مردم با آن مقابله کنیم، این را هم در نوک پیکان حمله به سمت دشمن برای پناه دادن به دانش آموزان میبریم که در نبرد میدان سیاسی هم همین موضوع صادق است.
وقتی دشمن در نبرد میدان سیاسی حمله میکند هم حتماً از ما تلفات میگیرد، همان گونه که در جبهه مقابل وجود دارد یعنی راهپیمایی چند میلیون نفری که در قلب آمریکا و در شهرهای اصلی آن با دست گردانی پرچم ایران و جدیترین شعار سیاسی براندازانه در آمریکا به اسم نوکینگ یا همان نه به پادشاه انجام شد، اقدام متقابلی است که توسط جمهوری اسلامی صورت میگیرد.

تلفات سیاسی همان فریب خوردگی تعدادی از جوانان و نوجوانان در این عرصه است؛ در واقع وقتی در جنگ نظامی موشک شلیک میشود ۸۵ یا ۹۰ میلیون نفر را نمیکشد بلکه هر موشک فقط تعدادی از آدمها را تلف میکند لذا در نبرد سیاسی و میدان سیاسی هم همین موضوع صادق است؛ هر طراحی و عملیاتی که آنها علیه ما انجام میدهند به طور حتم تعدادی از ما را به عنوان تلفات میگیرد؛ تلفاتی که باعث چرخش فضای فکری و سیاسی نسل نوجوان و جوان میشود البته همان گونه که بناها در جنگ نظامی قابل بازسازی هستند، بعد از جنگ سیاسی هم میتوان آنها را به لحاظ فکری بازسازی کرد.
لکن مقاومت و ایستادگی در جنگ نظامی را باز میفهمیم، اما در جنگ سیاسی آن را معنادار نکردیم؛ درست است که در این جنگ تلفات هم میدهیم، ولی از آن طرف، در همان حادثه دی ماه، حضور انبوه مردمی که دو روز بعد از آن به میادین میآیند، هم تعریف دیگری دارد؛ لذا چنانچه این را به معنای نبرد در میدانهای مختلف دیدیم، حضور در راه آن نسل، به معنای تلفاتی است که در درگیری با دشمن میدهیم و طبیعتاً قابل بازسازی است و دوباره باز میگردند که خیلی از آنها هم به دامن انقلاب برگشتند.
دفاعپرس: آمارهای موجود نشان میدهد که نرخ آسیبهای اجتماعی به سطح مدارس کشیده شده است چرا با وجود اینکه ما دستگاههای فرهنگی متعددی در مدارس و بدنه آموزش و پرورش داریم، باید شاهد این موارد باشیم؟
این که در بسیاری از حوزههای آسیبهای اجتماعی، سن کاهش پیدا کرده نکته درستی است، اما اینکه چرا این اتفاق میافتد باید گفت کیفیت نبردی که امروز در حوزههای فرهنگی اجتماعی رقم میخورد اصلاً قابل مقایسه با گذشته نیست. به عنوان مثال تولید موشکهایی که در عرصه نظامی است را در نظر بگیرید، زمانی وقتی یک موشک به ساختمانی میخورد، میزان تخریب آن شعاع ۲۰ متری بود، اما الان موشکی که شلیک میشود و به منطقهای اصابت میکند ویرانی شعاع ۵۰۰ متری را رقم میزند. یعنی کیفیت و عمقی که ویران میکند، متفاوت است لذا در عرصههای فرهنگی و اجتماعی هم همین وضعیت را داریم.
وقتی موشکهایی که جنس آن نظامی نیست و فرهنگی ـ اجتماعی است، شلیک میشود و به عمق جامعه در میان کودکان و نوجوان اصابت میکند، به همان میزان هم آوار بروی سر کودک و نوجوان ما خراب میشود. اما یک چیزی را باید یادمان باشد و آن اینکه تلاش واقعاً جدی از سوی دستگاههایی هم، چون آموزش و پرورش، برای بازسازی و ایجاد مقاومت درونی دانش آموزان در حال تلاش و پیگیری هستند.
پس با توجه به حجم حملات عجیب، پیچیده و سختی که جریان استعمار و استثمار با ابزارهای فوق العاده قوی مانند فضای مجازی برای طراحی حملات متعدد فرهنگی و اجتماعی، انجام میدهد اگر جامعهای این کیفیت تاب آوری و مقاومت فرهنگی و اجتماعی را نداشت، نمیتوانست تا همین الان بایستد و نیز با وجود همه این مشکلات، نسلی از کودکان و نوجوانان را تحویل جامعه دهد که بسیاری از آنها نقش پیش برنده در حل مشکلات کشور داشته باشند.
اگر این مقاومت را در درون خودمان نداشتیم، مسئله خیلی عمیقتر از این حرفها بود، هر چند همین مقدار هم شایسته و بایسته ملت و بچههای ما نیست. لکن این موضوع را زمانی میتوانیم پاسخ دقیقتر بدهیم که این سوال را برعکس بپرسیم که اگر ما این مجموعه نهادها را نداشتیم، با این حجم حملاتی که نه یک سال و دو سال، بلکه چند دهه است در کشور ما آغاز شده تا جمهوری اسلامی را از درون به بی هویتی برساند و جامعه را از داخل دچار رسوخ و فساد تودهای کند قطعاً موفق شده بودند توده مردم را از این حیث فراگیر کنند؛ اما هنوز به خواسته نهایی خود نرسیدند با این حال بعضی از متغیرها حتماً برای ما هشدار دهنده است لذا باید بازسازی جدی در فرایندها و روندهای خودمان داشته باشیم؛ از این منظر هم آقای شهید یکی از مطالبات جدی که از دستگاه آموزش و پرورش داشتند، تحول بنیادین یا انقلاب درون آموزش و پرورش متناسب با ایده آینده انقلاب اسلامی بود.
دفاعپرس: بسیج فرهنگیان قرارگاهی به نام گفتمان سازی در نظام تعلیم و تربیت دارد. اگر ممکن است درباره ماموریت این قرارگاه توضیح بفرمایید؟
بسیج فرهنگیان مجموعهای از قرارگاهها شامل قرارگاه گفتمان سازی صنعت تحول، برنامه درسی، منابع انسانی، عدالت و اقتصاد و مدیریت پرورشی را داریم که نقش مجاورت برای حل مسئلهها را دارند؛ لذا در قرارگاه گفتمان سازی صنعت تحول هم در چند لایه طرح ریزی کردیم که یک لایه آن گفتوگو با معلمان در کف میدان تحت قالبی به اسم دورههای «مسیر معلمی» است که طی آن منطقه به منطقه با تعدادی از معلمها وارد گفت و گوی جدی میشویم، حرفهای جدی در حوزه تحول در آموزش و پرورش را با هم به صورت رفت و برگشت انجام میدهیم و نقطه تقاطع اشتراک اراده هایمان را هم با هم در آن دورهها جمع بندی میکنیم؛ یک لایه نخبگانی هم که عمیقتر نگاه میکنند و نقش راهبری را برای این جریان توده مناطق داشته باشند، به اسم «نظام توحیدی» طراحی کردیم؛ عرصهای را هم برای کنشگری و کنش ورزی لایه خاص تری از معلمها نسبت به این دو لایه قبلی داریم که نقش جدی برای طراحی و بازطراحی اسناد بالادستی موجود در آموزش و پرورش دارند؛ علاوه بر اینها میدانی را هم شکل دادیم که در قالب گروههای پیشرفت مدرسه فعالیت میکنند تا آنچه معلم میفهمد را بتواند در آن میدان به پشتوانه بسیج در مدرسه به طراحی موقعیتهای تربیتی برای پیشبرد اهداف موضوع تحول بپردازد.
دفاعپرس: بعضاً در فضای مجازی مطالبی از سوی فرهنگیان یا معلمان که شبهاتی را نسبت به موضوعات سیاسی کشور مطرح میکنند بزرگ نمایی میشود؟
دشمن وقتی میخواهد ضربهای را بزند تلاش میکند این ضربه خیلی بزرگ نشان داده شود. چون به پیوست آن اگر این ضربه در ذهن مخاطب بزرگ جلوه کند، منجر به این میشود که رقیب خودش را از میدان به در کند. این هم مثل حادثه جنگ سیاسی است؛ یعنی وقتی دشمن تخریب میکند، تخریب خودش را بزرگ نشان میدهد. البته برای ما هم همین گونه است یعنی وقتی جایی را میزنیم، تلاش میکنیم رجز جنگی خودمان را برای دشمن به کفایت بخوانیم تا در دل او دلهره و یاس ایجاد شود؛ لذا این حتماً یک ترفند برای دشمن است که بتواند از خیلی از موقعیتها به این کیفیت استفاده کند.
نقش مرجعیت اجتماعی معلم را هم به گونهای جلوه میدهند که گویی معلمها این گونهاند؛ در حالی که توده عموم معلم ها، توده دین باور و میهن دوست هستند. البته در هر قشری یک درصدی آدمهایی هستند که از حقیقت آن توده فاصله دارند لذا سراغ پزشکان هم بروید، همین را میبینید؛ حتی در روحانیت نیز وجود دارد برای اینکه همه به حقیقت آن توده نزدیک نیستند و بعضی در حاشیههایی هستند که ربطی به اصل توده ندارد. پس اگر آنچه در فضای مجازی از سوی برخیها عنوان میشود واقعیت داشت یعنی اگر توده معلمها چنین روایاتی را داشتند چنین بعثتی در وجود عموم جامعه رقم نمیخورد، زیرا معلمها به شدت در ایجاد این بعثت نفوذ دارند.
دفاعپرس: سازمان بسیج فرهنگیان چقدر در نظام تعلیم و تربیت کشور سهم و نقش دارد؟
این سهمها نسبی است؛ به عبارت دیگر اگر جریان مومن و باورمند انقلابی معلم در فرایند پیگیری موضوعات، مسئلهها و حل مشکلات آموزش نقش نداشته باشد، باید محل سوال قرار بگیرد. حتی پرسیدن اینکه «آیا نقش داشته یا دارد» را هم ناکافی یا نادرست میدانم؛ از این منظر که اساساً این نقش آفرینی باید برای خودش مفروض باشد.
پس تلاش ما این است که نقش آفرینی داشته باشیم و توسعه هم بدهیم؛ لذا در سطح مدرسه و در حوزه سیاست گذاری معلمان و فرهنگیان را سازماندهی و توانمندسازی میکنیم، اما اینکه بخواهم بگویم چقدر، باز به همان نکتهای برمی گردد که درباره آمار و داده گفتم؛ چون آمار و دادههای اجتماعی نداریم، نمیتوانیم درباره این سهم گفتوگو کنیم که الان سهم ما و سهم دیگران چقدر است یا ما چقدر حضور داریم و بقیه چقدر حضور دارند؛ هر چه که هست، تلاش ما این بوده که به عنوان یک بازوی قوی و امین کنار دستگاه آموزش و پرورش برای حل مسئلهها قرار بگیریم.
دفاعپرس: شما در جایی عنوان کردید که رهبری سفارش داشتند که مجموعه اقشار بسیج باید به خود قشر واگذار بشود؛ این مفهوم به چه معنی است؟
نکته قابل توجه این است که بسیج یعنی حضور با انگیزه توده عمومی مردم در مسیر حرکت انقلاب اسلامی؛ بسیجی به یک معنا همان توده مردم است و این توده مردم در سطوح مختلف چه در سطوح مختلف میدان و کار و چه در سطوح مدیریت و حتی طراحی عملیات برای آینده حضور دارند.
به همین دلیل و به عنایت به همین سیاست، امروز مجموعه بسیج فرهنگیان در فرایندی حرکت میکند که از لایههای ستاد و لایههای صف تا خود معلمهای دغدغه مندی که حاضر به پذیرش نقش آفرینی در سطوح مختلف هستند، ادامه دارد براین اساس به نظر میرسد این نگاه رهبر شهید و این دستوری که ایشان برای این واگذاری فرمودند، کمک میکند که کیفیت و سطح مشارکت هر قشری در هر حوزهای به همان میزان سهم و نقش بگیرد؛ مثلاً یک مدرسه به اندازهای که میتواند نقش آفرینی کند، به همان اندازه سهم و نقش بگیرد یا کسی که وقت بیشتر و انگیزه بیشتری دارد و میتواند نقش بیشتری در پیشروندگی قشر ایجاد کند یعنی شخصیت پیشرویی دارد متناسب با کیفیت حضورش، در لایههای مختلف مناطق، استان و سطح ملی، به او فضا برای توسعه اقدامش بدهیم.
این تلاش، تلاش جدی بود که باعث شده امروز موفقیتهای جدی را به دنبال داشته باشد یعنی در خیلی از استانها که این فرایندها تثبیت شده، ظهور قدرت و سازماندهی ارادهها هم برای حل مسئلهها خیلی جدیتر نمود پیدا کرده است.
گفتوگو: رحیم محمدی
انتهای پیام/ 231
