عطر باران و تب زیارت در زنجان
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از زنجان، هوا در پایتخت شور و شعور حسینی رنگ و روی دیگری دارد. دیشب آسمان زنجان بارید؛ قطرات زلال باران، تن غبارگرفتهی شهر را شستند و کوچه و خیابانهای دیارِ غواصان دریادل را برای قدمبرداشتن مسافران بهشتی آماده کردند. امروز گویی تمام در و دیوار شهر، با خاکپاککرده از باران دیشب، به استقبال کسانی آمده است که سالها در خاک گرم جنوب و غرب، مشق غریبی کرده بودند.

شهر هنوز در خنکای دلپذیر پس از باران نفس میکشد که موجِ خروشانِ مردم، خیابانها را قرق میکنند. عطر نم باران با رایحهی اسپند و گلاب در هم آمیخته و فضایی معنوی و پر از دلتنگی را رقم زده است. امروز زنجان میزبان چهار شهید گمنامی است که اگرچه نامی بر سنگِ مزارشان نیست، اما وسعتِ حضورشان تمام شهر را فراگرفته است. تابوتهای مطهر در آغوش موج خروشان جمعیت پیش میروند و هر گام، یادآور استواری مردانی است که برای این آب و خاک، از جان گذشتند.
در میان این اجتماع باشکوه، تصویری عمیقتر و دلنشینتر به چشم میآید؛ حضور پررنگ و پرشور بانوانی که دست در دست فرزندان خردسالشان، آمدهاند تا درس عاشقی را از کتاب گشودهی شهادت بیاموزند. مادرانی با چادرهای سیاه در گلدُردانهی باران پاییزی، کودکانِ معصومشان را در آغوش فشردهاند یا دستهای کوچکشان را در دست گرفتهاند تا با «پسرانِ بینشانِ وطن» عهد ببندند.
کودکان، با سربندهای رنگینِ «يا زهرا (س)» و «يا حسین (ع)»، زلزده به تابوتهایی که با پرچمِ سه رنگِ جمهوری اسلامی پوشانده شدهاند، زلالی نگاهشان را به گمنامترین قهرمانانِ این مرز و بوم هدیه میدهند. در این میان، مادری جوان، کالسکه فرزند نوزادش را هدایت میکند، در حالی که چشمانش از اشک شوق و ماتم غروب این مسافران خیس است. او زیر لب زمزمه میکند: «فرزندم! نگاه کن؛ اینها همانهایی هستند که رفتند تا تو در امنیتی که با خونشان گره خورده، نفس بکشی.»

زنانِ زنجانی، امروز وارثان راستین پیامآوران کربلایند. آنها آمدهاند تا به نمایندگی از تمام مادران چشمبهراه، بر تابوت این چهار شهید بوسه بزنند و بگویند اگر مادران اصلی شما در روزگارِ فراق، چشم از جهان بستند، امروز هزاران مادرِ زنجانی پُرچمدارِ یاد و خاطرهی شمایند. حضور این نسل کوچک، در کنار مادران داغدیده و سرافراز، پیامی روشن دارد؛ اینکه راه و آرمان شهدا هرگز غبار زمان به خود نمیگیرد و با هر باران و هر بهار، طراوت تازهای مییابد.
شهرِ بارانخوردهی زنجان امروز به احترامِ این چهار ستارهی فروزان ایستاده است. خیابانها لبریز از حضورِ نسلی است که میداند آرامش امروز خود را مدیون پلاکهایی است که در خاک جبههها جا ماندند تا امنیت ایران اسلامی، برای همیشه جاودانه بماند. وقتی تابوتها روی دستهای این مردمِ ولایتمدار اوج میگیرند، گویی آسمان زنجان دوباره میبارد؛ اما این بار، نه قطرات باران، که بارانی از عشق، دلتنگی و تجدید بیعت بر سر شهر میبارد.
انتهای پیام
