ایران یک قرن در گذر از سه جنگ مهم؛ از اشغال ژئوپلیتیکی تا بازدارندگی ژئواکونومیک
یک قرن ایران در گذر سه جنگ مهم از اشغال ژئوپلیتیکی تا بازدارندگی ژئواکونومیک؛ تحلیل تطبیقی تحول قدرت ملی، استقلال سیاسی، تمامیت ارضی و امنیت غذایی ایران از جنگ جهانی اول و دوم تا جنگ رمضان.
گروه استانهای دفاعپرس _ «دانیال ساعدپناه»؛ موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در طول بیش از یک قرن، همواره یکی از عوامل مؤثر بر رقابت قدرتهای بزرگ و تحولات امنیتی و اقتصادی منطقه بوده است. با این حال، ظرفیت ایران برای مدیریت این موقعیت و دفاع از منافع ملی در دورههای مختلف تاریخی تغییرات چشمگیری داشته است.

دوره زمانی اول؛ جنگ جهانی اول، ایران با وجود اعلام بیطرفی، به صحنه مداخله و رقابت نظامی روسیه، بریتانیا و امپراتوری عثمانی تبدیل شد. ضعف حکومت مرکزی، اختلال دشمنان در کشاورزی و تجارت، خشکسالی و فروپاشی نظام توزیع مواد غذایی، زمینهساز قحطی بزرگ ایران در سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ شد.
دوره زمانی دوم؛ جنگ جهانی دوم نیز اشغال ایران توسط بریتانیا و شوروی در سال ۱۹۴۱، استقلال عملی کشور را محدود کرد. استفاده از موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای حملونقل ایران برای انتقال تجهیزات به اتحاد شوروی، در کنار تورم، تاراج، اختلال تجاری و کمبود مواد غذایی، بحران اقتصادی و اجتماعی گستردهای ایجاد کرد.
در مقابل، دوره زمانی سوم از زمان جنگ رمضان تا کنون در شرایط متفاوتی از نظر ساختار حکمرانی، ظرفیت دفاعی، زیرساختهای صنعتی و موقعیت منطقهای ایران رخ داده است. با وجود حملات نظامی آمریکا و اسرائیل و فشارهای اقتصادی و دریایی، ایران با تجربه تاریخی متفاوتی در زمینه حفظ تمامیت ارضی و استمرار ساختارهای ملی مواجه بوده است. بااینحال، محدودیتهای تجاری، اختلال در کشتیرانی، تورم و فشار معیشتی همچنان از چالشهای مهم کشور محسوب میشوند.
این مقاله با رویکرد تاریخی ـ تطبیقی نشان میدهد که تحول قدرت ملی ایران را باید در ارتباط با ظرفیت دفاعی، استقلال سیاسی، امنیت غذایی، تابآوری اقتصادی و توان بهرهبرداری از موقعیت ژئوپلیتیکی تحلیل کرد.
کلیدواژهها: ایران، قدرت ملی، ژئوپلیتیک، ژئواکونومی، جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، جنگ رمضان ۲۰۲۶، امنیت غذایی، بازدارندگی، تنگه هرمز.
۱. جنگ جهانی اول؛ بیطرفی نقضشده و قحطی بزرگ ایران
با آغاز جنگ جهانی اول، ایران در شرایطی از ضعف سیاسی و اقتصادی قرار داشت که امکان دفاع مؤثر از بیطرفی و استقلال خود را محدود میکرد. اگرچه دولت قاجار بیطرفی ایران را اعلام کرد، نیروهای روسیه، بریتانیا و امپراتوری عثمانی در مناطق مختلف کشور حضور نظامی پیدا کردند و بخشهایی از قلمرو ایران به عرصه رقابت قدرتهای خارجی تبدیل شد.
ضعف حکومت مرکزی، محدودیت زیرساختهای حملونقل، اختلال در تولید کشاورزی و تجارت داخلی و تاراج منابع کشاورزی، آسیبپذیری اقتصادی ایران را افزایش داد. خشکسالیهای متوالی، احتکار، کاهش قدرت خرید مردم و اختلال در انتقال غلات نیز بحران را تشدید کردند.
مجموع این عوامل در سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ به قحطی بزرگ ایران انجامید؛ بحرانی انسانی که ابعاد دقیق تلفات آن همچنان در میان پژوهشگران محل اختلاف است.
نتیجه تاریخی: جنگ جهانی اول نشان داد که استقلال رسمی، بدون توان دفاع از قلمرو، حکمرانی کارآمد و زیرساخت اقتصادی پایدار، نمیتواند مانع مداخله قدرتهای خارجی و فروپاشی امنیت غذایی شود.
۲. جنگ جهانی دوم؛ اشغال سرزمینی و بهرهبرداری از جغرافیای ایران
در ۲۵ اوت ۱۹۴۱، نیروهای بریتانیا و اتحاد شوروی به ایران حمله کردند. موقعیت جغرافیایی کشور، منابع نفتی و ظرفیتهای ارتباطی آن برای تأمین نیازهای نظامی متفقین اهمیت راهبردی داشت.
ایران به یکی از مسیرهای اصلی انتقال تجهیزات و تدارکات به اتحاد شوروی تبدیل شد؛ مسیری که بعدها به کریدور ایرانی یا کریدور پارسی شهرت یافت.
اشغال نظامی، محدودیت استقلال سیاسی، استفاده گسترده از راهآهن و شبکه حملونقل و اولویتیافتن نیازهای نظامی متفقین، اقتصاد داخلی ایران را تحت فشار قرار داد.
در سالهای ۱۹۴۲ و ۱۹۴۳، تاراج منابع کشاورزی و کمبود گندم و سایر مواد غذایی، تورم شدید، اختلال توزیع و کاهش قدرت خرید خانوارها، بحران معیشتی گستردهای ایجاد کرد. اعتراضهای مرتبط با کمبود نان در تهران در دسامبر ۱۹۴۲، از آثار اجتماعی این شرایط بود.
نتیجه تاریخی: جنگ جهانی دوم نشان داد که اهمیت ژئوپلیتیکی ایران، در شرایط فقدان استقلال عملی، میتواند به ابزاری در خدمت منافع راهبردی قدرتهای خارجی تبدیل شود؛ بدون آنکه لزوماً منافع اقتصادی و امنیت غذایی مردم ایران تأمین شود.
۳. جنگ رمضان و پیامدهای بعد آن؛ تحول ظرفیتهای دفاعی و ژئوپلیتیکی ایران
جنگ رمضان ۲۰۲۶ از نظر ساختار سیاسی، دفاعی و اقتصادی با دو جنگ قبلی تفاوتهای اساسی دارد. ایران امروز دارای ساختار حکمرانی گستردهتر، ظرفیتهای دفاعی سازمانیافته، زیرساختهای صنعتی، تولید داخلی و شبکههای ارتباطی پیشرفتهتری نسبت به اوایل قرن بیستم است.
در این دوره، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل و فشارهای اقتصادی و دریایی، کشور را با چالشهای جدی مواجه کردهاند؛ بااینحال، برخلاف دو تجربه تاریخی گذشته، اشغال سراسری و پایدارو حتی جزئی سرزمین ایران به وجود نیامد و ساختار اصلی حاکمیت کشور استمرار یافته است.
یکی از عوامل مهم این تفاوت، تحول ظرفیتهای دفاعی و نهادی ایران و افزایش توان اثرگذاری آن بر معادلات منطقهای است.
بااینحال، استمرار ساختار حاکمیتی بهتنهایی معیار کافی برای سنجش قدرت ملی نیست. خسارات انسانی، آسیب به زیرساختها، کاهش درآمدهای اقتصادی، تورم و فشار بر معیشت مردم نیز باید در ارزیابی عملکرد کشور لحاظ شوند.
۴. امنیت غذایی؛ تفاوت میان قحطی تاریخی و فشار معیشتی معاصر
یکی از مهمترین محورهای مقایسه سه دوره، تحول ساختار امنیت غذایی ایران است. در جنگ جهانی اول، مجموعهای از خشکسالی، اختلالات دشمنان درکشاورزی، مصادره مواد غذایی، ناامنی و ضعف نظام توزیع، به قحطی گسترده منجر شد.
در جنگ جهانی دوم نیز اشغال، محدودیت حملونقل، تورم و تاراج منابع و کمبود غلات، دسترسی مردم به مواد غذایی را بهشدت محدود کرد؛ و موجب قحطی بزرگی شد
در سال ۲۰۲۶، ظرفیت کشاورزی، صنایع غذایی، ذخیرهسازی و تولید داخلی ایران نسبت به دو دوره گذشته توسعه یافته است. همین تفاوت ساختاری میتواند یکی از عوامل جلوگیری از تکرار قحطیهای فراگیر تاریخی باشد.
با این حال، اطلاعات اقتصادی سال ۲۰۲۶ از فشار شدید تورمی، افزایش قیمت مواد غذایی، کاهش قدرت خرید خانوارها و آسیبپذیری زنجیره تأمین حکایت دارند؛ بنابراین باید میان قحطی فراگیر، ناامنی کامل غذایی، نبود کالا و مرگ و میر ناشی از گرسنگی در دو دوره گذشته ایران با تورم مواد غذایی و فشارهای معیشتی دوره سوم (هم اکنون) تفاوت قائل شد.
نتیجه تحلیلی: تحول ساختار تولید و تأمین مواد غذایی، آسیبپذیری ایران را نسبت به گذشته تغییر داده است؛ اما پایداری امنیت غذایی همچنان به قدرت خرید مردم، مدیریت منابع آب، تولید داخلی، تجارت و کارآمدی توزیع وابسته است.

۵. تنگه هرمز؛ تبدیل موقعیت جغرافیایی به اهرم ژئواکونومی و ژئوپلیتیکی
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای راهبردی اقتصاد جهانی و امنیت انرژی است. حجم قابلتوجهی از نفت و گاز صادراتی جهان از این مسیر عبور میکند و اقتصادهای بزرگ آسیایی و سایر مصرفکنندگان انرژی به استمرار امنیت کشتیرانی در آن وابستهاند، و در بعد ارتباطات و فناوری (کابلهای اینترنتی) در عمق دریا اهمیت زیادی دارد
تحولات جنگ رمضان و ایجاد محدودیتهای دریایی توسط ایران، اهمیت این آبراه را بیش از پیش آشکار کردهاند. موقعیت جغرافیایی ایران در مجاورت تنگه هرمز، ظرفیت اثرگذاری بر معادلات انرژی، تجارت دریایی و محاسبات اقتصادی قدرتهای جهانی را افزایش میدهد.
از این رو، ارزش واقعی ژئواکونومیکی تنگه هرمز در امکان تبدیل موقعیت جغرافیایی به تجارت پایدار، همکاری اقتصادی منطقهای، درآمد ملی و افزایش قدرت چانهزنی بینالمللی قرار دارد.
نکته مهم دیگر استفاده مقتدرانه ایران از ظرفیتهای تجاری دریای خزر و راههای زمینی برای کاهش هزینههای مسدود کردن تنگه هرمز و عدم استفاده از ظرفیت تجاری آن در این دوره بر ایران است.
۶. مقایسه تطبیقی و تحول قدرت ملی ایران
مقایسه سه دوره تاریخی نشان میدهد که مهمترین تفاوت ایران امروز با ایران دو دوره مهم تاریخی قبلی، در ساختار دولت، ظرفیت دفاعی، زیرساختهای اقتصادی و تولید داخلی و توان استمرار فعالیتهای ملی است.
مقایسه ایران در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم و جنگ رمضان، نشان میدهد در دوره سوم در این موارد پیشرفتهای بزرگی داشتیم.
استقلال سیاسی، عدم مداخله خارجی در ایران، عدم اشغال و محدودیت حاکمیت ساختار حکمرانی مستقل و استمرار آن، تمامیت ارضی، عدم حضور و کنترل و اشغال نظامی خارجی کشور، توانایی در مقابله با حمله دشمنان، همراه با امنیت غذایی و جلوگیری از قحطی بزرگ است.
این مقایسه نشان میدهد که قدرت ملی ایران طی یک قرن، از نظر مؤلفههای دفاعی، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک دستخوش تغییر فوقالعاده و مثبت شده است.
۷. نتیجهگیری؛ از آسیبپذیری ژئوپلیتیکی تا قدرت ملی پایدار
تجربه سه جنگ نشان میدهد که موقعیت جغرافیایی ایران همواره یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر امنیت و استقلال کشور بوده است؛ اما با پیشرفتهای دفاعی و سیاسی و صنعتی و کشاورزی و ژئواکونومی و ژئوپلیتیکی ایران، و استفاده از اهرم فشار تنگه هرمز، قدرت مقابله با دشمن را ۱۰۰ برابر بیشتر کرده است.
در جنگ جهانی اول و دوم، ضعف دفاعی، محدودیت حکمرانی، آسیبپذیری اقتصادی و اختلال در امنیت غذایی، زمینه مداخله و اشغال قدرتهای خارجی را فراهم کرد.
در جنگ رمضان ۲۰۲۶، ایران در شرایطی متفاوت از نظر ظرفیت دفاعی، ساختار نهادی و قدرت اثرگذاری منطقهای قرار دارد. با اینحال، هر چند با پیشرفتهای مهم از قحطی نجات یافتیم و اقتدار ایران را به رخ دشمنان کشاندیم، اما فشارهای اقتصادی، اختلال تجارت دریایی، تورم و کاهش قدرت خرید خانوارها نشان میدهند که هنوز به نقطه مطلق مطلوب نرسیدیم و با برنامه ریزیها و تجربیات جنگ رمضان انشالله به زودی به آن هم میرسیم.
مهمترین دستاورد راهبردی مورد نیاز برای آینده ایران، تبدیل ظرفیتهای جغرافیایی و دفاعی به قدرت اقتصادی مولد، امنیت غذایی پایدار، توسعه صنعتی، تجارت منطقهای و جهانی و رفاه عمومی است.
تاریخ یک قرن اخیر ایران، روایت تحول از آسیبپذیری در برابر اشغال و مداخلات خارجی و نبود امنیت غذایی به برخورداری از ظرفیتهای متنوع دفاعی و ژئوپلیتیکی و ژئواکونومی و قدرت مقابله با دشمن است.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
