وقتی بعثی ها نفس نفس زدن ما را با کتک پاسخ می دادند

اگر افسران عراقی متوجه نفس نفس زدن ما می شدند، به شدت ما راکتک می زدند.تنها فعالیت بدنی که اجازه انجام آن را داشتیم فوتبال بود. آن هم نه هر روز و هر هفته، بلکه هر دو سه ماه یک بار باید ثبت نام می کردیم تا بتوانیم فقط برای یک ساعت دنبال یک توپ بدویم.
کد خبر: ۸۹۴
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۲ - ۱۴:۵۴ - 05July 2013

وقتی بعثی ها نفس نفس زدن ما را با کتک پاسخ می دادند

به گزارش خبرنگار دفاع مقدس، سرداراحمد روزبهانی رئیس سابق پلیس امنیت اخلاقی و بازنشسته نیروی انتظامی با داشتن یازده سال سابقه اسارت خاطرات تلخ و شیرینی بسیاری از زندان های رژیم عراق به یاد دارد. فعالیت های انقلابی روزبهانی از تجمعات سال 56 و 57 شروع می شود.

پس از پیروزی انقلاب روزبهانی با شرکت در اولین دوره آموزشی سپاه پاسداران در پادگان امام علی (ع) فعلی (سعد آباد سابق) جذب نیروهای مسلح می شود. وی بعد از جذب در سپاه  در درگیری با باقیمانده ساواک در تهران، مخالفین انقلاب وهمچنین خلق عرب در جنوب شرکت داشته است.

روزبهانی در شروع درگیری کردستان با وجود سن و سال کم به عنوان فرمانده در یکی از مناطق پاوه به نام "اورامانات" منصوب شد. بعد از مدتی فعالیت درهمین منطقه بود که وی شب هنگام در دهی به نام "قشلاق" توسط گروهی از منافقین بعثی محاصره و اسیرمی شود. منافقین، روزبهانی و همراهانش را پس از 15 روز به ارتش عراق تحویل می دهند.

در ادامه سردار احمد روزبهانی در گفتگو با خبرنگار ما به 129 ماه اسارت در زندان های رژیم بعث عراق می پردازد ومی گوید: یادم می آید که عراقی ها خیلی به رزمنده های کم سن و سال ما حساس بودند و جوانان زیرهجده سال را بدجوری میزدند.بعثیها از این ناراحت بودند که این بچهها با سن کم آمدهاند برای دفاع و شدهاند "حرس الخمینی"(یعنی پاسدار خمینی).

سردار روزبهانی در مورد تنبیه اسرا اضافه می کند:"به تناسب رستهها، تنبیهها هم بالامیرفت؛ روحانی، پاسدار، بعد بسیجی. اگرفرمانده بسیج بودی که واویلابود؛ حالت را حسابی جا میآوردند. برای همین بیشتربچهها سن شان را با توجه به قدوهیکل شان بالامیگفتند.اما آنها به هر حال کاری به این حرفا نداشتند، حالانزن کی بزن"

وی در مورد برنامه های فرهنگی اسرا در زندان های عراق می افزاید: خوب است از برنامه ها وکلاس هایی که پنهانی در اردوگاه برگزار می شد برایتان بگویم. در اردوگاه برگزاری هر کلاس وآموزشی غدقن بود، حتی ورزش. اگر افسران عراقی متوجه نفس نفس زدن ما می شدند، به شدت ما راکتک می زدند.تنها فعالیت بدنی که اجازه انجام آن را داشتیم فوتبال بود. آن هم نه هر روز و هر هفته، بلکه هر دو سه ماه یک بار باید ثبت نام می کردیم تا بتوانیم فقط برای یک ساعت دنبال یک توپ بدویم. البته پنهانی کاراته، جودو، کشتی و... کار می کردیم. گاهی هم که لو می رفتیم سربازانی قلچماق با کابل، شلاق و باتوم به جانمان می افتادند. اما برای داشتن یک جسم سالم نیاز داشتیم مخفیانه این ورزش ها را انجام دهیم.

این آزاده دوران دفاع مقدس می گوید:از دیگر برنامه های فرهنگی بچه ها برگزاری کلاس های آموزش قرآن، نهج البلاغه و کلاس های درسی چون ریاضی، فارسی  و زبان انگلیسی بود. با وجود کتک های بعثی ها رزمنده ها دست بردار نبودند درست است که ما بدون میل خود قدم به آنجا گذاشته بودیم ولی وقتی اسیر شدیم همه مشکلات وسختیها را پذیرفتیم. ما معتقد بودیم جنگ برای اسلام اسارت، شهادت وهمه چیز را درپیش دارد. همین روحیه به ما در مقابله با بعثی ها کمک می کرد.

این جانباز جنگ تحمیلی گفت: ناگفته نماند، خیلی ازبچه ها اول، دوم و سوم راهنمایی را درهمین کلاسهای اسارت گذراندند و بعدها بدون ارفاق توانستند در عرض دو – سه ماه دیپلم بگیرند و به دانشگاه ورود پیدا کنند و بودند کسانی که جزء نخبگان و فرماندهان نظامی کشور شدند.

هر لحظه از اسارت برای هر آزاده ای  خاطره و درس است. ما در محیط سخت اسارت خیلی چیزها یاد گرفتیم و نگداشتیم این مشکلات بر روح و جان ما اثر بگذارد. مرحبا به آنها که توانستند از این راه، توشه ای برای  آخرت خود قرار دهند و وای به حال کسانی که خدای نکرده متوجه این ارزش ها نشدند.

برچسب ها: دفاع مقدس
نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین