پدرداخل اتاق کار پسرش رفت. احمد پشت کمد ها مشغول خواندن تعقیبات نماز بود. در سفره کوچک ناهارش مقداری نان و پنیر قرار داشت، این درحالی بود که همه جوجه کباب می خوردند.
کد خبر: ۲۰۰۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۵/۲۲
سالروز شهادت احمد اسکاره تهرانی؛
صبح که آب و قرآن به دست برای بدرقه اش از خانه بیرون رفتم، بعد از خداحافظی وقتی به آن سوی خیابان رفت، یک آن از نظرم پنهان شد و هر قدر که خواستم او را ببینم هیچ اثری از او نبود در آن لحظه احساس کردم پرواز کرد.
کد خبر: ۱۵۶۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۵/۰۸