بازخواني نخستين شعر سروده‌شده براي دفاع مقدس هشت‌ساله‌ي مردم ايران

کد خبر: ۱۱۱۷۰۱
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۸۵ - ۱۸:۰۷ - 10December 2006

متن كامل اين شعر به شرح زير است:
«هان اي بلال! حنجره‌ات گرم بالاترين بلندي تصميم دستان پرگرفته‌ي خود را زير دو پاي ما - افراشته‌ست وقت اذان است.
* خون، چشم‌هاي چون شبقت را - پر كرده‌ست. بر خاك مردخيز من ايران اكنون تو نيز غبطه‌خوران چشم‌ دوختي خاكي به وجدآمده چونان ابر هنگام بانگ بارش چونان دو گوش منتظرت، آنگاه كز گوشه لبان محمد فرمان به نام پاك تو و عشق - ابلاغ مي‌شود: - «هان اي بلال! وقت اذان است» -
* هان اي بلال! ياور سلمان! رنگ اذان تو رنگ بلور شبنم صبح است - صبح ستيزناك - رنگ نگاه اسبان رنگ چكامه‌هاي دليران رنگ دويدن خون - بر گونه‌هاي تازه‌عروسان رنگ خروش متحد مردم. وين صخره‌ي بلند به‌ خون آذين زير دو پاي مرتعش تو با خاك بدر و كوفه - چه هم‌رنگ است.
* ديروز، كوچه‌ي ما در شهر خون‌گرفته‌ي خرمشهر پر بود از بلور و از آيينه - آيينه‌هاي سرخ - ديروز، در كناره‌ي بهمنشير با هرم آبي دل شط آميخت - خون‌هاي داغ مردم آبادان. دزفول، دانيال نبي را هم - شاهد گرفته بود تا هرچه داشت، هرچه كه دارد فرزند، زن، برادر، خواهر قرباني خدا - مني - سازد والصبح را نخوانده برادرها در شهر، حجله حجله‌ي خون بستند اهواز را به خون سحر شستند. ديروز، روز هلهله‌ها - فرزند چشمان مادرش را - آرام و رام كرد نارنج را گذاشت نارنجكي ز سيني برداشت بر تانك‌هاي دشمن - چون رعد، حمله كرد.
* هان اي بلال هلهله را بشنو. بوشهر، خون‌فشان شده، مي‌كوبد بر طبل‌هاي وحشي عشق و شور و آنجا در امتداد دست من و تو خورشيد بر مناره مسجد‌ها - در قدس - با سنج‌هاي دمام از آب‌هاي وحشي دريا - خواهم گذشت وقت اذان است».
محمدعلي محمدي (م. ريحان) 27 مهر 1359 ، 11 ذي‌حجه‌ي 1400

  


مهدي گيوکي
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین