هفتم دي ماه سالروز شهادت آيت الله حاج شيخ حسين غفاري 1353
. پس از آنكه محمدرضا پهلوي با طرح «انقلاب سفيد» اصلاحات امريكايي خود را اعلام و بر مخالفت با مباني مذهبي پافشاريكرد، علما و مراجع به رهبري امام خميني(ره) عيد نوروز سال 1342 را تحريم نمودند. آيتالله غفاري نيز به همراه ساير علماي تهران اعلاميهاي را در حمايت از اين تحريم صادر كرد. مرحوم غفاري پس از وقايع مدرسه فيضيه قم و مدرسه طالبيه تبريز، در دوم فروردين ماه سال 1342 سخنراني هاي شديداللحني را در مسجد الهادي ايراد نمود.
تبريز كه جزو ايالت هاي نزديك با روسيه و عثماني بود، همواره مورد طمع و دخالت اجانب قرار داشت و بهعنوان مركز ايالت آذربايجان ايران سنگر مهمي به حساب ميآمد كه فتح يا سقوط آن از هر لحاظ حائز اهميت بود. از همين رو روحانيون و آزادي خواهان تبريز و نيز مردم و رجال همواره با دفاع از شمال غربي كشور در مقابل دستيازي هاي دو كشور قدرتمند روسيه و عثماني رسالت مهمي را در راستاي دفاع از استقلال و تماميت ارضي كشور ما برعهده داشتند. آنان در اين راه هيچ كوتاهي نورزيدند و شاهد اين مدعا، شهداي فراوان آذربايجان در راه حفظ حرمت اسلام و استقلال ايران هستند. يكي از گرانقدرترين شخصيتهاي مبارز اين خطّه و شهداي مظلوم آن، بزرگ مردي است كه شرح كوتاهي از احوال او در سطور بعدي تقديم شما گرديده است. در آذرشهر تبريز طفلي ديده بر جهان گشود كه شهادت، راه و رسم تبارش بود و جد پدرياش مرحوم حاج ملامحسن آذرشهري و هفت تن از اجداد مادرياش جان پاك خويش را بر سر دفاع از اسلام و ايران گذاشته بودند. حسين در تابستان سال 1293.ش ديده پرفروغ خويش را بر جهان پرفتنه و آشوب روزگار گشود تا سالها بعد بازوي پرتوان امام خميني(ره) براي مبارزه با رژيم ستمشاهي باشد. هرچند سرنوشت جانسوز شهادت او بهدست ساواك روح ملت ايران را بهشدت آزرد اما ياد و خاطره و يادگارهاي اجتماعي او را براي هميشه جاودانه ساخت. مرحوم شهيد شيخ حسين غفاري زجرهاي جانكاه حكومت پهلوي را به جان خريد اما روي ستمكاران را سياه كرد و با رشادت و مقاومت خود بر دل سياه خودكامگان هراس افكند. با اين مقدمه كوتاه، ضمن آشنايي مختصر با زندگاني آن مجاهد شهيد، ياد و نام او را گرامي ميداريم.
آيتالله حسين غفاري در تابستان سال 1335. ق / برابر با 1293. ش در آذرشهر تبريز ـ در بخش دهخورقان ـ به دنيا آمد. وي از نوادگان حاج ملامحسن از شخصيت هاي علمي و ديني آذرشهر بود كه توسط روس ها به شهادت رسيد. گفتني است هفت نفر از اجداد مادري شيخ حسين غفاري در مبارزه با بيگانگان به شهادت رسيدهاند كه آرامگاه همگي آنها هماكنون در مسجد حسنلوي آذرشهر واقع ميباشد. هنوز يكسالونيم بيشتر نداشت كه از نعمت پدر محروم شد. در اثر فقدان پدر، فقر بر خانواده سايه گسترد و لذا حسين نيز مجبور شد در دوران كودكي به همراه برادر و خواهر خود، سختي كار در مزرعه را تجربه كند.
او از همان كودكي علاقه شديدي به تحصيل داشت؛ چنانكه عصرها وقت خود را صرف آموختن الفبا ميكرد. وي مقدمات دروس را در زادگاهش در محضر حجتالاسلام ميرزامحمدحسن منطقي دهخوارقاني فراگرفت. زمانيكه برادر بزرگش حسن، در جستجوي كار به تبريز ميرفت، او نيز از فرصت استفاده كرده، به همراه برادر راهي تبريز شد تا در آنجا تحصيلات خود را ادامه دهد. وي در فرصت زماني اقامت خود در تبريز، «شرح لمعه»، «اصول» و «كلام» را در حوزه علميه اين شهر فراگرفت و پس از آنكه مجبور شد به زادگاه خود بازگردد، بازهم درس را رها نكرد و نزد دايي خود، حاجسيدمحسن ميرغفاري آذرشهري، به تحصيل «رساله مكارم شيخ انصاري» مشغول شد. شيخ حسين در سن شانزدهسالگي با دختر استاد خود، آيتالله حاجميرزامقدس تبريزي ازدواج نمود. ثمره اين پيوند، پنج فرزند بود كه از اين ميان، سه فرزند او در اثر گرسنگي و بيماري درگذشتند.
وي نظر به علاقه شديدي كه به تحصيل داشت، از هر فرصتي براي آموختن استفاده ميكرد و حتي از فواصل استراحت در ميان كار زراعي در اين راستا بهره ميجست و تا سن سيسالگي بر اين منوال به تلاش خود ادامه داد. مرحوم غفاري در سال 1323. ش، عليرغم مشكلات فراوان مالي، براي ادامه تحصيل راهي حوزه علميه قم شد و در محضر اساتيدي چون آيتالله سيدمحمدحجت كوهكمرهاي، آيتالله مرعشينجفي، امام خميني و علامه طباطبايي به كسب علم پرداخت. اقامت او در حوزه علميه قم يازدهسال به طول انجاميد و در اين مدت از محضر اساتيد ديگري چون آيتالله فيض قمي و آيتالله سيدمحمدتقي خوانساري و آيتالله بروجردي بهره برد. هادي غفاري، فرزند او، در خاطرات خود مينويسد كه پدرش مدتي را نيز در حوزه علميه نجف اشرف حضور يافته و از درس آيتالله حكيم و آيتالله خويي بهرهمند شده است.
آيتالله غفاري در ايام تعطيل حوزه علميه قم، به زادگاه خود بازميگشت و در آنجا به فعاليت هاي مذهبي مشغول ميشد. اما در سالهاي 35ـ1334 به تهران آمد و در «مسجد الهادي» فعاليتهاي اجتماعي و مذهبي خود را پينهاد. از جمله اولين اقدامات اجتماعي او در تهران ميتوان به تعطيلي «باغ شارق» اشاره كرد كه به مركز فسق و فجور اشرار تبديل شده بود. احياي مسجد «شيخ فضلالله نوري» در پشت ساختمان شهرداري تهران از ديگر اقدامات وي در اين مدت به شمار ميرفت.
مبارزات سياسي
مبارزات سياسي آيتالله حسين غفاري از نيمه دوم سال 1341. ش آغاز شد. در جريان نهضت عمومي علما در اين سال، آيتالله غفاري نيز در مسجد الهادي ـ كه امامت آن را برعهده داشت ـ سخنراني هايي را عليه تصويب لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي ايراد كرد و به همراه علماي تهران اعلاميههايي را نيز امضا كرد كه در آن زمان، چاپ و توزيع شد. پس از آنكه محمدرضا پهلوي با طرح «انقلاب سفيد» اصلاحات امريكايي خود را اعلام و بر مخالفت با مباني مذهبي پافشاريكرد، علما و مراجع به رهبري امام خميني(ره) عيد نوروز سال 1342 را تحريم نمودند. آيتالله غفاري نيز به همراه ساير علماي تهران اعلاميهاي را در حمايت از اين تحريم صادر كرد. مرحوم غفاري پس از وقايع مدرسه فيضيه قم و مدرسه طالبيه تبريز، در دوم فروردين ماه سال 1342 سخنراني هاي شديداللحني را در مسجد الهادي ايراد نمود. ماموران انتظامي بعضا در جلسات سخنراني او حاضر ميشدند تا شايد او را از اين طريق مرعوب سازند اما ايشان با آنها شديدا برخورد ميكرد.
پس از سخنراني تاريخي امام خميني(ره) در عصر عاشوراي سيزدهم خرداد 1342. ش، حكومت در واكنش به اين سخنراني، حضرت امام را در شب چهاردهم خرداد دستگير نمود كه انتشار خبر آن باعث شكلگيري قيام تاريخي پانزدهم خرداد گرديد. در اين حادثه، همزمان با دستگيري امام، ساواك حدود هشتاد روحاني و از جمله آيتالله غفاري را نيز دستگير و زنداني كرد كه تا چند روز پس از دستگيري هيچكس از وضعيت او خبري نداشت.
وي پس از چهلروز تحمل زندان به همراه ساير وعاظ و روحانيون سرانجام آزاد شد؛ اما اين واقعه نهتنها در اراده او براي تداوم مبارزه خللي ايجاد نكرد، بلكه پس از آزادي، ايشان نيز به علماي مهاجر در شهر ري پيوست كه از سراسر ايران به آنجا آمده و در حمايت از آزادي امام خميني(ره) تجمع كرده بودند. در همين ايام آيتالله غفاري تلگرافي را به آيتالله سيدمحمود طالقاني، مهندس بازرگان و دكتر سحابي مخابره كرد كه به دستگيري مجدد او در چهارم بهمن سال 1343 به اتهام اقدام بر ضد امنيت كشور و ارسال پرونده وي به دادستاني ارتش منجر شد. اينبار نيز تا پانزدهم فروردين 1344 را در زندان سپري كرد. غفاري پس از آزادي بلافاصله طي تلگرافي آيتاللهالعظمي مرعشينجفي را از آزادي خود مطلع ساخت.
آيتالله غفاري در مردادماه سال 1345 از حجتالاسلام محمدتقي فلسفي ـ واعظ مشهور ـ براي سخنراني در مسجد الهادي دعوت كرد كه ساواك گزارش آن را به همراه آگهي هاي دعوت از مردم جهت شركت در اين سخنراني در پرونده آقاي فلسفي درج كرده است.
مرحوم غفاري، خود نيز در فرصت هاي مناسب به ايراد سخنراني هاي انقلابي ميپرداخت و ماموران ساواك گزارش هاي فراواني را در اين خصوص ثبت كردهاند. پس از شدتگرفتن فعاليت هاي انقلابي ايشان، سرانجام در تيرماه سال 1353 ساواك او را دستگير و در ضمن بازرسي از منزل وي به تعداد زيادي اعلاميه دست يافت. در زندان، درخصوص اين اعلاميهها و نيز ارتباط با امامخميني(ره) از ايشان بازجويي شد و مامور ساواك در پايان گزارش بازجويي خود چنين نظريه داده است: «در مجالس مذهبي به هنگام بيان احكام اسلامي از فرصت استفاده و اعمال خلفاي بنياميه را با وضع روز تشبيه نموده و بدينترتيب اقدامات و اصلاحات حكومت پهلوي را تخطئه و با توسل به شواهد تاريخي مردم را نسبت به هيات حاكمه بدبين و عليه دولت تحريك نموده است.»
آيتالله غفاري سرانجام در زندان براثر شكنجه و فشارهاي وارده در تاريخ ششم ديماه 1353 به شهادت رسيد. اداره ساواك دو روز پس از آن، در شانزدهم ديماه خبر فوت ايشان را به خانواده وي اعلام و از آنان درخواست كرد كه بيسروصدا و بيآنكه به كسي چيزي بگويند براي تحويل جنازه به دادستاني ارتش مراجعه كنند. اما خانواده غفاري از امضاي برگه فوت خودداري نمود و لذا اداره امنيت مجبور شد به منظور تدفين مخفيانه، جنازه او را شبانه به قم بفرستد اما طلاب و مردم قم از موضوع باخبر شده و بهطرز باشكوهي در تشييع جنازه او در صبح روز هفتم ديماه شركت كردند. در مسير تشييع جنازه به سمت حرم حضرت معصومه(ع)، تعدادي از مراجع تقليد نيز به مردم پيوستند. حاضران در اين مراسم شعارهايي نيز عليه حكومت سردادند كه به دستگيري تعدادي از طلاب منجر شد. چند روز بعد، آيتاللهالعظمي گلپايگاني مراسم ختم باشكوهي را براي مرحوم آيتالله شيخحسين غفاري در مسجد اعظم قم برگزار كرد.
پينوشتها:
1 ـ حميد صبري آذرشهري، گلشن ابرار، (خلاصهاي از زندگي اسوههاي علم و عمل، تهيه و تدوين جمعي از پژوهشگران حوزه علميه قم، زندگينامه آيتالله غفاري)، ج 2، قم، زير نظر شوراي پژوهشكده باقرالعلوم، نشر معروف، 1379، ص758
2 ـ هادي غفاري، خاطرات هادي غفاري، تهران، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1374، ص22
3 ـ رباني خلخالي، شهداي روحانيت شيعه در يكصدسال اخير، قم، مولف، 1402 هجري، ص244
4 ـ صبري آذرشهري، همان، ص758
5 ـ بيانيه شماره 81، ششمين سالگرد شهادت آيتالله غفاري روحاني مجاهد را گرامي ميداريم، تهران، 1359، ص5
6 ـ هادي غفاري، همان، ص6
7 ـ صبري آذرشهري، همان، ص759
8 ـ رباني خلخالي، همان، ص245
9 ـ هادي غفاري، همان، صص24ـ23
10 ـ صبري آذرشهري، همان، ص760
11 ـ هادي غفاري، همان، ص29
12 ـ همان، ص130
13 ـ اسناد انقلاب اسلامي، ج 3. تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1374، صص55 ـ 52
14 ـ قيام 15 خرداد به روايت اسناد، ج 1، تهران، مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، ص571
15 ـ بيانيه، همان، ص7
16 ـ آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده قيام 15 خرداد، ش ب 116، صص 36 ـ 35 و ش ب 298، صص 20ـ19 و ش ب 119، صص198ـ178
17 ـ خاطرات 15 خرداد تبريز، دفتر اول، بهكوشش علي باقري، تهران، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1374، صص73و171
18 ـ اسناد انقلاب اسلامي، همان، ص99
19 ـ بيانيه، همان، ص13
20 ـ اسناد انقلاب اسلامي، ج 2، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1374، ص134
21 ـ ياران امام به روايت اسناد ساواك، حجتالاسلام محمدتقي فلسفي (زبانگوياي اسلام)، تهران، مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، 1378، ص302
22 ـ بيانيه، همان، ص14
23 ـ هادي غفاري، همان، ص132
24 ـ صبري آذرشهري، همان، ص764
25 ـ آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده ش ب 777، ص8
منبع: سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامي
تبريز كه جزو ايالت هاي نزديك با روسيه و عثماني بود، همواره مورد طمع و دخالت اجانب قرار داشت و بهعنوان مركز ايالت آذربايجان ايران سنگر مهمي به حساب ميآمد كه فتح يا سقوط آن از هر لحاظ حائز اهميت بود. از همين رو روحانيون و آزادي خواهان تبريز و نيز مردم و رجال همواره با دفاع از شمال غربي كشور در مقابل دستيازي هاي دو كشور قدرتمند روسيه و عثماني رسالت مهمي را در راستاي دفاع از استقلال و تماميت ارضي كشور ما برعهده داشتند. آنان در اين راه هيچ كوتاهي نورزيدند و شاهد اين مدعا، شهداي فراوان آذربايجان در راه حفظ حرمت اسلام و استقلال ايران هستند. يكي از گرانقدرترين شخصيتهاي مبارز اين خطّه و شهداي مظلوم آن، بزرگ مردي است كه شرح كوتاهي از احوال او در سطور بعدي تقديم شما گرديده است. در آذرشهر تبريز طفلي ديده بر جهان گشود كه شهادت، راه و رسم تبارش بود و جد پدرياش مرحوم حاج ملامحسن آذرشهري و هفت تن از اجداد مادرياش جان پاك خويش را بر سر دفاع از اسلام و ايران گذاشته بودند. حسين در تابستان سال 1293.ش ديده پرفروغ خويش را بر جهان پرفتنه و آشوب روزگار گشود تا سالها بعد بازوي پرتوان امام خميني(ره) براي مبارزه با رژيم ستمشاهي باشد. هرچند سرنوشت جانسوز شهادت او بهدست ساواك روح ملت ايران را بهشدت آزرد اما ياد و خاطره و يادگارهاي اجتماعي او را براي هميشه جاودانه ساخت. مرحوم شهيد شيخ حسين غفاري زجرهاي جانكاه حكومت پهلوي را به جان خريد اما روي ستمكاران را سياه كرد و با رشادت و مقاومت خود بر دل سياه خودكامگان هراس افكند. با اين مقدمه كوتاه، ضمن آشنايي مختصر با زندگاني آن مجاهد شهيد، ياد و نام او را گرامي ميداريم.
آيتالله حسين غفاري در تابستان سال 1335. ق / برابر با 1293. ش در آذرشهر تبريز ـ در بخش دهخورقان ـ به دنيا آمد. وي از نوادگان حاج ملامحسن از شخصيت هاي علمي و ديني آذرشهر بود كه توسط روس ها به شهادت رسيد. گفتني است هفت نفر از اجداد مادري شيخ حسين غفاري در مبارزه با بيگانگان به شهادت رسيدهاند كه آرامگاه همگي آنها هماكنون در مسجد حسنلوي آذرشهر واقع ميباشد. هنوز يكسالونيم بيشتر نداشت كه از نعمت پدر محروم شد. در اثر فقدان پدر، فقر بر خانواده سايه گسترد و لذا حسين نيز مجبور شد در دوران كودكي به همراه برادر و خواهر خود، سختي كار در مزرعه را تجربه كند.
او از همان كودكي علاقه شديدي به تحصيل داشت؛ چنانكه عصرها وقت خود را صرف آموختن الفبا ميكرد. وي مقدمات دروس را در زادگاهش در محضر حجتالاسلام ميرزامحمدحسن منطقي دهخوارقاني فراگرفت. زمانيكه برادر بزرگش حسن، در جستجوي كار به تبريز ميرفت، او نيز از فرصت استفاده كرده، به همراه برادر راهي تبريز شد تا در آنجا تحصيلات خود را ادامه دهد. وي در فرصت زماني اقامت خود در تبريز، «شرح لمعه»، «اصول» و «كلام» را در حوزه علميه اين شهر فراگرفت و پس از آنكه مجبور شد به زادگاه خود بازگردد، بازهم درس را رها نكرد و نزد دايي خود، حاجسيدمحسن ميرغفاري آذرشهري، به تحصيل «رساله مكارم شيخ انصاري» مشغول شد. شيخ حسين در سن شانزدهسالگي با دختر استاد خود، آيتالله حاجميرزامقدس تبريزي ازدواج نمود. ثمره اين پيوند، پنج فرزند بود كه از اين ميان، سه فرزند او در اثر گرسنگي و بيماري درگذشتند.
وي نظر به علاقه شديدي كه به تحصيل داشت، از هر فرصتي براي آموختن استفاده ميكرد و حتي از فواصل استراحت در ميان كار زراعي در اين راستا بهره ميجست و تا سن سيسالگي بر اين منوال به تلاش خود ادامه داد. مرحوم غفاري در سال 1323. ش، عليرغم مشكلات فراوان مالي، براي ادامه تحصيل راهي حوزه علميه قم شد و در محضر اساتيدي چون آيتالله سيدمحمدحجت كوهكمرهاي، آيتالله مرعشينجفي، امام خميني و علامه طباطبايي به كسب علم پرداخت. اقامت او در حوزه علميه قم يازدهسال به طول انجاميد و در اين مدت از محضر اساتيد ديگري چون آيتالله فيض قمي و آيتالله سيدمحمدتقي خوانساري و آيتالله بروجردي بهره برد. هادي غفاري، فرزند او، در خاطرات خود مينويسد كه پدرش مدتي را نيز در حوزه علميه نجف اشرف حضور يافته و از درس آيتالله حكيم و آيتالله خويي بهرهمند شده است.
آيتالله غفاري در ايام تعطيل حوزه علميه قم، به زادگاه خود بازميگشت و در آنجا به فعاليت هاي مذهبي مشغول ميشد. اما در سالهاي 35ـ1334 به تهران آمد و در «مسجد الهادي» فعاليتهاي اجتماعي و مذهبي خود را پينهاد. از جمله اولين اقدامات اجتماعي او در تهران ميتوان به تعطيلي «باغ شارق» اشاره كرد كه به مركز فسق و فجور اشرار تبديل شده بود. احياي مسجد «شيخ فضلالله نوري» در پشت ساختمان شهرداري تهران از ديگر اقدامات وي در اين مدت به شمار ميرفت.
مبارزات سياسي
مبارزات سياسي آيتالله حسين غفاري از نيمه دوم سال 1341. ش آغاز شد. در جريان نهضت عمومي علما در اين سال، آيتالله غفاري نيز در مسجد الهادي ـ كه امامت آن را برعهده داشت ـ سخنراني هايي را عليه تصويب لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي ايراد كرد و به همراه علماي تهران اعلاميههايي را نيز امضا كرد كه در آن زمان، چاپ و توزيع شد. پس از آنكه محمدرضا پهلوي با طرح «انقلاب سفيد» اصلاحات امريكايي خود را اعلام و بر مخالفت با مباني مذهبي پافشاريكرد، علما و مراجع به رهبري امام خميني(ره) عيد نوروز سال 1342 را تحريم نمودند. آيتالله غفاري نيز به همراه ساير علماي تهران اعلاميهاي را در حمايت از اين تحريم صادر كرد. مرحوم غفاري پس از وقايع مدرسه فيضيه قم و مدرسه طالبيه تبريز، در دوم فروردين ماه سال 1342 سخنراني هاي شديداللحني را در مسجد الهادي ايراد نمود. ماموران انتظامي بعضا در جلسات سخنراني او حاضر ميشدند تا شايد او را از اين طريق مرعوب سازند اما ايشان با آنها شديدا برخورد ميكرد.
پس از سخنراني تاريخي امام خميني(ره) در عصر عاشوراي سيزدهم خرداد 1342. ش، حكومت در واكنش به اين سخنراني، حضرت امام را در شب چهاردهم خرداد دستگير نمود كه انتشار خبر آن باعث شكلگيري قيام تاريخي پانزدهم خرداد گرديد. در اين حادثه، همزمان با دستگيري امام، ساواك حدود هشتاد روحاني و از جمله آيتالله غفاري را نيز دستگير و زنداني كرد كه تا چند روز پس از دستگيري هيچكس از وضعيت او خبري نداشت.
وي پس از چهلروز تحمل زندان به همراه ساير وعاظ و روحانيون سرانجام آزاد شد؛ اما اين واقعه نهتنها در اراده او براي تداوم مبارزه خللي ايجاد نكرد، بلكه پس از آزادي، ايشان نيز به علماي مهاجر در شهر ري پيوست كه از سراسر ايران به آنجا آمده و در حمايت از آزادي امام خميني(ره) تجمع كرده بودند. در همين ايام آيتالله غفاري تلگرافي را به آيتالله سيدمحمود طالقاني، مهندس بازرگان و دكتر سحابي مخابره كرد كه به دستگيري مجدد او در چهارم بهمن سال 1343 به اتهام اقدام بر ضد امنيت كشور و ارسال پرونده وي به دادستاني ارتش منجر شد. اينبار نيز تا پانزدهم فروردين 1344 را در زندان سپري كرد. غفاري پس از آزادي بلافاصله طي تلگرافي آيتاللهالعظمي مرعشينجفي را از آزادي خود مطلع ساخت.
آيتالله غفاري در مردادماه سال 1345 از حجتالاسلام محمدتقي فلسفي ـ واعظ مشهور ـ براي سخنراني در مسجد الهادي دعوت كرد كه ساواك گزارش آن را به همراه آگهي هاي دعوت از مردم جهت شركت در اين سخنراني در پرونده آقاي فلسفي درج كرده است.
مرحوم غفاري، خود نيز در فرصت هاي مناسب به ايراد سخنراني هاي انقلابي ميپرداخت و ماموران ساواك گزارش هاي فراواني را در اين خصوص ثبت كردهاند. پس از شدتگرفتن فعاليت هاي انقلابي ايشان، سرانجام در تيرماه سال 1353 ساواك او را دستگير و در ضمن بازرسي از منزل وي به تعداد زيادي اعلاميه دست يافت. در زندان، درخصوص اين اعلاميهها و نيز ارتباط با امامخميني(ره) از ايشان بازجويي شد و مامور ساواك در پايان گزارش بازجويي خود چنين نظريه داده است: «در مجالس مذهبي به هنگام بيان احكام اسلامي از فرصت استفاده و اعمال خلفاي بنياميه را با وضع روز تشبيه نموده و بدينترتيب اقدامات و اصلاحات حكومت پهلوي را تخطئه و با توسل به شواهد تاريخي مردم را نسبت به هيات حاكمه بدبين و عليه دولت تحريك نموده است.»
آيتالله غفاري سرانجام در زندان براثر شكنجه و فشارهاي وارده در تاريخ ششم ديماه 1353 به شهادت رسيد. اداره ساواك دو روز پس از آن، در شانزدهم ديماه خبر فوت ايشان را به خانواده وي اعلام و از آنان درخواست كرد كه بيسروصدا و بيآنكه به كسي چيزي بگويند براي تحويل جنازه به دادستاني ارتش مراجعه كنند. اما خانواده غفاري از امضاي برگه فوت خودداري نمود و لذا اداره امنيت مجبور شد به منظور تدفين مخفيانه، جنازه او را شبانه به قم بفرستد اما طلاب و مردم قم از موضوع باخبر شده و بهطرز باشكوهي در تشييع جنازه او در صبح روز هفتم ديماه شركت كردند. در مسير تشييع جنازه به سمت حرم حضرت معصومه(ع)، تعدادي از مراجع تقليد نيز به مردم پيوستند. حاضران در اين مراسم شعارهايي نيز عليه حكومت سردادند كه به دستگيري تعدادي از طلاب منجر شد. چند روز بعد، آيتاللهالعظمي گلپايگاني مراسم ختم باشكوهي را براي مرحوم آيتالله شيخحسين غفاري در مسجد اعظم قم برگزار كرد.
پينوشتها:
1 ـ حميد صبري آذرشهري، گلشن ابرار، (خلاصهاي از زندگي اسوههاي علم و عمل، تهيه و تدوين جمعي از پژوهشگران حوزه علميه قم، زندگينامه آيتالله غفاري)، ج 2، قم، زير نظر شوراي پژوهشكده باقرالعلوم، نشر معروف، 1379، ص758
2 ـ هادي غفاري، خاطرات هادي غفاري، تهران، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1374، ص22
3 ـ رباني خلخالي، شهداي روحانيت شيعه در يكصدسال اخير، قم، مولف، 1402 هجري، ص244
4 ـ صبري آذرشهري، همان، ص758
5 ـ بيانيه شماره 81، ششمين سالگرد شهادت آيتالله غفاري روحاني مجاهد را گرامي ميداريم، تهران، 1359، ص5
6 ـ هادي غفاري، همان، ص6
7 ـ صبري آذرشهري، همان، ص759
8 ـ رباني خلخالي، همان، ص245
9 ـ هادي غفاري، همان، صص24ـ23
10 ـ صبري آذرشهري، همان، ص760
11 ـ هادي غفاري، همان، ص29
12 ـ همان، ص130
13 ـ اسناد انقلاب اسلامي، ج 3. تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1374، صص55 ـ 52
14 ـ قيام 15 خرداد به روايت اسناد، ج 1، تهران، مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، ص571
15 ـ بيانيه، همان، ص7
16 ـ آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده قيام 15 خرداد، ش ب 116، صص 36 ـ 35 و ش ب 298، صص 20ـ19 و ش ب 119، صص198ـ178
17 ـ خاطرات 15 خرداد تبريز، دفتر اول، بهكوشش علي باقري، تهران، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1374، صص73و171
18 ـ اسناد انقلاب اسلامي، همان، ص99
19 ـ بيانيه، همان، ص13
20 ـ اسناد انقلاب اسلامي، ج 2، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1374، ص134
21 ـ ياران امام به روايت اسناد ساواك، حجتالاسلام محمدتقي فلسفي (زبانگوياي اسلام)، تهران، مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، 1378، ص302
22 ـ بيانيه، همان، ص14
23 ـ هادي غفاري، همان، ص132
24 ـ صبري آذرشهري، همان، ص764
25 ـ آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده ش ب 777، ص8
منبع: سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامي
لینک کپی شد
نظر شما
