بازتاب پرواز 655 - من به ناو وينسنس عشق مي ورزم!

کد خبر: ۱۱۳۵۱۰
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۸۶ - ۱۵:۰۳ - 26June 2007


http://www.chemical-victims.com/_chemical-v/images/1454/mosahebe/DSC06623.JPG
 

- مهدی عربی هستم. متولد شهر کمیجان در حومه اراک، دانشجوی دکتری رشته مکانیک و عضو هیأت علمی دانشگاه شهید رجایی.

 درباره دوران کودکی و نوجوانی اش، گفت:

اگر شاگرد اول و دوم کلاس نبودم، اما در بین پنج نفر اول بودم. آن موقع بر روی دیوار مدرسه ما فرمایشی از حضرت امام  (ره) نوشته بود که؛ «اگر درس نخوانید حرام است که در مدرسه بمانید.»

این جمله تکلیف را روشن می کرد. دانش آموزن این فرمایش امام (ره) آویزه گوش کرده بودند.

زمستان سال 1357بود. شش یا هفت سال داشتم، ژاندارم ها به خانه ما ریختند. پدر و برادر بزرگترم را دیدم که مورد حمله وحشیانه آنها قرار گرفتند و به شدت ضرب و شتم شدند. پدر زندانی شد و برادرم تا ماهها بعد در بستر بیماری بود.

نوجوانی و جوانی ما همزمان با حوادثی بسیار بزرگ و تاریخی بود.

 

درباره جبهه و جنگ:

- امام خمینی (ره)، انقلاب نوپای اسلامی و مسئله دفاع مقدس، سرنوشت نسل ما را رقم می زد. هزاران دانش آموز مثل من وجود داشت که رزمنده بودند، هم درس می خواندند و هم می جنگیدند.

- من وظیفه تاریخی، میهنی و دینی خود را به دستور رهبرم انجام دادم. خرسندم که امروز حس می کنم برای کشورم مفید بوده ام.

- در ابتدا حضور در جبهه راننده و بیسیم چی بودم و اواخر جنگ فرمانده گروهان شدم.

- مورد اصابت مستقیم گلوله، ترکش و گازهای شیمیایی قرار گرفتم. شیمیایی هدیه ای از جانب خدا و البته وسیله ای برای آزمایش کردن من است.

- چندی قبل کاغذی را در کیف مدرسه دخترم پیدا کردم- مرضیه 9 ساله دارد- او نامه ای برای خدا نوشته و از او خواسته تا سرفه های شبانه من خوب شود.

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین