واهان الله وردي (الله ورديان)
«واهان» پس از دو سال كار و كوشش در جهت كمك به امور خانواده، در سال 1361 براي انجام خدمت مقدس سربازي خود را به سازمان نظام وظيفه معرفي نمود. پس از طي دوره آموزشي در پادگان «عجب شير»، به جمع رزمندگان دلاور جبهه هاي نبرد پيوست و در صفوف لشگر 77 خراسان در «پيرانشهر»، به دفاع از وطن خود همت گماشت. سرانجام بعد از ماه¬ها نبرد دلاورانه با دشمن بعثي، وي در خلال عمليات «والفجر 2» بر اثر اصابت تركش، خون خود را در راه آزادي و استقلال ميهن نثار و با افتخار بزرگ شهادت، به ديدار حق شتافت. پيكر مطهر شهيد «واهان اَلله ورديان» بعد از انتقال به تهران و انجام تشريفات مذهبي با حضور جمعيت كثيري از ارامنه و مسئولان نظامي و در ميان حزن و اندوه فراوان در قطعه شهداي ارمني تهران به خاك سپرده شد.
منبع: گل مريم ، نوشته ي دکتر آرمان بوداغيانس، نشر تسنيم حيات، با همکاري نشر صرير- 1385
منبع: گل مريم ، نوشته ي دکتر آرمان بوداغيانس، نشر تسنيم حيات، با همکاري نشر صرير- 1385
خاطرات
شهيدبه روايت خواهر ش:
«… هنوز چشم انتظار ديدار او هستيم. از زمان شهادت وي تا به امروز، هر روز صبح به اميد ديدار برادرم، چشم به زندگي ميگشايم. باورم نميشود كه برادرم شهيد شده باشد چرا كه اكثراً خواب او را ميبينم كه به من ميگويد: گريه نكن، چون من زنده هستم. «واهان» فرزند كوچك خانواده بود، بسيار عزيز و دوست داشتني. حدود دو سال به كار مشغول شد تا به خانواده خدمتي كرده باشد. از طرفي به جهت اينكه فردي جدي و با مسئوليت بود، وظيفه خود ميدانست تا از مرز و بوم كشورش ايران، دفاع نموده و دشمن را از خاك مقدس وطنش بيرون براند.
«… هنوز چشم انتظار ديدار او هستيم. از زمان شهادت وي تا به امروز، هر روز صبح به اميد ديدار برادرم، چشم به زندگي ميگشايم. باورم نميشود كه برادرم شهيد شده باشد چرا كه اكثراً خواب او را ميبينم كه به من ميگويد: گريه نكن، چون من زنده هستم. «واهان» فرزند كوچك خانواده بود، بسيار عزيز و دوست داشتني. حدود دو سال به كار مشغول شد تا به خانواده خدمتي كرده باشد. از طرفي به جهت اينكه فردي جدي و با مسئوليت بود، وظيفه خود ميدانست تا از مرز و بوم كشورش ايران، دفاع نموده و دشمن را از خاك مقدس وطنش بيرون براند.
لینک کپی شد
نظر شما
