شهيد عبدالرحمن العامودي
صادقانه آروزي شهادت را در سر مي پروراند و روحش با روح استادش دکتر مقادمه در هم آميخت
- سلام عليکم ..
- عليکم السلام...
- آيا روزه دار هستي؟
- نه، ان شاءالله روز دوشنبه با هم روزه مي گيريم..
- به کمک خدا اندکي بعد به منزل مي آيم از شما خواهش مي کنم که صبحانه را آماده کني...
- خدا را شکر بالاخره امروز با هم صحبانه مي خوريم...
- ان شاءالله.
- خداحافظ ...
- در امان خدا.
اين آخرين سخناني است که ميان شهيد عبدالرحمن العامودي و همسرش رد و بدل شده است. شهيد اندکي پس از اين مکالمه، با استادش دکتر ابراهيم مقادمه و برادرانش خالد جمعه و علاء شکري به ديار حق شتافت. اين مجاهد هميشه در راز و نياز با پروردگارش مي گفت: - خدايا براي کسب رضايتت مشتاقانه پيش تو مي آيم. ملت فلسطين و جهان عرب و اسلام، روز شنبه را با ناراحتي و حزن و اندوه پشت سر گذاشتند. در اين روز، انديشمند بزرگ جهان اسلام دکتر مقادمه به شرف شهادت نايل آمد. پس از انتشار خبر شهادت عبدالرحمن زهير العامودي اردوگاه الشاطي در غم و ماتم فرو رفت. وي چهره اي نوراني داشت و مرد خوش خلق و آرامي بود. خداوند بلند مرتبه عاشقان خود را اين گونه توصيف مي کند: "أذلة علي المؤمنين و أعزة علي الکافرين" نسبت به مؤمنان نرم و فروتن بوده و در برابر کافران سخت و نيرومندند. تولد و دوران کودکي شهيد عبدالرحمن زهير العامودي در تاريخ 20/8/1974م. در اردوگاه الشاطي در شهر غزه به دنيا آمد و در دامان خانواده اي متدين و شجاع پرورش يافت. عبدالرحمن پنج برادر دارد که خودش بزرگ ترين آنها بود. پدربزرگ و مادر بزرگ او، در ميان مردم بيش از همه به سخاوت و خوش خلقي معروف بودند. آنها خانواده اي نمونه بر اساس معيارهاي اخلاقي و اسلامي تشکيل دادند. بهترين اجداد، بهترين فرزندان را از خود به جاي مي گذارند. عبدالرحمن از همان اوان کودکي در خانواده اي دلير و حق جو رشد يافت. بستگان شهيد از همان روزهاي آغازين زندگي کودکي اش به جسارت وي در حق گويي و شجاعتش پي برده بودند. وي به آداب اسلامي و اخلاقي پايبند بود و با برادرانش به نيکي رفتار مي کرد. عبدالرحمن تحصيلات ابتدايي خود را در مدرسه پسرانه الشاطي به پايان رساند و براي گذراندن دوره راهنمايي به مدرسه الرمال رفت. با توجه به اين که از هوش سرشاري برخوردار بود، اما به علت مشکلات عديده نتوانست ادامه تحصيل دهد. عبدالرحمن دوره کودکي اش را در کنار درياي غزه بر روي شن و ماسه هاي اطراف آن گذراند. عضلات نيرومند و اراده اي پولادين داشت و زندگي اش مملو از فعاليت هاي جهادي است. وي با بيش تر فرماندهان قسامي ملاقات کرد و از اخلاق عالي آنها بهره مي جست. نشست و برخاست شهيد با اين جان برکفان، نقش بسزاي در تربيت شخصيت جهادي و شهادت طلبي اش داشت. مواضع شجاعانه شهيد عبدالرحمن از جمله کساني است که مصداق بارز اين فرموده رسول مکرم اسلام هستند. پيامبر فرمود: بهترين پيروان من کساني هستند که جواني خود را در طاعت و عبادت پروردگار يکتا سپري کرده باشند. عبدالرحمن دعوتگر برجسته فلسطين بود که عمر خود را در امر به معروف و نهي از منکر گذراند. محمد برادر او مي گويد:"عبدالرحمن در پيمودن راه خدا از سرزنش سرزنش کنندگان بيم و هراسي نداشت. هميشه به ما نصحيت مي کرد و قرآن کريم و احکام دين مبين اسلام را به ما آموزش مي داد. روزي به منزل بازگشت و مرا در حال اداي نماز عصر ديد. پس از پايان نماز به من گفت که چرا در منزل نماز به جاي مي آوري. پس مسجد براي چه کاري ساخته شده است. سپس اين فرموده خداي سبحان را تلاوت کرد: "إنما يعمر مساجد الله من آمن بالله و اليوم الآخر و أقام الصلاة و آتي الزکاة و ليم يخش إلا الله فعسي أولئک أن يکونوا من المهتدين" تنها کسي حق دارد مساجد خدا را آبادان سازد که به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشد و نماز را چنان که بايد بخواند و زکات بدهد و جز از خدا نترسد. اميد است چنين کساني از زمره راه يافتگان باشند. يک مرتبه مادرم را نشسته ديد، با مهرباني به وي گفت: عزيزم وضو بگير و از کلام الله مجيد تلاوت کن. کبوتر مسجد ابو الهيثم همسنگر شهيد عبدالرحمن درباره دوست صميمي اش اين چنين مي گويد:"او کم سخن مي گفت و جز در مواقع ضروري لب به سخن نمي گشود. هميشه به طاعت پروردگار مشغول بود و به برادرانش ايثار مي کرد. براي حل مشکلات مادي دوستانش پيش قدم مي شد. در بيشتر اوقات از دريا ماهي صيد مي کرد و دوستان و برادران ديني اش را براي صرف آن دعوت مي کرد. شهيد عبدالرحمن در سال 1990م. براي انجام مناسک ديني به مسجد الشمالي در اردوگاه الشاطي مي رفت و پس از احداث مسجد عبادالرحمن در سال 1992 در منطقه "البلاخيه" جزو اولين نمازگزاران آن بود. بر نمازهاي پنج گانه به ويژه نماز صبح محافظت و در کليه جلسات قرآن شرکت مي کرد. به وزرش به خصوص فوتبال، شنا و واليبال علاقه وافري داشت. عبدالرحمن چند سال پس از تربيت و تخلق به آداب اسلامي، براي دستيابي اهداف والا به جنبش مقاومت اسلامي حماس پيوست. ابتدا در بخش حوادث جنبش و سپس در بخش الصاعقه الاسلامية فعاليت کرد. در تعقيب و مجازات مزدوران و مفسدان در انتفاضه اول نقش مؤثري داشت. او همچنين در بخش اطلاع رساني جنبش و در درگيري با نيروهاي اشغالگر بسيار فعال بود." ثبات قدم در راه حق در ماه مارس 1996 ـ اولين سال هاي تشکيل حکومت خودگردان فلسطين ـ پس از سلسله عمليات انتقام جويانه ترور شهيد يحيي عياش به وسيله نيروهاي اين حکومت همراه شماري از دوستانش بازداشت شد و به وسيله خائنان به شدت مورد شکنجه قرار گرفت. با دوستانش به اين يقين رسيده بودند که ظلم و ستم نزديکان بيش از همه براي آدمي دردآور است!! يکي از دوستان شهيد در زندان "السرايا" مي گويد:"عبدالرحمن به شدت تحت شکنجه سخت قرار گرفت و به سلول انفرادي کوچکي منتقل شد که مساحت آن بيش تر از 160 سانتي متر نبود. در جريان بازجويي و شکنجه پيوند دوستي با هم را انکار کرديم. شهيد در اين بازجويي ها به شدت شکنجه و پيکرش شکسته شد اما اين امر بر عزم راسخش تأثيري نگذاشت. او همه اين شکنجه ها را تحمل کرد و نمازهايش را در زندان سر وقتش به جاي مي آورد و نماز شب و تلاوت قرآن را ترک نکرد. چهره اي بشاش و خندان داشت." يکي ديگر از همقطاران شهيد به نام ابو بلال مي گويد:"روزهاي بازداشتگاه روزهاي بسيار سخت و دردآوري بودند. هنگامي که به چهره عبدالرحمن نگاه مي کردم، صبر و بردباري و توکل او به خداي عزوجل را به وضوح مشاهده مي کردم. وي بسيار به ورزش هاي فوتبال، شنا و واليبال علاقه مند بود. وقتي در اتاق ملاقات دور هم جمع مي شديم، نيروهاي تشکيلات خودگردان ما را از هم جدا مي ساختند تا مبادا از احوال يکديگر باخبر شويم. دوباره پس از اين که نگهبانان زندان، ما را از هم جدا مي کردند، کنار هم مي نشستيم و جوياي احوال يکديگر مي شديم. پس از خروج از زندان، وي دوباره به صيد ماهي و فعاليت هاي مبارزاتي و جهادي در مسجد عبادالرحمن ادامه داد. هميشه براي نماز صبح بيدار مي شد و ما را نيز از خواب بيدار مي کرد. سرباز گمنام گرچه اطلاعات زيادي در مورد فعاليت هاي نظامي شهيد قهرمان ما در گردان هاي شهيد عزالدين قسام در دست نيست، اما وي مسئول يکي از تيم هاي مسلح عملياتي جنبش حماس به نام "دفاع مردمي" بود. او شبانه در اردوگاه الشاطي نگهباني مي داد و همراه با تيمش براي مقابله با هر گونه حمله نظاميان صهيونيست، در خيابان ها بمب کار مي گذاشت. شهيد همچنين در راستاي فعاليت هاي مبارزاتي خود از جمله محافظان شخصي دکتر ابراهيم مقادمه و در همه حال با ايشان بود. حادثه ترور نيروهاي تروريست صهيونيست با ارتکاب جنايت ديگري صبح روز شنبه 8/3/2003م دکتر "ابراهيم مقادمه" 48 ساله يکي از برجسته ترين رهبران جنبش مقاومت اسلامي حماس را ترور کردند. جنايتکاران اشغالگر پنج فروند موشک به سوي خودروي حامل دکتر مقادمه و سه تن از محافظانش در مرکز شهر غزه شليک کردند و علاوه بر اين که اين مجاهدان را به شهادت رساندند، چند عابر پياده و دانش آموز را مجروح کردند. شاهدان عيني گزارش دادند که دو بالگرد آپاچي رژيم صهيونيستي، حدود ساعت 8:10 در آسمان شهر ظاهر شدند که در ارتفاع پاييني پرواز مي کردند. اين دو بالگرد پنج فروند موشک به سوي خودروي سفيد رنگ ميتسوبيشي شهيد مقادمه در نزديکي مسجد الروضه در خيابان اللبابيدي در محله النصر شمال شهر غزه، شليک کردند. سه فروند از اين موشک ها به خودروي دکتر مقادمه اصابت و آن را به پودر تبديل کرد. منابع فلسطيني اعلام کردند که در اين عمليات تروريستي، دکتر مقادمه و سه تن از همراهانش (خالد حسن جمعه، علاء محمد الشکري و زهير العامودي) که عازم دانشگاه اسلامي غزه بودند، به شهادت رسيدند. نيروهاي دفاع شهري و عناصر پليس خودگردان، رهبران حماس و هزاران فلسطيني به محل جنايت رفتند. در جريان اين عمليات زبونانه چند عابر پياده و دانش آموز نيز زخمي شدند و خسارات سنگيني به چندين باب منزل وارد آمد. همچنين يک خودرو در نزديکي خودروي دکتر مقادمه به شدت آسيب ديد. اين دو فروند بالگرد صهيونيستي حدود 15 دقيقه پس از ارتکاب اين جنايت وحشيانه در آسمان منطقه جولان مي دادند تا به موفقيت اين عمل ددمنشانه خود مطمئن شوند. هزاران فلسطيني خشمگين در محل حادثه جمع شدند و با سردادن شعارهاي الله اکبر و لا إله إلا الله، انتقام خون اين شهدا را خواستار شدند. محمد پس از شنيدن خبر شهادت برادرش مي گويد:"يکي از دوستانم با من تماس گرفت و درباره عبدالرحمن سؤال کرد. به او گفتم که براي کار از منزل بيرون رفته است. به من گفت که دکتر ابراهيم مقادمه هدف چند فروند موشک بالگردهاي آپاچي قرار گرفته است. سپس با من تماس گرفت و گفت که برادرم به شهادت رسيده است. محمد اشک در چشمانش حلقه زد و پس از اندکي سکوت ناگهان گفت:"خداي بلند مرتبه را شکر مي گويم که عبدالرحمن را به عنوان شهيد برگزيد. پس از شنيدن خبر شهادتش فوراً به بيمارستان الشفاء رفتم و به چهره اش نگاه کردم، سراپا نور بود و مانند ماه شب چهارده مي درخشيد. پدرم پس از رؤيت سيماي نوراني عبدالرحمن، براي اندکي بيهوش شد اما دوباره به هوش آمد و خداي عزوجل را شکر گفت. مادرم نيز کمي بي قرار بود و گريه مي کرد، اما پس از اين که از مقامات شهيد در نزد خداي سبحان برايش گفتم، آرام گرفت و براي عبدالرحمن دعا کرد: اللهم اغفر له و الرحمه اللهم اسکنه فرودسک الأعلي. (خداوندا! او را بيامرز و بهشت برين را مأوايش قرار بده)." همسر صبور و بردبار شهيد، هنگام شنيدن خبر شهادت يار زندگي اش با ايمان و يقين راسخي که به خداي لايزال دارد، دست شکر و سپاس به آستانه اش دراز کرد. عبدالرحمن، همسر فداکارش را به صبر در سختي ها و مشقات عادت داده بود. اين شيرزن مجاهد به يقين مي دانست که عبدالرحمن به آن چه آرزويش را مي کرد، دست يافته است، بنابراين وي نيز تسليم تقدير الهي شد و ناراحتي و اندوه به خود راه نداد. پاسخ به اين جنايت در راه است گردان هاي شهيد عزالدين قسام به تمامي تيم هاي عملياتي خود و شهادت طلبان عضو اين گردان ها براي ترور رهبران نظامي و سياسي رژيم صهيونيستي در پاسخ به ترور شهيد دکتر ابراهيم مقادمه و سه تن از محافظانش چراغ سبز نشان داد. گردان هاي شهيد عزالدين قسام با صدور بيانيه اي اعلام کردند:" نيروهاي اشغالگر صهيونيستي حملات خود عليه ملت بي دفاع فلسطين را تشديد کرده است. اين دشمن کينه توز زنان، کودکان و سالخوردگان فلسطيني را هدف تجاوزات وحشيانه خود قرار داده و هماکنون نيز به ترور رهبران سياسي ما روي آورده است. گردان هاي شهيد عزالدين قسام شهادت مجاهد والامقام دکتر ابراهيم مقادمه از رهبران بلندپايه و مغز متفکر جنبش مقاومت اسلامي "حماس" و يکي از علمداران جماعت اخوان المسلمين فلسطين و سه تن از محافظانش به نام هاي مجاهد خالد حسن جمعه، علاء محمد الشکري و عبدالرحمن زهير العامودي را تبريک و تسليت مي گويند. گردان هاي قسام از کليه تيم هاي عملياتي مي خواهند که در عمق مناطق صهيونيست نشين به شدت به اين حمله وحشيانه پاسخ دهند و هر يهودي اشغالگر را در هر وجب از خاک فلسطين هدف قرار دهند. از تيم هاي عملياتي خود در الخليل، نابلس، جنين، رام الله، بيت لحم، غزه، رفح، خان يونس و جباليا و کليه اراضي اشغالي مي خواهيم که خود را براي حمله به دشمن اشغالگر صهيونيستي آماده و برنامه ريزي کنند. گردان هاي قسام به تمامي تيم هاي عملياتي خود اعلام مي کنند که مي توانند از هر گزينه نظامي و در رأس آن ترور رهبران سياسي يهود استفاده کنند. به دولت تروريست صهيونيستي پاسخ شديدي به جنايت ترور اين رهبر برجسته و مغز متفکر حماس و محافظانش خواهيم داد و کساني که ستم مي کنند، خواهند دانست که بازگشت شان به کجا و سرنوشت شان چگونه است؟" 200 هزار فلسطيني پيکر اين شهدا را تشييع کردند حدود 200 هزار نفر از اهالي غزه در تشييع پيکر شهيد مقادمه و سه تن از مجاهدان حماس شرکت کردند. مجاهدان حماس پيکر تکه تکه شده اين چهار شهيد را در پارچه هاي سبز رنگ، که روي آنها شعار توحيد و محمد رسول الله نوشته شده بودف قرار دادند و از بيمارستان الشفاء غزه به سمت داخل شهر حمل کردند. بوي مشک و عنبر از پيکرهاي مبارک اين شهدا آسمان منطقه را آکنده کرده بود. اجساد مطهر هر کدام از اين شهدا به محل سکونت شان انتقال يافت. پيکر دکتر مقادمه به محله اليرموک در غزه، پيکر شهيد خالد حسن جمعه 27 ساله به محل التوام در جباليا، پيکر شهيد عبدالرحمن العامودي 29 ساله نيز به اردوگاه الشاطيء و پيکر شهيد علاء عوده الشکري 30 ساله نيز به محله التفاح در شهر غزه منتقل شد. خانواده هاي اين عزيزان در ميان فريادهاي الله اکبر و لا إله إلا الله براي آخرين بار با جگرگوشه هاي شان خداحافظي کردند. پيکر هاي شهدا به مسجد العمري در شهر غزه برده شد و دهها هزار فلسطيني اعم از زن و مرد و پير و جوان با حمل پرچم هاي اسلامي، آرم حماس و پرچم فلسطين و سردادن شعارهاي انتقام و ضد صهيونيستي، آنها را همراهي کردند و پس از اداي نماز عصر، نماز ميت را به جاي آوردند. حدود 200 هزار فلسطيني با حضور گسترده خود در تشييع پيکر اين شهدا شرکت کردند. از زمان ترور سردار صلاح شحاده اين بزرگ ترين حضور گسترده مردم فلسطين در مراسم تشييع پيکر شهدا و يا برگزاري راهپيمايي است. مردم اندک اندک به جمع تشييع کنندگان در مسجد العمري پيوستند و سپس انبوه جمعيت کليه خيابان هاي شهر غزه را فراگرفت. نمايندگان کميته هاي مقاومت مردمي، جبهه خلق براي آزادي فلسطين و جنبش فتح در اين مراسم شرکت کردند. شيخ احمد ياسين، دکتر عبدالعزيز رنتيسي و استاد اسماعيل هنيه و برخي ديگر از رهبران حماس پيشاپيش تشييع کنندگان حرکت مي کردند. دکتر رنتيسي طي سخناني خطاب به مردم فلسطين گفت:"کسي که مي خواهد راه شهيد مقادمه انديشمند بزرگ جهان اسلام و يکي از برجسته ترين متفکران جماعت اخوان المسلمين در فلسطين و جهان را ادامه دهد، بر استمرار راه شهادت بيعت کند." وي افزود:"با خداي خويش عهده و پيمان مي بنديم که اي ابراهيم! تا آزادي فلسطين از دريا تا رود راهت را ادامه دهيم و از مقاومت، مبارزان و مجاهدان حمايت کنيم و با هر جنايتکاري که مي خواهد با مقاومت مقابله کند، بجنگيم و طرح هاي شارون و مزدوران وي را به چالش بکشانيم و در کنار مجاهدان مبارزه کنيم. خداوند بر آن چه مي گوييم شاهد و ناظر است." رنتيسي بر حمايت از مقاومت تا آزادي فلسطين تأکيد کرد و اظهار داشت:"عمليات هاي شهادت طلبانه و مسلحانه گردان هاي قسام بايد تشديد شود. راه شهدا را ادامه مي دهيم و به شکست و تسليم و عادي سازي روابط "نه" مي گوييم. با خداي سبحان پيمان مي بنديم که از مجاهدان و مبارزان پشتيباني کنيم و راه آنها را ادامه دهيم. به شارون مي گوييم که ما با گردان هاي شهيد عزالدين قسام و مبارزان شرافتمند فلسطيني هستيم و از وجبي از خاک فلسطين صرف نظر نخواهيم کرد و دل بستگي تو به خائنان به شکست خواهد انجاميد. اي شارون! ملتي با تو به مقابله برخاسته اند که در مقابل تو زانوي تسليم خم نخواهند کرد. منتظر کاروان هاي شهادت طلبان فلسطين باش. اين مردم کليه دسيسه هاي تو عليه فلسطين از جمله توافق نامه اسلو را با شکست روبه رو مي کنند." اين رهبر برجسته حماس در ادامه افزود:"احداث پست بازرسي به وسيله تشکيلات خودگردان براي حمايت از يهوديان، شهرک نشينان و کماندوهاي صهيونيست را محکوم مي کنيم. از الآن از گردان هاي شهيد عزالدين قسام مي خواهيم که رهبران سياسي رژيم صهيونيستي از جمله شارون و موفاز را هدف عمليات هاي خود قرار دهند. مزدوران خيانتکار نيز تحت پيگرد قرار مي گيرند و به سزاي اعمال شان مي رسند." پيکرهاي شهيد الشکري و العامودي در قبرستان محله شيخ رضوان و پيکر شهيد جمعه در قبرستان جباليا و پيکر شهيد دکتر مقادمه نيز در اردوگاه البريج به خاک سپرده شد.
