حشد الشعبی؛ سلاح رسمی در ساختار دولت عراق
گروه بینالملل دفاعپرس، الناز رحمتنژاد: موضوع «تحویل سلاح» در عراق طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین و حساسترین مباحث سیاسی، امنیتی و اجتماعی این کشور تبدیل شده است. عراق پس از سقوط رژیم بعث، اشغال نظامی آمریکا، گسترش جریانهای تروریستی، ظهور داعش و نیز شکلگیری ساختارهای جدید امنیتی، با واقعیتی پیچیده در حوزه سلاح مواجه شد؛ واقعیتی که در آن نمیتوان همه نیروهای مسلح را ذیل یک عنوان واحد تعریف کرد.

در عراق امروز، چند نوع سلاح و نیروی مسلح قابل تفکیک است. نخست، سلاح نیروهای رسمی و قانونی مانند ارتش، پلیس فدرال، دستگاه مبارزه با تروریسم و حشد الشعبی است که در چارچوب ساختار امنیتی کشور فعالیت میکنند و تابع فرماندهی کل نیروهای مسلح عراق هستند. این نوع سلاح، از منظر حقوقی، بخشی از توان دفاعی و امنیتی دولت عراق محسوب میشود.
دوم، سلاح مقاومت است؛ سلاحی که جریانهای مقاومت آن را در امتداد مقابله با اشغالگری، تروریسم و تهدیدات خارجی تعریف میکنند. این سلاح در ادبیات حامیان مقاومت، نه برای منازعات داخلی و رقابتهای سیاسی، بلکه برای دفاع از عراق، مقدسات، مردم و مقابله با داعش، آمریکا و رژیم صهیونیستی معرفی میشود. البته همین مسئله، محل اختلاف سیاسی در عراق است و برخی جریانها معتقدند حتی این سلاح نیز باید در چارچوب کامل دولت تعریف و ساماندهی شود.
سوم، سلاح گروههای مسلح خارج از دولت و سلاحهای بیضابطه یا اصطلاحاً «سلاح منفلت» است؛ سلاحی که نه ساختار قانونی مشخص دارد، نه فرماندهی پاسخگو و نه در چارچوب مصلحت عمومی به کار گرفته میشود. این نوع سلاح میتواند در درگیریهای عشایری، تسویهحسابهای سیاسی، اقدامات تبهکارانه، ترور، ناامنی اجتماعی یا ایجاد فشار بر دولت و مردم مورد استفاده قرار گیرد. بسیاری از علما، جریانهای سیاسی و نهادهای عراقی، تحویل و جمعآوری این نوع سلاح را ضرورتی برای امنیت داخلی عراق میدانند.
چهارم، سلاح نیروهایی مانند پیشمرگه در اقلیم کردستان عراق است. پیشمرگهها از منظر قانونی و سیاسی، نیروی نظامی وابسته به اقلیم کردستان به شمار میروند و جایگاهی متفاوت با گروههای مسلح غیررسمی دارند؛ اما در عین حال، نسبت آنها با ساختار امنیتی دولت مرکزی عراق، همواره یکی از مباحث مهم و گاه اختلافبرانگیز میان بغداد و اربیل بوده است. پیشمرگه نه مانند حشد الشعبی مستقیماً در ساختار فرماندهی نیروهای مسلح فدرال تعریف میشود و نه میتوان آن را در ردیف گروههای مسلح بیضابطه قرار داد؛ بلکه نیرویی منطقهای با جایگاه خاص در معادله امنیتی عراق است.
از همین رو، بحث درباره «تحویل سلاح» در عراق بدون تفکیک میان این سطوح، میتواند موجب خلط مفاهیم شود. سلاحی که تحت فرمان دولت و در مقابله با تروریسم به کار رفته، با سلاحی که خارج از قانون و علیه امنیت اجتماعی استفاده میشود، یکسان نیست. همچنین سلاح حشد الشعبی بهعنوان نیروی رسمی عراق، با سلاح گروههایی که خارج از ساختار دولت فعالیت میکنند، تفاوت حقوقی و عملیاتی دارد.
اوضاع پیچیده سلاح در عراق باعث شد خبرگزاری دفاعپرس پروندهای با عنوان «حشد و فراتر از آن» باز کند و در هر قسمت، به بررسی سلاح گروهها و نیروهای مسلح مختلف در عراق بپردازد. در قسمت اول، به بررسی سلاح حشد الشعبی پرداخته شده است که مشروح آن در ادامه گزارش میآید:
حشد الشعبی چیست؟
حشد الشعبی یا «بسیج مردمی عراق» یکی از مهمترین نیروهای نظامی و امنیتی این کشور است که در سال ۲۰۱۴ و در پی یورش گسترده داعش به شهرهای عراق شکل گرفت. زمانی که داعش بخشهای وسیعی از عراق از جمله موصل را اشغال کرد و تهدید این گروه تروریستی تا نزدیکی بغداد و شهرهای مقدس عراق پیش رفت، آیتالله سید علی سیستانی، مرجع عالی شیعیان عراق، فتوای معروف «جهاد کفایی» را صادر کرد.
این فتوا نقطه آغاز بسیج گسترده مردمی علیه داعش بود. هزاران نفر از مردم عراق، از گروههای مختلف مذهبی، قومی و اجتماعی، برای دفاع از کشور، مقدسات و شهروندان عراقی به میدان آمدند. در نتیجه این بسیج مردمی، ساختاری نظامی با عنوان حشد الشعبی شکل گرفت که بهتدریج سازماندهی شد و در کنار ارتش، پلیس فدرال، نیروهای مبارزه با تروریسم و دیگر یگانهای امنیتی عراق، در نبرد با داعش نقشآفرینی کرد.
حشد الشعبی در ابتدا پاسخی اضطراری به تهدید داعش بود، اما به مرور زمان به یکی از ارکان اصلی امنیت عراق تبدیل شد. این نیرو در نبردهای مهمی مانند آزادسازی آمرلی، جرفالصخر، تکریت، فلوجه، بیجی، موصل و مناطق مرزی عراق نقش مهمی ایفا کرد و توانست در کنار سایر نیروهای عراقی، بخش قابل توجهی از توان نظامی داعش را درهم بشکند.
ساختار حشد الشعبی
حشد الشعبی از دهها تیپ و یگان مختلف تشکیل شده است. این یگانها شامل مجموعهای از نیروهای داوطلب مردمی، گروههای مقاومت، نیروهای عشایری، نیروهای وابسته به مناطق مختلف عراق و حتی برخی یگانهای اهل سنت، مسیحی، ایزدی و ترکمان هستند که در دوره جنگ با داعش، در قالب حشد سازماندهی شدند.
بر اساس ساختار رسمی، حشد الشعبی دارای هیئت، فرماندهی، ستاد، تیپها و یگانهای عملیاتی است و در قالب نیروهای مسلح عراق فعالیت میکند. ریاست هیئت حشد الشعبی بر عهده «فالح الفیاض» است. در سالهای جنگ با داعش، «ابومهدی المهندس» بهعنوان نایبرئیس حشد الشعبی و از فرماندهان اصلی میدانی آن شناخته میشد؛ شخصیتی که در دیماه ۱۳۹۸ همراه با سردار «حاج قاسم سلیمانی» در حمله تروریستی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد به شهادت رسید.
پس از شهادت ابومهدی المهندس، ساختار فرماندهی حشد با تغییراتی مواجه شد و «عبدالعزیز المحمداوی» معروف به ابو فدک بهعنوان رئیس ستاد حشد الشعبی معرفی شد. با این حال، ریاست رسمی هیئت حشد همچنان با فالح الفیاض است.
حشد الشعبی از نظر جایگاه اداری و قانونی، یک نیروی رسمی در ساختار دولت عراق محسوب میشود و زیر نظر فرماندهی کل نیروهای مسلح این کشور، یعنی نخستوزیر عراق، فعالیت میکند. هرچند در ادبیات عمومی گاهی از ارتباط آن با وزارت دفاع سخن گفته میشود، اما جایگاه دقیقتر حشد، ذیل ساختار نیروهای مسلح و فرماندهی کل قواست؛ یعنی نهادی رسمی و قانونی که در کنار ارتش و دیگر نیروهای امنیتی عراق، بخشی از منظومه دفاعی کشور به شمار میرود.
حشد الشعبی چگونه و به دستور چه کسانی شکل گرفت؟
شکلگیری حشد الشعبی را باید در پیوند سه عامل اصلی فهم کرد؛ نخست، تهدید فوری داعش؛ دوم، فتوای جهاد کفایی مرجعیت عالی نجف؛ و سوم، نیاز دولت عراق به بسیج مردمی برای جلوگیری از سقوط شهرها و دفاع از بغداد و عتبات مقدسه.
پس از صدور فتوای آیتالله سیستانی، دولت عراق زمینه سازماندهی نیروهای داوطلب را فراهم کرد. گروههای مختلف مقاومت و نیروهای مردمی نیز وارد میدان شدند و حشد الشعبی بهعنوان یک نیروی بزرگ داوطلبانه مردمی شکل گرفت. بنابراین، حشد نه محصول یک تصمیم صرفاً حزبی بود و نه یک گروه مسلح خارج از دولت؛ بلکه در متن یک بحران ملی و با پشتوانه فتوای مرجعیت و نیاز رسمی دولت عراق پدید آمد.
در سالهای بعد، مجلس عراق با تصویب قانون مربوط به حشد الشعبی، این نیرو را بهعنوان بخشی از نیروهای مسلح رسمی کشور به رسمیت شناخت. این اقدام موجب شد حشد الشعبی از مرحله یک نیروی بسیج مردمی در شرایط اضطراری، وارد مرحله تثبیت حقوقی و قانونی شود.
جایگاه حقوقی و رسمی حشد الشعبی
جایگاه حقوقی حشد الشعبی یکی از مهمترین تفاوتهای آن با گروههای مسلح خارج از دولت است. حشد الشعبی بر اساس قانون مصوب عراق، بخشی از نیروهای مسلح این کشور به شمار میرود و تابع فرماندهی کل نیروهای مسلح است. این مسئله به این معناست که حشد از نظر قانونی، نهادی رسمی و دولتی محسوب میشود و مأموریت آن باید در چارچوب امنیت ملی عراق تعریف شود.
بر همین اساس، سلاح حشد الشعبی نیز از منظر حقوقی، سلاح یک گروه مسلح خودسر نیست؛ بلکه سلاح نیرویی است که در ساختار رسمی عراق جای گرفته و مأموریت آن دفاع از کشور، مقابله با تروریسم و مشارکت در حفظ امنیت ملی است. این جایگاه، حشد را از سلاحهای منفلت، سلاحهای عشایری، گروههای تبهکار و جریانهایی که خارج از کنترل دولت سلاح در اختیار دارند، جدا میکند.
البته همین جایگاه رسمی، مسئولیتهایی نیز برای حشد ایجاد میکند؛ از جمله پاسخگویی به دولت، رعایت قانون، هماهنگی با فرماندهی کل نیروهای مسلح و پرهیز از ورود به منازعات داخلی. به عبارت دیگر، رسمی بودن حشد به این معناست که سلاح آن باید در خدمت دولت، ملت و امنیت عراق باشد، نه در خدمت رقابتهای سیاسی یا درگیریهای داخلی.
نقش و دستاوردهای حشد الشعبی در عراق
نقش حشد الشعبی در عراق، بیش از هر چیز با جنگ علیه داعش شناخته میشود. زمانی که داعش در سال ۲۰۱۴ بخشهای گستردهای از عراق را اشغال کرد، ارتش این کشور با بحران جدی مواجه شد و بسیاری از شهرها در معرض سقوط قرار گرفتند. در چنین شرایطی، حضور نیروهای حشد الشعبی موجب شد موازنه میدانی به نفع دولت عراق تغییر کند.
حشد در عملیاتهای متعدد علیه داعش مشارکت داشت و در برخی جبههها، نقش تعیینکنندهای در جلوگیری از پیشروی تروریستها ایفا کرد. آزادسازی مناطق راهبردی، قطع خطوط پشتیبانی داعش، دفاع از شهرهای مقدس، کمک به بازگشت امنیت به مناطق آزادشده و حضور در مرزهای عراق از جمله مأموریتهایی بود که حشد در آنها نقشآفرینی کرد.
یکی از مهمترین دستاوردهای حشد، تبدیل تهدید داعش از یک خطر موجودیتی برای عراق به یک تهدید محدودتر و قابل مهار بود. این نیرو در کنار ارتش، پلیس فدرال و نیروهای مبارزه با تروریسم، بخشی از پیروزی عراق بر داعش را رقم زد و در حافظه عمومی بسیاری از عراقیها، بهعنوان نیرویی شناخته شد که در یکی از سختترین مقاطع تاریخ معاصر عراق وارد میدان شد.
سلاح حشد الشعبی؛ سلاح رسمی یا مسئله سیاسی؟
بحث سلاح حشد الشعبی، همواره یکی از محورهای اختلاف در عراق بوده است. از یک سو، حامیان حشد تأکید دارند که این سلاح، سلاحی رسمی و قانونی است که در چارچوب دفاع از عراق و مقابله با تروریسم به کار رفته است. از سوی دیگر، برخی جریانهای سیاسی داخلی و خارجی تلاش میکنند حشد را در کنار گروههای مسلح خارج از دولت قرار دهند و بحث تحویل سلاح را به آن تعمیم دهند.
اما تفاوت اصلی در اینجاست که حشد الشعبی، بر خلاف گروههای مسلح غیررسمی، دارای جایگاه قانونی است. سلاح این نیرو در دوره جنگ با داعش، در جبهههای نبرد علیه تروریسم استفاده شد و نقش مهمی در حفظ امنیت عراق داشت. از نگاه حامیان حشد، این سلاح نه برای تهدید مردم عراق، بلکه برای دفاع از آنان در برابر داعش، اشغالگران و تهدیدات خارجی به کار گرفته شده است.
به همین دلیل، بحث تحویل سلاح حشد با بحث جمعآوری سلاحهای بیضابطه تفاوت اساسی دارد. سلاح منفلت، سلاحی است که خارج از قانون، بدون فرماندهی رسمی و برای اهداف شخصی، عشایری، تبهکارانه یا تروریستی استفاده میشود؛ اما سلاح حشد، بهعنوان بخشی از نیروهای رسمی عراق، باید در چارچوب دولت و امنیت ملی تعریف شود.
ارتباط ایران، حاج قاسم و حشد الشعبی
یکی از ابعاد مهم در بررسی حشد الشعبی، نقش جمهوری اسلامی ایران و بهویژه شهید حاج قاسم سلیمانی در حمایت از عراق در دوران هجوم داعش است. زمانی که داعش به سرعت در عراق پیشروی میکرد و بسیاری از مناطق این کشور در معرض سقوط قرار داشت، ایران از نخستین کشورهایی بود که به درخواست دولت عراق برای مقابله با داعش پاسخ داد.
شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نقش مهمی در مشاوره، سازماندهی، انتقال تجربه و پشتیبانی از نیروهای عراقی در میدان نبرد با داعش داشت. حضور او در کنار فرماندهان عراقی، از جمله فرماندهان حشد الشعبی، به یکی از نمادهای همکاری ایران و عراق در مبارزه با تروریسم تبدیل شد.
حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس، دو چهره محوری در میدان مقابله با داعش بودند که ارتباط نزدیکی با نیروهای مقاومت و حشد الشعبی داشتند. شهادت همزمان این دو فرمانده در حمله آمریکا، نهتنها برای محور مقاومت، بلکه برای بخش بزرگی از نیروهای عراقی، نقطه عطفی در نگاه به حضور نظامی آمریکا در عراق بود.
از نگاه حامیان حشد، حمایت ایران از عراق در دوران جنگ با داعش، حمایتی در چارچوب دفاع از دولت و ملت عراق بود؛ حمایتی که در سختترین روزهای سقوط شهرها و تهدید بغداد و عتبات مقدسه صورت گرفت. به همین دلیل، ارتباط ایران و حشد الشعبی در ادبیات مقاومت، نه مداخله در عراق، بلکه همکاری در برابر تهدید مشترک داعش و تروریسم تکفیری تعریف میشود.
آمریکا و مطالبه دائمی برای تحویل سلاح حشد
حشد الشعبی از زمان تثبیت نقش خود در عراق، همواره با فشارها و پیشنهادهای آمریکا برای محدودسازی، ادغام کامل یا تحویل سلاح مواجه بوده است. واشنگتن، حشد را یکی از موانع اصلی نفوذ کامل خود در عراق میداند و بارها از دولتهای مختلف عراق خواسته است که سلاح گروههای نزدیک به مقاومت را محدود یا جمعآوری کنند.
این مطالبه در حالی مطرح میشود که حشد الشعبی از منظر قانون عراق، بخشی از نیروهای رسمی کشور است و سلاح آن ذیل ساختار دولت و فرماندهی کل نیروهای مسلح تعریف میشود. حامیان حشد معتقدند آمریکا تلاش دارد با طرح موضوع «حصر سلاح»، میان سلاح رسمی مقاومت و سلاحهای بیضابطه خلط ایجاد کند و زمینه تضعیف یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی عراق را فراهم سازد.
