آوارگي، فرياد و درد 60 ساله ملت فلسطين

کد خبر: ۱۱۴۱۹۶
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۳۸۶ - ۱۲:۴۸ - 15October 2007


حسين اميري - عشرت مردي

از 1947 که گروههاي تروريستي وابسته به آژانس‌هاي صهيونيستي کار ترور و قتل عام و تاراندن ملت فلسطين را با هدف فراهم ساختن زمينه‌هاي تأسيس اسرائيل تشديد کردند تا امروز، 60 سال از سابقه آوارگي اين ملت ستمديده مي‌گذرد.
از آغاز شکل‌گيري پديده آوارگي، فلسطينيان در کشورهاي مختلف به ويژه در بلاد همسايه در شرايط غربت توأم با رنج و سختي روزگار خود را سپري مي‌کنند. در اين بحث قبل از شرح ماجرا ابتدا بايد تعريفي از آواره فلسطيني ارائه دهيم. آنروا يا «آژانس امداد و اشتغال آوارگان فلسطيني سازمان ملل متحد» که طي قطعنامه 302 مصوب 8 دسامبر 1949 تأسيس گرديد آواره فلسطيني را اينگونه تعريف مي‌کند:
آواره فلسطيني شخصي است که دقيقاً قبل از سال 1948 براي مدتي بيش از دو سال، فلسطين محل اقامت مستمر وي بوده و طي منازعه صورت گرفته، از وطن خود رانده و محل کسب، روزي و درآمد خود را از دست داده باشد.
آوارگان در تاريخ سياسي فلسطين از اهميت بسيار بالايي برخوردار بوده‌اند. به طوري که همه ساله در مذاکرات سياسي يکي از عوامل چالش‌زا براي تداوم گفتگوها تلقي مي‌شود. همچنين براي حل اين مسأله راه‌حلهاي مختلفي پيشنهاد مي‌شود که بعضي از آنها معقول و منصفانه و بعضي نيز صرفاً يک مصلحت‌ انديشي سياسي تلقي مي‌شود.
از جمله راه‌حلهايي که براي اين منظور پيشنهاد مي‌گردد، بازگشت پناهندگان به سرزمين و موطن اصلي خود، تشکيل دولت فلسطيني به عنوان مکاني که بتوان به اين گروه سامان داده و تابعيت فلسطيني اعطاء‌کند، پرداخت غرامت به پناهندگان در مقابل صرف‌نظر کردن از بازگشت و تجديد اسکان پناهجويان. ليکن با عنايت به اينکه اين پناهندگان درکشورهايي که هم اکنون زندگي مي‌کنند مورد پذيرش نيستند، لذا اسکان آنها در آن کشورها عملي نيست و اين مسأله در خصوص پرداخت غرامت نيز صدق مي‌کند. اين بدان جهت است که فلسطيني‌ها حاضر به دريافت غرامت در مقابل صرف‌نظر کردن از بازگشت به موطن اصلي خود نيستند. لذا دو مورد بازگشت پناهندگان و تشکيل دولت فلسطيني براي حل مشکل آنها دو گزينه منصفانه است که منطقي هم به نظر مي‌رسد.
اين بحث بر آن است تا مسأله آوارگان فلسطيني را در سه بخش پراکندگي آوارگان، مشکلات موجود بر سر راه آوارگان و اقدامات سازمان ملل براي بهبود اوضاع اين قشر، مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار دهد.
معرفي آنروا
در 8 دسامبر 1949 (18 آذر 1328) براي بهبود وضعيت اسفناک آوارگان فلسطيني کميته‌اي تحت عنوان آژانس امداد و اشغال سازمان ملل متحد در زمينه‌هاي آموزش، بهداشت، امداد خدمات اجتماعي و آگاهي از نياز مستمر آوارگان فلسطيني در همه مناطق تحت پوشش آژانس از جمله کرانه باختري، نوار غزه، اردن، لبنان و سوريه در خاور نزديک تأسيس شد.

تاريخچه آوارگي
از اواخر قرن نوزدهم که صهيونيسم شکل گرفت، موج مهاجرت يهوديان به فلسطين آغاز و با صدور اعلاميه بالفور در سال 1917 اين روند تسريع گرديد و در دوران قيموميت انگليس بر فلسطين يعني از 1922 تا 1948، سياست‌‌هاي بين‌المللي همسو با صهيونيسم بين‌الملل و فعاليت گروه‌هاي تروريستي هاگانا، پالماخ و اشترن در تثبيت اين مهم، مؤثر بودند.
همچنين کشتار ديرياسين که در 9 و 10 آوريل 1948 روي داد، زمينه‌هاي فرار بيشتر فلسطيني‌ها را فراهم کرد. از جمله اقدامات گروههاي ترور براي پاکسازي فلسطيني‌ها، اجراي طرحي موسوم به طرح D بود که هدف از اجراي آن تخريب روستاهاي اعراب، اخراج اعراب و اسکان يهوديان به جاي آنها بود. به نحوي که در سال 1948 مجموعه اين اقدامات، فرار چند صد‌ هزار فلسطيني را موجب شد.
البته اسراييلي‌ها مدعي هستند که آوارگان فلسطيني به دليل عدم درگير شدن در جنگ، و به دستور کشورهاي همسايه عرب با دستوراتي که از راديو صادر مي‌کردند خارج شدند تا راه براي ورود ارتشهاي آزاديبخش عربي به فلسطين باز شود. در مقابل اين ديدگاه، اعراب، صدور چنين دستوراتي را انکار کرده و تأکيد مي‌کنند که فلسطيني‌ها تحت فشار بيرون رانده شدند.
به طور قطع بسياري، از ترس جان فرار مي‌کردند، به ويژه بعد از قتل عام 254 نفر روستايي عرب در ديرياسين توسط سازمان ايرگون، مدارکي وجود دارد که اسراييل با پخش شايعات، چنين عکس‌العملهايي را هم تشويق مي‌کرد. آنچه مسلم است فلسطيني‌ها در سال 49 ـ 1948 بر اثر زور و فشار اسراييل مجبور به فرار و ترک خانه و کاشانه خود شدند، آنها بر اين اعتقاد بودند که خروج آنها موقتي و گذرا است و هرگز باور نداشتند که اين آوارگي بيش از نيم قرن به طول خواهد انجاميد.

پراکندگي آوارگان فلسطيني
امروزه بيش از چهار ميليون آواره فلسطيني در سراسر جهان وجود دارند که بيشتر آنها در مناطق اشغالي و کشورهاي همجوار، در اردوگاههاي آنروا به زندگي مشقت‌بار خود ادامه مي‌دهند. بسياري از آنها عليرغم تشکيل دولت باصطلاح خودمختار فلسطين، هنوز اجازه بازگشت به سرزمين خود را ندارند. به همين جهت لازم است تا توضيحات مختصري درباره اوضاع و احوال آوارگاني که در کرانه باختري، نوار غزه، اردن، سوريه و لبنان زندگي مي‌کنند ارائه شود تا با وضعيت اين آوارگان بيشتر آشنا شويم:

آوارگان در کرانه باختري
در سال 1949 تعداد جمعيت فلسطيني‌ها در کرانه باختري به 817 هزار نفر بالغ مي‌شد، از اين تعداد 323 هزار نفر از پناهندگاني بودندکه در سال 1948 توسط اسراييل از سرزمين خود بيرون رانده شدند. برغم اينکه ميانگين رشد جمعيت،‌ بين پناهندگان فلسطيني در کرانه باختري بسيار بالا بوده است، اما تعداد آنها براساس آماري که آنروا در سال 1970 منتشر کرده است،‌تنها 273 هزار نفر بود. ذکر اين نکته ضروري است که کرانه باختري در خلال سالهاي 1948 تا 1968 تحت حاکميت اردن بود، در حالي که آژانس مزبور در 1970 تعداد پناهندگان فلسطيني در اردن را 506 هزار نفر ثبت نموده است. آنروا تا ژوئن 1967 عمليات سرشماري خود در ميان آوارگان ساکن در کرانه باختري را به عنوان بخشي لاينفک از ميدان عملياتي خود در اردن به حساب آورده است. تعداد پناهندگان فلسطيني در کرانه‌ي باختري از سال 1967 به بعد سير صعودي را طي کرده است، به طوري که تعداد آنها در سال 2000 به 583 هزار نفر رسيد که اين رقم در حدود 40 درصد کل جمعيت کرانه باختري مي‌باشد و طبق آمار آنروا در 30 ژوئن 2003 اين تعداد در کرانه باختري به 971/654 نفر مي‌رسد.
همچنين در کرانه باختري 19 اردوگاه وجود دارد که آنروا آنها را به رسميت شناخته است بيشتر اين اردوگاهها پيش از سال 1950 ايجاد شده‌اند.

آوارگان در نوار غزه
در سال 1948 حدود 200 هزار آواره فلسطيني در نوار غزه وجود داشت و در سال 2000 تعداد آوارگان نوار غزه به 622/824 نفر رسيد. که در اردوگاههاي ديرالبلاء، المغازي، نصيرات، بريج شاطي (ساحل)، جباليه،‌ رفح، خان يونس و تعدادي خارج از اردوگاهها زندگي مي‌کنند. همچنين براساس برآورد آنروا در 30 ژوئن 2003 تعداد اين آواره‌ها در نوار غزه بالغ بر 211/907 نفر گرديد.
اين گروه نيز در شرايط بسيار سخت از جمله محدوديت مسکن، جمعيت زياد، محيط زندگي غير‌بهداشتي زندگي مي‌کنند، و روز به روز بر مشکلات روزافزون آنها افزوده مي‌شود. اردوگاهها از نظر جمعيت به حالت اشباع کامل درآمده است و همين مسأله باعث کاهش چشمگير خدمات رفاهي توسط آنروا گرديده است.

آوارگان در سوريه
در سال 1968 حدود 90 هزار آواره فلسطيني وارد سوريه شدند، ‌بيشتر اين افراد در پايتخت اين کشور متمرکز شده و تعدادي هم به استانهاي مختلف سوريه در شمال، جنوب و مرکز اين کشور عزيمت نمودند. به دليل رشد جمعيت بين اقشار مختلف آوارگان فلسطيني، رقم اين عده در سال 2000 در سوريه به 376000 نفر و در 30 ژوئن 2003 نيز به 662/409 نفر بالغ گرديد.
طبق آمار سال 2000 حدود 67 درصد از کل آوارگان فلسطيني موجود در سوريه در دمشق به سر مي‌بردند، در کنار آنها استانهاي درعا و حلب با 8 درصد، و باقي‌مانده هم در مناطقي زندگي مي‌کنند که وابسته به استان القنيطره است و اين وضعيت اکنون نيز به همين منوال است. حدود 20 درصد از کل آوارگان فلسطيني موجود در سوريه در ده اردوگاهي که رسماً از سوي آنروا، به رسميت شناخته شده، زندگي مي‌کنند. اين ده اردوگاه به ترتيب عبارتند از: خان‌الشيخ، ذوالنون، سبينه، ‌جرمانا،حمص، حما، درعا، الاذقيه،‌ نيرب و عندرات در حلب.
جامعه آوارگان فلسطيني در سوريه را مي‌توان جامعه‌اي بسيار جوان دانست،‌ زيرا تعداد جمعيت کودکان از بقيه سطوح آن بسيار بيشتر است به نحوي که 2/43 درصد از جمعيت آوارگان در سال 2000 را افراد زير 15 سال تشکيل مي‌دادند،‌ که دليل آن بالا بودن ميزان زاد و ولد در ميان آوارگان است.

آوارگان در اردن
در سال 1948 حدود 500 هزار آواره فلسطيني وارد اردن شدند. به دليل رشد جمعيت آوارگان فلسطين، در سال 2000 اين تعداد به حدود 5/1 ميليون نفر رسيد که حدود 41 درصد کل پناهندگان به ثبت رسيده در آنروا را تشکيل مي‌داد. در همان زمان حدود 296 هزار آواره‌ي فلسطيني در 13 اردوگاه روزگار مي‌گذراندند و در 30 ژوئن 2003 بر اساس سرشماري آنروا نيز تعداد کل آوارگان به 768/718/1 نفر رسيده است. اردوگاههاي آوارگان فلسطيني در اردن عبارتند از: اردوگاه اربد،‌ الزرقاء، حطين، الوحدات، الحين، حيفکين، مادبا، الخنه،‌ الحصن، (عزمي المفتي) جرش، سوف، بقاع،‌ و اردوگاه زيزياد معروف به الطابيه. در حاليکه بقيه آوارگان موجود در اردن، در شهرهاي بزرگ به ويژه امان،‌ الزرقا، الوصفيه و اربد زندگي مي‌کنند.
وضعيت آوارگان در اردن به مراتب بهتر از ساير کشورهاي ميزبان مي‌‌باشد، چرا که فلسطيني‌ها در اردن به عنوان تبعه آن کشور از حقوق کامل اجتماعي و سياسي به عنوان اتباع اردن برخوردارند، زيرا اغلب فلسطينيان ساکن اردن به تابعيت اين کشور درآمده‌اند. عليرغم اين، آوارگان فلسطيني ساکن اردن نيز همانند ساير آوارگان فلسطيني ساکن کشورهاي ديگر به ويژه در منطقه خاورميانه، خواهان بازگشت به موطن خود مي‌باشند.

آوارگان در لبنان
در سال 1948 حدود 120 هزار آواره فلسطيني وارد لبنان شدند. در فاصله زماني 1948 تا 2000 اين تعداد به 472/376 آواره فلسطيني افزايش يافته است و در ژوئن سال 2003 مجموع آن آواره‌ها به 679/391 نفر بالغ گرديد. بيشتر فلسطينيان در لبنان از جمله آوارگاني هستند که از شمال فلسطين به اين مناطق گريخته‌اند و در اردوگاههايي از قبيل برج‌البراجنه، شتيلا، بارالياس، عين‌الحلوه، رشيديه، تل‌الزعتر، نهرالبارد، الدعواق، السيبنس و يفل زندگي مي‌کنند.
وضعيت آوارگان فلسطيني موجود در لبنان بسيار اسفناک است. چراکه آنها از زمان حضورشان در اين کشور مورد فشارهاي عديده‌اي از قبيل: سرکوب، بي‌احترامي، ظلم و ستم قرار گرفته‌اند. اين گونه اعمال در بعضي مواقع به شکل قبيله‌اي و گاهي نيز توسط افراد صاحب نفوذ در دولت‌هاي مخلتف لبنان روا داشته مي‌شود. به نحوي که آنها از پايين‌ترين سطح زندگي مناسب بي‌بهره‌اند و به دليل ممانعت مسئولين لبناني از ساخت و ساز و گسترش در اردوگاهها، مجبورند در همان ساختمانهايي زندگي کنند که در سالهاي پيش ساخته شده است.

مشکلات موجود بر سر راه آوارگان فلسطيني (زنان و کودکان)
پس از گذشت نيم قرن هنوز آوارگان فلسطيني گروگان تاريخ، سياست و فقر هستند و همچنان در شرايط بسيار سختي در اردوگاههاي آوارگان زندگي مي‌کنند و با مشکلات عديده‌اي از قبيل تراکم جمعيت، مساحت کم،‌ فقر و بيکاري،‌سطح پايين بهداشت و ديگر معضلات اجتماعي دست و پنجه نرم مي‌کنند. حال در اين بخش به مشکلات موجود بر سر راه زندگي روزمره آوارگان به صورت گذرا اشاره مي‌کنيم.
1) پايين بودن بهداشت
پايين بودن سطح بهداشت يکي از معضلاتي است که آوارگان در تمام اردوگاهها با آن مواجه هستند. هرچند آنروا خدماتي را براي آوارگان ساکن اردوگاهها در خصوص مسائل بهداشتي ارائه مي‌دهد، ولي اين خدمات براي انبوه زنان آواره کافي نبوده و کمبودهاي زيادي به چشم مي‌خورد.
مراقبت‌هاي بهداشتي مادران، مداواي عوارض حاملگي و مداواي مشکلات مربوط به زايمان در بسياري از اردوگاهها به ميزان کافي وجود ندارد. به علاوه تسهيلات براي مداواي عفونتهاي خوني که علت اصلي مرگ و مير زنان محسوب مي‌شود، ‌در بسياري از اردوگاهها به حد کافي نمي‌باشد و آوارگان از آن بي‌بهره‌اند.
کودکان فلسطيني نيز در وضعيت مشابهي هستند و از کمبود امکانات بهداشتي رنج مي‌برند و از نظر بهداشتي در پايين‌ترين سطح خود قرار دارند. مشکلاتي که بر سر راه زنان است بالطبع بر کودکان نيز تأثير مستقيم دارد، نحوه تغذيه‌ي آنها، شرايط بهداشتي و درماني زنان در اردوگاه، محروميت از شير مادر، سوءتغذيه و نامناسب بودن زندگي، محيطهاي نامناسب و غيربهداشتي زندگي و محل‌هاي بازي و تفريح کودکان تأثير بسيار منفي بر کودکان مي‌گذارد.
2) بالا بودن ميزان بيکاري و فقر
بيکاري يکي از عوامل مهمي است که آوارگان فلسطيني با آن روبرو هستند و اين به نوبه خود مسبب ساير عوامل از جمله فقر نيز گرديده است. به همين منظور بسياري از جمعيت آواره فلسطيني در فقر مطلق زندگي مي‌کنند. زنان و کودکان، بيشترين رنج را تحت شرايط فقر مطلق تحمل مي‌کنند، تعداد زنان و کودکاني که در اين شرايط در اردوگاهها زندگي مي‌کنند با نرخي سريعتر از مردان رو به افزايش است.
فقر و بيکاري زنان و کودکان (دختران) بيشترين مشکلات را براي اين قشر فراهم آورده است. زيرا توزيع درآمد خانواده تحت سيستم پدرسالاري انجام مي‌گيرد، بر همين اساس اين قشر از آوارگان، از حداقل نيازهاي ضروري براي زندگي برخوردارند.
پايين بودن درآمد خانواده‌هاي آواره و رشد بيکاري در ميان آنان باعث شده تا زنان فقير، جوان و کارگر به عنوان آسيب‌پذيرترين قشري باشند که فقر آنها را تهديد مي‌کند و براي رهايي از آن به هر کاري از قبيل کارگري، تکدي‌گري، سوء‌استفاده‌هاي جنسي و غيره... متوسل شوند. آنها به عنوان کارگران ارزان و غيرماهر مورد استثمار قرار مي‌گيرند و حقوق آنها نازل است.
کودکان آواره فلسطيني نيز از ديگر اقشار آسيب‌پذير در برابر فقر و بيکاري مي‌باشند. بنابراين آنها مجبورند که براي کمک به هزينه زندگي خانواده خود، در شرايط بسيار سخت کار کنند،‌و از سوي کارفرمايان خود مورد استثمار قرار گيرند يا به شغلهاي کاذب روي آورند و ياحتي مورد آزار و اذيت‌هاي جنسي قرار گيرند. اشتغال کودکان باعث مي‌شود تا آنها از تحصيل و آموزش بازمانده و اين امر ضربه بزرگي به زندگي آينده آنها وارد مي‌کند.
3) سطح پايين آموزش
مسأله ديگري که آوارگان با آن روبرو هستند بي‌سوادي بسيار زياد در ميان آوارگان بالاخص زنان است. فقدان سواد و مهارتهاي اوليه، آنها را از فرصت‌هاي شغلي کارآمد محروم مي‌کند. همچنين اين امر به کيفيت زندگي آنها لطمه مي‌زند. زيرا تحصيلات براي زنان و دختران، مهمترين عامل در تعيين موفقيت در برنامه‌هاي تنظيم خانواده و خدمات مربوط به مراقبت‌هاي بهداشتي اوليه است.
آموزش پسران بر دختران تقدم دارد و اين مسأله معضل آموزش را براي دختران دو چندان کرده است. علاوه بر فقر، هنجارها و ارزش‌هاي اجتماعي از ديگر عوامل عمده بي‌سوادي در بين دختران در اردوگاهها تلقي مي‌شود.
يکي از دلايل مهم افسردگي در زنان، بيکاري شوهرانشان يا غيبت طولاني آنها مي‌باشد. علاوه بر مشکلات فوق‌الذکر، آوارگان فلسطيني از مشکلات ديگري رنج مي‌برند که به طور موردي به آنها اشاره مي‌گردد:
- مردان بيکار از تأمين هزينه زندگي عاجز مانده و دچار نوعي نااميدي و خستگي مي‌شوند، اين امر در روحيه آنها تأثير خواهد گذاشت.
- علاوه بر اين زنان آواره که از افسردگي، نگراني و فشار روحي زياد رنج مي‌برند زناني هستند که مسئول نگهداري خانواده هستند.
- آوارگان در جامعه‌اي سنتي و از نظر فرهنگي در سطحي بسيار پايين‌تر زندگي مي‌کنند. هرگز از سوي کشورهاي ميزبان به عنوان شهروند تلقي نگرديده و از حقوق اجتماعي يک شهروند محروم مي‌باشند.
- رشد جمعيت در بين آوارگان فلسطيني بسيار بالا مي‌باشد. بنابراين هر چه ميزان جمعيت اردوگاهها افزايش يابد بالطبع از ميزان امکاناتي که يک آواره مي‌تواند از آن بهره‌مند شود،‌کاهش مي‌يابد.

اقدامات سازمان ملل
مجمع عمومي سازمان ملل از ابتدا چندين قطعنامه در زمينه لزوم بازگشت آوارگان به وطن خويش به علاوه دريافت خسارت صادر کرده است. در حالي که رژيم اسراييل همواره اين قطعنامه‌ها را رد نموده است.
در 14 مه 1948 يعني يک روز پس از اعلام رسمي تشکيل دولت اسراييل، «کنت فالک برنادوت» به سمت ميانجي سازمان ملل برگزيده شد.
وي پس از ديدار از منطقه و اطلاع از وضع آوارگان فلسطيني در کشورهاي منطقه، در تاريخ 16 سپتامبر گزارش خود را درباره اوضاع فلسطين ارائه نمود تا مجمع عمومي سازمان ملل پيشنهادهاي او را در مورد آوارگان تصويب نمايد.
برنادوت به مجمع عمومي سازمان ملل اعلام نمود، که حق بدون شرط آوارگان فلسطيني را براي انتخاب ميان بازگشت يا جبران خسارت بايد کاملاً محترم شمرد. «چنانچه حق آنها براي بازگشت به وطنشان که روزي مجبور به ترک آن شدند، به رسميت شناخته نشود،‌چنين راه حلي ناعادلانه خواهد بود. اگر حق اين قربانيان بي‌گناه مبني بر بازگشت به خانه‌هايشان زيرپا گذاشته شود و سيل مهاجران يهودي به سرزمين فلسطين، اسکان دائم آوارگان فلسطيني را که ريشه‌اي چند ساله در آن سرزمين دارند به خطر بياندازد، اصل و اساس عدالت زير سؤال خواهد رفت.» گفته‌هاي برنادوت تأثير زيادي در صدور قطعنامه 194 مجمع عمومي داشته است.
سازمان ملل قطعنامه‌هايي در مورد آوارگان فلسطيني صادر کرده است. از ميان اين قطعنامه‌ها مي‌توان به قطعنامه‌هاي 194 دسامبر 1948، قطعنامه‌ي 302 دسامبر 1950 و قطعنامه 512 ژانويه 1952 اشاره نمود، که مهمترين آنها قطعنامه 194 مي‌باشد. مجمع عمومي در تاريخ 11/12/1948 راجع به کميسيون آشتي رژيم بين‌المللي بيت‌المقدس و بازگشت آوارگان قطعنامه‌اي را به تصويب رساند که در بند 11 آن آمده است:
«مجمع عمومي تصميم مي‌گيرد، به آوارگاني که قصد بازگشت به وطن خويش و از سرگرفتن زندگي مسالمت‌آميز در کنار همسايگانشان را دارند،‌ در اسرع وقت براي انجام اين کار اجازه داده شود و براي آنهايي که بازگشت به وطن را ترجيح نمي‌دهند بايد خسارات اموال مفقود شده و يا صدمه ديده پرداخت گردد.»
قطعنامه 273 مجمع عمومي مورخه 11 مه 1949 راجع به قبول عضويت اسراييل در سازمان ملل اذعان مي‌دارد که: پس از دريافت گزارش شوراي امنيت،‌نسبت به قبول عضويت در سازمان ملل، با توجه به اينکه درداوري شوراي امنيت، اسراييل يک صلح‌دوست بوده و قادر و مايل به اجراي مقررات موجود منشور مي‌باشد، و با توجه به اينکه شوراي امنيت به مجمع عمومي، قبول عضويت اسراييل را توصيه نموده است، با در نظر گرفتن اعلاميه کشور اسراييل، مبني بر اينکه پس از عضويت، بدون شرط مقررات منشور سازمان ملل را مي‌پذيرد و احترام بدانها را تعهد مي‌کند، با يادآوري قطعنامه‌هاي مورخ 29 نوامبر 1947، 10 و 11 دسامبر 1948 و با توجه به اعلاميه‌ها و توضيحات نماينده کشور اسراييل درکميته سياسي به ويژه مبني بر انجام قطعنامه‌هاي فوق مجمع عمومي،‌در عمل به وظيفه خود بر طبق ماده 4 منشور سازمان ملل و قاعده 125 مقررات اجرايي:
1ـ مقرر مي‌دارد که اسراييل يک کشور صلح‌دوست است که مقررات موجود در منشور را مي‌پذيرد و براي اجراي آن قادر و مايل مي‌باشد.
2ـ تصميم مي‌گيرد که اسراييل را به عضويت سازمان ملل بپذيرد.
اما رژيم صهيونيستي از بدو عضويتش در سازمان ملل متحد تا به امروز حق بازگشت فلسطينيان به وطنشان را به اين بهانه که پس از ورود ارتش‌هاي عرب به فلسطين خارج شده‌اند، را منکر مي‌شود و مدعي است که کشورهاي عربي با اعلان جنگ به يهود تعدي کردند، ‌لاجرم اين مسئله بايد از سوي عربها و به وسيله اسکان آنها در محلي که حضور دارند حل و فصل شود.
همچنين علاوه بر اقدامات فوق، مجمع عمومي سازمان ملل قبل از اين موارد نيز اقدام به تأسيس آنروا کرده بود که شرح آن در بخش‌هاي گذشته به طور مفصل رفت.

نتيجه‌گيري
از ابتداي معضل آوارگان فلسطيني‌ها بخصوص از سال 1948 به بعد تمشيت امور پناهندگان و آوارگان بر عهده کميساري عالي پناهندگان سازمان ملل قرار گرفت، و بلافاصله کمک سازمان ملل به آوارگان شروع شد.
امروزه آوارگان فلسطيني با وجود اين کمک‌ها در شرايط بسيار نامناسبي به سر مي‌برند و به نظر مي‌رسد اين مسئله حل نخواهد شد، مگر با احقاق حقوق کامل آنها و اين امر هم ميسر نمي‌شود مگر با بازگشت اين آواره‌ها به سرزمين، خانه و کاشانه خود.
براساس قطعنامه 194 مجمع عمومي سازمان ملل متحد، آوارگاني که مايل به بازگشت به خانه وکاشانه خود هستند و مايلند با همسايگان خود در صلح و صفا زندگي کنند بايد اجازه‌ي اين کار را داشته باشند و به آن دسته آوارگاني هم که قصد بازگشت ندارند بايد خسارات وارده به اموال و دارايي آنها توسط دولت‌ها يا مقام‌هاي مسئول پرداخت شود. اما دولت اسراييل بدون توجه به اين قطعنامه و نقض ديگر موارد حقوق بين‌الملل، با بازگشت آوارگان و پرداخت غرامت به آنها مخالفت کرده و معتقد است که تمام آوارگان فلسطيني بايد به طور دائم در خارج از فلسطين باقي بمانند، يعني در همان جايي که هستند اسکان يابند.
اکثريت غالب اعضاء مجامع بين‌المللي حق بازگشت را تأييد مي‌کنند. بدين ترتيب اين حق فلسطيني‌ها است که به سزمين و خانه‌هاي خود بازگردند و عقب‌نشيني از آن اصلاً جايز نيست. اين حق از طريق قطعنامه‌هاي مکرر و گوناگون از سوي سازمان ملل متحد و از طريق صدور توافق نامه‌هايي بين‌المللي و منطقه‌اي به صورت يک حق عربي درآمده است که تمام کشورهاي جهان به آن ملزم هستند.
بر همين اساس لازم است تا دولتها، دستگاههاي بين دولتي، دستگاههاي مرتبط با سازمان ملل، آژانس‌هاي تخصصي و سازمانهاي غيردولتي تلاش کنند تا گامي در جهت احقاق آوارگان بر طبق قواعد آمره بين‌المللي، اعلاميه جهاني حقوق بشر، منشور ملل متحد، کنوانسيون جهاني حقوق کودک، و کنوانسيون رفع خشونت بر عليه زنان، و ديگر قطعنامه‌ههاي سازمان ملل بردارند.


منابع
1ـ مرکز اسناد و مطالعات راهبردي فلسطين و خاورميانه
2ـ فصلنامه‌هاي مطالعات فلسطين (شماره1)
3ـ بولتن‌هاي مؤسسه تحقيقات و پژوهشهاي سياسي علمي «ندا»
4ـ آرشيو مطبوعات
سايت دوران

نظر شما
پربیننده ها