بمباران بوسيله بمب هاي ليزري
هشت روز از جنگ تحميلي مي گذشت و دشمن که در اين مدت متوجه اشتباه بزرگ خود شده بود، شروع به بمباران هوايي مناطق مسکوني نموده و روزانه تعدادي از هموطنان عزيزمان را به شهادت مي رساند.
نيروهاي زميني عراق با حمايت و پشتيباني لجستيک، در تلاش بود تا مقاومت خرمشهر را در هم بشکند و اين شهر را به تصرف خود درآورند.
در اين هنگام، هر روزه عمليات و ماموريت هاي زيادي از سوي تيزپروازان نيروي هوايي عليه مواضع دشمن بعثي انجام مي شد.
در يکي از اين عمليات، نيروي هوايي جهموري اسلامي ايران تصميم گرفت يکي از مهم ترين پل هاي مواصلاتي دشمن را که جنبه حياتي هم داشت، منهدم کند. در صورت انهدام اين پل، قسمت اعظمي از پشتيباني و تدارکات دشمن قطع شده و در نتيجه دشمن در پيشروي سريع در خاک ميهن عزيزمان ناتوان مي شد.
نکاتي که بايد در نظر گرفته مي شد
به همين منظور کار طراحي اين عمليات به سرعت شروع شد. اولين و مهم ترين نکته توجه به شبکه قدرتمند پدافندي اين منطقه بود که عراق به وسيله آن به شدت از اين پل محافظت مي کرد. با توجه به وسعت پل نيز بايد عمليات به گونه اي طراحي مي شد تا ضريب انهدام آن بالا برود.
لذا براي انجام اين عمليات و بالا بردن ضريب انهدام کامل پل، تصميم گرفته شد تا اين عمليات با استفاده از بمب هاي ليزري انجام پذيرد. براي اين عمليات بايد يک هواپيما به عنوان هدايت کننده در ارتفاع بالا پرواز کند و با نشانه گيري بر روي هدف به وسيله ليزر زمينه براي بمباران ديگر هواپيماها مهيا کند.
اين کار بسيار خطرناک بود زيرا در ارتفاع بالا، مانور هواپيما کم مي شود و علاوه بر آن به وضوح در ديد رادارهاي دشمن قرار مي گيرد و آنها مي توانند با قفل کردن بر روي آن به آساني هواپيما را هدف قرار دهند.
طراحي عمليات
قرار بر اين شد که سه فروند فانتوم مسلح به پرواز درآيند. يکي از فانتوم ها از نوع (اف-4- دي) مجهز به سيستم نشانه روي ليزري تعيين شد که به وسيله آن روي پل نشانه روي شود و 2 فانتوم ديگر بمب هاي خود را بر روي هدف فرو ريزند. در اين حالت با نشانه روي ليزري بر روي هدف، يک قيف ليزري بر روي هدف تشکيل مي شود و با رها کردن بمب ها به سوي هدف تمامي آنها به سمت اين قيف جذب مي شوند و به انتهاي قيف هدايت مي شوند و بدين شکل تمامي بمب ها با موفقيت به هدف برخورد مي کردند.
فانتوم ها با توجه به نوع ماموريت بايد سوخت گيري هوايي نيز انجام مي دادند که قرار شد يک فروند تانکر سوخت رسان نيز جهت انجام اين کار در نظر گرفته شد. بعد از سوخت گيري فانتوم ها بايد با حداکثر سرعت مطمئن به سمت هدف رفته و با عبور از روي آن در هنگام بازگشت، آن جا را منهدم کرده و باز گردند.
شرح عمليات
صبح روز هفتم مهر ماه سال 1359 خلبانان بعد از توجيهات قبل از پرواز، به اتاق تجهيزات رفته و پس از گرفتن تجهيزات سوار بر پرنده هاي آهنين بال خود شدند و پس از لحظاتي هر سه فروند در دل آسمان جاي گرفتند. طبق طرح عملياتي، در حوالي کوه هاي بهبهان تانکر سوخت رسان در انتظار فانتوم ها بود. هر سه هواپيما در ارتفاع پست و در سکوت کامل راديويي کار سوخت گيري را با موفقيت انجام دادند.
فانتوم ها بعد از جدا شدن از تانکر، ارتفاع خود را کم و به سمت مرز پيش رفتند. با رسيدن به مرز، خلبان ها آرايش پروازي خود را تغيير دادند و با قرار گرفتن در مسير اصلي پروازي، وارد خاک عراق شدند. در اين هنگام در مرزهاي مشترک تانک هاي عراقي به سرعت و با پشتيباني نيروهاي عقبه خود، به سمت خاک کشورمان پيش مي آمدند. با عبور از مرز و قرار گرفتن در خاک عراق، هواپيماها ارتفاع خود را تا جاي ممکن کم کرده و با افزايش سرعت به 1300 کيلومتر در ساعت، به سمت هدف پيش مي رفتند. در اين هنگام پدافند مرزي عراق بي امان به سوي فانتوم ها شليک مي کرد اما به لطف الهي هيچ کدام از گلوله هاي آنان به هواپيماها برخورد نکرد.
فانتوم ها پل را منهدم کردند
هواپيما ها با سرعت از روي پل گذشتند. فانتوم هدايت کننده ارتفاع خود را زياد مي کند و سپس با گردشي 180 درجه دقيقا بر روي هدف قرار مي گيرد. هدف به وضوح در ديد خلبان بود، لذا خلبانان فانتوم هدايت کننده، با استفاده از دوربين ليزري بر روي هدف نشانه روي کردند. به محض اين که خلبان علامت هدف گيري پل را کامل در وسط پل قرار داد، بلافاصله ماشه دوربين ليزري را فشار مي دهد و قيف ليزري تشکيل مي شود. خلبانان دو فانتوم ديگر بلافاصله بمب هاي خود را رها کردند. هدف گيري براي آنان بسيار ساده شده بود. بمب ها به محض رها شدن در قيف ليزري قرار مي گرفتند، همين کار باعث شد تمامي بمب ها به هدف برخورد کند و پل به طور کامل منهدم مي شود. انفجارها به قدري مهيب بود که خلبانان به خوبي آن را مشاهده مي کردند. خلبانان هواپيماها خوشحال از اين پيروزي نداي الله اکبر سر دادند.
هواپيماي هدايت کننده هدف قرار گرفت
ولي ناگهان خلبانان هواپيماي هدايت کننده متوجه مي شود که پدافند منطقه با توجه به ارتفاع بالايي که داشته، بر روي آن قفل راداري انجام داده است.
خلبان بلافاصله با حرکات تاکتيکي و استفاده از دستگاه اخلاگر الکترونيک، سعي مي کند قفل را بشکند ولي براي اين کار خيلي دير شده بود. ثانيه هايي بعد موشک زمين به هوايي سام 6 دشمن به فانتوم برخورد مي کند. هواپيما چندين متر به بالا صعود مي کند. لرزش شديد هواپيما را فرا مي گيرد، تمامي چراغ هاي اعلام خطر در هواپيما روشن شده است و همگي از انفجار قريب الوقوع موتور سمت راست هواپيما خبر مي دهند. خلبان بلافاصله شير بنزين موتور آتش گرفته را مي بندد تا از سرايت آتش و انفجار آن جلوگيري کند.
موشک با برخورد به بدنه هواپيما در صندلي خلبان فرو مي رود که همين امر باعث آسيب ديدگي خلبان مي شود و وي مجبور مي شود براي در امان ماندن از اصابت گلوله هاي ضد هوايي، خود را به جلو بکشد. هواپيما در حالت بسيار بدي قرار داشت. موتور سمت راست از کار افتاده بود. هواپيما هر چند که فاصله چنداني با مرز نداشت ولي هدايت آن در همين مسير کم نيز بسيار دشوار بود. در همين موقع پالايشگاه بصره نيز توسط گروه ديگري از تيزپروازان نيروي هوايي بمباران شده بود. خلبانان از اين موقعيت استفاده کرده و براي در امان ماندن از ديد پدافند هوايي منطقه، خود را درميان دودهاي ناشي از سوختن پالايشگاه قرار مي دهد و با سرعت به سمت مرز حرکت مي کند.
نيروهاي زميني عراق با حمايت و پشتيباني لجستيک، در تلاش بود تا مقاومت خرمشهر را در هم بشکند و اين شهر را به تصرف خود درآورند.
در اين هنگام، هر روزه عمليات و ماموريت هاي زيادي از سوي تيزپروازان نيروي هوايي عليه مواضع دشمن بعثي انجام مي شد.
در يکي از اين عمليات، نيروي هوايي جهموري اسلامي ايران تصميم گرفت يکي از مهم ترين پل هاي مواصلاتي دشمن را که جنبه حياتي هم داشت، منهدم کند. در صورت انهدام اين پل، قسمت اعظمي از پشتيباني و تدارکات دشمن قطع شده و در نتيجه دشمن در پيشروي سريع در خاک ميهن عزيزمان ناتوان مي شد.
نکاتي که بايد در نظر گرفته مي شد
به همين منظور کار طراحي اين عمليات به سرعت شروع شد. اولين و مهم ترين نکته توجه به شبکه قدرتمند پدافندي اين منطقه بود که عراق به وسيله آن به شدت از اين پل محافظت مي کرد. با توجه به وسعت پل نيز بايد عمليات به گونه اي طراحي مي شد تا ضريب انهدام آن بالا برود.
لذا براي انجام اين عمليات و بالا بردن ضريب انهدام کامل پل، تصميم گرفته شد تا اين عمليات با استفاده از بمب هاي ليزري انجام پذيرد. براي اين عمليات بايد يک هواپيما به عنوان هدايت کننده در ارتفاع بالا پرواز کند و با نشانه گيري بر روي هدف به وسيله ليزر زمينه براي بمباران ديگر هواپيماها مهيا کند.
اين کار بسيار خطرناک بود زيرا در ارتفاع بالا، مانور هواپيما کم مي شود و علاوه بر آن به وضوح در ديد رادارهاي دشمن قرار مي گيرد و آنها مي توانند با قفل کردن بر روي آن به آساني هواپيما را هدف قرار دهند.
طراحي عمليات
قرار بر اين شد که سه فروند فانتوم مسلح به پرواز درآيند. يکي از فانتوم ها از نوع (اف-4- دي) مجهز به سيستم نشانه روي ليزري تعيين شد که به وسيله آن روي پل نشانه روي شود و 2 فانتوم ديگر بمب هاي خود را بر روي هدف فرو ريزند. در اين حالت با نشانه روي ليزري بر روي هدف، يک قيف ليزري بر روي هدف تشکيل مي شود و با رها کردن بمب ها به سوي هدف تمامي آنها به سمت اين قيف جذب مي شوند و به انتهاي قيف هدايت مي شوند و بدين شکل تمامي بمب ها با موفقيت به هدف برخورد مي کردند.
فانتوم ها با توجه به نوع ماموريت بايد سوخت گيري هوايي نيز انجام مي دادند که قرار شد يک فروند تانکر سوخت رسان نيز جهت انجام اين کار در نظر گرفته شد. بعد از سوخت گيري فانتوم ها بايد با حداکثر سرعت مطمئن به سمت هدف رفته و با عبور از روي آن در هنگام بازگشت، آن جا را منهدم کرده و باز گردند.
شرح عمليات
صبح روز هفتم مهر ماه سال 1359 خلبانان بعد از توجيهات قبل از پرواز، به اتاق تجهيزات رفته و پس از گرفتن تجهيزات سوار بر پرنده هاي آهنين بال خود شدند و پس از لحظاتي هر سه فروند در دل آسمان جاي گرفتند. طبق طرح عملياتي، در حوالي کوه هاي بهبهان تانکر سوخت رسان در انتظار فانتوم ها بود. هر سه هواپيما در ارتفاع پست و در سکوت کامل راديويي کار سوخت گيري را با موفقيت انجام دادند.
فانتوم ها بعد از جدا شدن از تانکر، ارتفاع خود را کم و به سمت مرز پيش رفتند. با رسيدن به مرز، خلبان ها آرايش پروازي خود را تغيير دادند و با قرار گرفتن در مسير اصلي پروازي، وارد خاک عراق شدند. در اين هنگام در مرزهاي مشترک تانک هاي عراقي به سرعت و با پشتيباني نيروهاي عقبه خود، به سمت خاک کشورمان پيش مي آمدند. با عبور از مرز و قرار گرفتن در خاک عراق، هواپيماها ارتفاع خود را تا جاي ممکن کم کرده و با افزايش سرعت به 1300 کيلومتر در ساعت، به سمت هدف پيش مي رفتند. در اين هنگام پدافند مرزي عراق بي امان به سوي فانتوم ها شليک مي کرد اما به لطف الهي هيچ کدام از گلوله هاي آنان به هواپيماها برخورد نکرد.
فانتوم ها پل را منهدم کردند
هواپيما ها با سرعت از روي پل گذشتند. فانتوم هدايت کننده ارتفاع خود را زياد مي کند و سپس با گردشي 180 درجه دقيقا بر روي هدف قرار مي گيرد. هدف به وضوح در ديد خلبان بود، لذا خلبانان فانتوم هدايت کننده، با استفاده از دوربين ليزري بر روي هدف نشانه روي کردند. به محض اين که خلبان علامت هدف گيري پل را کامل در وسط پل قرار داد، بلافاصله ماشه دوربين ليزري را فشار مي دهد و قيف ليزري تشکيل مي شود. خلبانان دو فانتوم ديگر بلافاصله بمب هاي خود را رها کردند. هدف گيري براي آنان بسيار ساده شده بود. بمب ها به محض رها شدن در قيف ليزري قرار مي گرفتند، همين کار باعث شد تمامي بمب ها به هدف برخورد کند و پل به طور کامل منهدم مي شود. انفجارها به قدري مهيب بود که خلبانان به خوبي آن را مشاهده مي کردند. خلبانان هواپيماها خوشحال از اين پيروزي نداي الله اکبر سر دادند.
هواپيماي هدايت کننده هدف قرار گرفت
ولي ناگهان خلبانان هواپيماي هدايت کننده متوجه مي شود که پدافند منطقه با توجه به ارتفاع بالايي که داشته، بر روي آن قفل راداري انجام داده است.
خلبان بلافاصله با حرکات تاکتيکي و استفاده از دستگاه اخلاگر الکترونيک، سعي مي کند قفل را بشکند ولي براي اين کار خيلي دير شده بود. ثانيه هايي بعد موشک زمين به هوايي سام 6 دشمن به فانتوم برخورد مي کند. هواپيما چندين متر به بالا صعود مي کند. لرزش شديد هواپيما را فرا مي گيرد، تمامي چراغ هاي اعلام خطر در هواپيما روشن شده است و همگي از انفجار قريب الوقوع موتور سمت راست هواپيما خبر مي دهند. خلبان بلافاصله شير بنزين موتور آتش گرفته را مي بندد تا از سرايت آتش و انفجار آن جلوگيري کند.
موشک با برخورد به بدنه هواپيما در صندلي خلبان فرو مي رود که همين امر باعث آسيب ديدگي خلبان مي شود و وي مجبور مي شود براي در امان ماندن از اصابت گلوله هاي ضد هوايي، خود را به جلو بکشد. هواپيما در حالت بسيار بدي قرار داشت. موتور سمت راست از کار افتاده بود. هواپيما هر چند که فاصله چنداني با مرز نداشت ولي هدايت آن در همين مسير کم نيز بسيار دشوار بود. در همين موقع پالايشگاه بصره نيز توسط گروه ديگري از تيزپروازان نيروي هوايي بمباران شده بود. خلبانان از اين موقعيت استفاده کرده و براي در امان ماندن از ديد پدافند هوايي منطقه، خود را درميان دودهاي ناشي از سوختن پالايشگاه قرار مي دهد و با سرعت به سمت مرز حرکت مي کند.

با تمام مشکلات خلبانان هواپيما را به ايران مي رساند ولي...
سرانجام خلبان موفق مي شود هواپيما را به ايران برساند و آن را براي نشستن آماده کند که ناگهان سيستم برق و هيدروليک هواپيما نيز از کار مي افتد. هواپيما به طور کلي از هدايت خلبان و کمکش خارج شده و شروع به سقوط کرده بود.
خلبان بلافاصله با رادار تماس مي گيرد و موقعيت خود را اطلاع مي دهد و رادار نيز ضمن تاييد، آمادگي براي نجات آنها را اعلام مي کند. خلبان اهرم صندلي پران را مي کشد ولي اين اهرم عمل نمي کند. بر اثر اصابت موشک تمامي سيستم ها قفل شده و عمل نمي کردند. هواپيما در ارتفاع 13000 پايي و کاملا غير قابل کنترل بود.
خلبان تصميم مي گيرد با استفاده از سيستم دستي، کاناپي را باز کند و با بازکردن بندهاي اتصال اقدام به پرش کند. ولي آيا اين امکان وجود داشت که در يک مدت زمان کم 12 بند اتصال را بازکند؟ از همه مهم تر آيا بر اثر اصابت موشک و گرماي حاصل از آن چتر نجات سالم نسوخته بود و هنوز قابل استفاده بود؟
خلبان خود را از کابين به بيرون پرتاب مي کند
ولي جاي درنگ نبود، خلبان بلافاصله شروع به باز کردن بندها نمود، يکي پس از ديگري موفق شد بندهاي اتصال را باز کند.
حالا نوبت کاناپي بود. خلبان سعي نمود با استفاده از اهرم دستي آن را بازکند ولي موفق نشد. بامدد گرفتن از ائمه اطهار، بارديگر امتحان کرد و اين بار موفق شد. سرما و باد شديد به درون کابين آمده بود. خلبان هرکاري مي کرد نمي توانست از هواپيما خارج شود چون هواپيما مدام به چپ و راست حرکت مي کرد ولي در نهايت هواپيما در حالتي قرار گرفت که خلبان خود به خود به بيرون پرتاب شد و به حالت سقوط آزاد با سرعت به سمت زمين در حرکت بود. سعي براي بازکردن چتر ادامه داشت. فقط 200 پا مانده بود تا خلبان با زمين برخورد کند که موفق شد اهرم چتر را بکشد. چتر باز مي شود ولي سرعت فرود به قدري بالا بود که اگر خلبان با همان سرعت با زمين برخورد مي کرد، تکه تکه مي شد.
فرود در ميان گله گوسفندان
خلبان در همان شرايط دنبال راه چاره بود که متوجه گله گوسفندي مي شود و تصميم مي گيرد بر روي آنها فرود بيايد.
خلبان برروي گوسفندان فرود مي آيد و در دم چندين گوسفند تلف مي شوند. چوپان بيچاره که فکر مي کرد که خلبان عراقي است، به سمت او حمله مي کند ولي وقتي متوجه مي شود که خلبان فارسي صحبت مي کند و کارت شناسايي خلبان را نيز مي بيند، به دلجويي از آن مي پردازد.
لحظاتي بعد هلي کوپتر امداد و نجات نيروي هوايي نيز سر مي رسد و هر دو خلبان را نجات مي دهد.
با انهدام اين پل بخش عمده اي از تدارکات و پشتيباني دشمن قطع شد و اين عمليات باعث کند شدن روند پيشرفت عراقي ها در خاک ميهن مان گرديد.
سرانجام خلبان موفق مي شود هواپيما را به ايران برساند و آن را براي نشستن آماده کند که ناگهان سيستم برق و هيدروليک هواپيما نيز از کار مي افتد. هواپيما به طور کلي از هدايت خلبان و کمکش خارج شده و شروع به سقوط کرده بود.
خلبان بلافاصله با رادار تماس مي گيرد و موقعيت خود را اطلاع مي دهد و رادار نيز ضمن تاييد، آمادگي براي نجات آنها را اعلام مي کند. خلبان اهرم صندلي پران را مي کشد ولي اين اهرم عمل نمي کند. بر اثر اصابت موشک تمامي سيستم ها قفل شده و عمل نمي کردند. هواپيما در ارتفاع 13000 پايي و کاملا غير قابل کنترل بود.
خلبان تصميم مي گيرد با استفاده از سيستم دستي، کاناپي را باز کند و با بازکردن بندهاي اتصال اقدام به پرش کند. ولي آيا اين امکان وجود داشت که در يک مدت زمان کم 12 بند اتصال را بازکند؟ از همه مهم تر آيا بر اثر اصابت موشک و گرماي حاصل از آن چتر نجات سالم نسوخته بود و هنوز قابل استفاده بود؟
خلبان خود را از کابين به بيرون پرتاب مي کند
ولي جاي درنگ نبود، خلبان بلافاصله شروع به باز کردن بندها نمود، يکي پس از ديگري موفق شد بندهاي اتصال را باز کند.
حالا نوبت کاناپي بود. خلبان سعي نمود با استفاده از اهرم دستي آن را بازکند ولي موفق نشد. بامدد گرفتن از ائمه اطهار، بارديگر امتحان کرد و اين بار موفق شد. سرما و باد شديد به درون کابين آمده بود. خلبان هرکاري مي کرد نمي توانست از هواپيما خارج شود چون هواپيما مدام به چپ و راست حرکت مي کرد ولي در نهايت هواپيما در حالتي قرار گرفت که خلبان خود به خود به بيرون پرتاب شد و به حالت سقوط آزاد با سرعت به سمت زمين در حرکت بود. سعي براي بازکردن چتر ادامه داشت. فقط 200 پا مانده بود تا خلبان با زمين برخورد کند که موفق شد اهرم چتر را بکشد. چتر باز مي شود ولي سرعت فرود به قدري بالا بود که اگر خلبان با همان سرعت با زمين برخورد مي کرد، تکه تکه مي شد.
فرود در ميان گله گوسفندان
خلبان در همان شرايط دنبال راه چاره بود که متوجه گله گوسفندي مي شود و تصميم مي گيرد بر روي آنها فرود بيايد.
خلبان برروي گوسفندان فرود مي آيد و در دم چندين گوسفند تلف مي شوند. چوپان بيچاره که فکر مي کرد که خلبان عراقي است، به سمت او حمله مي کند ولي وقتي متوجه مي شود که خلبان فارسي صحبت مي کند و کارت شناسايي خلبان را نيز مي بيند، به دلجويي از آن مي پردازد.
لحظاتي بعد هلي کوپتر امداد و نجات نيروي هوايي نيز سر مي رسد و هر دو خلبان را نجات مي دهد.
با انهدام اين پل بخش عمده اي از تدارکات و پشتيباني دشمن قطع شد و اين عمليات باعث کند شدن روند پيشرفت عراقي ها در خاک ميهن مان گرديد.
لینک کپی شد
نظر شما
