محمد نادر منصوري

کد خبر: ۱۱۶۷۱۷
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۶:۵۲ - 12May 2008
همان جا رشد و نمو کرد و ازدواج نمود. وي مدت زيادي را در اين کشور زندگي کرد. محمد نادر منصوري در طول زندگي اش هميشه به دين اسلام توجه داشت و به آن عشق مي ورزيد. لذا بعد از تجاوز روسها به کشورش و وقوع کودتاي مارکسيستي، به اتفاق همسر و فرزندانش به کشور پاکستان مهاجرت کرد. او و خانواده اش مدتي را در اين کشور سپري کردند. در اين مدت براي خود و همسرش شناسنامه پاکستاني گرفت. پس از آن به کشور ايران مهاجرت نمود. وي پس از انجام تشريفات قانوني و اسکان در شهر مشهد به جستجوي کار مي پرداخت. او با مراجعه به جهادسازندگي به عنوان عضو رسمي و راننده ماشين آلات سنگين پذيرفته شد. محمد نادر منصوري در کميته عمران جهادسازنگي و در راهسازي منطقه لايين فعاليت خود را شروع کرد.
با شروع جنگ تحميلي محمد نادر منصوري پنج مرتبه به جبهه اعزام شد. اولين اعزام وي در تاريخ 8/5/1360 بود. در عمليات مختلفي شرکت داشت و سرانجام محمد نادر منصوري در ساعت 8 صبح روز 8/5/1362 در عمليات والفجر 3 منطقه عملياتي مهران در محل پاسگاه دورازي عراق در حالي که روي بولدوزر رانندگي مي کرد، بر اثر اصابت گلوله مستقيم تانک به شهادت رسيد. پيکر اين شهيد در بهشت رضا شهر مشهد به خاک سپرده شد. اين شهيد چهار فرزند داشت که يکي از آنها به نام عطا الله منصوري در تاريخ 8/5/1362 در منطقه  مهران و در عمليات والفجر سه به همراه پدرش به شهادت رسيد.
اخلاق شهيد محمد نادر منصوري در خانه و فاميل طوري بود که همسر، فرزندان و بقيه به او علاقه خاصي داشتند. وي با گذشت و دلسوز بود. او با همه مردم بر خورد خوبي داشت. به امام خميني عشق مي ورزيد. آرزوي او استقرار جمهوري اسلامي ايران در سراسر گيتي، به رهبري ولايت فقيه بود. وي علاقه خاصي به جبهه داشت. او هر مرتبه که براي مرخصي به منزل برمي گشت، علاقه اش به جبهه بيشتر مي شد. و براي بازگشت به جبهه لحظه شماري مي کرد. اگر کسي مي گفت که ديگر به جبهه نرود و به زندگي اش رسيدگي کند، ناراحت مي شد و اظهار مي داشت: اين افراد چه اندازه بي معرفت هستند که امورات مادي را ترجيح مي دهند و مي خواهند انسان را از راه اسلام منحرف کنند.
منبع:جهاد سازندگي خراسان در دفاع مقدس،نوشته ي عيسي سلماني لطف آبادي،نشر سلمان،1385-مشهد




وصيت نامه
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه اينجانب حاج محمد نادر منصوري فرزند محمد رضا منصوري راننده دستگاه سنگين بخش کميته محترم عمران در لايين به قرار زير است:
اصل بنده افغاني بوده و زمانيکه کودتاي ننگين مارکسيستي در افغانستان به وقوع پيوست، وضع افغانستان را وخيم ديدم و با خانواده عازم کشور پاکستان شدم و در پاکستان براي خودم و خانمم شناسنامه پاکستاني گرفتم. اما براي بقيه بچه هايم تا کنون شناسنامه اي نگرفته و تا به حال بدون شناسنامه بوده اند. البته موضوع گزارش داده شده و در صورتي که شهادت نصيب ما گرديد از دولت محترم جمهوري اسلامي صميمانه تقاضا دارم که فرزندانم را از دين اسلام دور نگذارند. بگذارند که به روش خود ادامه دهند. من نه در افغانستان و نه در پاکستان پايگاه و پناهگاهي ندارم و يگانه پناهگاه من خداوند متعال و جمهوري اسلامي است. همسر عزيزم و دختر عزيزم و پسرانم از شما تقاضا دارم که در شهادت من و فرزندم عطا الله عوض اين که گريه و زاري کنيد در شهادت ما شاد باشيد و به شهادت ما افتخار کنيد که شهادت در راه اسلام نصيب هر کسي نمي گردد و شهادت افتخار ماست.
فرزندان عزيزم و همسر عزيزم از شما خواهش مي کنم که راه ما را که همان راه اسلام است، ادامه دهيد. والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته
محمد نادر منصوري
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین