مصاحبه - سردار آسودي
سردار آسودي ميگويد: براي بررسي عمليات بيتالمقدس بايد كمي به عقب برگرديم تا به عظمت كار پي ببريم. از اول مهرماه سال 1359 كه عراق حملات خود را عليه كشورمان آغاز كرد يكي از محورهايي كه با توان كامل به آن يورش برد منطقه تنومه بود. بعد از آن به سمت شلمچه، از شلمچه به پل نو و در نهايت به خرمشهر آمد و البته براي اشغال اين شهر مجبور به نبرد 34 روزه سنگين شد.
عنصر ايمان، معنويت، عشق به امام، انقلاب و كشور كمبودها را جبران كرد
آن زمان نيروي زميني ارتش عراق به لحاظ سازماندهي و تجهيزات و همچنين توانايي، چهارمين نيروي زميني دنيا محسوب ميشد البته بايد حمايتهاي شرق و غرب و عرب منطقه را نيز به اين امر اضافه كنيم، در طرف ديگر، ما قرار داشتيم با كمترين امكانات و آموزش. در واقع توازن قوا برقرار نبود اما چيزي كه توانست اين كمبودها را به قوت تبديل كند عنصر ايمان، معنويت، عشق به امام، انقلاب و كشور بود كه در مجموع يك تلفيق مقاومت را تشكيل داد، مقاومتي كه در تاريخ جنگهاي جهان بينظير است. چون همين ارتش عراق در مدت چندساعت كويت را اشغال كرد به هرحال يك كشور قدرتمندتر از يك شهر است.
موانع باعث ادامه نيافتن مقاومت و سقوط خرمشهر
برخي ناجوانمرديها اجازه اينكار را نداد. عدم كفايت بنيصدر به عنوان فرمانده كل قوا و تيم ليبرالها. اين تيم كه مديريت دولت و جنگ را برعهده داشتند امكانات لازم را به رزمندهها و مدافعان نرساندند و در نهايت خرمشهر مظلومانه اشغال شد.
تحولات منطقه بعد از اشغال خرمشهر
عراق 18 ماه خرمشهر را در اشغال داشت و اين مدت فرصت خوبي براي ايجاد موانع است؛ به ويژه در حوالي خرمشهر كه به جنگل آهنآلات معروف بود و عراق موانع را طوري چيده بود كه هيچ نيرويي توانايي عبور از آنها را نداشته باشد.
ايران از چه زماني وارد فاز آزادسازي مناطق اشغالي شد؟ ما سلسله عملياتهاي كربلا را از مهرماه سال 1360 يعني از ثامنالائمه (ع) شروع كرديم و عمليات فتحالمبين كه عمليات گستردهاي بود كه باعث شد مناطق وسيعي شامل كل غرب منطقه شوش، دزفول و دشتعباس و عينخوش آزاد شود. ما تا بيستم فروردين درگير عمليات فتحالمبين بوديم و براي انجام عمليات بيتالمقدس بايد كارهاي مقدماتي از قبيل شناسايي و طرحريزي را هم انجام ميداديم. با وجود اين همهكار، پس از فاصله زماني 20 روز عمليات بيتالمقدس را آغاز كرديم.
روش عمليات بيتالمقدس و گريه صدام
روش عمليات طوري انتخاب شد كه در نهايت به قيچيشدن دشمن بينجامد. صدام قسم خورده بود اگر ايران خرمشهر را بازپس بگيرد كليد بغداد را به ايرانيها ميدهد اما پس از آزادسازي خرمشهر در يكي از شنودهايي كه انجام داديم مشخص شد صدام لحظهاي كه آزادسازي خرمشهر توسط ايران اعلام شده است با تمام غروري كه داشت از اين شكست گريه كرد چون شكست ارتش عراق را باور نميكرد. در پي اين شكست، نيروهاي عراق طوري وحشت كرده بودند كه خود را به آب اروند ميانداختند تا مگر راه فراري پيدا كنند اما بيشترشان را آب برد.
اتحاد ارتش و سپاه و حضور مقام معظم رهبري در جبههها
به جرأت ميتوانم بگويم نيروهاي سپاه، ارتش- جهاد و آحاد مردم وحدت بسيار عميق و دقيقي در اين عمليات را داشتند و همين وحدت رمز پيروزي ما بود.عزل بنيصدر در واقع آغاز پيروزيهاي رزمندگان اسلام بود كه در سال دوم جنگ صورت گرفت. ما در مقطعي از اوايل جنگ از يك طرف با يك نيروي مهاجم در جنگ بوديم از سوي ديگر هم دو تفكر امام و انقلاب و اسلام و تفكر ليبرالها رودرروي هم قرار داشتند.
نتيجه حضور حضرت آيتالله خامنهاي در آنزمان در جبههها، غالب شدن تفكر اسلام و ولايت بر تفكر ليبرالها و ايجاد زمينه و بستر وحدت و پيروزي در بعد نظامي در مقابل تهاجم دشمن شد.
پيام اين پيروزي به مردم
اين پيروزي به مردم و نسل جوان اين پيام را داد كه اگر ميخواهيم در صحنههاي مختلف پيروز باشيم بايد حول محور قرآن، اسلام و ولايت فقيه حركت كنيم.
از سوي ديگر بانك تكبير ناشي از پيروزي در عمليات بيتالمقدس از گلدستههاي مسجد جامع خرمشهر، با وحدت مردم و نيروهاي مسلح، ماهيت نظام مقدس جمهوري اسلامي را به جهانيان نشان داد و به آنها فهماند مردم ما ضمن پرهيز از هرگونه جنگطلبي، به هيچ نيرويي اجازه تعدي نميدهند.
چرايي ادامه جنگ بعد از آزادسازي خرمشهر
بايد بگويم دشمن در آن شرايط كه همهچيز را هم از دست رفته ميديد و تمام رؤياهايش به يأس تبديل شده بود به هيچ عنوان حرفي از صلح نميزد البته جوامع و سازمانهاي بينالمللي نيز تنها آتشبس را مطرح ميكردند. چون صلح شرايطي دارد. بايد متجاوز شناخته، معرفي و تنبيه ميشد و غرامت جنگ را ميپرداخت ناگفته نماند بعد از پايان عمليات بيتالمقدس بسياري از مناطق و ارتفاعات ايران در اشغال عراق بود. نكته قابل توجه و تأسفآور ديگر اين است كه دنيا هم نميخواست عراق را محكوم كند و اگر ما در آن شرايط پاي ميز مذاكره مينشستيم همان اتفاقي براي ما ميافتاد كه چندسال است سوريه در مورد بلنديهاي جولان با آن دست به گريبان است.
ما برگ برندهاي در دست نداشتيم
در زمان درخواست آتش بس، ما برگ برندهاي نداشتيم و اگر ايران پاي ميز مذاكره مينشست دشمن از مناطق اشغالي عقبنشيني نميكرد و معلوم هم نبود مذاكره چندسال طول بكشد. در زماني كه تصميم به مذاكره گرفته ميشود بايد ديد برگ برنده دست چه كسي است. آنزمان برگ برنده دست عراق و حاميانش بود از سوي ديگر بايد توجه كنيم كه دشمن نيز قابل اعتماد نبود و تاريخ هم غيرقابل اعتماد بودن صدام و رژيم بعث صدام را ثابت كرده است.
هدف صدام از درخواست آتشبس پايان دادن به جنگ نبود
صدام ميخواست با اعلام آتشبس نيروهاي شكستخورده خود را دوباره براي حمله به كشورمان سازماندهي كند و اين پيشبيني ما آخر جنگ درست از آب درآمد چون بعد از پذيرش قطعنامه 598 در تيرماه 1367 و به فاصله چهارروز از پذيرش قطعنامه، عراق از چند محور به ما حمله كرد و اگر تدبير حضرت امام خميني (ره) نبود معلوم نبود براي ملت ما چه سرنوشتي رقم ميخورد. به اين نكته هم اشاره كنم كه دشمنان ما از پنجم مهرماه 1359 به اشتباه خود پي برده بودند چون تصور نميكردند ملت ما با وجود شرايط سخت و كمبود امكانات، مقاومت سرسختانهاي از خودشان دهد بنابراين ضياءالحق رييسجمهور اسبق پاكستان براي اولينبار پيشنهاد ميانجيگري و آتشبس بين ايران و عراق را مطرح كرد؛ بنابراين برخي افرادي كه اينگونه سؤالها را مطرح ميكنند دنبال مقاصد ديگري هستند. البته طرح سؤال هميشه هست و ما بايد با تشريح وقايع به اينگونه سؤالها پاسخ دهيم چون آنقدر اسناد مطمئن در اين زمينه داريم كه ابايي از پاسخگويي نداشته باشيم و تاريخ اين اسناد را تأييد كرده است.
قطعنامه 598 و بند مربوط به پرداخت غرامت جنگ
ايران همواره به دنبال تحقق بندهاي قطعنامه 598 بوده و هست اما بيتعهدي مجامع بينالمللي باعث شد بندهايي از اين قطعنامه تحقق پيدا نكند. بارها طرح موضوع كردهايم و بحثهايي نيز با عراق داشتيم. چيزي كه ماجرا را مشكلتر ميكند اين است كه عراق پس از سقوط صدام به قيوميت سازمان ملل درآمده است و ما عراق مستقل نداريم. مصداق نقض تعهدات بينالمللي توسط مجامع بينالمللي همين جنگ كويت است. همين سازمان ملل كه قطعنامه 598 را صادر كرد پس از پايان اشغال كويت توسط عراق مصوبهاي گذراند كه بر اساس آن مصوبه، خسارتهاي جنگ عراق عليه كويت از محل فروش نفت عراق پرداخت شود و اينكار در حال انجام است در حاليكه ما بارها درخواست دادهايم و به نتيجهاي نرسيدهايم.
نتوانستهايم از اين حماسه بينظير به خوبي بهرهبرداري كنيم
واقعيت اين است كه نتوانستهايم از اين حماسه بينظير به خوبي بهرهبرداري كنيم. در حالي كه كشورهاي ديگر افتخارات كوچك خود را در قالبهاي ادبي، هنري و غيره چنان بزرگ نشان ميدهند كه انسان تصور ميكند چنين اتفاقي واقعا رخ داده است. ما اسناد افتخارمان را به خوبي تجليل نكردهايم در حاليكه ديگران از كاه كوه ميسازند.
مجلس، دولت و هنرمندان بايد بيشتر از اين تلاش كنند
به نظر من، مجلس، دولت هنرمندان بايد بيشتر از اين تلاش كنند بايد، هرچه زودتر كوتاهيها را جبران كنيم در غير اين صورت فرصتي براي جبران نخواهد بود كه هريك از رزمندگان كه در حال حاضر پا به سن گذاشتهاند خاطرات و حرفهايي دارند كه بايد آنها را تخليه كرد تا تاريخ دفاع مقدس كاملتر شود. بعيد نيست چندسال بعد بدخواهان ملت ما تاريخ پرافتخار دفاع مقدس را به دليل برخي خلاءها تحريف كنند.
وظايف عرصه ادب و هنر و رسانه
سينما، تلويزيون و رسانههاي ما آنچه از دفاعمقدس ارائه كردهاند بيشتر بعد احساسي و بسيار كوچكتر از حماسههاي خلق شده بوده است در اينجا بايد پرسيد بر روي عقلانيت و علم جنگ چه قدر كار شده است؟. به عنوان مثال چه قدر بر روي عمليات والفجر 8 به عنوان يك عمليات علمي كار شده تا زواياي آن مشخص شود؟ وقتي صحبت از امداد الهي در جنگ ميشود همينها هستند يعني قدرت ايمان و علم و رزمندگان.
در عمليات والفجر 8 يكي از فرماندهان لشكر عراق كه اسير شده بود را پيش فرمانده لشگر عليبنابيطالب(ع) برديم كه جثه كوچكي هم داشت، فرمانده عراقي پرسيد يعني نيروهاي من از اين فرمانده شكست خوردهاند؟
تحير خبرنگاران خارجي از موفقيتهاي رزمندگان اسلام
زماني كه خبرنگاران داخلي و خارجي را براي تهيه گزارش از مناطق عملياتي ميبرديم خبرنگاران خارجي از موفقيت رزمندگان ما در آن شرايط سخت متحير ميشدند. هرچند مدعي بودند خبرنگاران برجسته جنگ هستند و جنگهاي زيادي ديدهاند.
خبرنگار رويترز به زانو درآمد
بعد از عمليات والفجر8، تعدادي از خبرنگاران خارجي را براي بازديد به منطقه فاو برديم. در حال برگشت بوديم كه بمباران شديدي از سوي عراق در منطقه انجام شد همين خبرنگاران مدعي، دوربينهاي گرانقيمت خود را پرتاب ميكردند و پا به فرار ميگذاشتند درحاليكه رزمندگان ما هرروز شاهد اين بمباران بودند. يا خبرنگار رويترز كه به چند زبان مسلط بود و بارها به منطقه آمده بود به زانو درآمد، ميگفت شماها ديگر كي هستيد مگر انسان ميتواند اينقدر مقاوم باشد؟.
خبرنگار اشپيگل از ترس سكته كرد
خبرنگار اشپيگل آلمان كه به همراه ديگر خبرنگاران به منطقه والفجر 8 آمده بود وقتي هواپيماهاي توپولف عراق فاصله چند كيلومتري را بمباران كردند اين خبرنگار از حال رفت و افتاد. به يكي از نيروها گفتم اين خبرنگار را به اورژانس عليابنابيطالب ببرد. ما به سمت جاده امالقصر و رأس البيشه ميرفتيم. وقتي به مقصد رسيديم آن نيرو تنها برگشت، گفتم چه شد گفت: مرد. گفتم يعني چه؟ گفت: تشخيص پزشكان اين بود كه آن خبرنگار از ترس سكته كرده است. هر انسان منصفي با آگاهي از اين مطالب به مقاومت رزمندگان ما شهادت ميدهد. آيا نبايد اين حماسهها منتقل شود؟ اينطور نبود كه رزمندهاي پرچم به دست به جلو برود چيزي كه در فيلمها نشان ميدهند. ما براي دفاع از وجب به وجب خاك كشورمان خونهاي زيادي داديم.
جوانان ما دل در گرو انقلاب و رهبر دارند
مشكل اينجا است كه ما عظمت كار را به مردم نشان ندادهايم و بستر فراهم نشده است درحاليكه بايد اينكار به صورت علمي، فرهنگي ارايه و قانونمند شود. ما برخي اوقات به جوانان ايراد ميگيريم چرا دنبال فلان الگو ميرويد؟ اشكال از ماست نه جوانان. جوانان ما دل در گرو اسلام، انقلاب و رهبري دارند و در سفر اخير مقام معظم رهبري به استان فارس هم اين دلبستگي را ديديم.
گفتوگو از خبرنگار ايسنا: ناصر ملائي
لینک کپی شد
نظر شما
