نگهباني از پيكرهاي شهيدان در روزهاي مقاومت خرمشهر
زهرا حسيني زن رزمنده خرمشهر در روزهاي سخت خونين درروايت نگهباني از پيكر شهيدان ميگويد: من و خواهرم كار نگهباني از جنازهها را به عهده داشتيم. شبها من در قبرستان نگهباني ميدادم كه سگها به جنازهها آسيب وارد نكنند.
سگها خون خورده بودند و وحشي شده بودند. غسالها كه اكثرا پيرمرد بودند نميماندند. من و خواهرم شبها تا صبح آنقدر سنگ ميزديم و پرتاب ميكرديم كه كتفهايمان درد ميگرفت.
شهدا را بدون غسل و كفن دفن ميكرديم بعضيها هم گمنام بودند. براي آنها دفتري تهيه كرده بوديم. قسمتي از لباس شهدا را با مشخصات ظاهري آنها در دفتر وارد ميكرديم. يكي از برداران خرمشهري هم كه عكاس بود از پيكرها عكس ميگرفت و بعد عكس را نيز به دفتر الصاق ميكرديم.
حاج يدالله سامعي، پير بسيجي خرمشهر نيز نقل ميكند: در آن روزهاي سخت و خونين كه از آسمان خرمشهر خون ميباريد به چشم خود ديدم كه برخي از پيكرهاي شهيدان دفن شد. دوباره با آتش سنگين دشمن برروي قبرستان و قبور شهداء به بيرون پرتاب ميشد. گلزار شهداي خرمشهر قبور شهداي گمنام فراواني را دردل خود جاي داده است آنان شهيدان سختترين روزهاي جنگ تحميلي هستند.
منبع: ايسنا
سگها خون خورده بودند و وحشي شده بودند. غسالها كه اكثرا پيرمرد بودند نميماندند. من و خواهرم شبها تا صبح آنقدر سنگ ميزديم و پرتاب ميكرديم كه كتفهايمان درد ميگرفت.
شهدا را بدون غسل و كفن دفن ميكرديم بعضيها هم گمنام بودند. براي آنها دفتري تهيه كرده بوديم. قسمتي از لباس شهدا را با مشخصات ظاهري آنها در دفتر وارد ميكرديم. يكي از برداران خرمشهري هم كه عكاس بود از پيكرها عكس ميگرفت و بعد عكس را نيز به دفتر الصاق ميكرديم.
حاج يدالله سامعي، پير بسيجي خرمشهر نيز نقل ميكند: در آن روزهاي سخت و خونين كه از آسمان خرمشهر خون ميباريد به چشم خود ديدم كه برخي از پيكرهاي شهيدان دفن شد. دوباره با آتش سنگين دشمن برروي قبرستان و قبور شهداء به بيرون پرتاب ميشد. گلزار شهداي خرمشهر قبور شهداي گمنام فراواني را دردل خود جاي داده است آنان شهيدان سختترين روزهاي جنگ تحميلي هستند.
منبع: ايسنا
لینک کپی شد
نظر شما
