هدف شهرکوت، چاه هاي نفت 99، کارخانه تانک سازي عراق

کد خبر: ۱۱۶۹۸۸
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۶:۲۱ - 24May 2008
بيش از سه ماه از آغاز جنگ تحميلي مي گذشت. نيروي هوايي کشور بعثي عراق که خود را در برابر نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران عاجز مي ديد، در اقداماتي ناجوانمردانه اقدام به حمله به مناطق مسکوني و مردم بي دفاع کشورمان نموده بود.
بايد چاره اي انديشيده مي شد و پاسخي قاطع به حملات نيروي هوايي عراق داده مي شد. از طرفي نيروي زميني اين کشور هم به پيشروري خود ادامه مي داد. کارخانه تانک سازي با تعمير و نوسازي و ساخت تجهيزات جديد (البته بخصوص تعميرات تانک) نقش عمده اي در تجهيز و نوسازي نيروي زميني داشت. از سوي ديگر چاه هاي نفت 99 عراق واقع در استان کوت، به عنوان يکي از شريان هاي اصلي صدور نفت عراق و براساس اطلاعاتي که به دست آمده بود از مجموعه مهم ترين چاه هاي نفت عراق بود؛ لذا تصميم گرفته شد که در يک حمله برق آسا، هر دو هدف نابود شود.

عمليات طرح ريزي مي شود
کارهاي ابتدايي انجام پذيرفت. مسير پروازي رفت و برگشت، موانع و استحکامات دشمن مشخص شد. تمامي شاخص هاي پروازي از قبيل کوه هاي مرتفع، دره هاي عميق و پستي بلندي ها، يک به يک بر روي نقشه علامت گذاري شدند.
فاصله نقاط از يکديگر، سرعت جنگنده ها، ارتفاع آنها، فاصله مبداء تا هدف، ميزان سوخت مصرفي براي رفت و برگشت و نوع بمب ها نيز در اسرع زمان مشخص گرديد.
همچنين محلي ايستايي براي هواپيماي سوخت رسان مشخص شد که در آن محل تانکر سوخت رسان گردش کند تا در صورت کمبود سوخت جنگنده ها، به ياري آنها بشتابد. همچنين پايگاه هاي کمکي براي فرود اضطراري نيز مشخص شد و آنها در جريان اين عمليات قرار گرفتند.

در اتاق بريفينگ عمليات تشريح مي شود
يک روز قبل از عمليات، در اتاق بريفينگ فرمانده دسته عملياتي شروع به تشريح عمليات مي ئمايد و قرار مي شود به اين شکل عمل شود:
عمليات با چهار فروند جنگنده بمب افکن انجام مي پذيرد. بمب افکن ها در قالب دو گروه دو فروندي، با فاصله زماني مشخص از پايگاه به پرواز مي آيند و هر کدام از دو جهت مختلف وارد خاک عراق مي شوند و اهداف را بمباران مي کنند.
با توجه به حساسيت بمباران چاه هاي نفت، قرار مي شود که هر دو گروه ابتدا به سمت چاه ها پرواز کنند و هرگروهي که زودتر به چاه ها رسيد، آن جا را بمباران کنند و سپس به گروه ديگر اطلاع دهند تا آنها به سمت شرق استان کوت رفته و کارخانه تانک سازي در مجاورت پايگاه هوايي اين شهر را بمباران کنند.
همچنين مقرر شد هواپيماها بعد از رسيدن به هدف، از روي آن رد شوند و بعد از گردش به سمت ايران و در راه بازگشت اهداف را بمباران کنند و مسير را تا مرز ادامه دهند.
قرار شد بعد از پايان عمليات يک فروند هواپيماي شناسايي نيز به محل اعزام شده و از محل عکس برداري کند.
مقررشد گروه اول بعد از به پرواز درآمدن از طريق جنوب اهواز و عبور از فراز هورالهويزه، وارد خاک عراق شوند و گروه دوم نيز از مسير شمال و با عبور از فراز کوهستان ها و ارتفاعات دهلران خود را به هدف برسانند و آن را منهدم کنند. مسيرهاي تعيين شده براي هر گروه، از ويژگي هاي خاصي برخوردار بودند.

مسير هر دو گروه با سختي ها زياد همراه بود
مسير گروه اول از روي نيزارها مي گذشت که اين باعث مي شد تا نيمي از مسير از ديد رادارها و ضدهوايي دشمن در امان باشند، اما مشکل اين بود که امکان داشت پرندگان بر اثر غرش هواپيما از ميان نيزارها به پرواز درآيند و با هواپيما برخورد کنند. در آن سرعت بالا و آن ارتفاع، برخورد پرنده با هواپيما مثل برخورد گلوله ضدهوايي با جنگنده بود. سوابق هم نشان مي داد که خلبانان ما، قبلا هم با اين مشکل روبه رو شده بودند؛ نکته ديگر اين بود که بعد از گذشتن از روي نيزارها، هواپيما به علت وسعت ديد و مسطح بودن زمين، در هنگام ورود به خاک عراق در ديد رادارهاي دشمن قرار مي گرفت.
مسير گروه دوم عبور از لابه لاي کوهستان هاي صعب العبور و دره هاي عميق بود که اين يک حسن خوب بود ولي به دليل اين که بعد از خارج شدن از کوهستان ها در رينگ (دايره) پدافندي دشمن قرار مي گرفت، براي خلبان خطر آفرين بود. ولي به هر قيمتي بايد اين عمليات انجام مي شد.
اولين گروهي که به چاه ها مي رسيد، بعد از بمباران هدف گروه ديگر را مطلع و خود بلافاصله با تمام سرعت به طرف ايران حرکت مي کرد.
سرانجام کار بريفينگ تمام شد و به تمامي سوالات خلبانان پاسخ داده شد و مقرر شد که عمليات با حفظ اصول حفاظتي، در بامداد روز بعد انجام شود. 

جنگنده پروازمي کنند و عمليات آغاز مي شود
صبح زود، چهار فروند جنگنده بمب افکن مسلح در سکوت کامل راديويي به پرواز درآمدند و بعد از لحظاتي به دو دسته دو فروندي تقسيم شده و هرکدام مسير پيش بيني شده خود را پيش مي گيرند. هر دو گروه به محض قرار گرفتن در مسير پروازي، ارتفاع خود را کم کرده و با سرعت 450 نات (حدود 900 کيلومتر) به سمت مرز به پيش مي روند. از لابه لاي قلل پر برف و دره هاي عميق و وارد خاک عراق مي شوند. گروه دوم در لحظه عبور متوجه يک لشکر زرهي عراق مي شوند ولي به خاطر اين که دشمن از حضور آنها مطلع نشود و آنها بتوانند هدف اصلي را نابود کنند، به راه خود ادامه مي دهند. در همين زمان نيروهاي زرهي دشمن به دليل مشاهده هواپيما ها در ارتفاع کم، به سمت آنها شليک مي کنند که خوشبختانه هواپيماها آسيبي نمي بينند.
هر دو گروه با سرعت از سمت جنوب و شمال شرق به سمت بغداد پيش مي روند. در همين لحظات ورود هواپيماهاي ايراني به پدافند بغداد اطلاع داده مي شود و به يک بار سدي از آتش آسمان را فرا مي گيرد و آسمان پر از گلوله ضدهوايي مي شود؛ ولي اين نمي تواند خللي در انجام اين عمليات بزرگ ايجاد کند و هواپيماها با تماس راديويي با يکديگر، با توکل بر خداوند متعال پيش مي روند. 
Image
گروه اول چاه هاي نفت را به آتش مي کشد
گروه دوم در چند مايلي چاه هاي نفت قرار داشت که گروه اول زودتر به آن جا رسيده و آن را در هم مي کوبند. قارچ سياه رنگي از دود به آسمان برمي خيزد. گروه اول موفق شده بود چاه هاي نفت 99 را منهدم کرده و آن جا را به آتش بکشد. حجم آتش به حدي بود که حتي از آسمان شهر دزفول نيز قابل مشاهده بود.
فرمانده گروه اول سريعا موضوع را به فرمانده گروه دوم سروان "جديدي" اطلاع مي دهد و مي گويد ماموريت اول با موفقيت انجام شد، لزومي ندارد که شما به سوي هدف بياييد، به سمت هدف دوم حرکت کنيد. سروان جديدي هم به اطلاع شماره دو سروان آرام مي رساند. در اين لحظات به لحاظ سرعت بالا، گروه دوم نيز برفراز چاه هاي نفت رسيده بود. زبانه هاي آتش تا ارتفاع 50 پايي بالا مي آمد. هر دو هواپيما گروه دوم گردش کرده و مسير خود را به سمت پايگاه هوايي کوت تغيير مي دهند. آتش دشمن لحظه اي قطع نمي شد و امان را از خلبانان تيزپرواز نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران گرفته بود. در همين موقع چندين موشک به سمت هواپيماها شليک مي شود و با مهارت خلبانان و استفاده از تاکتيک هاي مناسب، موشک ها منحرف مي شود. در نزديکي پايگاه هوايي کوت هر دو جنگنده گردشي سريع مي کنند تا به شکلي قرار گيرند که در راه بازگشت به ايران هدف را بمباران کنند. جنگنده ها براي اين که بتوانند اين کارخانه را در راه بازگشت بمباران کنند، بايد از کنار پايگاه هوايي کوت مي گذشتند. اين پايگاه هوايي لانه زنبور ديگري بود. سايت هاي موشکي سام 2 و3 و 6 و همچنين توپ هاي 23 ميليمتري ضدهوايي مستقر در اطراف آن خطري جدي به حساب مي آمد.

گروه دوم به کارخانه تانک سازي مي رسد
با نزديک شدن هواپيماها به اين پايگاهف پدافند آتش سختي به سوي آنها مي گشايد ولي خوشبختانه عليرغم اصابت چندين گلوله ضد هوايي به زير بدنه هواپيما، جنگنده ها موفق مي شوند به سلامت از کنار آن عبو کنند.
فرمانده دسته پرواز در اين هنگام آخرين گردش را انجام مي دهد و خود را آماده بمباران اهداف مي کند. در اين لحظه هدف کاملا در ديد قرار دارد. يک ساختمان عظيم با سقفي قرمز رنگ که نظير آن در کارخانه ايران خودرو نيز بود. سروان جديدي ليدر گروه دوم، در راديو هواپيما اعلام مي کند شماره 2 (سروان آرام) هدف را مي بيني؟ و بعد از تاييد شماره 2 فرمان حمله به آن را صادر مي کند. هواپيماي شماره 2 حدود يک مايل از شماره 1 فاصله مي گيرد تا در هنگام رها ساختن بمب از جانب شماره 1 در معرض ترکش بمب هاي هواپيماي وي قرار نگيرد.
در اين لحظه خلبانان حال خاصي داشتند. به ياد فرزندان معصومي که دربمباران هاي ناجوانمردانه عراقي ها به شهادت رسيده بودند افتادند، به ياد کودکان شيرخوار و بيماران بستري شده دربيمارستان ها، به ياد دختران زنده به گور شده توسط عراقي ها در حاشيه مرزها. نشانه هواپيماها را با دقت بر روي هدف قرار مي دهند.

کارخانه تانک سازي و هلي کوپترهاي جنگي، همگي نابود مي شوند
هواپيماي شماره 1 با شيرجه اي بدون نقصف بمب هاي خود را بر روي هدف رها مي کند. سقف کارخانه تانک سازي مانند فيلم هاي سينمايي از جا کنده شده و در هوا تکه تکه مي شود. ساختمان اصلي کاملا منهدم مي شود.
شماره 2 قسمتي ديگر را براي بمباران انتخاب کرده و به سمت آن شيرجه مي رود که ناگهان در قسمتي از کارخانه متوجه دو فروند هلي کوپتر جنگي عراق از نوع ميل مي شود که قصد پرواز و درگيري داشتند. شماره 2 بلافاصله تصميم خود را عوض مي کند با روشن کردن دوربين فيلمبرداري هواپيماف به سمت هلي کوپترها شيرجه رفته و بمب هايش را بر روي آنها رها مي کند. هواپيماي شماره 2 با آن که مجاز به گردش به سمت کارخانه نبودف با گردشي سريع سعي مي کند از انهدام هلي کوپترها مطمئن شود. کارخانه و هلي کوپترها در آتش مي سوختند. سپس بلافاصله گردش کرده و با ليدر تماس مي گيرد و وقايع اتفاق افتاده را اطلاع مي دهد.
فرمانده دسته پروازي با شنيدن اين خبر نداي الله اکبر سر داد. ديگر احتياج به استفاده از هواپيماي شناسايي و عکس برداري نبود. دود ناشي از سوختن چاه هاي نفت و کارخانه، فضاي آسمان را دود آلود کرده بود و از فاصله دور آتش قابل رويت بود.

پاسگاه مرزي هم هدف قرار مي گيرد
گروه دوم بعد از بمباران کارخانه تانک سازي راه خود را به سمت ايران پيش گرفته بودند ولي يک مشکل وجود داشت و آن هم سوخت هواپيما بود که به دليل طي مسافت اضافي، به ميزان قابل توجهي کم شده بود. هر دو جنگنده با اصلاح سمت خود ارتفاع را کم کرده و با سرعت 1100 کيلومتر به سمت ايران حرکت مي کنند.
در بين راه بايد از استان العماره مي گذشتند. آن جا يک پارچه آتش پدافند بود. آنها مي خواستند به هر قيمتي مانع از عبور هواپيماها شوند. ولي با لطف خداوند و مهارت خلبانان موفق مي شوند به مرز برسند. با رسيدن به مرز، هواپيماها به يک پاسگاه مرزي مي رسند. هواپيماي شماره 2 بلافاصله به سمت آن شيرجه مي رود و پاسگاه را به مسلسل مي بندد. در انجام اين کار شماره 2 افراط مي کند و تا حدي به سمت زمين پيش مي رود که هواپيما درحال برخورد کردن با برجک پاسگاه قرارمي گيرد. اين کار با اعتراض شديد شماره 1 (فرمانده دسته) مواجه مي شود و شماره 1 مي گويد ما بايد طبق نقشه عمل کنيم و مجاز به اين کار نيستيم. که شماره 2 با عذرخواهي قول مي دهد که ديگر از برنامه خارج نشود.

عمليات با نهايت موفقيت به پايان مي رسد
در نهايت با گذشتن از مرز، هواپيماها به سلامت در پايگاه مبداء به زمين مي نشينند و حماسه اي ديگر ثبت مي شود در يک عمليات جسورانه ضربه سختي بر پيکره نيروهاي دشمن وارد مي شود و هر چهار هواپيماي ايران نيز با سلامت به زمين مي نشينند.
پس از ظهور و چاپ عکس ها و فيلم هاي گرفته شده توسط سروان آرام (شماره 2 گروه 2)، تصاوير زيبايي از سوختن کارخانه و هلي کوپترها بدست مي آيد.
اين عمليات نيز مانند ديگر عمليات نيروي هوايي، برگ زرين ديگري است از عملکرد اين نيرو در هشت سال دفاع مقدس.
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین