خاطرات - سلاحهاي اسرائيلي در سنگرهاي بعثيون عراقي در خرمشهر
بعد از ظهر روز 15خرداد 1361 و پس از نزديك به دوهفته از آزادسازي خرمشهر، اعتصامي و گروهي از همرزمانش مامور پاكسازي سلاح و تجهيزات برجاي مانده دشمن بعثي درخرمشهر ميشوند.
اعتصامي ميگويد: وقتي وارد محوطه ساختماني كه مربوط به گمرك خرمشهر بود شدم چندين كاميون بود كه هرلحظه احتمال انفجار آنها ميرفت. بهنظرم رسيد كه يكي از آنها پر از تجهيزات و ادوات بود. رفتم تا آن خودرو را از ساير خودروهاي برجاي مانده دشمن جدا كنم. سوار خودرو شدم و با ميخ استارت زدم همين كه خواستم از پاركينگ خارج شوم رگبار مسلسل به سويم نواخته شد. ابتدا فكر كردم عراقيها هستند ولي بعد متوجه شدم نيروهاي خودي هستند و مرا اشتباه گرفتهاند. با اشاره دست و فرياد و بوق و چراغ خودرو عراقي، خود را به آنها معرفي كردم و كاميون را از محوطه مهمات پرخطر خارج ساختم. كاميون پر بود از سلاح، وقتي اسلحهها را از آن خالي كرديم متوجه شدم آنها ساخت اسرائيلي است.
اعتصامي ميگويد: وقتي وارد محوطه ساختماني كه مربوط به گمرك خرمشهر بود شدم چندين كاميون بود كه هرلحظه احتمال انفجار آنها ميرفت. بهنظرم رسيد كه يكي از آنها پر از تجهيزات و ادوات بود. رفتم تا آن خودرو را از ساير خودروهاي برجاي مانده دشمن جدا كنم. سوار خودرو شدم و با ميخ استارت زدم همين كه خواستم از پاركينگ خارج شوم رگبار مسلسل به سويم نواخته شد. ابتدا فكر كردم عراقيها هستند ولي بعد متوجه شدم نيروهاي خودي هستند و مرا اشتباه گرفتهاند. با اشاره دست و فرياد و بوق و چراغ خودرو عراقي، خود را به آنها معرفي كردم و كاميون را از محوطه مهمات پرخطر خارج ساختم. كاميون پر بود از سلاح، وقتي اسلحهها را از آن خالي كرديم متوجه شدم آنها ساخت اسرائيلي است.
لینک کپی شد
نظر شما
