خاطرات/تعجب صليب سرخ و روحيه اسرا

کد خبر: ۱۱۷۱۶۸
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۲۲:۵۸ - 10June 2008
او در صحبت با صليب انگشت روي دردهاي اصلي مي گذاشت و نقاط لازم و ضروري را مطرح مي كرد و صليب بيش ترين توجه را به سخنان سيد داشت و معمولا همه مسائل را با حاج آقا مشورت مي نمود و هر مطلبي را كه نظر سيد بود پيگيري مي كرد و سيد حتي شيوه مطرح كردن با عراقي ها را نيز به آنها ياد مي داد كه چگونه مطرح نمايند تا عراقي ها بپذيرند. سخنان منطقي سيد چنان تاثيري در آنها گذاشته بود كه آنها به سيد به عنوان يك اسير نگاه نمي كردند بلكه به عنوان يك انسان جامعه شناس عاقل كه نظريات مفيدي درباره جامعه بشر دارد نگاه مي كرد و گاهي مشكلات خود را با سيد در ميان مي گذاشتند و از او راه چاره مي خواستند و بعضي مواقع هم از روحيه و صلابت اسرا تعجب كرده سئوال مي كردند كه چرا جمع شما از روحيه بالايي برخوردار است در حالي كه در نقاط مختلف دنيا بااسراي زيادي ملاقات ديدار و گفت وگو داريم هر بار كه مي رويم مسئولان در گزارش هاي خبري از ديوانه شدن تعدادي و خودكشي جمع ديگري خبر مي دهند ولي در اينجا از اين خبرها نيست چرا سيد جواب مي داد كه اين ها چون در راه عقيده و ايمان خود قدم برداشته اند و آن سختي و اسارت را هم در راه ايمان و عقيده تحمل مي كنند اين سختي ها بر آنها آسان مي شود و ياد خدا دلها را آرام مي كند.
صليب مي گويد : اي كاش همه انسان هاي عالم بخشي از روحيه اين اسرا را داشتند. رابطه صليب با سيد به دوران ده ساله اسارت پايان نيافت بلكه پس از آزادي نيز آنها با سيد رابطه داشتند و آن روز كه سيد چشم از چشم فرو بست رئيس صليب سرخ جهاني پيام داد و از او به عنوان يك انسان آزاده و بزرگوار ياد نمود.

روزنامه ايران
 
 
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین