پرونده نامه‌نگاري‌ها و مكاتبات داستان‌نويس ايراني براي معرفي جنايتكار جنگي

کد خبر: ۱۱۷۲۰۰
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۵:۴۳ - 12June 2008
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، احمدزاده درباره انگيزه خود و شروع مكاتبه با "ويل راجرز" نوشته است: سال‌ها پيش (1377) در يك ماموريت دريايي در شمال تنگه هرمز به فكر نوشتن نامه‌اي به كاپيتان ويل راجرز افتادم، او ناخداي  ناو فوق پيشرفته وينسنس آمريكا بود كه هواپيماي ايرباس ايران را با شليك دو فروند موشك ،بر فراز خليج فارس سرنگون كرد و باعث به شهادت رسيدن همه 290 سرنشين غير نظامي آن شد. شايد انگيزه اوليه‌ام از نگارش نامه اين بود كه تا آن زمان هيچ گاه كسي به خود جرات نداده بود تا بين نظاميان جهان چنين ديالوگي را برقرار كند.

وقتي احمد زاده تحقيق درباره چگونگي ماجراي شليك را آغاز كرد از اسناد نيروي دريايي سپاه، مطالب آرشيوي روزنامه هاي ايراني و خارجي، نقل قول‌هاي مطلعان ماجرا و تجربه جنگ هشت ساله در زمين و دريا كمك گرفت و بعد از شش ماه نامه‌اي تنظيم كرد.

بعد از تنظيم نامه با دو مساله روبرو شد يكي اينكه چگونه متن نامه را بدون سوء تفاهم‌هاي رايج به اطلاع افكار عمومي و دوم به دست ويل راجرز و ديگر افسران و ملت آمريكا برساند.

چندي بعد احمد زاده نامه خود را در يك نشريه بوشهري، دو هفته نامه كمان، نشريه انگليسي زبان تهران تايمز، روزنامه هاي جامعه و سلام چاپ كرد. بعد از اين هم با كمك دانشجويان دانشگاه هنر تصميم گرفت تا نامه را از طريق شبكه اينترنت به دست كاپيتان برساند. در اين كار ايميل 900 نفر از نظاميان آمريكايي را پيدا و  نامه را در يك زمان براي همه آنها ارسال كرد.

احمد زاده مي گويد: جواب ايميل‌ها از طرف فرماندهان نظامي به 27 رسيده بود كه به دليل نامعلومي سايت دانشگاه قطع و بدين ترتيب فقط  5 نامه بازيابي شد.

بعد از اين ماجرا احمدزاده تا سال‌ها كار را پيگيري كرد. ولي جوابي از راجرز نرسيد تا اينكه در سال 1384 موضوع را با يك خبرنگار ايراني‌الاصل به نام كوروس اسماعيلي در جلسه‌اي در انجمن سينمايي دفاع مقدس مطرح كرد و خواست تا با كمك او نامه و ماجراي اين جنايت به دست مردم و نظاميان آمريكا برسد.

دو سال بعد از اين موافقت و با رسيدن اولين ايميل از طرف اسماعيلي ماجراي جديدي آغاز شد. در نامه‌نگاري‌هاي الكترونيكي كه بين اسماعيلي و احمد زاده صورت گرفت، قرار شد در سفر يك گروه صلح دوست آمريكايي كه به بهانه برقراري دوستي بين مردم ايران و آمريكا به ايران سفر مي‌كنند، ملاقاتي با خانواده‌هاي قربانيان حادثه صورت بگيرد.

حبيب احمد زاده در اين شماره نشريه سوره حضور اعضايي از گروه‌هاي ضد جنگ آمريكايي و ملاقات آنها با خانواده‌هاي شهداي آن فاجعه را در قالب چند مقاله و نامه به تفصيل بيان كرده است.

در بخشي از گزارش ميزگرد عالي قاپو ،كه بين اعضايي از گروه‌هاي ضد جنگ آمريكايي متشكل از جف ميلارد، گروهبان سابق ارتش آمريكا كه با خروج از ارتش فعاليت‌هاي ضد جنگ خود را آغاز كرده بود، تام پالومبو با سابقه 13 سال حضور در ارتش آمريكا، فيل ويلايتو، سردبير يكي از روزنامه‌هاي‌ شهر ريچموند ايالت ويرجينيا، خانم تايلا ماتسون، عضو گروه صلح سبز ايالت ويرجينيا و آرت ماربورگ از فعالان ضد جنگ و گروه ايراني برگزار شد، محمدرضا شرف‌الدين مي‌گويد: هدف از برقراري اين ارتباط اين است كه به هر نيروي نظامي در دنيا بگوييم قبل از اينكه خواسته يا ناخواسته درگير جنگ شود و در مقابل جمعي قرار گيرد، به آن فكر كند.

اعضاي اين هيات صلح مردمي بعد از بازگشت از سفر 12 روزه به آمريكا در يك نشست خبري شركت كردند و گزارشي از سفر خود ارائه دادند. ولي هيچ يك از رسانه‌هاي مهم آمريكايي در اين كنفرانس شركت نكردند و حتي يكي از سايت هاي صهيونيستي به شدت آنان را به ناسزا گرفت.

در نامه اي كه از سوي كاپيتان دان هري بين، افسر نيروي دريايي آمريكا در شماره جديد و سي‌وهفتم نشريه سوره چاپ شده، آمده است: اين داستان افتضاح نيروي دريايي است، افتضاح يك ناخدا، خدمه وحشت زده او و تلاشي كه بعد از آن براي پنهان كردن حقايق صورت گرفت. بعضي از دريانورداني كه در آن فاجعه بر روي ناو بودند هنوز هم در حال درمان و مداوا و دست و پنجه نرم كردن با عذاب وجدانند.

در ادامه اين نامه آمده است: وينسنس در زمان شليك به سوي هواپيماي ايرباس ايراني با نقض آشكار قوانين بين المللي، در حريم آب‌هاي ساحلي ايران بوده است. مقامات ارشد پنتاگون از همان ابتدا فهميدند كه با برملا شدن كل حقيقت و رسوايي وينسنس مجبور مي‌شوند چندين ماه عنوان‌ها و تيترهاي تحقيرآميز و خفت بار جرايد را ببينند و دم نزنند.

فيل ويلايتو، سردبير يكي از روزنامه‌هاي‌ شهر ريچموند ايالت ويرجينيا، نيز در نامه‌اي به حبيب احمدزاده نوشته است: متن گزارش رسمي ارتش آمريكا درباره سقوط  ايرباس را دريافت كردم. ولي اين متن با سانسور شديدي منتشر شده است. كاپيتان راجرز با همسرش كتابي با عنوان «مركز طوفان» منتشر كرده و نظريات خود را در اين باره و در سال 1992 بيان كرده است.

احمدزاده در سخن پاياني خود در باره نامه‌نگاري‌ها و مكاتباتش آورده است: در اثر اين تلاش‌ها و ارتباطات اكنون نام كاپيتان ويل راجرز در بسياري از سايت‌ها به عنوان فرمانده ناوي كه باعث قتل 290 نفر بي‌گناه شده، به ثبت رسيده و تنها نكته واضحي كه به چشم مي خورد، مظلوميت مردم ايران در تبليغ و احقاق حقوق اساسي خود است.
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین